هاشم زاده هريسي: از سرگيري عمليات غنيسازي اگر شروع نشود به ضرر ايران است رمز وحدتنظر در خصوص جريان پروتكل الحاقي را بايد بشناسيم
هاشمزاده هريسي گفت: در جريان مسالهي امضاي پروتكل الحاقي از سوي ايران، دو تجربه بزرگ و سرنوشت ساز وجود داشت؛ يكي رمز به دست آوردن وحدتنظر و اجماع نسبي و دومي اعتماد به نيروها و عوامل دروني كه همه براي مصالح ملي فكر ميكنند.
آيتالله هاشم هاشمزاده هريسي، صاحب امتياز روزنامهي صداي عدالت و عضو خبرگان رهبري در گفتوگو با خبرنگار سياسي - خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در ادامه، اظهار داشت: متاسفانه شيوههاي سياست بينالمللي ما تاكنون توسعهزا و مشكلگشا نبوده، اما خوشبختانه شيوهي اخير در سياست بينالمللي يك روش جديد، ابتكاري و مشكلگشا بود كه با تدبير، درايت و خويشتنداري، مشكلي را كه ميخواستند با اجماع بينالمللي بر كشور ما تحميل كنند، رفع كرد.
صاحب امتياز روزنامهي صداي عدالت افزود: اين روشي نو با تجربهي خوب و آموزنده بود؛ به خصوص اينكه با وفاق ملي و اجماع نسبي همهي مسوولان و جناحهاي مختلف سياسي و مردم انجام گرفت. مخالفتها بسيار محدود، آرام و عاقلانه بود؛ آن هم نه در اصل موضوع، بلكه در جزييات و فرعيات آن.
هاشمزادهي هريسي ادامه داد: امروز نيز بعد از آن همه تنش، تعطيلي، دل مشغولي و بدهكاري و هزينههاي مادي و معنوي فراوان باز خطر بطور كلي برطرف نشده است. البته چارهي ديگري هم نبود، زيرا بهترين راه در جهت خروج از بحران و تقليل تهديدات بود. اين حادثه دو تجربهي بزرگ و مهم را به ما آموخت؛ اول راه خروج از بحرانها و دوم عدم فراهم كردن زمينههاي بحران و گرفتاري نظام.
وي دربارهي عوامل تاثيرگذار در اتخاذ چنين راهكاري براي خروج از بحران گفت: اگرچه اين سياست را عاقلانه و مدبرانه ميدانم و آن را تاييد ميكنم، اما يك پيروزي مطلق نيست و نميتوانست هم باشد. فقط برونرفت از بحران و عرصهي تنگ است كه با اجماع بينالمللي براي ما ايجاد شده بود. ايران با تدبير و سياست جديد فقط توانسته است قطعنامه تهديدآميز و شديداللحن و در واقع اولتيماتوم قبلي شوراي حكام را تبديل و از ارجاع آن به شوراي امنيت جلوگيري كند، براي رفع كامل بحران در آينده تدبيرهاي ديگري لازم است تا دوباره بتوانيم بدون بهانه به دست دادن و با آرامش و توافق سازمان انرژي اتمي و بينالمللي عمليات غنيسازي را در چارچوب پروتكل الحاقي مجددا شروع كنيم.
صاحب امتياز روزنامهي صداي عدالت دربارهي وفاق جمعي بين تمام مسوولان كشور براي حل بحراني كه از سوي برخي كشورها براي ايران ايجاد شده بود، بيان كرد: علت و رمز وحدت نظر در اين سياست را بايد بشناسيم و در جلب وحدت نظر و وفاق از آن استفاده كنيم تا بتوانيم در مسايل مهم ديگر داخلي و بينالمللي به وحدتنظر برسيم. هر وقت مصالح و منافع ملي روشن و تهديدات عليه نظام جدي باشد، سياستها هم اگر شفاف و عاري از ابهامات باشد، در اين صورت وحدتنظر و اجماع نسبي نيز قابل وصول است. در مواردي هم كه اختلاف پيش ميآيد علت آن، اختلاف در تشخيص مصالح و منافع ملي و برداشتهاست و يا به علت تحريكات، بيمهريها و عدم توجه به مطالبات و نظرات و نحوه برخوردهاي خصومتآميز داخلي است.
