• شنبه / ۲۴ آبان ۱۳۹۳ / ۱۴:۰۳
  • دسته‌بندی: آذربایجان غربی
  • کد خبر: orumiyeh-16406

به همت معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی آذربایجان غربی؛

نشست تخصصی بررسی علل و عوامل ظهور عرفان های کاذب در ارومیه برگزار شد

DSC00523

به همت معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی آذربایجان غربی؛ نشست تخصصی بررسی علل و عوامل ظهور عرفان های کاذب در ارومیه برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه آذربایجان غربی، اسمعیل زاده مدرس حوزه دین و اندیشه دانشگاههای استان در این نشست گفت:نباید به ایچنین موضوعاتی بیشترپرداخته شود چون مطرح نمودن عرفان های کاذب و شیطان پرستی و سایر فرق کاذب در واقع نوعی تبلیغ محسوب می شود.

وی ادامه داد: مباحث شیطان پرستی و فرق کاذب در کشور ما یک مساله خفته است و نمی تواند نمود و بروز داشته باشد چون جامعه ما یک جامعه دینی است.

این مدرس دانشگاههای ارومیه گفت:بیشتر از عرفان های کاذب، بحث سلفی ها و تکفیری ها و افراطی گری های مذهبی و دینی در جامعه و کشورها نیاز به بحث و آسیب شناسی دارد.

وی افزود: متاسفانه جامعه امروز در حال حاضر کمتر با موضوعات معنایی درگیر است و بیشتر با معضلات حسی و نفسانی درگیر است، بحثی که می توان به عنوان یک گرایش مورد نقد و بحث و بررسی قرار داد.

وی در ادامه سخنان خود با اشاره به مفهموم عرفان از ديدگاه اسلام اظهار کرد: هر شيء و هر پديده اي كه ما با آن مواجه هستيم دو صورت ممكن دارد، يك صورت عيني پديده هاست و يك صورت ذهني پديده هاست. پس پديده ها به دو شكل قابل نمود و قابل درك هستند. هر پديده مادي كه ما مشاهده مي كنيم در درون خودش داراي يك جنبه غير مادي است، يعني اشياء و پديده هاي مادي صرفا جلوه و نمود مادي ندارند. با اين دريافتي كه ما نسبت به  حقيقت اشيا ميتوانيم داشته باشيم تعبيرملا اين خواهد بود  كه نظام هستي و نظام ماده مشتمل بر حيات چهارگانه جماد، نبات، حيوان و انسان خواهد بود. اين حيات هاي چهارگانه به واقع  هوشمند و روح مند هستند يا به تعبير بهتر نظام هستي فاقد هوش و فاقد منطق دروني نيست.

اسمعیل زاده گفت:حقيقت اشياء اصلا قابل فهم نيست. بطن حقيقی عالم اصلا قابل درك نيست. اما كسي كه دنبال اين درك مي‌رود به يك حقيقتي مي رسد. عرفان و عارف در يك نگاه كلي اين مي شود كه هرچقدر بر جسم و ماده خود بيافزاييم و برغرايز وجسمانيت خود بپردازيم درك ما مي شود درك مادي. عارف آن جايي عارف مي شود كه آن حقيقت و ماهيت غيرمادي خودش را رشد مي دهد و بالا مي آورد.

این مدرس دانشگاه با تعریف عارف واقعی گفت:اگر ما توانستيم  از مقدار داده هاي جسمي خودمان بكاهيم  و اگر توانستيم بر انباشته هاي روحي خودمان بيافزاييم و تقويت كنيم روح خودمان را مثل آن ورزشكاري كه در اثر تمرين اندامي قوي پيدا مي‌كند، روح نيز اينطور است. وقتي استعداد روحاني را به كم خوردن، كم خوابيدن، كم گوش دادن و هر آنچه كه روح را كدر مي‌كند عادت دهيم . ميگويند عارف  كسی است كه چشم را از ديدن هرآنچه نبايد ببيند، ببندد. گوش را از شنيدن هرآنچه نبايد بشنود ببندد، قلب را از آنچه نبايد در آن خطور كند ببندد، پاي را از جايي كه نبايد برود را ببندد و اگر اينكار را كردي تو مي شوي محل ظهور صفات خداوندي. استعداد و  ظرفيت پيدا ميكني. رشد پيدا ميكني. حقايق را مي بيني. جسمانيت ما مانع از ديدن حقيقتي است كه پيش روي ماست اگر ما از جسمانيت خودمان كم كرده و بر روحانيت خودمان بيافزاييم يك دريچه هايي بر ما باز مي شود كه ما از اين دريچه ها به نام حكمت ياد مي كنيم . حكمت يعني چه؟ حكمت يعني علمي كه آن را نخوانده‌ايم.

این مدرس حوزه دین و اندیشه اظهار کرد: حكمت در صورتي به وجود مي آيد كه انسان دريچه ها و چشمه هاي روحي خودش را باز كند . عرفا چه کار می کنند؟ عرفا سنگ ها و خاك هاي را كه بر دريچه هاي روح است را كنار مي گذارند. و وقتي كنار گذاشتند روحشان محل نزول و محل صعود معرفت ها مي شود. قرآن و معرفت ديني قائل بر اين است كه هرآنچه كه ما ميبينيم و و جود دارد حقيقتش وجود داشته است.

