• چهارشنبه / ۱۴ آبان ۱۳۹۳ / ۱۴:۰۴
  • دسته‌بندی: کردستان
  • کد خبر: kordestan-15216

پهلوان توپ دوز شهر ما

در کوچه پس کوچه های شهر می گذشتم چشمم به مردی افتاد که هر وقت میبینمش  خاطرات کودکیم برایم تداعی می شد، هر گاه میان بچه ها محله حرف توپ خوب برای فوتبال بود همه متفق القول می گفتند << پهلوان بان باشگاه >>، اما پهلوان که بود پیر مردی قد شکسته با ابرو های درهم و برو بازوهای محکم که نشان از قدرت و صلابت جوانی داشت و در گوشه ای نشسته و  با توپ انیس شده بود.

گوش های شکسته و سینه بر افراشته اش نشان از سال ها کشتی گرفتن او را داشت اما چرا از دیار یاران رانده شده و در گوشه ای  با خاطرات جوانی اش تنها مانده است، چرا به او پهلوان می گویند و اما در هیچ جایی سخنی از او نیست ، پهلوان مانده است و خاطرات قهرمانی دوران جوانی و توپ های دست دوزی که با عشق برای جوانان این شهر تعمیر کرده است . چقدر زیبا است گه گاهی از پیشکسوتان این شهر یادی کنیم تا ثابت کنیم تمامی پیشکسوتان این دیار در هر حال و جایگاهی باشند برای ما قابل احترام هستند و این رسالت ما را بر این داشت که با پهلوان << زاهد >> گپی بزنیم.

پهلوان خودتان را  برای خوانندگان ما  معرفی می کنید؟

زاهد بطحایی هستم در سال 1321 در شهر سنندج محله قدیمی جور آباد به دنیا آمدم و دارای 2 دختر و 2 پسر هستم و در ضمن بازنشسته ارتش هم نیز می باشم .

از چه سالی ورزش را شروع کردید؟

ورزش را از اوایل جوانی در رشته کشتی نزد محمد علی فرخیان در استان فارس شهر شیراز آغاز کردم و تا به امروز که به این سن رسیده ام ورزش را ترک نکرده ام و تا انجایی که توان دارم نرمش های بدنی را انجام می دهم .

چرا در شیراز ورزش را شروع کردید؟

در سن 21 سالگی به عنوان نیروی ویژه در پادگان هوا برد شیراز استخدام شدم  و از همان سال کشتی گرفتن را آغاز کردم و پس از چندین سال خدمت و کشتی گرفتن در این شهر بنده را به عنوان ضد شاه معرفی کردند و به زندان انداختند و پس از آزادی برای ادامه خدمت من را به کرمانشاه فرستادند و از آن سال تا وقتی که به کردستان باز گشتم در آن دیار  مشغول به  کشتی گرفتن و خدمت شدم .

اولین رقابتی که در آن شرکت کردید را به یاد دارید؟

بله! در همان سن 21 سالگی که به شیراز رفته بودم در رقابتهای استانی شرکت کردم و توانستم مقام اول را کسب کنم و پس از آن در  رقابتهای کشوری که در خود شیراز برگزار شد حضور پیدا کردم و توانستم به مقام اول این رقبتها به خود اختصاص بدهم.

باز هم عنوان کسب کردید؟

بنده در طول کشتی گرفتنم 17 مقام کشوری و ارتش های ایران را در رده های سنی مختلف کسب کردم و آخرین عنوانی که به دست آوردم  به سال 82 باز می گردد که توانستم مقام دوم کشوری  را در رده سنی پیشکسوتان کسب کنم .

بعد از خدا حافظی از دنیای مسابقات کشتی به کدام یک از بخش های داوری یا مربیگری پرداختید؟

راستش را بخواهید هیچکدام چون علاقه ای آنچنانی نداشتم و البته این را هم بگویم کسی هم مشوقم نبود تا در این موارد فعالیت کنم.

از حال وضع ورزش کردستان خبر دارید؟

هر فرد قهرمانی بعد از دوران قهرمانیش باید به او توجه کنند نه مانند من که جامعه ورزش کردستان به حال خودش رها کرده است  و اصلا" ندانند من کجا هستم و ـیا مشغول به چه کاری هستم یا اصلا"مرده ایم یا زنده ، پس وقتی آنها اینگونه با من یا امثال من رفتار می کنند و برایشان مهم نیستیم دیگر چه تاثیری دارد که من از حال وضع ورزش این دیار خبر داشته باشیم یا نه.

