/تاانتخابات نهم/ علي تاجرنيا:انتقال انفعال از فضاي دانشگاهها به جامعه جاي نگراني دارد روحيه مشاركتجويانه ودموكراسيخواهي دانشگاهها در دوران معين عينيت يافت
مسوول كميتهي دانشجويي ستاد انتخاباتي معين با بيان اينكه دانشجويان به دليل حضور در نهاد مدرن و علمي دانشگاه، نقش حد واسط ميان مسايلي كه در مجموعهي حاكميت روي ميدهد با جنبش اجتماعي را ايفاء ميكنند؛ طي نشستي اثرگذاري جنبش دانشجويي را از همين باب ارزيابي كرد.
علي تاجرنيا با حضور در ميزگردي كه با عنوان «تا انتخابات نهم» در خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، برگزار شد، افزود: ايجاد رخوت در دانشگاه و دانشجويان به منزلهي به وجود آمدن فضاي انفعال در جامعه است كه بايد نسبت به انتقال اين انفعال از فضاي دانشگاهها به جامعه و استمرار آن نگران بود.
وي با تاكيد بر اينكه ميتوان فضاي دانشگاه را از انفعال خارج كرد، به ظرفيتها و پتانسيلهاي بالقوه در جامعه اشاره و خاطرنشان كرد كه اين ظرفيتها و پتانسيلهاي بالقوه در صورت اعتمادسازي از سوي حاكميت ميتوانند منجر به خروج دانشگاهها از حالت انفعال شوند.
اين عضو سابق دفتر تحكيم وحدت، با جدا دانستن دفتر تحكيم وحدت به عنوان محل فعالان مستقل دانشجويي با برخي تشكلها كه خاستگاهي بيرون دانشگاهها داشته و بعضا شعبههاي يك سازمان نظامي يا نهادهاي ديگر هستند، اظهار داشت: دو دسته عوامل بيروني و دروني باعث ايجاد انفعال در جنبش دانشجويي (منظور جنبش دانشجويي مستقل است كه دفتر تحكيم وحدت آن را نمايندگي ميكند) شده است.
وي با بيان اينكه جريان دانشجويي آغازگر حركت دوم خرداد بوده است، افزود: برآورده نشدن بسياري از انتظارات جنبش دانشجويي از دولت اصلاحطلب، جريان اصلاحطلبي و كساني كه در مجموعهي حاكميت بودند - و البته بخش اعظم اين مطالبات آرمانگرايانه بوده است - يكي از عوامل بيروني مسبب انفعال در جنبش دانشجويي است.
وي خاطر نشان كرد: از سوي ديگر جناح مقابل اصلاحطلبان نيز كه با فشارهايي هزينهي فعاليت دانشجويي را بالا برده و منجر به برخوردهاي خشن با جنبش دانشجويي شدند نيز عامل بيروني ديگر مسبب انفعال در جنبش دانشجويي است.
وي معتقد است: مجموعهي اين عوامل سبب تغيير ذائقهي اجباري دانشجويان شد، به گونهاي كه به واسطهي آن دانشجويان منفعل نشدند بلكه شكل حركت خود را تغيير داده و به علت فراهم نبودن بستر لازم براي فعاليتهاي سياسي از فعاليت در فضاي اجتماعي به نهادهاي صنفي، ادبي و فرهنگي روي آوردند.
تاجرنيا ادامه داد: بايد بپذيريم كه دانشگاه و جنبش دانشجويي انتظارات آرمانگرايانهاي دارد و هر حكومتي حتي اگر محصول اميدهاي آرمانگرايانه باشد، عملگرايانه عمل ميكند. از جمله عوامل دروني كه منجر به انفعال جنبش دانشجويي شد آن بود كه ميان خواستههاي آرماني جنبش دانشجويي و آنچه كه درون جامعه قابل تحقق بود تناسبي ايجاد نشد. البته يك سري مباني اعتقادي حركت دانشجويي نيز به فراموشي سپرده شد و جنبش دانشجويي به حركتهاي شبه نسبي روي آورد. همين عارضه سبب انشقاقها و انفكاكهايي در جنبش دانشجويي شد.
مسوول كميتهي دانشجويي ستاد انتخاباتي معين، با اظهار تاسف از نوعي تمايل به قدرت كه ميان بخشي از جنبش دانشجويي تسري يافته است، تصريح كرد: تمايل به قدرت مسالهي غير ارزشياي نيست و تمام احزاب براي آن تلاش ميكنند. ولي تمايل به قدرت رفتارهاي آرمانگرايانه را تحت تاثير قرار ميدهد و متاسفانه رهبران جنبش دانشجويي (و نه بدنهي اين جنبش) درگير چنين بحثي شدند كه تاثير منفي نيز به جاي گذاشت.