هاشمزاده هريسي دربارهي ارزيابياش از تعامل ديپلماتيك ايران با برخي كشورهاي اروپايي براي حل موضوع فنآوري صلحآميز هستهيي جمهوري اسلامي تاكيد كرد: فرصتهايي كه در جريان مذاكرات تهران به وجود آمد را ميتوان در تغيير شيوهي تعامل و همكاري با دنيا، اعتمادسازي و ايجاد تفاهم بينالمللي، تبديل اجماع فرصتساز در سطح بينالمللي، تفهيم اين نكته به دشمن كه دنيا در دست او نيست، زمينهسازي براي استفاده از تكنولوژيهاي برتر، كم كردن تنشهاي داخلي و خارجي و جلب وحدتنظر و اجماعنسبي در داخل دانست.
عضو خبرگان رهبري در ادامه گفت: در اين مجال تهديداتي را نيز ميتوان برشمرد كه زمينههاي بهانهجويي در قطعنامه شوراي حكام و حتي در بيانيه تهران فراهم است كه با مختصر بهانهاي ميتوانند دوباره سر و صدا راه بيندازند، از سرگيري عمليات غنيسازي اگر شروع نشود و يا شروع آن به زماني ديرتر موكول شود به ضرر ايران است و اگر شروع شود احتمال آغاز مجدد اعتراضات و مخالفتها پابرجاست؛ تهديد سوم اين است كه توافق ايران با سه كشور اروپايي تهديد ديگري را در بردارد و نوعي اتكا و وابستگي است. اين توافق و كمك رايگان نيست؛ توقعات، مطالعات و هزينههاي فراوان در بردارد. تكيه به يك قطب قدرت به علت تعارض و فرار از قطب ديگر سياست اتكا و قطبگرايي و نوعي وابستگي ناخواسته است.
عضو خبرگان رهبري ادامه داد: بنابراين بهترين و مطمئنترين روش، سياست تعامل و توازني است كه با دنيا حسن تعامل داشته باشد و در روابط خود با قطبهاي مختلف قدرت، تعادل و توازن ايجاد كند و بتواند در هر موردي طبق مقتضي حال و براساس منافع و مصالح ملي، رويكردش را تعيين نمايد.
وي اين حال تاكيد كرد: بدانيم كه اروپا هم هيچوقت حاضر نبود منافع خود را فداي ما كند و بر سر ما با آمريكا مقابله نمايد. آري برسرما با آمريكا معامله ميكند ولي مقابله هرگز!
هاشمزاده هريسي دربارهي جناحبنديها داخلي آمريكا و موضعگيريهايشان در قبال ايران توضيح داد:
مواضع مختلف جناحهاي آمريكا را ميتوان در دو ديدگاه دموكرات و جمهوريخواهان اين كشور خلاصه كرد. ولي چون نظر هر دو حزب و جناح مردم و سياستمداران آمريكا در چارچوب استراتژي كارشناسي و تعيين شده و بر مبناي منافع ملي آمريكا استوار است، بدين جهت مواضع و ديدگاههايشان تفاوت ماهوي و اساسي زيادي با هم ندارند. اين ديدگاهها در بسياري از موارد نهايتا به توافق ميرسند.
عضو خبرگان رهبري با بيان اينكه ملت آمريكا، حاكمان، مسوولان، سياستمداران، جناحها و احزاب سياسي اين كشور نظر منفي و خصومتآميز نسبت به ايران دارند، توضيح داد: علت اين ديدگاه فراگير هم اين است كه اولا؛ تبليغات منفي عليه ايران در رسانههاي آمريكا افكار عمومي اين كشور را به گونهيي فراگير تحتتاثير قرار ميدهد و ثانيا؛ حرفها، شعارها و تعارضاتي كه ميان ايران و آمريكا وجود دارد از مرز دولتها گذشته و ملتهاي هر دو كشور را مورد تعارض و تعرض قرار داده است.
صاحب امتياز روزنامهي صداي عدالت تاكيد كرد: ملت، جناحها، ديدگاهها و دولتهاي مختلف آمريكا، جمهوريخواهان و دموكراتها كلا ايران را دشمن آمريكا و تهديد كنندهي منافع كشورشان و متعرض به شؤون آمريكا ميدانند. چنانكه در اين 25 سال همه دولتها و روساي جمهور آمريكا از كارتر تا جورج بوش، پنج دولت مختلف از جناحها و احزاب مختلف با تركيب دموكراتها و جمهوريخواهان بر سر كار آمدهاند، سياست همه آنها نسبت به ايران خصمانه بوده و تفاوت آنچنان مهم و قابل توجهي با يكديگر نداشتند.
