جشنواره فجر

  • یکشنبه / ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۳ / ۲۱:۰۰
  • دسته‌بندی: سیاسی2
  • کد خبر: 8302-12215
  • منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران

نامه‌ي سرگشاده‌ي امام جمعه‌ي شميرانات به رييس‌جمهور /2/ «نگرشي به محورهاي «نامه‌اي براي فردا»

امام جمعه‌ي شميرانات در نامه‌اي سرگشاده به رييس‌ جمهور در نگرشي به محورهاي «نامه‌اي براي فردا» پرداخته است. به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران، در ادامه اين نامه آمده است: 10- رشد اقتصادي : اقتصاد ملي از سرمايه ها ، منابع ، امكانات و توانمنديهاي اقتصادي كشور ودولت و ملت تشكيل مي شود و برنامه هاي رشد و توسعه هماهنگ و همه جانبه بر اقتصاد ملي تكيه ميكند. رشد و شكوفائي اقتصادي ثمره نيازسنجي ، امكان سنجي ، هماهنگي و مديريت سنجيده و برنامه ريزي شده بر منابع و مصارف و كار و سرمايه است . نمودار رشد اقتصادي افزايش توليد و كارآئي ، افزايش كيفيت ، كاهش قيمت ، افزايش اشتغال ، كاهش بيكاري ، افزايش صادرات ، كاهش واردات ، افزايش درآمد ، كاهش تورم ، افزايش سرانه ملي و كاهش فشاراقتصادي بر اقشار اجتماعي است . بستر ساز رشد اقتصادي تكيه صنايع توليدي و توليدات صنعتي بر طراحي ، توليد، خود اتكائي و خودكفائي ، كاهش وابستگي به كشورهاي خارجي و دستيابي به تكنولوژي برتر است . در چنين بستري است كه ايراني هميشه آباد و شكوفا و ملتي برتر و متمدن تر از ديگر ملتها در عرصه هاي جهاني ميدرخشد و به نور افشاني و الگوسازي مي پردازد . قبل از رياست جمهوري جنابعالي، سياست پيشبرد سازندگي مقبول ، آهنگ رشد و توسعه قابل قبول ، سياست كارآفريني ، سازندگي و آباد سازي و گشايش فصلهاي نوين در مناسبات سياسي با همسايگان ايران و ديگر كشورهاي جهان مورد پذيرش و ستايش همگاني بود. آهنگ و روند سازندگي در دولت گذشته ، تا آنجا پيش رفت كه برغم افتتاح و بهره برداري بيشتر پروژه هاي اقتصادي ، تكميل و افتتاح پروژه هاي بجاي مانده از آن دوران ، دست آورد افتخار آميز دولت شما است. با كمك فضا سازيهاي سياسي و تبليغاتي و حمايت حزب كارگزاران سازندگي از جنابعالي ، رياست جمهوري شما بر اعتبار سياسي برآمده از سازندگي و توسعه سياست خارجي دولت قبل بنا شد مردم به تصور ادامه سازندگي با شتابي بيشتر ، شكوفائي فرهنگي و سياسي با عياري برتر و رشد اقتصادي در مقياسي گسترده تر شما را برگزيدند . پس از انتخابات دوم خرداد76 با حاكميت سياست بازي و منازعات جناحي بر فضاي سياسي كشور، سازندگي تعطيل ، رشد و توسعه متوقف و آبادي و شادابي از ايران دريغ شد و مدعيان مردم سالاري فرصت شادي و بهره برداري از نعمت آزادي را ازمردم گرفتند . اگر بجاي چهل و هفت صفحه نامه، در هفت سال گذشته چهل و هفت پروژه جديد ملي متناسب با نياز ملت و شايسته شان دولت به بهره برداري مي رسيد، مردم حتي يك پروژه اش را بر همه گويشها و نوشته هاي شعار گونه و تكراري ترجيح مي دادند. متأسفانه به جاي استوار سازي رشد اقتصادي بر صنعت و تجارت ،توليد و صادرات و كارآفريني و اشتغال زايي ،رشد اقتصادي برآمده از نفت را به حساب عملكرد اقتصادي دولت گذاشتيد و بر فراز ويرانه هاي فاجعه آميز اقتصاد ملي مدعي رشد و شكوفائي اقتصادي