• پنجشنبه / ۲۹ فروردین ۱۳۹۸ / ۱۷:۲۴
  • دسته‌بندی: قم
  • کد خبر: qom-53355
  • خبرنگار : 50151

آیت الله رشاد:

اگر ما مسلمان مادرزادیم، "لگنهاوزن" مسلمان اندیشه‌زاد است

1395120916261716210127704

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی عنوان کرد: اگر ما فقه حکومتی و تمدنی داریم و اگر فقه داعیه مدیریت همه شئون جامعه‌ی اسلامی را دارد؛ نیازمند جدی گرفتن فلسفه دین است؛ اما اینکه چرا در حوزه‌ی علمیه‌ی ما، فلسفه دین جایگاهی ندارد و حتی در حد یک رشته هم قلمداد نمیشود جای شگفت دارد!

به گزارش خبرنگار ایسنا منطقه قم، علی اکبر رشاد ظهر امروز در آیین نکوداشت علمی پروفسور حاج محمد لگنهاوزن که توسط پژوهشگاه قرهنگ و اندیشه اسلامی در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در قم برگزار شد، در وصف شخصیت پرفسور لگنهاوزن گفت: پرفسور لگنهاوزن یک شخصیت پرسشگر و جست و جو گر هست که یک مسلمانی سلمان وار را برگزیده‌است.

وی با اشاره‌ تلویحی به اهمیت و برجستگی فلسفه‌ی دین در عصر حاضر افزود: به تصور من در حدی که از سرگذشت ایشان با خبرم، ایشان از پایگاه فلسفه دین به دین دست یافته یعنی با تعقل و تفکر و پرسشگری به دین حق و حاق دین که تشیع هست دست یافته‌اند و اگر ما مسلمان مادرزادیم، او مسلمان اندیشه زاد است و با تفکر و فلسفیدن و اندیشیدن عمیق به دین دست یافت.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: آثار ایشان عمدتا به فارسی ترجمه نشده اما بسیار گره گشا و ارزشمند است؛ شاگردان بارز و برجسته ای را تربیت کردند؛ ایشان حقیقتا یک فیلسوف و به تعبیر دقیق تر حکیم اند زیرا خصوصیت حکیم که تواضع است را دارا هستند ودرست عنوان فیلسوف فروتن را به ایشان داده‌اند.

وی در خصوص اهمیت فلسفه دین اظهار کرد: هنوز فلسفه دین و ارزش و کارکرد آن در جامعه مورد توجه قرار نگرفته‌است؛ در حوزه نیز کمتر مورد اعتناست در حالیکه اصولاً فلسفه دین دانشی حوزوی است نه دانشگاهی؛ اصحاب دانشگاه نسبتی با فلسفه دین ندارند زیرا فلسفه دین عمیق تر از کلام است و غیر اهل فن باید کلام و اوایل بخوانند و این اهل فن و اهل حوزه هستند که باید یک گام عمیق تر بردارند و به مطالعات فلسفه دین بپردازند.

رشاد تاکید کرد: اصولاً تحول در دانش های حوزوی در گرو توجه و تسلط به فلسفه دین است آن هم فلسفه دین اسلامی نه الحادی یا مسیحی و یهودی! فلسفه دین در نگاه رایج یک قلمرو محدودی دارد؛ به مسایل محدودی هم می‌پردازد؛ سر آن هم اینست که زادگاه آن مسیحیت است و مسیحیت موجود فارغ از حقانیت یا عدم حقانیت آن یک دین ناقص است و به رغم اینکه مسیح پیامبر اولوالعزم است و صاحب شریعت، اما مسیحیت کنونی دینی حداقلی و فاقد شریعت است.

وی در ادامه تصریح کرد: مباحث فلسفه دین موجود عمدتا ناظر به مسیحیت فعلی در غرب است فلذا گستره‌ی محدودی دارد چون این دین در حال حاضر ناقص و بدون شریعت و محدود است اما اسلام چنین نیست و چارچوبی بسیار گسترده دارد فلذا ما باید به فکر تاسیس یک فلسفه‌ی دین اسلامی و در خور این دین جامع باشیم.

رئیس شورای مدیریت حوزه علمیه استان تهران ابراز کرد: فلسفه دین اسلامی به معنی اوسع شامل فلسفه عقاید، فلسفه علوم دینی، فلسفه اخلاق دینی و فلسفه احکام هست و فلسفه دین در نگاه ما قلمرویی به گستردگی اسلام دارد و باید پاسخگوی همه اضلاع هندسه معرفت دینی باشد و فلسفه دین موجود اصولا گره گشای ما نیست، ما باید فلسفه دین اسلامی را تأسیس کنیم و راه دیگری را برویم.

وی هشدار داد: ما فلسفه دین واحد نداریم چون تفاوت ادیان بسیار عمیق است و گاهی تفاوت ها در حد تناقضات بنیادین به نظر می‌رسد فلذا همه این ادیان مختلف را نمیتوان به عنوان موضوعی واحد برای علمی واحد درنظر گرفت.

رشاد در قسمت دیگری از سخنانش با بیان اینکه حوزه باید به امر فلسفه دین اهتمام کند چون تحول و تکامل در سایر قلمرو ها در گرو تحول در حوزه مباحث فلسفه دین است، خاطرنشان کرد: تا در فلسفه دینی نظریه ندهیم نمی‌توانیم در حوزه فقه و علوم انسانی ایجاد تحول کنیم و علم دینی درست کنیم.

وی تاکید کرد: فقه و اجتهاد به جد نیازمند فلسفه دینی است؛ در گذشته فقه مبتنی بر علم اصول بود و اصول بر علم کلام؛ اما امروز ما یک خاکریز عقب رفتیم؛ الان خاکریز ما کلام نیست بلکه فلسفه دین است؛ امروز اصول فقه ما باید مبتنی بر فلسفه دین باشد؛ اگر بناست که فقه ما فقه نظام و فقه حکومت باشد و مدیریت جامعه را برعهده بگیرد بدون نظریه پردازی در فلسفه فقه ممکن نیست.

رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی افزود: امام(ره) می‌گفت «حکومت فلسفه تمام فقه است»؛ این حرف یک حرف فلسفه دینی و فلسفه فقه است و فلسفه فقه ذیل فلسفه دین است؛ چگونه می‌شود نظام سازی کرد بی آنکه ما دین را نظام مند ندیده باشیم ؟

وی در خاتمه عنوان کرد: اگر ما فقه حکومتی و فقه پیشرفت و فقه تمدنی داریم و اگر فقه داعیه مدیریت همه شئون جامعه‌ی اسلامی را دارد که همه‌ی این ادعا ها به حق است؛ نیازمند جدی گرفتن فلسفه دین و کار جدی عالمانه و نظریه پردازانه در حوزه فلسفه  دین است؛ اما اینکه چرا در حوزه‌ی علمیه‌ی ما، فلسفه دین جایگاهی ندارد و حتی در حد یک رشته هم قلمداد نمیشود جای شگفت دارد!

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.