وي تصريح كرد: اگر در آمريكا در دوره بعدي دولت بوش هم تغيير پيدا كند و حتي اگر از حزب مقابل و دموكرات هم باشد؛ باز اين خصومتها با اندكي نوسان، استمرار خواهد يافت؛ بنابراين رقابت جناحهاي درون آمريكا در تغيير سياست آمريكا نسبت به ايران فاكتوري مهم و كارسازي نيست.
هاشمزاده هريسي دربارهي وضعيت سياست خارجي و جايگاه بينالمللي كشورمان در عرصهي بينالمللي ابراز عقيده كرد: سياست بينالمللي ما آنچنان كه از آثار و نتايج آن پيداست اشكالات و نارساييهاي فراواني دارد و با داشتن اين مشكلات و اشتباهات به اهداف و موفقيتهاي چشمگيري نميتواند برسد و گاهي هم موجب گرفتاري و دردسر و از دست رفتن مصالح، منافع و فرصتها ميشود.
صاحب امتياز روزنامهي صداي عدالت در اين خصوص تاكيد كرد: مشكل اول ما در سياست خارجي و بينالمللي اين است كه از تمركز برخوردار نيست، تصميمگيرنده و حتي اجرا كنندهي واحد ندارد، دومين مشكل آن است كه سياست بينالمللي كشورمان به طور متمركز با نظرات مخالف و موافق و با ديدگاههاي مختلف در يك مركز مطالعات استراتژيكي قوي صرفا از دريچه مصالح و منافع ملي و بطور پويا با جرات و شهامت به طور كامل، كارشناسي نميشود و از پشتوانهي كارشناسي قوي علمي، تجربي و اطمينانبخش برخوردار نيست و سومين مشكلي كه ميتوان به آن اشاره كرد اين است كه خود سياست بينالمللي ما هم ماهيتا اشكالاتي دارد؛ سياستهاي بينالمللي ما براساس تدبير و واقعگرايانه نيست؛ احساسي، انفعالي، شعاري، ناهمگون با واقعيتها و گاهي متضاد و ناموفق است و تامينكنندهي حقوق، شوون و مصالح ملي و نظام اسلامي ما نبوده و نيست.
عضو خبرگان رهبري ادامه داد: مقام معظم رهبري براي سياست خارجي و بينالمللي سه اصل عزت، حكمت و مصلحت را بيان كردهاند، ولي متاسفانه روش موجود تامينكنندهي هيچكدام از آنها نيست و تاكنون هم آنها را تامين نكرده است؛ چرا كه اگر تامين ميشد اين همه مشكلات و دردسر نداشتيم.
وي ادامه داد: آن طور كه حساب كردهام، 30 مورد در حقوق بينالمللي داشتهايم كه تاكنون نتوانستهايم هيچكدام از آنها را وصول كنيم. از جملهي اين موارد ميتوان به تعيين تكليف مرزهايمان با عراق، عدم اخذ صدها ميليارد دلار خسارت از عراق ـ كلا عدم اجراي قطعنامه 598 ـ، كشته شدن اتباع و ديپلماتهاي ايران در پاكستان و افغانستان، اسارت ديپلماتهاي ايران در دست رژيم صهيونيستي كه تاكنون نتوانستيم خبري از آنها به دست بياوريم، رژيم حقوقي درياي خزر، اموال بلوكه شده ما در آمريكا، عدم اجراي قرارداد الجزاير با آمريكا، پروندههاي حقوقي فراوان ما در لاهه، لوله نفت باكو و جيهان، سقوط هواپيماي مسافربري ما به دست ناو هواپيمايي آمريكايي، حل مشكل جزاير سه گانه با امارات، عدم توان و امكان دفاع، حمايت و حفظ منافع و كيان شيعيان جهان مخصوصا در باكو، افغانستان و پاكستان كه اگر دفاع و حمايت كنيم گاهي هم به ضررشان تمام ميشود، عدم امكان و حمايت كامل از اتباع ايران در سراسر جهان كه در موارد بسياري با مشكلات روبرو ميشوند، مظلوميت و متلاشي شدن و شهيد شدن حزب الله جمهوري آذربايجان به جهت ارتباط با ما كه هيچ كمك شايستهاي نتوانستيم انجام دهيم كه اگر كمك ميكرديم بدتر هم ميشد و بالاخره قطعنامههاي صادره عليه ما در مورد حقوق بشر و موارد و عناوين مختلف ديگر در سازمان بينالمللي، مشكل انرژي هستهيي ما هم حل نهايي نشده است و دهها موارد ديگر كه ذكر آنها دل هر آدمي را به درد ميآورد، اشاره كرد.
انتهاي پيام