شديد . جناب آقاي خاتمي رشد اقتصادي بر آمده از افزايش قيمت نفت دست آورد شما و دولت شما نيست تا افزايش سرانه ملي و تشكيل صندوق ذخيره ارزي نماد كارآئي ، نمودار كاميابي ونويد بخش افزايش درآمد و توزيع عادلانه ثروت در بين اقشار ملت باشد . درهفت سال گذشته با ابتكار نهاداجرائي حتي يك طرح ملي متناسب با نياز ملت و شان دولت و سازگار با مردم سالاري ودولت مردم سالار به بهره برداري نرسيد ، فقر و تورم و گراني و بيكاري و تبعيض و فساد و نا امني امان مردم را بريد ،به نيازهاي ملت و كشور توجه نشد ، كار و سازندگي و پايداري مردم سالاري از ياد رفت و در چنين شرايط اسفباري تشنگان قدرت، پرچم شعارهاي سياسي و جناحي را بردوش كشيدند وبه منازعات سياسي و جناحي پرداختند . در شرائطي كه مردم زلزله زده و ماتم زده بم گرفتار اهريمن ويراني و بي خانماني و ملت نگران افزايش خسارات و تلفات سوانح هوائي و حمل و نقل ريلي و جاده اي هستند و اكثر كاستيها ، سستيها و نابسامانيها باادعاي كمبود بودجه توجيه ميشود ، هيجده ميليارد ريال براي افتتاح نمايشي و تبليغاتي فرودگاه امام خميني (ره) هزينه كردند و اداره آنرا به شركتهاي خارجي سپردند . جناب آقاي خاتمي فرودگاه امام خميني (ره) از نمادهاي اقتدار ملت و يك پروژه عظيم ملي است چگونه با ادعاي اعتقاد به قهرماني ملت ايران كابينه شما ، قهرمانان را شايسته اداره ، بهره برداري و نگهداري فرودگاه امام خميني (ره) نمي داند و شركتهاي تركيه لائيك و هم پيمان رژيم صهيونيستي را بر شركتهاي داخلي مقدم مي شمارد. بي ترديد تمدن، اقتدار و اعتبار و سر افرازي ايران را كساني مي سازند كه به ميثاقهاي ملي وفادارند ، اصلاحات را حقيقي و قانوني ميخواهند و بين شعار و كار عرصه خدمتگذاري و موهبت وفاداري را برمي گزينند . تحولات كنوني در سمتها و مسئوليتهاي اقتصادي نمودار تصميم جبهه مشاركت به تسلط بر ساختار اقتصادي و سازماندهي فشار سياسي بر نظام جمهوري اسلامي با تكيه بر جناح سالاري و سوء استفاده سياسي از اقتصاد ملي است . رئيس جمهور محترم بخوبي ميدانند كه پيام آشكارچنين رويكردي پي گيري پروژه بحران سازي و كودتاي سياسي بجاي آبادي ، آزادي و شادي ايران اسلامي و پيامدش برخورد سخت و تلخ وفاداران به ميثاقهاي ملي با مدعيان دروغين مردم سالاري و اصلاح طلبي است . 11 - مليت ايراني : مليت ايراني آميخته و آراسته به هويت ديني ايرانيان است ، ايرانيان هرگز از دين و دينداري جدا نبودند و قبل از اسلام نيكي گرائي در انديشه ، گويش و رفتار و كردار نماد شفاف هويت ديني و ملي ايرانيان در ايران باستان بود . همسوئي و هماهنگي هويت ديني و ملي ايرانيان بگونه اي است كه در عرصه هاي زندگي فردي و اجتماعي مسلمانان ايراني تفكيكشان ميسر نيست و هم اكنون ميتوان گفت كه يك ايراني واقعي يك مسلمان حقيقي است . مسلمان ايراني به نمادهاي مليت از نگاه دين و از حوزه ديانت مي نگرد ، حضور مظاهر و نمادهاي فرهنگ بيگانه در ايران اسلامي و عرصه هاي زندگي اش را با دين و دينداري ناسازگار ميداند و حفظ نمادهاي مليت متكي بر ديانت را نشانه دينداري و مدنيت فرهنگي مي شناسد. در دوران رياست جمهوري شما سفره تساهل و تسامح فرهنگي براي حضور بي فرهنگي و خودنمائي كالاهاي غربي پهن شد دولت شما از توليد ، كنترل كيفيت و صادرات كالاهاي مازاد بر نياز كشور حمايت شايسته و بايسته نكرد توليد و عرضه كالاهاي ايراني با نوشته ها و نام ونشانه هاي خارجي رواجي گسترده ، بيسابقه و بي ملاحظه يافت در گويش ، پويش ، منش و فضاي زندگي ، شغلي و خانواده گي بسياري از اعضاء جبهه سياسي شما آثار و علائم آشكار خودباختگي و غربزدگي موج ميزند و امروز يكي از مشكلات ايرانيان با فرهنگ دستيابي به كالاهاي ايراني پاكيزه از نوشته ها و نام ونشانه هاي خارجي است . در جبهه دوم خرداد اكثر ملي نمايان موسوم به ملي گرا غرب را بعنوان وطن دومشان برگزيده اند و در عرصه هاي سياسي به حمايت و هدايت غرب مفتخر شده اند و بجاي ملي گرائي بيگانه گرائي را برگزيده اند و روشنفكري و ملي گرائيشان هر روز بلندتر و رساتر از روز ديگر است 12- شوراي نگهبان قانون اساسي : از مهمترين وظائف شوراي نگهبان تطبيق مصوبات مجلس با اسلام و قانون اساسي ، تاييد صلاحيت نامزدهاي انتخاباتي ، نظارت بر انتخابات و تاييد صحت انتخابات است . مسئوليت اين شورا درتاييد و رد نامزدها ، مصوبات و انتخابات خلاصه ميشود و به همين دليل هميشه در معرض تشويق و انتقاد ، ستايش و نكوهش و دوستي و دشمني موافقان و مخالفانش قرار ميگيرد . نقد عملكرد شوراي نگهبان در چارچوب قانون روا و با تكيه بر تاييدها و اعتراضها ناروا است جايگاه رسمي و قانوني شوراي نگهبان و چگونگي انتخاب و انتصاب فقها و حقوقدانان در قانون اساسي مورد تاييد امام (ره) و تصويب امت بصورت شفاف و گويا مشخص شده است . نه تعريف اين شورا بر رسميت و اعتبار قانونيش مي افزايد و نه توبيخ آن جايگاه قانوني اش را متزلزل مي سازد . شوراي نگهبان در چارچوب قانون اساسي در برابر رهبري مسئول است ، هيچ وظيفه اي براي همسوئي و همراهي با تمايلات و گرايشات قطبهاي قدرت سياسي ندارد و بايد با همه توان وامكان در برابر جو سازي ، فشارهاي سياسي و تعرضات جناحي بايستد. نرمش و سازش شوراي نگهبان با قواي سه گانه براساس مصالح سياسي وخارج از حد و مرزهاي قانوني اعتبار نظام را مخدوش ، عرصه هاي حكومتي را آشفته و مردم رانگران ، بي اعتماد و دلسرد مي سازد . ظاهرا" رئيس جمهور محترم هيچ دليلي بر تخلف شوراي نگهبان از موازين قانوني ندارند و اعتراضشان به اجراء موازين قانوني براي دفاع و دلجوئي از رد صلاحيت شدگان دوم خردادي است . جناب آقاي خاتمي انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا صحنه نمايش هوش سياسي و رويكرد انقلابي ملت مسلمان و قهرمان ايران است در اين صحنه جبهه دوم خرداد تاييد و رد و اجراء و نظارت را در اختيار داشت ، مردم جريان سياسي مقابل شما را برگزيدند و به نامزدهاي جريان سياسي حاكم راي ندادند ، با اين رويداد بايد ريشه ناكاميها در رويكرد و عملكرد جبهه دوم خرداد جستجو ميشد و از تعرض ناروا به شوراي محترم نگهبان خودداري مي گرديد. بين ديدگاهها و باورهاي شما با مردمي كه در دو دوره جناب عالي را به رياست جمهوري برگزيدند و در دو عرصه انتخاباتي ديگر به جبهه و جناح شما راي ندادند فاصله بسيار و ريشه داري است ، امروز شما به خاطر رد صلاحيت كساني آشفته و رنجيده هستيد كه مردم در اعتراض به تاييد صلاحيت و رويكرد و عملكرد همانها انتخابات شوراها و مجلس هفتم را رقم زدند .