• چهارشنبه / ۲۰ شهریور ۱۳۹۸ / ۰۹:۱۶
  • دسته‌بندی: قزوین
  • کد خبر: qazvin-42861
  • خبرنگار : 50059

گزارش میدانی ایسنا از یک فریضه الهی؛

تجربه‌ای شیرین و خواندنی اما غریب!

image_2019_9_11-15_37_7_384_Ibl222
 دعوت به خیر و خوبی و نهی از بدی و زشتی علاوه بر بعد دینی یک موضوع کاملاً انسانی است که در فطرت همه ما وجود دارد، وقتی با شخصی که مظلوم واقع‌شده روبه‌رو می‌شویم به کمک او می‌شتابیم، چرا که انسانیت می‌گوید نباید اجازه دهی این اتفاق بیافتد؛ در این گزارش به سراغ اقشار مختلف مردم رفتیم تا خاطره‌ای از امربه‌معروف و نهی از منکر خود و لذتی که در بازخورد آن برده‌اند را بیان کنند.

به گزارش ایسنا منطقه قزوین، در دین اسلام بهترین امت‌ها آن‌هایی هستند که امربه‌معروف و نهی از منکر داشته باشند و خداوند می‌فرماید: «کنْتُمْ خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ». این نمونه‌ای از تأکیدات حضرت حق در باب فریضه امربه‌معروف و نهی از منکر است که می‌تواند مصادیق کوچک و بزرگ فراوانی داشته باشد، از تذکر به مسئولان در باب عمل به وظایفشان تا حفظ بیت‌المال و تذکر به کارمندی که ساعت کاری را رعایت نمی‌کند تا اسراف نکردن آب و غذا و امثال آن؛ در جامعه‌ای که کسی به کسی کاری ندارد هر کسی خطا و فسادی می‌کند و راحت راه می‌رود و لازم هم نیست بدود، چون می‌داند که کسی به او کار ندارد مرگ تدریجی اتفاق می‌فتد! متأسفانه این فریضه الهی امربه‌معروف و نهی از منکر آن‌گونه که باید در جامعه ما نهادينه نشده و بسیاری آن را محدود به تذکر در باب حجاب می‌بینند که البته آن‌هم به‌درستی انجام نمی‌شود.

در این گزارش به سراغ اقشار مختلف مردم رفتیم تا خاطره‌ای از امربه‌معروف و نهی از منکر خود و لذتی که در بازخورد آن برده‌اند را بیان کنند.

تو باید روحانی می‌شدی!

«احسان درزی رامندی» دانشجوی ۲۲ ساله دارای مقام دوم جشنواره کشوری رویش و مخترع کفش هوشمند: سوم محرم سال گذشته با یکی از دوستان با مرامم به نام محسن در مسجد بودیم، او پسر خوبی است اما نماز نمی‌خواند، منتظر دوستان دیگرم بودیم تا جمع شوند و هیئت راه بیفتد، چون وقت بود تصمیم گرفتم چند رکعت نماز قضا بخوانم، نمازم که تمام شد محسن گفت قبول باشد، اما یک سؤال این کج و راست شدن‌ها به نظرت فایده‌ای هم دارد؟!

گفتم مطمئناً فایده دارد، قبول نکرد و گفت اگر یک فایده داشت من هم می‌خواندم؛ گفتم فکر کن الآن می‌خواهی با ماشین خودت راهی جاده شوی، چند نفر به تو می‌گویند افسر در جاده ایستاده پس حتماً گواهینامه و مدارکت را با خودت ببر، حال سؤال من این است اگر مدارکت همراهت باشد بهتر است یا نباشد؟

گفت خب اگر باشد بهتر است، گفتم ببین حالا فکر کن به تو گفتند یک دنیای دیگری هست، بهشت و جهنمی هست، تو برای اینکه افسر جریمه‌ات نکند مدارکت را همراهت می‌بری، پس اینجا هم برای اینکه به بهشت بروی تنها روزی ۱۷ رکعت نماز بخوان.