ورزش حال حاظر چه تفاوتی با دوران شما کرده است؟

در دوره گذشته هر ورزشکاری برای رسیدن به سطح بالای ورزش و کسب عنوان در سطح کشور باید تلاش های زیادی انجام می داد چون امکانات کم بود و بهتر است بگویم اصلا" نبود ولی در حال حاظر شرایط بهتر شده است و امکانات زیادی در اختیار ورزشکاران قرار می گیرد و زود تر می توانند پرورش یابند.

پهلوان از هم دوره هایت چه کسی را به یاد دارید؟

متاسفانه اسم بیشتر آنها را فراموش کرده ام تنها اسم علی پیشوا، اقبال فرهنگ و هادی مخبری را به یاد دارم که الان مدتی است از آنها هم خبری ندارم و تنها مانده ام.

وقتی به کردستان باز گشتید در کدام سالن مشغول به تمرین شدید؟

در سال 59 به خاک کردستان باز گشتم و در آن زمان اواخر جوانی من بود و به  بخاطره اینکه از تمرینات دور نمانم سالنی را در خیابان فیض آباد پیدا کردم و در آنجا ثبت نام کردم که اگر اشتباه نکنم علی پیشوا مربی آنجا بود و چند سالی  در آنجا کشتی می گرفتم  تا اینکه اکتروس پا گرفتم و دیگر نتوانستم تمریناتم را به صورت جدی ادامه بدهم .

همان همدوره هایت به سراغت امدند ؟

اول سخنانم گفت همه کس مرا فراموش کرده اند حتی همان گوش شکسته های که زمانی با هم دوست بودیم ،  و این است که مرا می ازارد که چرا باید رسم پهلوانی در بین کشتی گیران تمام شود.

خب دلیل اینکار را چه می دانید ؟

جواب این سئوال را باید از خودشان پرسید ولی خودم اینگونه فکر می کنم آنها از اینکاری که من بر گوشه ای از خیابان نشسته ام و در حال تعمیر توپ برای مردم هستم ابراز نارحتی می کنند و به گونه ای این کار من را عیب می دانند ولی باید گفت واقعا" این کار است عیب است ؟

چرا به کار تعمیر توپ مشغول هستید ؟

همیشه دوست داشتم به گونه ای به ورزش کردستان خدمت کنم و خودم هم به این کار علاقه داشتم و بسیار خوشحال می شوم که توپ های بچه های که پاره  می شد را تعمیر می کردم و در کنار این موضوع شاید من تنها کسی باشم که در این شهر مشغول به  این شغل هستم چون می دانستم بچه های کرد بی بضاعت هستند و نمی توانند هرگاه توپ ورزشیشان پاره می شد توپ تازه ای تهیه کنند و همین مرا بر این داشت تا خدمتی به ورزش این شهر بکنم .

پهلوان وضعیت زندگیت چگونه است ؟

شکر بد نیست با یک حقوق بازنشستگی که از ارتش دریافت می کنم معاش زندگیم را تامین می کنم .

از اداره ورزش و جوانان خبر دارید ، اصلا" می دانید چگونه جایی است ؟

خیر ! اصلا" نمی دانم در کجا هم واقع شده است و نمی دانم به چه دردی می خورد ولی و باید گفت اگر همچین جایی با این نام طولانی در استان وجود دارد پس چرا از پیشکسوت سالهای ورزشش بی خبر است  چرا تا به حال کسی از این ارگان پیش من نیامده است و جویایی وضعم نشده است .

پهلوان بعضی ها نقل قول می کنند که شما در ارتش یک رنجر ( کماندو ) بوده اید ؟

بله درست است من زمانی که وارد ارتش شدم به عنوان چتر باز و کماندو مشغول فعالیت بودم و بیش از 70 بار پرواز موفق داشتم و از ارتش نشان لیاقت گرفتم .

پس شغله شما به گونه ای بوده است که خاطرات زیادی را به همراه داشته یکی از این خاطراه هایتان را برای ما باز گو می کنید ؟

در یک عملیات به منطقه قلعه و قیسوند کرمانشاه به همراه 17 تانک اعزام شدیم که در بین راه گروهک ها به ما حمله کردند و چند نفر از نیرو ها  را به گروگان بردند که در همان شب سرهنگ علیزاده به من دستور داد که برای نجات این افراد اقدام کنم که در نصف شب همان روز به محله استقرار دشمن رفتم و توانستم 8 نفر از گروگانها را ازاد کنم که در آن زمان مورد تشویق قرار گرفتم .