بي ترديد اگر شوراي نگهبان هيچ كدام را رد صلاحيت نميكرد در سرنوشت انتخابات تاثير قابل ذكري نداشت . 13 - تمدن غرب تمدن يعني پيشرفت ، اين واژه در برابر توحش و تحجر بكار مي رود و حوزه شكل گيري آن شكوفايي و رشد و توسعه همه جانبه است. تكيه گاه تمدن ، فرهنگ وعلم و صنعت ومظهرش تمدن فرهنگي و تمدن علمي و صنعتي است و به تمدن غرب از همين دو زاويه ميتوان نگاه كرد. اسلام باني و انگيزه ساز اصلي رنسانس و انقلاب صنعتي و جدائي غرب از مناسبات قرون وسطائي است. از زمان ظهور اسلام در قرن پنجم و آغاز رنسانس در قرن چهاردهم ميلادي جهان مسحيت ُنه قرن در حوزه اثر گذاري مستقيم وغير مستقيم فرهنگ وتمدن اسلامي قرار داشت ، در قرن چهارم ميلادي تمدن اسلامي ، تمدن غالب و حاكم بر غرب بود ، رنسانس وانقلاب صنعتي تحت تاثير فرهنگ وتمدن اسلامي شكل گرفت وفرهنگ غرب با حركت در دوسوي تمدن و اعتلاء و تحجر وابتذال پيشرفت ودر ساختارفرهنگ خود مدنيت وبدويت فرهنگي را پذيرفت. غربيها ابتذال فرهنگي را نماد تمدن خود معرفي نكردند ولي براي تخريب فرهنگ اسلامي و دستيابي به اهداف استعماريشان با استفاده از همه توان و امكان به تبليغ و ترويج آن در كشورهاي اسلامي پرداختند. ترويج وگسترش ابتذال فرهنگي بر جاذبه هاي جنسي و ارضاء تمايلات حيواني بناشد ،اعتياد را به جاذبه هاي جنسي افزودند و هويت و موجوديت بزرگترين سرمايه ملي و ارزشمند ترين نيروي كار و سازندگي در جهان اسلام را هدف قرار دادند و نيروئي را كه بايد خود كفايي و استقلال و تمدن و اقتدار جهان اسلام را بسازد به مراكز فحشا و لانه هاي فساد و اعتياد كشاندند و از اين سرمايه ارزشمند انساني نيروي مزاحم سازندگي و عامل تهاجم فرهنگي و پيشبرد توطئه هاي سياسي ساختند. اين همان توطئه خيانت آميز بزرگي است كه در فرهنگ انقلاب تهاجم فرهنگي و در فرهنگ ارتجاع تبادل فرهنگي ناميده مي شود و در هفت سال گذشته صحنه در گيري فرهنگي بين پيروان خط امام و ليبرالها و سكولارهاي مخالف نظام بوده است. آنچه باورش نداريم ، ابتذالش مي ناميم ، به نابوديش مي انديشيم ، در برابر نفوذ وهجومش مي ايستيم و با تمام وجود با او مي جنگيم و از آن زاويه غربيهاي آلوده را متحجر و مرتجع و بي فرهنگ خطاب مي كنيم دقيقاً همين بخش از فرهنگ غرب است. آن بخش از فرهنگ غرب كه برآمده از فرهنگ وتمدن اسلامي و نمودار تمدن فرهنگي در جوامع غربي است ، فرهنگ مهاجم و مخالف نيست ، كسب و تبادل دانش و تجربه از مدنيت فرهنگي و فرهنگ مدني اقتضادي خرد انساني و مورد ستايش و حمايت همگاني است . تعامل و تبادل با كشورهاي غربي در مسائلي از قبيل نهادينه سازي مناسبات فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي و اجتماعي ، نظم و انضباط فردي وجمعي ، گرايش به دانش و كار و سازندگي ، وفاداري به ميثاقهاي ملي ، پايبندي به موازين قانوني و منافع و مصالح همگاني ، تامين سلامت ، رفاه ، امنيت وآسايش عمومي با ايجاد نظام تامين اجتماعي فراگير و پاسخگو ، ايجاد نظام مالياتي كارآمد، ارتقاء كمي وكيفي توليدات ، كنترل سنجيده و قانونمند صادرات و واردات ، ايجاد بستر قانوني و اجرايي براي بهره مندي همگاني از امكانات و سرمايه هاي سرشارملي ، همگاني ساختن امكان تحصيل علم از مقطع ابتدايي تا بالاترين مقاطع آموزش عالي هميشه مورد پذيرش و ستايش نيروهاي انقلابي بوده و هست. متاسفانه در چند سال گذشته رويكرد جبهه سياسي شما بهره گيري خردمندانه از دستاوردها و تجارب ارزشمند فرهنگ غرب نبود و ملي نمايان ليبرال و سكولار در عرصه هاي مدني و ملي حامي بي فرهنگي و مروج ابتذال فرهنگي بودند. علم و تكنولوژي تكيه گاه اصلي تمدن غرب است .