گفت اگر دنیای دیگری نبود چه؟ گفتم اگر نبود که البته صد درصد هست، تو ضرر نکرده‌ای، نهایت ۱۷ بار خم و راست شدی دیگر.

کمی به فکر فرو رفت و بعد از چند دقیقه با لحنی لوطی گرانه گفت: دمت گرم، تو باید روحانی می‌شدی! از آن شب به بعد محسن نمازهایش را نه اول وقت اما می‌خواند.

دوست داری گوشت برادر مرده‌ات را ...

نسیم محمدرضایی فرزند شهید مدافع حرم حمید محمدرضایی: منزل یکی از اقوام بودم، گویا چند نفر نسبت به هم دلخوری داشتند و ناخودآگاه در حال غیبت دیگری بودند، سعی کردم نزد هر کدام از آن‌ها که بودم خوبی‌های طرف مقابل را یادآوری کنم و اگر شروع به بدگویی می‌کرد با خنده و شوخی ادامه صحبت در این سمت‌وسو را قطع کنم.

یک‌بار به یکی از آن‌ها که در حال غیبت بود گفتم عزیزم چیزی می‌گویم نگاه کن ببین آیا منطقی هست یا نه، تو که این‌قدر حرص می‌خوری و روز و شب را به خودت حرام کردی که چرا فلانی فلان کار را کرد و یا چرا آن کار را نکرد، می‌دانی با این نوع حرف زدن تو بازنده‌ای؟!

تعجب کرد و پرسید چرا؟ گفتم می‌دانم که برادرانت چقدر برای تو عزیز هستند اما آیا دوست داری خدای ناکرده گوشت برادر مرده‌ات را بخوری؟! تازه می‌دانی هر چه بیشتر پشت سر کسی حرف بزنی گناهان او را پاک می‌کنی و بار کارهای اشتباه او را خودت متحمل می‌شوی، انگار که آن کار اشتباه را خودت مرتکب شدی؟

وقتی حرفم تمام شد به فکر فرو رفت، متوجه بودم که هنوز دلخوری او قطع نشده اما انگار به زبان نیاوردن آن ناراحتی و قدمی برای نزدیک شدن دل‌هایشان به همدیگر بود، من هم سعی کردم خوبی‌های طرف مقابل را گوشزد کنم تا از حالت کینه خارج شوند؛ الحمدالله همین‌طور هم شد و این دلخوری‌ها جای خود را به دل‌تنگی داد و رفته‌رفته رفتارهای آن‌ها بهبود یافت.

در کل به نظرم اگر نسبت به اتفاق‌هایی که در اطرافمان می‌گذرد بی‌تفاوت نباشیم بی‌شک قدم بزرگی برداشته‌ایم، لازم نیست حتماً در خیابان دنبال یک مصداق برای امربه‌معروف و نهی از منکر باشیم، همین‌که در درجه نخست حواسمان به فامیل و آشنا و دوستان باشد بسیار کارگشاست چرا که همه ما در معرض خطر و آلوده شدن قرار داریم و چه خوب است که همدیگر را در این شرایط با نفس خود تنها نگذاریم؛ امام حسین (ع)، شهید امربه‌معروف و نهی از منکر است و ما هم باید ادامه‌دهنده راه آنان باشیم.

|
سیگار نکش، جوان...

حسین یک بازنشسته: یک‌بار که از منزل خارج شدم سه نوجوان 15 تا 18 ساله را سر کوچه دیدم، در دستان هر کدام سیگاری بود و با هم در حال بگووبخند بودند. با خودم فکر کردم چرا باید در دست نوجوانانی در این سن و سال چیز مضری مثل سیگار باشد، وقتی نزدیکشان شدم تصمیم گرفتم به نزدشان رفته و با آن‌ها صحبت کنم، همین کار را هم کردم، سلام دادم و با تک‌تکشان دست دادم.

