خاتمي در دانشگاه دولتي ايروان: ايراني و ارمني همواره در بناي تمدن در منطقه فلات ايران نقش داشتهاند لازمه نيل به فهم متقابل، افزايش ارتباط متقابل است
حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي، رييس جمهوري اسلامي ايران صبح روز گذشته و در دومين روز از سفر شش روزهي خود به سه كشور ارمنستان، تاجيكستان و بلاروس در جمع دانشجويان، اساتيد و محققان دانشگاه دولتي ايروان سخنراني كرد.
به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، متن كامل سخنان رييس جمهور در دانشگاه دولتي ايروان بدين شرح است:
« آقاي رييس!
استادان و دانشجويان ارجمند!
خانمها و آقايان!
هر ايراني كه به ارمنستان ميآيد و پا به دانشگاه ميگذارد، گويا به «خود» بازميگردد. نغمههاي شعر، زخمههاي هنر و بارقههاي مهر اين سامان همه حاكي از وجود پيوندها ميان ايران و ارمنستان است، پس اجازه ميخواهم در اين حال و هوا به ترجيع بند معروف هاتف، عارف و شاعر ايراني برگردم و از زبان او به شما بگويم:
از تــو اي دوســت نگسلم پيوند
ور بــه تيغــم بــرند بنـد از بند
ارمنستان از سپدهدم تاريخ با فرهنگ و تمدن ايراني پيوندهايي عميق و پايدار داشته است و ايراني و ارمني همواره در بناي تمدن در منطقه فلات ايران نقش داشتهاند. آنچه از ديروز ما، به جا و پابرجاست اين است كه حتي تفاوتهاي ديني و مسلكي كه معمولا موجبات گسستهاي جدي را در حوزههاي جغرافيايي پديد ميآورند، نتوانستهاند پيوستگي تمدني مردمان ايرانشهر و ارمنستان را از هم بگسلند. آنچه عمدتا با كشمكشها و اختلافهاي مرزي و غيرمرزي ميان امپراطوري قديم و دولتهاي جديد همراه است، ميان ايران و ارمنستان تيرگي رخ نداد بلكه اين دو ملت از روابط عميقتر نيز در اين دوران برخوردار شدند، علاوه بر آن بايد بر اين وجوه، كه نبود يا كمبود گسست و تنش ميان دو ملت است، همرايي و همراهي ارمنستان و ايرانيان را در تكاپوي علمي، صنعتي، سياسي و فرهنگي افزود.
ارمنستان و ارامنه در جنبش مشروطيت ايران نقش مهم و تاثيرگذار داشتهاند. مورخان مشروطه، ارامنه و ارمنستان را از جمله گورهها و كانونهاي معاضدت به اين خواست ملي ايرانيان معرفي كردهاند، از اين روست كه ملت ايران فداكاريهاي مردم آگاه ارمنستان را در اين جنبش ضداستبدادي و آزاديخواهانه به حافظهي تاريخي خويش سپرده است. پس از آن نيز هموطنان ارمني ما هيچگاه به دور از تلاشها، رنجها و شاديهاي ملي نبودهاند و در روند تكوين، پيروزي و استقرار انقلاب اسلامي ايارن حماسههاي ماندگار به جا نهادهاند.
تامين و توسعهي نهادهاي جديد آموزشي، علمي و صنعتي در ايران، وامدار اقدامهاي ارجمند ارمنستان است. نخبگان ارمنستان در انتقال بسياري از علوم و فناوريهاي جديد به ايران پيشگام بودهاند. به اين سبب بايد گفت حق و سهم ارمنيان و ارمنستان در گشودن افقها و راههاي نوين توسعه و پيشرفت ايران حائز اهميت است.
آن پيشينهي ديروز، پشتوانهاي غني براي همكاريهاي امروز و فرداست. بيشك بزرگترين سرمايهي هر ملتي در برابر ملتهاي ديگر، تلقي و طرز نگرشي است كه از او به جا مانده است و بر پيشگامان و نخبگان عرصهي فرهنگ و علم و سياست است كه اين سرمايه را به كار اندازند.
به گواهي تاريخ و برپايهي باورهايي كه در ميان ما ايرانيان رواج دارد، مردم ارمنستان به درستي و صداقت، مهرورزي و مروت، آزاديخواهي و شرافت شهرت دارند. ارمنيان شريك غم و نشاط مسلمانان بودهاند و اينها همه گوشههايي از آن تلقي مثبتي است كه از ارمنيان نزد ملت ايران وجود دارد. اين نگاه پيشيني، سرمايه و جانمايهاي براي زيستن در جهاني مشترك است كه صاحبان انديشه ميتوانند به آن بيشتر و بهتر فعليت بخشند.