غربيها علم و صنعت و تكنولوژي برتر را نماد تمدن خود معرفي مي كنند و براين اساس مدعي جايگاهي برتر در جامعه جهاني هستند. همكاري علمي و صنعتي با جهان غرب و ديگر كشورهاي جهان درچارچوب منافع و مصالح ملي در سياست خارجي جمهوري اسلامي فراموش نشده است ولي اين رويكرد هميشه تحت تاثير فشارهاي سياسي و اقتصادي زورمدارانه آمريكا آهنگي مطلوب و مناسب نداشته است ولي به رغم همه شعارها و ادعاها پرونده جبهه دوم خرداد در اين عرصه بهتر از عرصه هاي ديگر نيست. جناب آقاي خاتمي در طول هفت سال گذشته در سايه حاكميت ومديريت جريان سياسي تحت فرمان شما عرصه هاي پژوهش و علم وصنعت وتكنولوژي نه تنها از پويايي وشكوفايي مطلوب برخوردار نشد بلكه دستاورد مجاهدان دلسوز در عرصه فن آوري هسته اي با شيطنت و خيانت ليبرالها و سكولارهاي ملي نما وبيگانه گرا در معرض آسيب قرارگرفت. 14- گفتگوي تمدنها محور حقيقي تمدن غرب تكنولوژي و نماد امروزين و مظهر نمادين آن تكنولوژي نظامي است. تركيب بدويت فرهنگي قرون وسطي و مدنيت علمي آمريكا و استفاده سياسي گسترده و بي ملاحظه كشورهاي غربي از تكنولوژي و توان نظامي، تمدن غرب را در ابزار زور خلاصه كرد. آمريكا بعنوان برخوردار ترين كشور غربي از بالاترين توان و تكنولوژي نظامي مدعي تمدن برتر جهاني و طراح توطئه جهاني سازي شد . تسلط بر جهان اسلام را جهاني سازي نامگذاري كردند ، ليبرال دموكراسي آمريكائي را ايدئولوژي ناميدند ، تكنولوژي را تمدن معرفي كردند ،تمدن اسلامي را در برابر تمدن غرب قراردادند ، گفتگو را بعنوان راه نفوذ و جنگ را بعنوان نردبان صعود برگزيدند ، جنگ تمدنها را برنامه ريزي كردند و در كتاب موج سوم بر اساس بافته ها و يافته هاي خود پيروزي جهان غرب بر جهان اسلام را پيش بيني كردند. جنگ تمدنها تا لبنان ، فلسطين و سوريه و عراق و افغانستان پيش رفت و با كشتار و ويراني و شكنجه اسيران زنداني، تمدن غرب و ليبرال دموكراسي آمريكائي را به نمايش گذاشت ولي هنوز جنابعالي در انديشه گفتگوهاي خيالي ، همنشيني تمدن و توحش و همگرائي فرهنگ جنگ و گفتمان را ميسر ميدانيد و به ابتكار گفتگوي تمدنها سرافراز و خرسنديد. جناب آقاي رئيس جمهور به كدام تمدن و كدام گفتگو و كدام نتيجه مي انديشيد ، تمدني كه يكي از نمادهايش غصب چندين ساله سرزمين فلسطين ، كشتار وحشيانه فلسطينيان ، پرورش تروريسم ، گسترش فاشيسم ، هجوم به كشورها و كشتار ملتها است توفيق و شايستگي گفتگو با تمدن اسلامي را ندارد زبان جنگ را از زبان گفتگو بهتر مي شناسد و جهان اسلام براي نجات و دستيابي به حق حيات هيچ راه حلي جز پايداري در برابر آن ندارد. گفتگوي خلق و خالق در نيايشهاي كتب آسماني و دعاهاي قرآني ، گفتگوي پيروان اديان الهي بر محور مشتركات ديني بهترين نماد تكيه دين بر منطق گفتمان و اراده خدا بر حاكميت خرد انساني و منطق همگرائي بر مناسبات بين ادياني است. گفتگوي