تعجب را می‌شد از چشمانشان خواند، با احترام سلام دادند و منتظر ماندند که منی که جای پدر یا پدربزرگ آن‌ها هستم با آن‌ها چه‌کار دارم، بعد از خوش‌وبشی کوتاه گفتم شما خودتان را دوست دارید؟ تعجبشان بیشتر شد و گفتند بله!

گفتم پس یک سرچ کوتاه در خصوص مضرات چیزی که در دستانتان هست بکنید، حیف از شما نیست که دچار بیماری و مریضی و عادات زشتی چون سیگار کشیدن شوید؟ می‌دانید از نتایج سیگار کشیدن سکته و سرطان است؟ من و امثال من و از همه مهم‌تر پدر و مادرهای شما را دوست داریم و خیرخواه شما هستیم.

بار دیگر با آن‌ها دست دادم و راهی مقصدم شدم، وقتی بار دیگر نگاهم به آن‌ها افتاد دیدم یکی‌یکی سیگارهایشان را در زمین انداختند و در حال بحث در این زمینه هستند. شاید این تذکر کوتاه من تلنگری برای این نوجوانان دوست‌داشتنی بود.

انجام گناه به نام امام حسین (ع) ممنوع!

سلامی خانه‌دار: حضور در دسته‌ عزاداری در خیابان‌ها و معابر اگر هدفمند باشد بسیار کار خوب و تأثیرگذاری است و حتی لازم، اما من شاهد بودم که برخی از خانم‌های فامیل شب‌ها تا نیمه‌شب برای تماشای هیئت‌های زنجیرزنی در خیابان‌ها می‌ماندند، آن‌ها هیچ بهره و معرفتی از عزاداری نداشتند و در نهایت خسته به خانه برمی‌گشتند و حتی گاهی به دلیل اینکه تا نیمه‌شب در بیرون منزل بودند نماز صبحشان قضا می‌شد و ناخواسته دچار گناه می‌شدند، برای همین به آن‌ها پیشنهاد کردم به‌جای اینکه در خیابان بروید و ناخواسته زمینه گناه خود و دیگران را ایجاد کنید در مجالس روضه و دعا شرکت کنید و برای اباعبدالله الحسین (ع) عزاداری کنید، آن‌ها هم بعد از کمی گفت‌وگو این موضوع را قبول کردند و الآن مدت‌هاست آن‌ها زودتر از من به مراسم می‌رسند!

تذکر ما به مسئولان خود یک امربه‌معروف است

بهمن طاهرخانی نماینده مردم تاکستان در مجلس شورای اسلامی: همین‌که ما به مسئولان توصیه می‌کنیم که با مردم برخورد خوب و اخلاق‌مدار داشته باشند نمونه‌ای از امربه‌معروف و نهی از منکر است، برخی از موقعیت و جایگاه خود برای برخوردهای غیرمعقول با ارباب‌رجوع استفاده نادرست می‌کنند که همواره به آن‌ها تذکر می‌دهیم که از این کار اجتناب کنند.

همین‌طور در امور جامعه نیز اقشار مختلف مردم را از اجتناب به ناهنجاری‌های اجتماعی پرهیز داده و آن‌ها را رعایت اخلاق توصیه می‌کنیم، گاهی مردم به ما مراجعه کرده و از نحوه برخورد برخی از مسئولان شکایت می‌کنند البته برخی نیز از نوع رفتار آن‌ها رضایت دارند، به‌هرحال هر زمان که مردم از نوع برخورد مسئولان شاکی بودند ما تذکر می‌دهیم که این امربه‌معروف و نهی از منکر است.

از نظر من این اصل مهم دینی دارای جایگاهی بالاتر نسبت به دیگر اصول دینی برخوردار است چرا که اعمالی ما و مسئولان باید طوری باشد که مردم را آزاد ندهد و بعد سایر مسائل را باید رعایت کند.