وي با بيان اين اعتقاد كه تلاش براي حوزهي قدرت بايد خارج از جنبش دانشگاهي و در حيطهي فعاليت احزاب باشد، يادآور شد كه از دفتر تحكيم وحدت بيرون آمده و با عضويت در جبههي مشاركت به عنوان يك حزب در انتخابات مجلس ششم شركت كرد.
اين فعال سابق دانشجويي بخشي از راديكاليزه كردن جنبش دانشجويي را در نتيجهي چانهزني براي حضور در قدرت در ميان اين جنبش دانست.
وي با تاكيد بر اينكه انتظارات دانشگاه در دوم خرداد 76 در راستاي انتظارات فضاي عمومي جامعه بود و نه چيزي جداي از آن، خاطرنشان كرد: فضاي دانشگاهها پس از دوم خرداد بسته نبود ولي هزينهي فعاليت سياسي در آن افزايش يافت. البته اين هزينه مترتب از اكثر بخشهاي حاكميت بود. همچنان كه با آييننامهي پيشنهادي وزارت علوم در زمان تصدي دكتر معين براي فعاليت تشكلهاي دانشجويي به علت مخالفت شوراي عالي انقلاب فرهنگي برخورد مناسبي صورت نگرفت.
اين عضو جبههي مشاركت، با بيان اينكه نهادهاي صنفي و غير سياسي در دوران وزارت معين در دانشگاهها گسترش يافتند، ادامه داد: حضور معين در وزارت علوم فضاي زيادي را براي ايجاد و ظرفيت فعاليتهاي اجتماعي دانشجويي فراهم آورد و عمدتا مشكلات به وجود آمده بر سر راه فعاليتهاي دانشجويي از سوي نهادهايي كه خاستگاهي خارج از دانشگاه داشتند، ايجاد ميشد.
مسوول كميتهي دانشجويي ستاد انتخاباتي معين، با تاكيد بر نگاه وسعتنگر معين به فعاليتها و رويكردهاي دانشجويي از دو استعفاي معين در اعتراض به تضييقات ايجاد شده در فضاي دانشگاهها ياد كرد و در پاسخ به اينكه اين استعفاها تا چه ميزان راهگشا بوده است؟ گفت: پس از استعفاي اول معين (كه مورد قبول خاتمي قرار نگرفت) فضاي دانشگاه تلطيف شد ولي جنبش دانشجويي از انفعال خارج نشد. ولي استعفاي دوم معين منجر به تحقق خواستهي او يعني اصلاح ساختار وزارت علوم و حفظ مناسب شان دانشگاه شد.
تاجرنيا با اشاره به اينكه در انتخابات رياست جمهوري سال 76 بسياري بر اين باور بودند كه خاتمي به عنوان يك وزير مستعفي باز هم در مواجه با ناملايمات استعفا خواهد داد، متذكر شد: اگر چه شكل استعفا و كنارهگيري كردن واحد است ولي ميتواند حائز دو هدف باشد. يكي به دليل مسايل شخصي و كنارهگيري به منزلهي عافيتطلبي و ديگري استعفايي كه به منظور ايجاد حركتي در جامعه باشد. استعفاي خاتمي اثر خود را بر فضاي جامعه گذاشت و منجر به فعال شدن مطالبات جامعه شد. استعفاي معين نيز از همين جنس است و از اين نظر قابل تحليل است. همچنان كه استعفاي نمايندگان مجلس ششم در اعتراض به يكسري مسايل صورت گرفت.
به اعتقاد وي استعفاي معين به منظور ايجاد حركتي در فضاي جامعه بوده است كه در نتيجهي آن امروز با صلابت و اقتدار مناسب حركت اصلاحطلبي را در جامعه پيگيري ميكند. دستاورد اين اقدام نيز مقتدر شدن نهادهاي دموكراتيك و كاسته شدن از اقتدار نهادهاي اقتدارگرا بوده است.
تاجرنيا از «صلابت، صداقت، صراحت، صبوري،» كه به عنوان اصول مديريتي بارها از سوي معين مورد تاكيد قرار گرفته است به عنوان رمز آشتي و جدا نشدن از مردم و جنبش دانشجويي و رمز فعاليت عقلاني و در چارچوب قانون ياد كرد.
