• شنبه / ۹ تیر ۱۳۹۷ / ۱۶:۰۱
  • دسته‌بندی: زنجان
  • کد خبر: zanjan-86726

صداقت و سازگاری بین حرف و عمل باشد

صداقت و سازگاری بین حرف و عمل باشد


ارائه تصویری واقعی از اوضاع کشور برای جلب مشارکت مردم کافی است صداقت و سازگاری بین حرف و عمل، به نظر شهید یوسفی در درجه اول ارزش‌های تبلیغ کننده بود .


به گزارش ایسنا، منطقه زنجان، شهید احمد یوسفی در یک سخنرانی در جمع مسئولان تبلیغات گردان‌های لشکر 17 علی بن ابیطالب (ع) همکاران را به جلوگیری از اسراف و تضییع بیت‌المال توصیه می‌کرد .


نکات مهم و قابل توجهی در این سخنرانی رخ نمایی می‌کند که بیانش خالی از لطف نیست، صداقت و سازگاری بین حرف و عمل، به نظر شهید یوسفی در درجه اول ارزش‌های تبلیغ‌کننده بود .


به علاوه از نظر وی، صداقت اقتضا می‌کند که برای کشاندن نیروهای مردمی به جبهه‌ها، به غلو و دروغ متوسل نشویم و عملیات آتی را عملیات نهایی و تمام‌کننده کار جنگ جلوه ندهیم، بلکه ارائه تصویری واقعی از اوضاع و احوال نظامی، سیاسی و اقتصادی کشور برای جلب مشارکت مردم در جبهه کافی است .


احمد به اقتضای مسئولیت‌اش که بیشتر در قسمت ستادی سپاه خدمت می‌کرد، کمتر احتمال شهادت وی می‌رفت. از این رو شایعاتی هم در مورد وی به گوش می‌رسید که علاقه زیادی به پشت میزنشینی دارد. اما خاطرات اطرافیان از گفته‌ها و کردارش خلاف این را می‌رساند .


یکی از دوستانش نقل می‌کند: روزی از خیابان سبزه‌میدان عبور می‌کردیم. ناگهان چشمش به عکس شهیدی افتاد. با تاسف گفت کاش من هم شهید می‌شدم. فردا که جنگ تمام شود نمی‌توانم جواب فرزندان شهدا را بدهم که بگویند پدر ما در دوره او بود و شهید شد ولی او زنده است و به زندگی عادی خود ادامه می‌دهد .


احمد، یک سال قبل از شهادت، همرزمان شهید خود را در خواب دیده بود که به وی وعده داده بودند که به زودی به آنان ملحق خواهد شد. وی پس از به انجام رساندن ماموریتی در منطقه فاو به مدت یک هفته به مرخصی رفت و در این فاصله به همراه خانواده برای زیارت امام رضا (ع) رهسپار مشهد شد.


همسر احمد در این باره می‌گوید: هنگام قرائت زیارت‌نامه دیدم که ملتمسانه از آقا طلب شهادت می‌کند و زیارت‌نامه‌اش را بیش از حد طول می‌دهد. به دلیل سختی ایستادن با بچه‌ای که در بغل داشتم، خواهش کردم تا زیارت‌نامه را سریع‌تر تمام کند .


احمد در پاسخ گفت: شاید این آخرین باری باشد که به دیدار و زیارت امام رضا (ع) نایل می‌شوم، پس اگر امکان دارد اجازه دهید از فرصت پیش آمده بیشتر فیض ببرم .


یکی از دوستان احمد یوسفی درباره نحوه شهادت وی می‌گوید: پیش از حرکت به منطقه مورد نظر برای نقشه‌برداری از منطقه، احمد یوسفی و حاج کمال جان‌نثار در کنار هم بودند. نماز ظهر و عصر را به اصرار حاج کمال، به امامت احمد یوسفی به جا آوردیم .


وی در مسیر حرکت یکی دو کیلو انجیر خرید و به بچه‌ها داد و گفت: از انجیرهای این دنیا بخورید، شاید آخرین بار باشد که از انجیر دنیا می‌خورید. وقتی به منطقه رسیدیم به دسته‌های مختلف تقسیم شدیم و به همراه احمد یوسفی و حاج کمال جان‌نثار حرکت می‌کردم .


در راه گلوله توپی فرود آمد و من نزدیک تانکر آب خم شدم تا آبی بنوشم. از آن عزیز خواستم کمی تامل کند تا من هم برسم. در بین این گفت‌وگو گلوله دوم و سوم آمد. از بین گرد و غبار دو نفر را دیدم که به زمین افتادند. با صدای بلند صدا زدم و از آنها برای حمل این اجساد کمک خواستم .


وقتی دقیق‌تر شدم دیدم اجساد این دو عزیز است. جان‌نثار در جا به شهادت رسیده است و احمد یوسفی هنوز نفس می‌کشید و چون خونریزی مغزی کرده بود، هر بار که می‌خواست صحبتی کند دهانش پر از خون می‌شد .


بلا‌فاصله وی را به بیمارستان رساندیم، ولی قبل از جراحی به آرامی و بدون هیچ‌گونه رعشه و حرکتی در اعضای بدنش، به شهادت رسید. شهید احمد یوسفی در 6 مهر سال 1365 در ماه محرم در ارتفاعات لاری بانه، به علت اصابت ترکش به تمام بدن به شهادت رسید و خانواده یوسفی، دومین شهید خود را به انقلاب اسلامی تقدیم کردند .


همسر شهید یوسفی می‌گوید: شهادت احمد بسیار سریع اتفاق افتاد. روز پنجشنبه به زنجان آمد و جمعه به همراه علی (فرزند اول خانواده) به نماز جمعه رفتند. شنبه به جبهه بازگشت. یکشنبه شهید شد و دوشنبه جنازه‌اش را بازگرداندند و در مزار شهدای پایین شهر زنجان به خاک سپرده شد. او دو فرزند پسر به نام‌های علی و محسن از خود به یادگار گذاشت.

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.