کارشناس موسسهي شرق شناسي آکادمي علوم روسيه تاكيد كرد: ايران کشوري بخصوص و با ملتي بخصوص و داراي ايدئولوژي است، تا حد امکان بايد ايرانيان را متقاعد ساخت و نه اين که آنان را تهديد کرد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پوفسور ولاديمير ساژين، کارشناس انستيتو شرق شناسي آکادمي علوم روسيه، مفسر سياسي راديو "صداي روسيه" در مطلبي كه در روزنامهي آر.بي.سي روسيه منتشر شد، نوشت: قطعنامهي شوراي حکام آژانس بينالمللي انرژي اتمي، تا حدي که به نظر ميرسيد، سختگيرانه نبود.
بر اساس گزارش خبرگزاري نووستي، اين روزنامه ادامه داد: تنها مطلب جديد در اين سند در مقايسه با سند پيشين، قيد کردن امکان ارجاع پرونده هستهيي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل بود. تنها امکان ارجاع و نه الزامي بودن آن در اين سند مطرح شده است. آژانس بينالمللي انرژي اتمي تنها در صورتي اين تهديد را عملي خواهد کرد که ايرانيان به برخي از ملزوماتشان عمل نکنند.
در ادامهي اين مطلب هشدا داده شده است: بايد يادآور شد که اصلا به نفع کشورهاي غربي نيست که ايران را منزوي کنند. اما اگر پروندهي هستهيي جهت بررسي به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ارجاع داده شود و فشار بر اين کشور تشديد شود، ناچارا چنين اتفاقي خواهد افتاد. تحريمهاي اقتصادي و يا تحريمهاي ديگري که ممکن است پيامد تصميم سازمان ملل متحد باشند، منجر به نتيجهاي ميشوند که سياستمداران غربي نميتوانند آن را محاسبه کنند.
در اين گزارش با بيان اين كه "جامعهي ايراني از لحاظ جهانبيني بسيار متنوع است" ميخوانيم: در ايران افراد بسياري با غرب مشكل ندارند، اما در صورت اعمال فشار شديد بر اين کشور، ديدگاه منفي نسبت به جهان غرب، به شدت در اين کشور رشد ميکند. ايرانيان نسبت به هر فشاري بسيار حساس هستند. اين امر علاوه بر ساير دلايل، به علت روانشناسي ملي پارسيان ميباشد و نيز نقشي که ايران در منطقه خود ايفا مي کند.
در اين گزارش ابراز عقيده شده است: روح ملي ايرانيان مخلوطي از شووينيسم پارسي است که منشا آن از زمان پادشاهان کوروش و داريوش و نيز فرقهي شيعه است. از يک سو آنان واقفند که در عهد باستان تقريبا صاحب نيمي از جهان بودهاند و از سوي ديگر شيعيان که بخش اکثريت ايرانيان را تشکيل ميدهند، نيز بر منتخب بودن خود تاکيد دارند.
در ادامهي اين مطلب ميخوانيم: از اين رو حتي لازم نيست که عليه ايران اقدامي نظامي انجام شود، تنها فشار اقتصادي کافي خواهد بود که در اين جامعه همبستگي پديدار شود که پيامد آن پاسخ از سوي ايران خواهد بود. در مقايسه با آن مقاومت در عراق ميتواند کاملا بياهميت به نظر برسد.
در اين گزارش ميخوانيم: در پاسخ به تحريم غرب، ايران ميتواند صادرات نفت را کاهش دهد و يا کلا آن را قطع کند. اين که تا چه حد چنين چيزي ممکن است، سوال سختي ميباشد. از يک سو ايران از لحاظ توليد نفت يکي از کشورهايي است که در صدر جهان قرار دارد و از اين رو تاثير آن بر بازار نفت ميتواند قابل توجه باشد. اگر اين کشور بخواهد تا حد اندکي نيز توليد و صادرات نفت را کاهش دهد، به طور قطع بر بازار نفت تاثير خواهد داشت، اما بعيد است که چنين اقدامي از سوي کشورهايي مثل عربستان و کويت مورد حمايت قرار گيرد.
