جشنواره فجر

  • دوشنبه / ۸ اسفند ۱۳۸۴ / ۱۴:۱۶
  • دسته‌بندی: سیاسی2
  • کد خبر: 8412-05178

همايش "ايران، عدالت و آزادي"/8/ خشايار ديهيمي: جوهر انديشه‌ي ليبرال، آزادي بيان و انديشه است

همايش "ايران، عدالت و آزادي"/8/
خشايار ديهيمي:
جوهر انديشه‌ي ليبرال، آزادي بيان و انديشه است
«خشايار ديهيمي» گفت: جوهر انديشه‌ي ليبرال، آزادي بيان و انديشه است، بر خلاف تصوري كه در اذهان پديد آمده است كه ليبراليست را يك مكتب بيشتر اقتصادي معرفي كرده، اگر به تاريخچه‌ي آن برگرديم مي‌بينيم ليبراليست تنها سرمايه‌داري و بازار آزاد نيست؛ بنيان ليبراليست در آزادي انديشه و بيان استوار است. به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، وي در همايش "ايران، عدالت و آزادي" با عنوان انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي مديريت و با همكاري دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) برگزار شده است، اظهار داشت: در عصر روشنگري تكريم عقل كه ناشي از تكريم دانشجو بود بر انديشه‌ي غرب سيطره پيدا كرد و داراي اولويت شد. ما با رشد علم و دانش در اين عصر مواجه شديم و الگوي علوم تجربي كه مبتني بر آزمايش و توجه به دستاوردهاي ديگران بود مورد توجه قرار گرفت. در علوم تجربي با آزمايش كردن خودمان را به واقعيت نزديك‌تر مي‌كنيم و به احكامي درست يا نادرست از طريق آزمايش مي‌رسيم اما اين آزمايش‌ها در نهايت صحت يا بطلان نظريه را نشان مي‌دهد. وي افزود: متفكران به اين نتيجه رسيده‌اند كه در علوم انساني نيز بر سبك علوم تجربي فعاليت كنند، گفتند اجازه دهيم هركسي عقل انساني خود را به كار بگيرد. اعتقاد بر اين بود كه به كار گرفتن درست عقل در حيطه‌ي علوم انساني هم مثل علوم تجربي منجر به يك نظر واحد خواهد شد اما لازمه‌ي بيرون آمدن حقيقت اين است كه اجازه دهيم عقول جدال كنند؛ همان كاري كه در علوم تجربي با عنوان آزمايش انجام مي‌شود. وي افزود: در بطن اين تفكر به نوعي آزادي بيان و انديشه صحه گذاشته شد. سبك‌هاي متفاوت زندگي همان آزمايش در علوم تجربي است. متفكران به اين نتيجه رسيدند كه همانطور كه در علوم تجربي با آزمايش مي‌توان حقيقت را يافت، مي‌توان از شكست‌ها و پيروزي‌ها به نتايجي براي درست زندگي كردن رسيد اما بايد يك اصل راهنما وجود داشته باشد كه به آن سبك زندگي مي‌گويند. يعني ما بايد سازوكاري فراهم آوريم تا سبك‌هاي متفاوت زندگي و اعتقادات متفاوت انسان‌ها بتواند با هم همزيستي مسالمت‌آميز داشته باشند. با سبك زندگي است كه اين مسأله به نوعي نظريه‌ي سياسي تبديل شد و آزادي انديشه و بيان و عقل را تكريم مي‌كند و دنبال سازوكاري مي‌گردد كه جستجوي اين سازوكار به امور دولت مي‌انجامد. به دنبال اين است كه مي‌خواهند سازوكاري را در پيش بگيرند كه افراد بتوانند عقلشان را آزادانه به كار بگيرند اما در عين‌حال برخوردي اتفاق نيفتد و تعصبات منجر به جنگ و كشمكش نشود. اما در عمل طبق اعتقاد به روشنگري اين بود اگر عقول آزاد باشند و بتوانند تجربه كنند به يك همگرايي مي‌رسند و به نظريه‌اي براي تأييد عقل و تجربه دست مي‌يابند اما در عالم انساني اين اتفاق نيفتاد و قضيه به نوعي معكوس شد. در دوره‌ي روشنگري به جاي همگرايي نوعي واگرايي اتفاق افتاد و انديشه‌هاي متفاوت رشد كردند. انديشه‌ي ليبراليسم كه پويا بود مي‌بايست خود را با اين مسأله هماهنگ كند. در عمل واگرايي اتفاق افتاد و معلوم شد با پس‌زمينه‌ي ذهني كه وجود دارد و طبقات اجتماعي متفاوت افراد و جهان‌بيني گسترده افراد به نتايج متفاوتي مي‌رسند كه هيچ‌كدام قابل اثبات نيست در نتيجه بكارگيري و تكريم عقل در اينجا موجب همگرايي نمي‌شود. ديهيمي افزود: بنابراين در انديشه‌ي ليبرالي تصميمي ديگر گرفته شد. از اينجا به بعد است كه انديشه‌ي ليبرالي ما بعد روشنگري