• دوشنبه / ۱ تیر ۱۳۸۳ / ۱۳:۳۶
  • دسته‌بندی: سینما و تئاتر
  • کد خبر: 8304-09305.24806
  • خبرنگار : 71091

گفت‌وگوي تفصيلي با عباس كيارستمي؛ درباره‌ي سينماي جشنواره‌يي و بدنه، سالن‌سازي، شرايط اكران، تجربه‌هاي نو و...

گفت‌وگوي تفصيلي با عباس كيارستمي؛
درباره‌ي سينماي جشنواره‌يي و بدنه، سالن‌سازي، شرايط اكران، تجربه‌هاي نو و...
امروز، دوشنبه، اول تيرماه، برابر با 21 ژوئن مصادف با سالروز تولد عباس كيارستمي (1319) كارگردان و فيلمنامه‌نويس برجسته ايراني است. فيلمساز مولف و مستقل ايراني كه در شناساندن سينمايي خاص و ايجاد سبكي منحصر به فرد از سينماي ايران، در جهان كم نظير بوده است. عباس كيارستمي متولد تهران (قلهك) بوده و فارغ‌التحصيل رشته نقاشي از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. تحصيلات ابتدايي را در دبستان شميران سپري كرد.در سال 1339 به دانشگاه رفت همزمان با شروع تحصيل در پليس راه به عنوان كارمند اداري كار مي‌كرد. فعاليت هنري را ضمن سالهاي تحصيل و كار، از سال 1341 با ساختن فيلمهاي كوتاه تبليغاتي شروع كرد.حوالي سالهاي 1345 به بعد، طراحي طرح روي جلد كتاب آفيش و پوستر از ديگر كارهاي وي بود.همچنين در سينما به ساخت تيتراژ نيز مشغول بود از اولين فيلم‌هايي كه وي براي آنها تيتراژ ساخت مي‌توان به فيلم‌هاي “هاشم خان“ و “قيصر“ اشاره كرد.سال 1347 همكاري‌اش را با كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان شروع كرد و براي كتابي از احمدرضا احمدي نقاشي كرد. به گزارش ايسنا، فعاليت فيلمسازي را از سال 1349 با ساخت فيلم كوتاه “نان و كوچه“ شروع كرد و شروع فعاليت‌اش در سينماي حرفه‌اي با كارگرداني و نويسندگي فيلم “مسافر“ 1356 آغاز كرد.از ديگر آثار كيارستمي مي‌توان به “گزارش” 1357 خانه دوست كجاست 1365 زندگي و ديگر هيچ 1370 طعم گيلاس 1376 و ده 1381 اشاره كرد.كيارستمي تاكنون توانسته است تقريبا تمام جوايز و نشانهاي معتبر از جشنواره‌هاي خارجي (غير از اسكار) را نصيب سينماي ايران كند. « عباس كيارستمي » در گفت‌وگويي تفصيلي با گروه هنري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) درباره‌ي آنچه به عنوان سينماي “جشنواره‌يي” از آن ياد مي‌شود، گفت: برچسب و انگ فيلمسازي جشنواره‌اي تا زمانيكه به اندازه كافي سالن سينما در داخل ساخته نشود، پابرجا خواهد بود. اگر مخاطب داخلي امكاني براي ديدن اين فيلم‌ها پيدا كند، شايد برچسب سينماي جشنواره‌اي را از اين نوع سينما بكند. وي با تاكيد بر اينكه با سينماي جشنواره‌اي يك نوع اميد براي فيلمسازان جوان در داخل ايران شده است گفت: جواني به خانه‌ي من آمد و گفت اين سومين فيلمي است كه مي‌دهم و اگر براي اين فيلم كاري نكني و در جشنواره كن شركت نكند، پدرم مرا از خانه بيرون مي‌كند! خيلي تاسف آور بود و اتفاق ديگر اينكه شخصي در ازا پرداخت يك مبلغ پول مي‌خواست دستيار من شود و معتقد بود كه چون دستياران قبلي من آقاي پناهي و قبادي به جشنواره‌هاي جهاني راه پيدا كردند، مي‌خواهد دستيار بعدي من باشد، در حاليكه نمي‌دانند حضور و موفقيت اين افراد در خارج از كشور هيچ ربطي به دستياري من ندارد. عباس كيارستمي گفت: بسياري از جوانان، بيشتر به صرف اينكه بيكار هستند فيلم مي‌سازند و به نوعي يك عده از آنها فيلم ساز نيستند. مثل كساني كه سال‌ها قبل، بليط اعانه‌ي ملي، مي‌خريدند و مي‌خواستند از طريق آن آرزوهايشان را محقق سازند. هم اكنون به