اين عضو سابق دفتر تحكيم وحدت، در پاسخ به اينكه فعالان در اين نهاد چرا امروز از دو كانديداي متفاوت در عرصهي انتخابات رياست جمهوري حمايت ميكنند، گفت: دفتر تحكيم وحدت بستري براي فعاليت سياسي درازمدت دانشجويان بوده و هست. فارغ از نگاههاي آرماني كه به آن ميشود ميتواند دورهي آموزش فعاليت سياسي باشد. افرادي كه عضو اين دفتر بوده و به نوعي در جنبش دانشجويي حضور داشتهاند عموما نگاه مشتركي به مسايل دارند ولي برداشتهاي متفاوتي نسبت به يكديگر خواهند داشت در نتيجهي همين تفاوت برداشتهاست كه اعضاي اين دفتر (مشخصا وي و رضا حجتي به عنوان اعضاي سابق دفتر تحكيم وحدت كه در اين ميزگرد حضور داشتند) به حمايت از دو كانديدا ميپردازند. ولي به طور كلي تمامي آنها چه زماني كه در دفتر تحكيم بودند و چه در حال حاضر طالب مشي اصلاحطلبانه درون حاكميت بودهاند كه مصاديقش ميتواند متفاوت باشد ولي اين تفاوت مصاديق به منزلهي اختلاف ديدگاه نيست.
اين عضو جبههي مشاركت در بخشي از اين ميزگرد كه به دستاوردهاي علمي طي سالهاي گذشته اشاره شد بخش عمدهاي از اين دستاوردها را معطوف به هشت سال گذشته و در دولت خاتمي دانست و تاكيد كرد: كانديداها علاوه بر عالم بودن بايد علمگرا و علممحور نيز باشد.
به اعتقاد وي فارغ از انتقاداتي كه به خاتمي در عرصهي سياسي و از منظر دانشجويي وارد است، دوران رياست جمهوري او برگهي طلايياي در تاريخ ايران خواهد بود و جامعهي ايران در آينده بيشتر قدر خاتمي را خواهد دانست.
مسوول كميته دانشجويي ستاد انتخاباتي معين، نقطه عطف فعاليت دانشگاهها چه به لحاظ علمآوري و چه به لحاظ توجه به نهادهاي صنفي و مدني و رفتارهاي مشاركت جويانهي دانشجويي، در دوران معين بوده است. همچنان كه روحيهي مشاركتجويانه و دموكراسيخواهي در فضاي دانشگاهها در تعيين مستقل روساي دانشگاهها از سوي هياتهاي علمي آنها در دوران معين عينيت يافت.
وي از اقدامات معين طي چهار سال حضور در دولت هاشمي و قريب هفت سال حضور در دولت خاتمي به نيكي ياد كرد و افزود: عمدهي توفيقات علمي - پژوهشي كشور محصول دولت اصلاحات و زمان وزارت معين بوده است. هر چند پتانسيل و ظرفيتهاي بيشتري در اين زمينه وجود دارد.
تاجرنيا در واكنش به بخشي از سخنان جعفري مسوول بخش جوانان ستاد انتخابات ولايتي كه وجههي سياسي معين را بيش از وجههي علمي او دانست و معين را نزديك به ديدگاه دفتر تحكيم وحدت ميخواند، اظهار داشت: نكتهي برجستهي دكتر معين در حوزهي سياسي، مقاومت وي در مقابل تصميمات آمرانه و حمايت از استقلال دانشگاههاست. ممكن است ديدگاه معين به تفكر دفتر تحكيم نزديكتر بوده باشد ولي هرگز در دوران وزارت وي تضييقي براي برنامههاي طيف مقابل دفتر تحكيم وحدت به وجود نيامد. حال آنكه اقبال و گرايش بيشتري ميان دانشجويان به ديدگاه دفتر تحكيم وحدت وجود دارد تا ديگر نهادهاي سياسي دانشجويي در دانشگاهها.
مسوول كميتهي دانشجويي ستاد انتخاباتي معين، همچنين در واكنش به بخش ديگري از سخنان جعفري كه از عملكرد سياسي ولايتي در دوران تصدي وزارت امور خارجه دفاع ميكرد و آن را حائز نگاه علمي در عرصهي سياست خارجي ميخواند، گفت: از عمدهترين مشكلات امروز كه دولت اصلاحات نيز هشت سال گرفتار آن بود، انزواي سياسي ايران در جهان بينالملل است. اگر به واقع بدنهي سياست خارجهي ايران پيش از دولت خاتمي مبتني بر تحليلهاي علمي شكل گرفته بود بايد توفيقاتي بيش از اين در اين عرصه ميداشتيم در صورتي كه چالشهاي بزرگ پيش روي خاتمي در عرصهي سياست خارجه به علت عدم تحقق نگاه علمگرايانه به اين مسايل بوده است كه منجر به انزواخواهي و انزواطلبي ايران در عرصهي سياست خارجه شده است.