وی ادامه داد:هر آنچه كه بناست بر شما واقع شود ، واقع شده است . يعني اينطور نيست كه پدر و مادر شما ازدواج كرده اند و بعد شما بوجود آمده ايد بلكه از اول خلقت شما بوجود آمده بوديد و محال بود كه اينطورنشود و پدر و مادر شما با هم ازدواج نكنند. و هر آنچه كه خواهيد شد نيز ثبت شده و تمام شده است و حال شما با اراده خودتان به سوي آنچه كه شده است داريد حركت مي كنيد. يعني چه؟! يعني در نظام هستي علمي وجود دارد كه در آن متن علم همه چيز ثبت شده است. يعني هر آنچه ما با آن مواجه خواهيم شد آن مواجه در كتابي به نام مكنون ثبت شده ست، وجود دارد. قابل ديدن نيست ، قابل خوانش است آن كتاب.  به ميزاني كه از جسمانيت خودمان بكاهيم و بر استعداد روحانيت خودمان بيافزاييم، حالت روحاني پيدا مي‌كنيم كه آن حالت روحاني در افق ديد خودش آن حقيقت را مي‌خواند و مي بيند.

اسمعیل زاده خاطرنشان کرد: عروج انبياء بدين معني است كه روحشان آنقدر صعود پيدا مي‌كند كه در آن عالمي كه ملكوت عالم در قالب كلمه ثبت شده است در انجا كلمة الله بر روح پيامبر مي ريزد. بر روح ولي خدا مي ريزد. ولي خدا ظرف كلمات خدا مي‌شود.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: وقتي انسان ها به عروج روحي مي رسند قدرت ، بركت و خوانش پيدا مي كنند لذا در حالت برخي بزرگان آمده است كه اينها هيچگاه مستقيم به چشمان افراد نگاه نمي كردند چون قدرت خوانش داشتند و مي‌توانستند ببينند كه در درون انسان چه مي‌گذرد.

وی افزود:همانطور كه براي سلامت جسم ما بايد يكسري اصول را رعايت كنيم و هر چيزي را نخوريم روح هم اينگونه است و پرورش روح هم اصول وقاعده اي دارد . كنترل جسم آسان است، كنترل روح تقريبا محال است. شما وقتي از جسمانيت خودتان خارج شديد و به روحانيت خودتان واردشديد آنجا هم راهزنان بسيار خطرناكي پيش روي شما وجود دارند. چون در آن عالم روحي گنداب هاي عميق و زيادي وجود دارد و شما با ورود به عالم روح تازه هم جنس با شياطين و جن و ناديدني ها مي شويد.

اسمعیل زاده ادامه داد:آنجا ديگر عالم، عالم ارتباطي با كساني است كه از جنس شما نيستند. هر لحظه بر شما راهزني مي‌كنند. لذا ميگويند وقتي بر اين جنبه از روح خود مسلط شدي ميدان، ميدان تسلط ديگران بر روح شما خواهد بود و از جمله دام شيطان بر شما گسترده مي‌شود و اجنه بر روح شما وارد مي شود و اينجاست كه موضوع عرفان ها ظاهر مي‌شود.

وی با طرح سوالی اظهار کرد:سؤال اساسي عرفان اين است كه آيا ما براي رسيدن به آن معرفتي كه گفتيم بايد به آن برسيم طي هر مسيري ممكن است، هر راهي به آن مقصد وصل مي‌شود؟ جواب منفي است. طريقت ها وجود ندارد، طريقت وجود دارد. راه ها به سوي خدا وصل نمي شود، راه به سوي خدا وصل مي شود.

وی افزود: اگر ما اين قاعده طريقت را رعايت نكنيم در مقابل ما دام هايي ظاهر مي شود كه نمي‌توانيم بينيم و همينجاست محل ظهورعرفان هاي كاذب و جريان هاي انحرافي. اين استعددي است كه در انسان وجود دارد و آن را در هر مسيري بكار بگيريم در آنجا شكوفا مي شود. و لذا توان در ما ايجاد مي شود اما مسير اين توان چيست؟

اسمعیل زاده خاطرنشان کرد:ظرفيت روحاني درانسان جمع شده است و اين ظرفيت فقط يك مسير صحيح مي تواند داشته باشد و نه مسيرهاي صحيح. لذا عارف نمي‌تواند هر كاري بكند و همچنان عارف باشد. عارف بايد طريقت داشته باشد، راه داشته باشد تا به حقيقت متصل باشد. و آن راه، شريعت است. شريعت نیز آن راهي است كه بزرگان رفته اند و به ما گفته اند كه چيست. آن راهي است كه در آن توقف ممنوع وجود ندارد. در آن سير و صعود وجود دارد. بالا رفت وجود دارد و اگر از اين مسير نرويم شيطان دام هاي خود را در مسيرمان پهن مي‌كند.

وی ادامه داد: از اين ناشناخته ها، كج راهه هاي فراواني همچون عرفان سرخپوستي، شرقي، بوديسم، هندي و... منشعب شده است كه البته نام عرفان را نيز نمي‌توان بر آنها گذاشت زيرا عرفان از ريشه شناخت است.

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.