دانشگاه و هر نهاد علمي و فرهنگي جاي تبادل و تحقق اين معناست. اگر به فرايند آن معنا در عرصهي دانش ، آموزش و فرهنگ به درستي فكر شود، گفتوگو و گفتوگوي تمدنها مصداق و شاني واقعي يافته است. زنجيرهي تصوراتي كه هر متن درچارچوب آن شكل ميگيرد و ارتباط بين اذهاني، بنيادهاي اصلي گفتوگوي تمدنها را ميسازد. دورافتادگي و تفاوتهاي معنايي تمدنها ميتوانند ماهيت ارتباطي ميان آنها را از شكل زنده و بالنده دور كنندو. غيريت و غيريتسازي به ويژه در شكل افراطي آن از جمله عواملي هستند كه به صورت نشانههايي در خدمت «انكار ديگري» و دفاع از يك «خود وانموده» و نه يك «خود واقعي» در ميآيند. «قوم محوريهاي وارونه» جلوههايي از خود محوري و اين غيريتسازيهاي فرهنگي و سياسي است. نبايد گذاشت در ارتباطات ميان تمدني هيچ طرفي در وضعيت «ديگر بودگي» قرار گيرد. اكنون كه ايرانيان و ارمنيان خوشبختانه از چنين آسيب تاريخي تا حدود بسياري در امان ماندهاند بايد به الگويي ايجابي و مبتني بر «فهم ارتباطي» ميان آنان انديشيد. شايد «اشاعه فرهنگي تمدنها» چارهساز وضعي از اين نوع باشد. اشاعهي فرهنگي تمدنها نه از طريق ارتباطات يكسويهي آمرانه و نه از راه ارتباطات دو سويهي منفعلانه ميسر ميشود. بايد همواره متوجه نوعي انتخاب بود كه فاعلانش دانشمندان و روشنفكران هر تمدناند. جذب انتخابي موجب ارتباط دوسويه فعالانه ميان تمدنها ميشود و به اين ترتيب اشاعهي وامگيري و اقتباس تمدني، امري طبيعي و عملي ارتباطي است.
كوچكتر شدن جهان كه از جمله مظاهر اشاعهي جهاني فناوري است، صاحبان انديشه و علم را در هر تمدني كه باشند در تماس مستقيم و نزديك قرار داده است. دانشمندان و دانشگاهيان و روشنفكران ديدهبان اين رويارويي مستمرند. آنان شناسانندههاي «ديگرهاي» تمدنياند. نحوهي قضاوت، وامگيري و اقتباس آنان از «ديگران» سازندهي موقعيتهاي نوين ارتباطي است كه بايد با حساسيت و دقت بيشتري گرفتهش ود.
در فرآيند گفتوگوي تمدنها رسيدن به اشتراك نظر و وحدت عقيده به اندازهي دستيابي به فهم متقابل اهميت ندارد. لازمه نيل به فهم متقابل، افزايش ارتباط متقابل است. ارتباطات در واقع پيش شرط تحقق گفتوگوست و تنها در شرايط سيطره يك گفتوگوي اجبار آميز ميتوان به عنصر ارتباطات، به ويژه ارتباطات علمي و فرهنگي، وقعي ننهاد. گفتوگوي اجبارآميز جنبهي يك سويه دارد و در اصل چيزي جز تلاش يك طرف براي تحميل نگرشهاي خود نيست. راهبردهاي متعارف اينگونه مراوده نيز عمدتا فرهنگي و علمي نيست و ماهيتا جنبهي گفتوگوشنودي و ماهيت ارتباطي ندارد.
خوشحالم كه ارتباطات علمي و فرهنگي ايران و ارمنستان، صورتي گفتوگويي و منظم به خود گرفته است و عناصر ويژهاي از هر تمدن، موضوع همكاريهاي نو قرار گرفته است. اهتمام ويژهي دانشگاههاي ارمنستان به آموزش زبان فارسي و حضور چشمگير استادان و دانشجويان ايراني در اين سرزمين، حكايت از عزم و همت جديدي در دو سو دارد. ترديد نكنيم كه افزايش اين ارتباطات از جمله موجبات دستيابي به فهم متقابل و پاسداشت سرمايهي تاريخي و تمدني دو كشور است. از مسؤولان، دانشمندان، استادان، محققان، هنرمندان و دانشجويان ارجمندي كه در اين دانشگاه و همهي دانشگاههاي ارمنستان، گامهايي بلند در اين راه برداشتهاند صميمانه قدرداني ميكنم و اميدوارم كه گشودن اين راه، پاسخي به خواستههاي تاريخي دو ملت باشد. همهي شما را به خداي بزرگ ميسپارم و توفيق يكايك شما را از او ميخواهم.
متشكرم»
گفتني است رييس جمهور پيش از اين سخنراني با هياترييسهي دانشگاه دولتي ايروان ديدار و گفتوگو كرده است.
انتهاي پيام