/همايش بررسي مسايل هستهيي ايران/ عسگرخاني: نظر آمريكاييها اعدام ايران است ولي اروپاييها معتقدند ايران مجرم است، اما مجازاتش اعدام نيست
يك مدرس دانشگاه وضعيت موجود بين ايران و آمريكا را بهويژه در زمينهي پروندهي هستهيي متاثر از اجبار و اكراه خواند و گفت: به موجب حقوق بينالملل، هرگونه امضاي قراردادي تحت اجبار و زور، غيرقانوني است و معتقدم پروتكل الحاقي تحت اين شرايط امضا شده است.
به گزارش خبرنگار سياسي خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر عسگرخاني، استاد دانشگاه تهران با بيان اين مطلب كه ديپلماسي رابطهي بين ”جنگ“ و ”همكاري“ و حد فاصل بين اين دو است، به ديپلماسي به كار گرفته شده در مذاكرات پروندهي هستهيي ايران اشاره و ابراز عقيده كرد: متاسفانه دستگاه ديپلماسي ما بدون مطالعه كشور را وارد معاهداتي چون NPT كرد كه امروز هيچ دخالت و مشاركتي در بازنگري آن ندارد. لذا معتقدم بدون آگاهي ملت، مجلس شوراي اسلامي و مقامات بالاي كشور معاهده NPT را پذيرفتيم. اين در حالي است كه هنوز NPT را در مجلس تصويب نكردهايم.
وي با اشاره به بحثها و گفت و گوهايي كه دربارهي معاهدهي CTBT شده است اظهار داشت: مجوز امضاي CTBT فقط بايد از طريق شوراي عالي امنيت ملي صادر شود، اما جاي اين سوال باقي است كه اين شورا متخصصيني داشته است كه شرايط الحاق به اين معاهده را بررسي كند، دليل اصرار ايران چه بوده است كه حتي جلوتر از فرانسويها و چينيها به استقبال اين معاهده برود؟
عسگرخاني ابراز عقيده كرد: تيم ديپلماسي ايران خودش را به ملت ايران و دولتمردان آن تحميل كرد و به نظر من يك نوع غفلت و يا بياعتنايي دانشگاهي نيز به روند مذاكرات صورت گرفته است.
وي گفت: دستگاه ديپلماسي وزارت امور خارجه در اينكه نتوانسته بهموقع مقامات ايران را از خواست و اهداف آمريكا و اروپاييان آگاه كند، غفلت كرده است.
عسگرخاني در ادامهي انتقاداتش از دستگاه ديپلماسي وزارت امور خارجه، ابراز عقيده كرد: پذيرفتن CTBT بدتر از پذيرفتن كاپيتولاسيون است؛ اما در زمان فرزندان امام خميني (ره) كه به شدت با كاپيتولاسيون مخالفت ميكرد، پذيرفتن اين معاهده جاي سوال دارد.
وي با انتقاد از اينكه چرا مذاكرات نيويورك كه دربارهي تغييراتي در NPT است از سوي دانشگاهيان و رسانههاي جمعي مورد توجه قرار نميگيرد، گفت: NPT قطاري است كه بايد تمام واگنهايش در حركت باشد اما چرا ماده 1 و 2 آن به خوبي اجرا ميشود اما موارد 4، 6 و 10 به اجرا درنميآيد؟
عسگرخاني خواستار موضعگيري ايران در زمينهي بازنگري NPT شد و گفت: رييسجمهور جديد بايد نسبت به عملكرد دستگاه ديپلماسي كشور بازنگري دقيقي داشته باشد.
عسگرخاني با اشاره به ”محورهاي خلع سلاح“ و ”تغيير حكومت“ از سوي آمريكا تصريح كرد: اين دو، دو روي يك سكهاند و هدف اصلي، تغيير حكومت است. آمريكاييها طرح خاورميانه بزرگ را در منطقه با اين شكل به پيش ميبرند تا منطقه به نوعي كنفدراسيون تبديل شود. آمريكاييها بر اين نظرند كه ايران بايد اعدام شود. اما اروپاييها معتقدند ايران درست است كه مجرم است، اما مجازاتش به اندازهي اعدام نيست.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا به ايران حملهي نظامي خواهد شد، گفت: هرگز به ايران حمله نخواهد شد؛ چرا كه امكانات نظامي آمريكا يعني هزينه، زمان و نتيجه در مورد ايران مشخص نيست.
عسگرخاني گفت: آمريكاييها ميخواهند رژيم ايران و ملت ايران را با يك بازي روحي و رواني گيج كنند؛ چرا كه از يك طرف حكم اعدامش را صادر ميكنند و از سوي ديگر آن را تبليغ ميكنند.
وي در ادامه با اشاره به تاثير انتخابات رياست جمهوري بر مذاكرات هستهيي گفت: برخي مطرح ميكنند كه اگر فلاني روي كار بيايد رابطهي آمريكا و ايران خوب ميشود، اما به نظر من قطع رابطهي ما با آمريكا مصوبهي كنگرهي آمريكاست كه عبور از آن ساده نيست. دولت آمريكا و بوش از انتقال رژيم ايران به آن چه كه يك رژيم دموكراتيك ميخوانند و به شكل يك لايحه به كنگره ارايه شده است، حمايت ميكنند. اين قانون تحت عنوان آزادي و حمايت از ايران لقب گرفته است.
عسگرخاني با اشاره به مذاكرات فعلي هستهيي بين ايران و سه كشور اروپايي گفت: معتقدم مذاكرات در تاريكي صورت ميگيرد. در قطعنامهاي كه شوراي حكام عليه ايران صادر كرد، آمده است ايران بايد همكاري كامل از خود نشان دهد.
وي با اشاره به واژهي كامل اظهار داشت: اين واژهي آمريكاييهاست، نه شوراي حكام و از اين واژه در امور غرامت، آمريكا استفاده كرده است. اما غرامت در مقطع فعلي به همكاري كامل تغيير كرده است.
وي در پاسخ به سوالي افزود: معاهدهي CTBT قبل از هر چيز شناسايي رژيم صهيونيستي است؛ چرا كه با اين معاهده، رژيم صهيونيستي خود را به جغرافياي خاورميانه وارد كرده است.
عسگرخاني درخصوص هرگونه تغيير رژيم ايران گفت: اگر همه چيز بخواهد تغيير كند و يك ايران قوي بسازيم كه هژموني منطقه باشد، باز هم مورد مخالفت آمريكا و قدرتهاي بزرگ قرار ميگيرد. مساله اين است كه تصميم گرفته شده منطقهي خاورميانه تجزيه شود. آنها يك حكومت ايراني ناسيوناليستي قوي را در منطقه نميخواهند؛ حتي اگر جمهوري اسلامي از بين برود. آنها ميخواهند قدرت ايران دچار يك واگرايي شود اما معتقدم براي مقابله با اين اهداف بايد به حفظ نهادهاي اساسي كشور بيش از هر چيز فكر كنيم؛ چرا كه بر هم زدن آنها و يا منحل كردن يكي از آنها به معني از هم پاشيدن چارچوب نظام است.
انتهاي پيام