در ادامهي اين گزارش ميخوانيم: اين کشورها تا حد ممکن سعي مي کنند که کمبود از سوي ايران را جبران کنند. از سوي ديگر چنين اقدامي به مذاق آناني که مستقيما با سياست هستهيي ايران مخالفت نميکنند، خوش نخواهد آمد. به عنوان مثال چين و ژاپن، مقادير بسياري از نفت ايران را خريداري مي کنند و تمامي تدابير را اتخاذ مي کنند که اجازه ندهند که در عرضه وقفه به وجود بيايد.
در اين گزارش ميخوانيم: عمليات نظامي در آيندهي نزديک عملا غيرممکن است. فرماندهي در حمله نظامي عليه ايران را ميتوانند آمريکا و اسرائيل بر عهده گيرند، اما آمريکا در عراق و افغانستان درگير است. به همين دليل حتي ابرقدرتي مثل آمريکا نيز بعيد است که نيروي کافي داشته باشد تا در جنگ با ايران از تمام نيروهاي زميني، دريايي و هوايي خود استفاده کند. علاوه بر اين بايد اين را نيز به حساب آورد که جنگ با ايران به هيچ وجه جنگ با عراق و يا لشکرکشي در افغانستان نيست. ارتش ايران يکي از بزرگترين ارتشها در جهان است. به اضافهي آن، تهران چند ميليون نفر را هم ذخيره در "بسيج" دارد. از اين رو آمريکاييان در صورت حمله به ايران، با شديدترين مقاومت مواجه خواهند شد.
در اين گزارش ميخوانيم: حملهي هوايي به تاسيسات هوايي ايران نيز به سختي قابل تحقق است. در اين کشور چند ده تاسيسات هستهيي وجود دارند که هر يک از آنها مشخصات خاص خود را دارند. بسياري از آنان به حدي خوب در کوه ها پنهان شدهاند که حتي سازمان جاسوسي آمريکا نيز دقيقا نمي داند که آنها کجا قرار دارند. از اين رو حملهي هوايي به ايران موثر نخواهد بود. امکان نظامي ديگري که براي حل مسالهي هستهيي ايران از سوي برخي از تحيلگران مطرح ميشود، نفوذ تخريبي عليه تاسيساتي معين در اين کشور است، اما احتمال اين نيز اندک است. علاوه بر اين بايد اين حساب را نيز کرد که اگر بسياري از کشورها از عمليات نظامي در عراق حمايت کردند، از آنجايي بود که معتقد بودند صدام براي آنان خطر محسوب مي شود، اما در اين مورد، نه اروپاي غربي و نه کشورهاي ديگر، از چنين تجاوزي حمايت نميکنند.
در بخش ديگري از اين تفسير با طرح اين سوال كه آيا راه خروجي از اين درگيري وجود دارد؟، ميخوانيم: بايد ايرانيان را فهميد، اگر آنان را به گوشهاي راند، ميتوانند کارهاي زيادي انجام دهند. ايران کشوري بخصوص و با ملتي بخصوص و داراي ايدئولوژي است. تا حد امکان بايد ايرانيان را متقاعد ساخت و نه اين که آنان را تهديد کرد.
در ادامهي اين مطلب ابراز عقيده شده است: بهترين حالت اين است که در چارچوب آژانس بين المللي انرژي اتمي، تحت حمايت روسيه، اتحاديهي اروپا و آمريکا به ايرانيان تضمين امنيتي داده شود و دسترسي به سوخت هستهيي براي نيروگاه اتمي را تضمين نمود.
در بخش پاياني اين گزارش با ابراز اين كه "مهم تر از همه اين است که قرارداد منع گسترش سلاح هستهيي را اصلاح نمود" آمده است: اين قرارداد براي سال هاي دهه 60 ميلادي مناسب بود و کاربرد داشت. اکنون در آن نکات حقوقي معيني پديدار شدهاند که اجازه ميدهند، کشورهايي که در لب مرز ميباشند و تعدادشان حدود 15 کشور شمرده ميشود، بدون پايمال ساختن آن به ساخت بمب هستهيي کاملا نزديک شوند.
انتهاي پيام