نمايندهي پيشين مجلس شوراي اسلامي، ولايتي را كانديداي ميانهروي جناح راست دانست و گفت: به نظر نميرسد كه تفكرات ايشان در حوزههاي فعاليتشان در دولتهاي گذشته علممحور بوده باشد.
به با اعتقاد بر اين كه يكي از عمدهترين مسايلي كه امروز جامعه از آن رنج ميبرد فقدان اقتدار است، افزود: برخي به دولت خاتمي از همين منظر انتقاد ميكنند. براي رفع اين معضل بايد اقداماتي صورت گيرد تا شهروندان احساس كنند كه كانديداها به آنچه كه ميگويند باور دارند و زمينهي تحقق و عملياتي شدن آنچه كه ميگويند وجود دارد.
وي حلقهي مفقودهي انفعال جامعه و فضاي دانشجويي را عنصر اقتدار دانست و گفت: آنچه در يك جامعهي دموكرات و مبتني بر خواست و نظر مردم لازم و ضروري است وجود شهروند مقتدر است كه ميتواند حاكم مقتدر هم ايجاد كند. به عبارت ديگر در يك جامعهي دموكراتيك، شهروندان بايد مقتدر باشند. اقتدار شهروندي هم الزاما در گرو پرداختن به مشكلات فردي شهروندان نيست. در همين راستا چنانچه افراد و آحاد جامعه بتوانند حاكمان را مورد نقد قرار داده و در عرصهي تصميمگيري و تصميمسازي حضور داشته باشند، شهروندان مقتدر شكل خواهد گرفت و اين شهروند مقتدر با شكلدهي دولت مقتدر جامعه را به سوي جامعهي آرماني سوق خواهد داد.
مسوول كميتهي دانشجويي ستاد انتخابات معين، به تقسيمبندي جناحهاي سياسي موجود از نگاه رضا حجتي، مسوول كميتهي جوانان و دانشجويي ستاد انتخابات كروبي كه در اين ميزگرد مطرح شد انتقاد كرد و گفت: در جامعهي جهاني ايجاد تعارض در عرصهي سياست و اقتصاد به شدت قابل تامل است چرا كه نگاه متفاوت در عرصهي سياست و اقتصاد دوام نخواهد آورد. انديشهاي كه به دنبال اقتصاد آزاد است در حوزهي عمل نميتواند رفتار اقتدارگرايانه در عرصهي سياست داشته باشد.
به اعتقاد اين فعال دانشجويي، آنچه كه جريان دانشجويي را اثرگذار كرده، نقش آن در عرصهي اجتماعي بوده است. در عين حال اگر در درازمدت جريان دانشجويي در برخورد و مواجهه با مسايل سياسي، برخورد انفعالي داشته باشد اين تاثيرگذاري دچار مشكلاتي خواهد شد.
عضو سابق دفتر تحكيم وحدت، ادامه داد: اين توقع از جنبش دانشجويي وجود دارد كه همواره در بحثهاي كلان جامعه (مثل پروندهي هستهيي ايران، وقايعي كه در عرصهي سياست خارجه همچون اتفاق اخير لبنان و … كه پيش از اين جنبش دانشجويي نسبت به آن حساس بوده است) موضعگيري كند و حساسيت نشان دهد؛ چرا كه به اين ترتيب حركت رو به جلو خواهد داشت ولي در غير اين صورت جنبش دانشجويي ديگر جنبش پيشرو نخواهد بود و بيشترين ضربه نيز متوجه خود آن خواهد شد.
مسوول كميته دانشجويي ستاد انتخاباتي معين، در پايان اين ميزگرد تاكيد كرد: هر چه به سمت مشخص شدن برنامهي كانديداها پيش رويم ضريب آزمون و خطا براي مردم كاسته خواهد شد. اين در حالي است كه كوچك شمردن نقش تحزب از سوي برخي كانديداها منجر به شكلگيري دولتهاي غير متعهد به دولتهاي پيشين و سردرگمي مردم و حركت به سوي تجربهي دوبارهي آزمون و خطا و تاخير در شكلگيري الگوي تحزب شود. از اين رو تعدد كانديداها و حمايت حزبي از آنها ممكن است در كوتاه مدت بيانگر توفيق يك جريان سياسي نباشد ولي در درازمدت به سوي شفافيت و الگوي درست حكومت سوق مييابد.
انتهاي پيام