رشد پيدا مي‌كند اما بايد گفت انديشه‌ي ليبرالي ما بعد روشنگري اساس انديشه‌ي ليبرالي دوره‌ي روشنگري را به زير سئوال نمي‌برد، منكر آزادي بيان و انديشه و سبك‌هاي متفاوت زندگي نمي‌شود، بلكه مي‌خواهد به آنها صحه بگذارد و تنها نتيجه‌گيري را تغيير دهد كه در عمل تدبيري براي واگرايي بيانديشد كه منجر به خشونت نشود. اين انديشه براي جا دادن تكثر در دل خود تلاش‌هاي زيادي كرد. وي افزود: تعريف امر سياسي با دوره‌ي بعد از روشنگري ايجاد مي‌شود. در مملكت ما سياست همچنان به چشم دوره‌ي روشنگري كه نه بلكه به دوره‌هاي قبل‌تر از آن نگريسته مي‌شود؛ نه تنها در ميان كساني كه به دموكراسي قائل نيستند بلكه در ميان كساني كه لااقل به دموكراسي در لفظ اعتقاد دارند. در ميان اهل انديشه‌ي ما نگاه به امر سياست بسيار قديمي است. ديهيمي گفت: براي امر سياسي تعريفي داده شد كه مبتني بر اين است كه آدم‌ها با مباني متفاوت مي‌توانند به نتايج مختلف ضد هم برسند اما بايد تدبيري انديشيد كه بتوانند در كنار هم به طور مسالمت‌آميز زندگي كنند. وي ادامه داد: سياست را از اعتقادات و ايدئولوژي جدا كردند و گفتند كه نبايد تصميم‌گيري‌ها در گرو اعتقادات آدمي باشد، چراكه اعتقادات گاه كاملا متفاوت است، در نتيجه سياست بايد از اعتقادات افراد جدا شود. اعتقادات مبتني بر ايدئولوژي‌ها هستند، ايدئولوژي‌ها هم يك سيستم جامع از نظرها هستند كه هيچ نظر خارجي را برنمي‌تابند. بايد تدبيري انديشده مي‌شد كه افراد بتوانند در كنار هم به طور مسالمت‌آميز زندگي كنند، در نتيجه سياست را از اعتقادات و ايدئولوژي جدا كردند و گفتند كه سياست نبايد در گرو اعتقادات آدمي باشد. البته ايدئولوژيست‌ها نيت خطا ندارند و فكر مي‌كنند نابينايي را از افتادن در چاه برحذر مي‌دارند اما نتيجه‌اش فشار و سركوب دائمي و رشد نكردن فرد مي‌شود. سياست براي اينكه همزيستي مسالمت‌آميز در ميان افراد ايجاد كند بايد بر اساس اجماع هم‌پوشان باشد. مي‌گويند ما در سياست نياز به نظام جامع اعتقادات نداريم، از همه‌ي اعتقادات مختلف بايد خط مشتركي استخراج شود كه لزوما جامع نيست، بلكه مانع است و تنها راه به همه‌چيز نمي‌دهد، بنابراين امر سياسي امر ايدئولوژيك نيست، حيطه‌اي است كه در آن حداقلي وجود دارد كه همه مي‌توانند آن را بپذيرند. وي ادامه داد: فرض كنيد ما در موقعيتي هستيم كه نمي‌دانيم در آينده چه جايگاهي خواهيم داشت؛ مطرود هستيم يا حاكم، بر اين اساس بايد ببينيم چه مراتبي را بايد براي هركس قائل شويم و چه چيزهايي براي هر فرد ضروري است. اگر ندانيد كه فردا جزء مطرودان جامعه يا حاكمان جامعه هستيد آيا احتياط نمي‌كنيد كه بگوييد مطرودان را نكشيد چون ممكن است شما خودتان جزء مطرودان باشيد. اين فرد به درستي هم‌پوشاني عقايد را نشان مي‌دهد. مي‌توان در دل اين آزادي به عدالتي رسيد كه نتيجه‌ي آن خوشبختي است. انديشه‌اي كه بعدها مطرح شد مساوات‌طلبي ليبرالي بود كه مي‌گويد برابري فرصت‌ها را بايد براي آدم‌ها ايجاد كنيم و حفاظي ايجاد كنيم براي محرومترين اقشار جامعه كه بتوانند با سقفي از معيشت از زندگي شرافتمندانه برخوردار باشند. اين معناي عدالت در ارتباط با آزادي انسان‌ها معنا مي‌يابد و با آن پيوند مي‌خورد. ديهيمي با بيان اينكه «نظريه‌هاي ليبرالي در كشور ما باز نشده‌اند»، گفت: ليبراليسم به آزادي برمي‌گردد. بيشترين رواج انديشه‌ي ليبرالي در دوره‌ي مشروطه بوده كه هنوز انديشه‌ي چپ در آن دوره رواج پيدا نكرده بود. قانون و قانون‌سالاري از دل انديشه‌ي ليبرالي بيرون آمده است، قانوني كه اجازه مي‌دهد اقليت هم در درون حكومت اكثريت حقوقي داشته باشند. انديشه‌ي مشروطه انديشه‌ي ليبرالي بوده است، همانگونه كه مشروطه شكست خورد ليبراليسم هم در ايران شكست خورد و به شكل جدي‌اي تاكنون مطرح نشده است. انتهاي پيام