• چهارشنبه / ۲۱ فروردین ۱۳۹۸ / ۱۴:۴۰
  • دسته‌بندی: یزد
  • کد خبر: yazd-66234
  • خبرنگار : 50217

تاوان این خون تا قیامت مانده بر ما/ سی سال انتظاری که به شهادت ختم شد

تاوان این خون تا قیامت مانده بر ما/ سی سال انتظاری که به شهادت ختم شد

معاون میراث فرهنگی استان یزد پس از  30 سال انتظار برای پیدا کردن دوست و هم رزم خود خبر شهادت او را شنید .

«علی اصغر صمدیان یزد» در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایسنا–منطقه یزد، با اشاره به سالروز خجسته میلاد حضرت ابوالفضل عباس(ع) و روز بزرگداشت مقام جانباز، اظهار می‌کند: جانبازان همان گونه که در نوشته‌های عارفان صاحبدل آمده است؛ دوستان خداوند هستند که همواره در اجتماع و در بین مردم، بی‌هیچ لاف و گزافی به زندگی و عبادت مشغول هستند و بی آنکه نامشان برجسته‌تر از نام‌های دیگران، بر سر زبان‌ها باشد، برای اهل زمین ناشناخته و برای اهل آسمان نام آور هستند .

وی که دانشجوی کارشناسی ارشد مرمت و بافت‌هاست، از 22 سال خدمت در زمینه‌های مختلف میراث فرهنگی یاد می‌کند و می‌گوید: از سال 77 وارد حوزه اشتغال شده و در زمینه‌های مختلف فعالیت کرده‌ام .

این جانباز يزدي عنوان مي‌كند: در سال 1367 و در حالی که تازه پا به سن 16 سالگی گذاشته بودم به همراه یکی از همکلاسی‌هایم به مناطق عملياتي جنگ رفتم .

وي به حضورش در مرحله‌‍ دوم عملیات «بیت‌المقدس 4» در منطقه دربندیخان و شاخ شمیران اشاره و در این رابطه اضافه می‌کند: گردان حضرت رسول(ص) تیپ‌ الغدیر يزد در روز دهم عمليات توسط رژیم بعثی به مدت دو روز محاصره شد و من كه همراه یکی از همرزمان مجروحم به نام «حسین حریریان» در حال برگشت به عقب بوديم، در تیررس تک‌تیراندازان عراقی قرار گرفتیم .

صمدیانی مي‌گويد: حريريان روی زمین خوابید و من هم در تلاش براي سنگر گرفتن بودم كه مچ پای راستم مورد اصابت تیر دشمن قرار گرفت و تیرهاي بعدی هم به ران پاهایم خورد، و بر زمین افتادم اما تک تیرانداز عراقی همچنان شلیک می‌کرد لذا بصورت سینه‌خیز خودم را تا پشت درخت کشاندم و سنگر گرفتم .

وی که در آن لحظه‌ی سخت و دشوار به رغم نگرانی برای همرزم مجروحش باید در آتش سنگین دشمن خود را در شیار تپه بالا می‌کشاند می‌گوید: در چاله‌ای بر فراز تپه پنهان شدم و بلاخره خود را نجات دادم اما زخمی و مجروح برای امداد رسانی به سه تن از مجروحان رفتم .

معاون میراث فرهنگی یزد با بیان این که چهل رزمنده این عملیات همگی در بند سربازان عراقی به اسارت افتادند، می‌گوید: داستان مفصل اسارت همگی این سرابازان حکایت مفصلی است که بعد از بازنشستگی‌ام آن را به یک کتاب تبدیل می‌کنم تا دین خود را به تک تک آن‌ها ادا کنم اما به همین مطلب بسنده کنم که همگی آن چهل رزمنده به جزی یکی از آنها که به درجه شهدات نائل آمده و من هم یکی از آنها هستم بعد از گذشت این سنوات همچنان با هم در ارتباط هستیم.

وی تصریح می‌کند: عراق، اسامی اسرای این عملیات که جزو آخرین رزمندگان دوران جنگ تحمیلی بودند را اعلام نمی‌کرد لذا چون خبری از شهادت و اسارت یکی از دوستانم نشد برای او، مراسم ترحیم و عزاداری گرفتیم اما زمانی که اسرا به یزد بازگشتند آگهی ترحیم این دوست و رزمنده برای من به یادگار ماند .

وی که بعد از سی سال یکی از همرزمانش بنام «سعید ایروانی» که در آن عملیات اسیر شده بود را در یزد می‌بیند، تصریح می‌کند: زمانی که از او احوال «حسین حریریان» همرزم و دوستم را جویا شدم؛ او تعریف کرد که وقتی اسرا را جمع کردند، «حسین حریریان» هم بین آن‌ها بود اما حال و روز خوبی نداشت و از ناحیه پا به شدت مجروح شده بود و توان راه رفتن نداشت. عراقی‌ها شدیدا او را کتک می‌زدند و سرانجام نیز او را از گروه اسرا جدا کردند و در حالی که عکس دختر چند ساله‌اش را در دست داشت با تیر خلاص افسر عراقی به شهادت رسید.

وی در حالی که شعر «ننگ سلامت مانده برما/تاوان این خون تا قیامت مانده بر ما» را زمزمه می‌کند، می‌گوید: شاید باید ساعت‌ها از مظلومیت و شجاعت این مرد آسمانی بنویسم و آن را برای همه بازگو کنم که چگونه «حسین حریریان» اسیر و شهید شد .

او که حالا بعد از گذشت این سال‌ها از تنهایی و به جا ماندن خاطرات هم‌رزمانش گلایه می‌کند، می‌گوید: خیلی سخت است که دوستان هم رزمت تنهایت بگذارند و تو بمانی و خاطرات آنها و زخمی که بر تنت همیشه سوز می‌زند و آتشی که در دلت همیشه شعله‌ور است .

 

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.