جشنواره فجر

  • دوشنبه / ۸ اسفند ۱۳۸۴ / ۱۶:۱۶
  • دسته‌بندی: سیاسی2
  • کد خبر: 8412-05366

همايش "ايران، عدالت و آزادي"/9/ دكتر آزاد ارمكي: تلاش‌هاي جامعه‌ي ايراني همواره انتقادي است جامعه‌ي ايراني در هر كاري از وسط شروع مي‌كند

دكتر «تقي آزاد ارمكي» گفت: معتقدم مي‌شود از جامعه شناسي براي دستيابي به عدالت و آزادي استفاده كرد. به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، وي در همايش "ايران، عدالت و آزادي" با عنوان انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده‌ي مديريت و با همكاري دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) برگزار شده است، با موضوع «جامعه شناسي‏‎؛ آزادي يا عدالت»‏، اظهار داشت: اين روايت حاشيه‌اي از جامعه شناسي است كه علم بتواند براي دستيابي به آزادي و عدالت به ما كمك كند، ما ياد گرفته‌ايم خارج از حوزه‌ي علم به آزادي و عدالت دست يابيم، ياد گرفته‌ايم علم مانعي براي دستيابي به آزادي و عدالت است. علم براي ساختن جامعه‌اي زشت و كثيف آورده تا جامعه‌اي خوب. وي افزود: جامعه شناسي آمده تا جامعه‌اي را طراحي كند كه در آن دموكراسي و آزادي محقق بشود، ما بايد در بازخواني جامعه شناسي به اين امر توجه كنيم. وي با بيان اينكه «تاكنون نگاه روشنفكران در ايران نگاه توسعه‌يي بوده تا نگاه انتقادي»، اظهار داشت: وضعيت جامعه‌ي ايران معاصر وضعيت خاصي است كه كانونش خواسته يا ناخواسته در نگاه توسعه‌يي بنا شده است. اولين گامي كه در ساختن ايران برداشته شده با نگاه توسعه‌يي بوده است تا نگاه روشنفكرانه و نقاد. آزاد ارمكي اظهار داشت: جامعه‌ي ايران كه ما در آن قرار گرفته‌ايم در طول تاريخش كانون همه‌ي تلاش‌ها براي توسعه بوده است. جامعه‌اي كه ماشين‏، ساختمان‏، كتاب و ساير اشياء بايد در آن بيشتر و بيشتر باشند. اين داوري بنيانش بر توسعه گذاشته شده است و امروز هم اين رويه از سوي سياسيون دنبال مي‌شود اما در اينجا مشكل بنيادي وجود دارد كه در حوزه‌ي روشنفكري و انديشه‌ي ايراني است و در بحث عدالت و آزادي خود را نشان مي‌دهد. همه به دنبال ايجاد عناصر و اشياء بيشتر هستند، اين جنبه‌اي ايدئاليستي و ذهني و خواستني است كه به شكلي در جامعه‌ي ايران به ايدئولوژي تبديل شده است. توسعه اساسا ايدئولوژي جامعه‌ي ايراني است، كساني كه نقد هم مي‌كنند اين آرمان و ايدئولوژي را نقد مي‌كنند. در اين نگاه يك نگاه كاملا چپ گرايانه حاكم است كه به آن به عنوان آرمان نگاه مي‌كنند، كساني كه قرار است اين ايده را محقق كنند از سنخ متن و ايده و آنچه كه ادعا مي‌كنند نيستند. كارگزاران اين عرصه مجموعه‌اي از بروكرات‌ها هستند كه آمده‌اند بر اساس شرح وظايف كار انجام دهند اما حتي شرح وظايف را هم خراب مي‌كنند. اين استاد دانشگاه افزود: جامعه‌ي ايراني براي شروع هر كاري از وسط شروع مي‌كند اما غربيان از اول شروع مي‌كنند، ما همواره احتمال مي‌دهيم كه فرصتي براي پايان نيست و از وسط شروع مي‌كنيم. تلاش‌هاي جامعه‌ي ايراني همواره انتقادي است. مسير جريا‌ن‌هاي روشنفكري نيز انتقادي هستند و اما در جهت نقد و ساماند‌هي يك جريان توسعه‌يي شكل گرفته‌اند. وي ادامه داد: آنچه كه اصلا صلاحيت آرمان‌گرايانه نداشت در عرصه‌ي روشنفكري و جريان انتقادي ايران وارد شده است. دولت‌ها يا نيرو‌هاي دولتي كه مدعي عدالت مي‌شوند اتفاقا جريان آزادي و دمكراسي را نقد مي‌كنند و علت اساسي شكستشان به اين علت است كه اساسا بروكرات هستند ولي ژست روشنفكري و انتقادي مي‌گيرند. اين گفتمان كه انتقادي است و داعيه‌ي آزادي و دمكراسي را داردهم از اين بيماري رنج مي‌برد، بيماري حاكميت نيرو‌ي اجتماعي تحت عنوان بروكرات‌ها. اساسا اگر قرار است اتفاقي بيافتد بايد اين نيرو حذف شود و نيرويي از جنس گروه‌هاي فكري و انديشمندان بيايند، آنها مي‌توانند اين امر را محقق كنند تا اينكه كساني كه خود اساسا ضد فلسفه‏، تفكر و انديشه هستند از صحنه‌ي نقش بازي كردن بيرون روند. وي افزود: آزادي‏، عدالت و دمكراسي در ايران وضعيتي حاشيه‌يي پيدا مي‌كند، وضعيتي خارج از عرصه‌ي رسمي كه مي‌تواند ژست انتقادي بگيرد و به عنوان نيرويي آماده ابراز وجود كند ولي چون از بيماري توسعه‌يي رنج مي‌برند خيلي نمي‌توانند منشاء عمل جدي شوند. انتهاي پيام