جمع فيلمسازان ديجيتالي پيوستند و فكر مي‌كنند تنها راه حل و دستيابي به روياهاي جواني، ساخت فيلم و رفتن به جشنواره‌ها در سراسر دنيا است. بنابراين تعداد كساني كه در اين كنكور شركت مي‌كنند خيلي زياد است و طبيعتا در بين آنها نيز، استعدادهايي هست كه فيلمهاي خوبي ساخته‌اند كه شايد در ساير نقاط دنيا امكان ساختش وجود نداشته باشد. اين فيلمساز سينماي ايران را به آنچه سينماي جشنواره‌اي ناميده مي‌شود و “بدنه” تقسيم كرد و در پاسخ به سوالي درباره‌ي وضعيت فعلي سينماي ايران به ايسنا گفت: مجموعه فيلم‌هايي كه ساخته مي‌شود، تعداد زيادي از آنها به دليل اكران محدود، بازتاب داخلي ندارند و طبيعتا خيلي از دانشجويان صرفا به سينماي خارج از كشور فكر مي‌كنند و براي اينكه چرا فيلم را براي مخاطب داخلي نمي‌سازند دليل دارند. چون شرايطي براي ديده شدن اين فيلم‌ها در داخل فراهم نيست و در اين ميان، تنها راه حلي كه پيدا مي‌كنند اين است كه فيلم‌هاي قبلي را الگو قرار بدهند كه به نظر من اين، يك مقدار بيمارگونه است، ولي ناگزير هم هست. وي افزود: براي اينكه اين افراد هيچ چشم اندازي را در داخل كشور براي خود نمي‌بينند و در عين حال اين سينما، خوش بختانه در خارج از كشور، طرفدارهايي بيشتري دارد و مورد حمايت است. اين كارگردان سينماي ايران در ادامه اظهار داشت: اخيرا شنيده‌ مي‌شد چند سالن سينما را قرار است به نمايش اين نوع فيلم‌ها اختصاص دهند، به هر حال اين زمزمه‌ها هميشه بوده و عملا هيچ اتفاقي شكل نگرفته است چون براي فيلم‌هايي كه هزينه‌هاي سنگين داشته و جزو سينماي بدنه بوده به اندازه كافي شرايط اكران فراهم نيست. كارگردان فيلم “ده“ درباره مخاطب سينماي اين فيلمساز در داخل كشور با توجه به حضور گسترده فيلم‌هاي او در جشنواره‌هاي جهاني گفت: مسلما دوست دارم فيلم‌هايم در داخل ايران نمايش داده شود چون فيلم‌ها يك شب، در يكي از نقاط دنيا نمايش داده مي‌شود و تمام مي‌شود، ولي اگر فيلم در ايران اكران شود، به طور دائمي با مردم ارتباط دارم. عباس كيارستمي به ايسنا گفت: با توجه به همه‌ي اين شرايط، در مقابل گفت‌وگو كردن با كساني كه اين فيلم‌ها را توقيف مي‌كنند مقاومت دارم. نمي‌دانم اينها چه كساني هستند و كجا بايد اين افراد را پيدا كنم چون تلفني اطلاع مي‌دهند براي نمايش مثلا فيلم “ده“ يا “باد ما را خواهد برد، 20 تا 30 دقيقه را بايد دربياورم!، آيا بعد از اينكه من اين قسمتها را حذف كردم، كسي حاضر است يك فيلم 60 دقيقه‌اي را اكران كند؟!. وي در ادامه تصريح كرد: تا پاي اكران فيلم مثلا “باد ما را خواهد برد” مي‌آييم ولي شرط‌هايي مبني بر اينكه بخشهايي از اين فيلم، مربوط به فروغ و خيام و... حذف شود مطرح شده و من هم نمي‌توانم قسمتي كه كتاب شعرش نيز در كتابفروشي‌ها به فروش مي‌رسد را حذف كنم. البته من از آن دست فيلمسازان نيستم كه بگويند حتي يك فريم از فيلم خود را درنمي‌آورم بلكه حاضرم 1 دقيقه آن را دربياورم ولي 30 دقيقه را كه نمي‌توانم. خصوصا سكانسهايي خوب فيلم را.. گرفتاري دراين است كه به جاي گفت‌وگو، حكم ‌شود. وي افزود: ما انتظار گفت‌وگو داريم تا براي فيلم بعدي تكليفمان روشن شود و اين حكم كردن، چندان دلپذير نيست. كارگردان فيلم طعم گيلاس، درباره‌ي سرانجام طرح سالن سازي كه چند سال قبل داشت به ايسنا گفت: دوسالن را در باغ فردوس همين جايي كه هم اكنون موزه سينما است قرار بود بسازيم و پولش را هم ديگران قرار بود بدهند اما مخالفت