لطفاً موضوع بحث را تغییر دهید!

سمانه ملاوردیخانی معاون آموزشی جهاد دانشگاهی قزوین: برای من دروغ خط قرمز است چرا که راست‌گویی بسیار داستان را ساده‌تر می‌کند برای همین همه خانواده و آشنایان این حساسیت من را می‌دانند و به همکارانم هم این موضوع را گفته‌ام.

همین‌طور غیبت کردن و در غیاب دیگران صحبت کردن را اصلاً نمی‌پسندم، برای همین گاهی پیش آمده که دوستان و خانواده و بستگانم در حال صحبت هستند و احساس کرده‌ام که مسیر صحبت به سمت غیبت می‌رود لذا بلافاصله پیامکی به یکی از آن‌ها داده‌ام که لطفاً موضوع بحث را تغییر دهید؛ واکنش‌هایی را هم که در این زمینه دیده‌ام جالب بود و اکثراً موضوع بحث همان موقع تغییر کرده و بابت این تذکر هم از من تشکر کرده‌اند.

|
طوماری برای امربه‌معروف یک نماینده!

عماد یوسفی دبیر جمعیت دانشجویی امام حسن (ع) استان قزوین: امربه‌معروف و نهی از منکر می‌تواند مصادیق مختلفی داشته باشد برای مثال مطالبه‌ای از یکی از نمایندگان داشتیم که با روال عادی به نتیجه نرسیدیم و آن نماینده حاضر به پاسخگویی نبود، برای همین سعی کردیم در قالب طوماری در روز قدس از وی بخواهيم تا در خصوص برخی مسائلی که در سطح کشور و استان وجود دارد ورود پیدا کرده و شفاف‌سازی کند.

برخی مخالف این موضوع بودند و می‌گفتند روز قدس را به حاشیه نبرید! این کار برای دهه 60 است و مناسب زمان کنونی نیست! اما به نظر ما این یک مطالبه‌گری به‌حق بود که باید آن را پیگیری می‌کردیم، این کار انجام شد و بازخوردهای خوبی نیز دریافت کردیم و آن نماینده نیز مجبور به پاسخگویی در قالب مصاحبه‌ای با یکی از رسانه‌ها شد.

با دو تا سطل آب مینی‌بوسمان را می‌شوریم، شما...

یک کارمند: یک‌بار مشغول شستن ماشین خودم در کوچه بودم و شیر آب را هم باز کرده و با شلنگ مشغول شستشوی آن بودم، در حال و هوای خودم بودم که یک جوان از کنارم رد شد، در همان حین نگاهی به من و شلنگ آب در دستم کرد و با حالتی خیلی صمیمانه گفت: حاجی ما با دو تا سطل آب مینی‌بوس‌مان را می‌شوریم، از ماشین شما هم خیلی تمیزتر می شه!

حرفش را گفت و رفت، اما این حرف ساده‌اش مرا خیلی به فکر فرو برد که خیلی راحت آب آشامیدنی را اسراف می‌کردم و اصلاً حواسم هم به این موضوع نبود، بلافاصله به خانه رفتم و آب را بستم و بعد سطل آب و دستمالی برداشتم و مشغول تمیز کردن ماشینم شدم، از آن به بعد روند شستشوی ماشینم به‌کل تغییر کرد.

به گزارش ايسنا، رفتارهای جذاب و اصلاح‌گرانه حاوی این درس است که نقش یکایک ما در ترویج باورها و رفتارهای صحیح اسلامی و اخلاقی همچنین مقابله درست و اصولی با رفتار زشت و فساد و گناه تا چه اندازه می‌تواند مهم و حتی تعیین‌کننده باشد.

گزارش از رقيه ملاحسنی خبرنگار ايسنا منطقه قزوين
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.