مدنيت فرهنگي با بدويت و بربريت قرون وسطائي خارج از حوزه مشتركات فرهنگي و انساني پيامدش قدرت نمائي توحش در برابر تمدن و سلب امنيت و آسايش از جامعه جهاني است . تمدن گذشته، تاريخ و تمدن آينده، آرمان است آنچه ميتواند محور گفتگو قرار گيرد تمدن كنوني است . از نگاه آمريكا، تمدن تكنولوژي واز نگاه ما، تمدن آراستگي انسان به منشهاي الهي و حاكميت عدل و حق بر مناسبات انساني است . آمريكا تمدن را در قدرت نظامي ميبيند و با تكيه برآن امتياز سياسي ميخواهد ، ما عقلانيت و منطق را نماد تمدن ميدانيم و در برابر منطق زور باتمام امكان وتوان مي ايستيم . چگونه زور بي بهره از هدايت و حمايت عقل با عقلانيت استوار بر مدار حق به گفتگو بنشيند و آرمان انساني گفتگوي تمدنها را عملي كند. جناب آقاي رئيس جمهور تحولات سياسي عراق بخوبي نشان ميدهد كه موضع جهان غرب در برابر جهان اسلام همسو و يكپارچه است كشورهاي اروپائي سياست توافق نهاني با آمريكا ، دلجوئي زباني از مسلمانها را پيگيري ميكنند و در فلسطين ، ايران و عراق و افغانستان و ساير نقاط جهان اسلام در انديشه تامين منافع غرب با سوء استفاده از سازمانهاي بين المللي وتوان نظامي هستند. آمريكا و انگليس كه مهمترين كشورهاي جهان غرب واز طرفهاي اصلي گفتگوي شما هستند در كربلا ، نجف ، بغداد ، بصره ، العماره ، فلوجه و ديگر شهرهاي عراق به مبادله ديالوگ بمب و موشك و گلوله و شكنجه در برابر منطق آزاديخواهي، استقلال طلبي و مخالفت با زورگوئي و اشغالگري مي پردازند و عملا" تمدن و گفتگوي تمدنهاي مورد قبول و استقبالشان را نشان ميدهند و هنوز جبهه سياسي شما از پذيرش طرح گفتگوي تمدنهاي حضرتعالي توسط آمريكا و اروپا خرسند است و با اين دست آورد فرهنگي وسياسي پرونده عملكرد جبهه دوم خرداد را مي آرايد . آمريكا در انديشه تسلط بر جهان اسلام به قيمت راه اندازي جنگ جهاني است ، جناب آقاي رئيس جمهور ملت ايران زور را تمدن نميداند و به گفتگو با چنين تمدني نياز ندارد و با اراده خدا و پايداري ملتها نتيجه زورمداري آمريكا چيزي جز شكست و رسوائي و فروپاشي استكبار غرب نيست. جناب آقاي خاتمي با ابتكار شما گفتگوي تمدنها مطرح شد و هزينه هاي ميلياردي آن بر بودجه ملي تحميل گرديد ولي متاسفانه جنابعالي و جريان سياسي تان علاقه چنداني به منطق گفتگو نداشتيد و در عرصه هاي داخلي بجاي ارائه الگوئي موفق از گفتگو با مخالفان سياسي جوسازي و فضاي تقابل و تعارض سياسي فعال گرديد ، در حوزه مسئوليت و مديريت جنابعالي فرصت سوزي و بحران سازي شد ، براي هر نه روز يك بحران تعريف كرديد ، ناكامي هايتان را به دشمنان اصلاحات مورد ادعا نسبت داديد و ادعاي بي پايه و نارواي نگذاشتند كار كنم را تكرار فرموديد . در پايان براي ملت پويائي و رشد و شكوفائي پايدار، براي نظام افزايش اقتدار و اعتبار ، براي كشور آبادي و شكوه و سرافرازي ماندگار، براي مسئولين توفيق استمرارخدمتگذاري و براي همگان توفيق وفاداري به ميثاقهاي ديني و ملي ، حركت آگاهانه در خط امام و رهبري و نقش آفريني شايسته و بايسته در تحقق آرمانهاي ارزشمند و بي مانند انقلاب اسلامي را آرزو ميكنم. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته محسن دعاگو - امام جمعه شميرانات يكشنبه 1383/2/27 انتهاي پيام