شد. به هر حال اينكه سالن سازي بعد از اين همه سال به سرانجام نرسيده بي‌دليل نيست و كسي جرات زدن اين كلنگ را ندارد و آگاهانه، سينما دارد تعطيل مي‌شود. در ادامه‌ي اين گفت‌وگو، عباس كيارستمي در پاسخ به پرسشي درباره‌ي تجربه‌هاي اخير خود، از تجربه‌ي تعزيه به عنوان اينكه يك بار توانسته، تماشاگر تعزيه را خوب نگاه كند ياد كرد و به ايسنا گفت: به مناسبت صدمين سالگرد تولد شكسپير به تئاتر رم قول دارم يك تئاتري اجرا كنم و در همين زمينه با منوچهر انور صحبت كرد و او گفت: در صحنه نمي‌آييم، قرار بود اين اتفاق و اجرا در كنار تصاوير نقاشي انجام شود به هر حال سرانجام نداشت و مورد ديگر درباره‌ي فاصله‌گذاري در فيلم طعم گيلاس بود كه آنها خيال مي‌كردند من از برشت گرفتم درحاليكه من اين را از تعزيه گرفته بودم. سرانجام به آنها گفتم شكسپير را نمي‌توانم برايتان بگذارم به جاي آن يك تعزيه مي‌گذارم. عباس كيارستمي گفت: بخش‌هاي فاصله گذاري تعزيه را در يك كلاژ تصويري از مجموعه 10 تعزيه مشهوري كه داريم قرار بود انتخاب بكنم. بعد كه دو سال گذشته به ديدن تعزيه رفتم در عين حالي كه نمي‌توانستم تاثيرات تعزيه را انكار كنم ديدم كه تماشاگر تعزيه از خود تعزيه برايم جذاب‌تر و جالب‌تر است.بنابراين دست به تركيب تعزيه نزدم و همان تعزيه گردان، تعزيه را گرداند و من، تماشاگر تعزيه را به تعزيه اضافه كردم. وي در ادامه گفت: تعزيه‌، تئاتر نيست يك آيين است. بنابراين اين آيين، بدون تماشاگر معنا و مفهوم ندارد و ما 6 دوربين دوره صحنه گذاشتيم كه هم تماشاگر تعزيه و هم خود تعزيه را نشان دهد و در نهايت تماشاگر ايتاليايي در لحظه بدون اينكه بداند داستان چيست؟ از طريق واكنش و كلوزآپ تماشاگر ايراني مي‌فهمد كه درام در كجا اتفاق افتاد و اين تجربه فوق‌العاده‌اي است. عباس كيارستمي همچنين در پاسخ به سوالي به حضور در تركيب هيات داوران دوسالانه‌ي نقاشي در سال گذشته گفت: در همه جاي دنيا، تركيب هيات داوران از يك حرفه نيست. من معتقدم، نقاشي را الزاما نقاشان نبايد قضاوت كنند در فيلمسازي هم همين طور، يك تماشاگر فهيم هم مي‌تواند قاضي خوب و كافي باشد و فكر نمي‌كنم در دوسالانه كار اشتباهي صورت گرفته باشد. وي در ادامه گفت: به خاطر، شخص خاص يا رودربايستي اين كار را قبول نكردم چون زياد هم نمي‌توانم “نه“ بگوييم. وي افزود: يكي از دلايلي كه از ابتدا به طور قطع داوري، را قبول نكردم اين بود كه در ايران يكبار در فستيوال فيلم داور بودم در حاليكه در 30 نقطه دنيا داوري كردم تنها جايي كه گفتند به “فلاني” راي بدهيد اينجا بود!. عباس كيارستمي، داور دوسالانه نقاشي، درباره‌ي نوع نقاشي‌هايي كه مورد داوري قرار مي‌دهند و تعدادي از اين نقاشي‌ها كه هر ساله تكرار مي‌شود گفت: آنچه كه انتخاب شده و به ما داوران نشان مي‌دهند مورد قضاوت قرار مي‌گيرد و ما هم ناچاريم، چون نمي‌دانيم چه نقاشي يا فيلمي بوده كه در اين ميان، اينها انتخاب شده در نتيجه داوران در تمام دنيا بي‌تقصير هستند و سياستگذاري، مربوط به سازمانهاي ديگري است. بنابراين در كل ريشه يابي كنيد. در عين حال، مي‌دانم اساسا در كار داوري قطعا اشتباه خواهم كرد و اين اشتباه ناگزير است. اين كارگردان سينماي ايران در پايان گفت: من در ايران هرگاه نمايشگاه عكسي مي‌گذارم عكاسها پوست ما را مي‌كنند كه اين فيلمساز برود، فيلمش را بسازد و وقتي فيلم مي‌سازم فيلمسازها مي‌گويند اين عكاس برود، عكسش را بگيرد! . انتهاي پيام