چه انتظاری از مسئولین دارید ؟

تنها انتظاری که دارم این است مسئولین بیشتر به این سپید مویان ورزش توجه کنند و به آنها احترام بگذارند و دست این افراد را بگیرند و اگر مشکل مالی دارند تا حد توانشان به آنها کمک کنند و هیچگاه هیچ پیشکسوتی را به حال خود در جامعه رها نکنند .

بهترین خاطره که از دوران ورزش خود دارید ؟

بهترین خاطره من به زمانی باز می گردد که در شیراز نزد محمد علی فرخیان کشتی می گرفتم و همیشه مردم آن شهر پس از مسابقاتم من را در اغوش می گرفتند و برایم احترام قائل بودند و به مقام هایی که برای آن دیار کسب کردم ارزش قائل می شدند .

چه تفاوتی ما بین دوره شما و جوانان امروزی وجود دارد ؟

در گذشته جوانان سالم تر زندگی می کردند و همیشه احترام به بزرگتر را سر لوحه کار خود قرار می دانند ولی در حال حاظر احترام و حرمت در بین جوانان کمرنگ شده است و متاسفانه بیشتر جوانان به دام اعتیاد گرفتار شده اند و این حرفم به این دلیل است که خودم در جایی مشغول به تعمیر توپ هستم که همیشه شاهد و نظاره گر این موضوع هستم و وقتی آنها را میبینم و نمی توانم برایشان کاری بکنم  غصه می خورم و نمی دانم چرا مسئولین هم در این باره بی توجه اند .

چرا به شما پهلوان می گویند ؟

مردم لطف دارند و بنده را به خاطر اینکه هیچ آزاری برای کسی نداشته ام و همیشه سر به زیر راه می روم و تا به حال برای کسی بدی نداشتم و هیچگاه نماز خواندن و خواندن قران را ترک نکرده ام و همیشه این دو مورد را سر لوحه زندگی خود قرار داده ام و همین مسائل است که یک پهلوان را از یک قهرمان جدا می کند چون خیلی ها در گذشته بودند که قهرمان بودند و هم پهلوان ولی متاسفانه نتوانستند این روند را تا آخر عمر نگه دارند ولی خدا رو شکر توانسته ام بنده همه این مسائل را رعایت کنم  و مردم به همین دلیل است که بنده را پهلوان خطاب می کنند .

راستی از هیئت کشتی خبر دارید ؟

خیر ! اصلا" نمی دانم چگونه جایی است و چه کسی آنجا را اداره می کند و البته آنها هم هیچگونه توجه ای به من نکرده اند و حالی از من نپرسیده اند و از اینجا باید از آنها گلایه کرد که چرا از هم نوع خود که عضوی از خانواده شان بود  نپرسیده اند و  این آن رسم و رسوم پهلوانی نیست که به ما کشتی گیران یاد داده اند .

از کشتی ایران خبر دارید ؟

بله تا حدودی از اطراف حرف قهرمانی جوانان این آب و خاک به گوش میرسد که جای خوشحالی دارد که کشتی ایران به این قدرت به رشد رسیده است و این مسئله با گذشته بسیار متفاوت شده است .

آیا به گذشته باز گردید دوباره کشتی را انتخاب می کنید ؟

بله من کشتی را دوست دارم چون این رشته به من ادب ، اخلاق ، حرمت و راه رسم زندگی را آموخته است و شاید من هرچه داشته باشم از این رشته است و در کنار این مسئله من یک ایرانی هستم و باید به عنوان عضو کوچکی از این جامعه به رشته ای فکر کنم که ورزش اول این مملکت است .

چه حرفی برای جوانان این شهر  دارید ؟

از جوانان می خواهم هیچگاه در دام اعتیاد و دوستان ناباب گرفتار نشوند و تا آنجایی که می توانند ورزش کنند و به خدا توکل کنند تا با یاری او بتوانند نام کردستان را در تمام زمینه ها سر بلند کنند .

و اما حرف آخر ؟

حرف آخرم خطاب به مسئولینی است که به ما سپید مویان ورزش هم توجه کنند و گه گاهی از ما یادی کنند  شاید نتوانند حلال بسیاری از مشکلات ما ها باشند ولی همین احترام نهادن دلگرمی است به ما ها و از اینجا برای جوانان این استان دعا می کنم تا با تلاش و پشتکار بتوانند برای این دیار عنوان کسب کنند و بر سکوی افتخار ملی و بین المللی قرار گیرند ، و از شما تشکر می کنم که به پای حرف های این پیر مرد توپ دوز نشست .

فرشید اردلان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.