جشنواره فجر

  • جمعه / ۸ اردیبهشت ۱۳۸۵ / ۱۰:۱۷
  • دسته‌بندی: فرهنگ حماسه
  • کد خبر: 8502-02523
  • خبرنگار : 71062

*برررسي جايگاه مطبوعات و صفحات دفاع مقدس روزنامه‌ها* بهبودي: افت كيفيت از نيمه دوم دهه هفتاد، نياز به نوآوري، ضرورت حمايت از نشريات دفاع مقدس و...

*برررسي جايگاه مطبوعات و صفحات دفاع مقدس روزنامه‌ها*
بهبودي: افت كيفيت از نيمه دوم دهه هفتاد، نياز به نوآوري، ضرورت حمايت از نشريات دفاع مقدس و...

به اعتقاد مدير دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، روزنامه‌نگاري دفاع مقدس در دهه‌ي 60 شكوفا شد، اما از نيمه‌ي دوم دهه‌ي هفتاد تاكنون با افت كيفيت صفحات دفاع مقدس روزنامه‌ها روبه‌رو هستيم، از سوي ديگر ايجاد صفحات توانا نيازمند صرف هزينه و جذب نويسنده است و براي نوشتن و حرف زدن از دفاع مقدس نيازمند نوآوري هستيم.

هدايت‌الله بهبودي، كه با خبرنگار سرويس «فرهنگ و حماسه» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت‌وگو مي‌كرد درباره‌ي جايگاه مطبوعات دفاع مقدس مي‌گويد: اين جايگاه و وضعيت در دوره‌هاي مختلف متفاوت است. پس از انتشار «اطلاعات جنگ» در اوايل دهه‌ي شصت كه از طرف روزنامه اطلاعات صورت گرفت و به دنبال آن، تاسيس صفحه «جبهه و جنگ» در روزنامه‌ي جمهوري اسلامي، حركتي در روزنامه‌ها آغاز شد كه تا حد زيادي به ادب و هنر پايداري، ‌تربيت خبرنگار، نويسنده و توسعه‌ي فرهنگ جبهه كمك كرد. اگر روزي، يك طرح زمين مانده هم كه همانا « بررسي روزنامه‌نگاري‌ جنگ در ايران» است، مورد پژوهش قرار گيرد، به تبيين اين موضوع و موضوعات ديگر خواهد انجاميد.

                                شكوفايي رونامه‌نگاري دفاع مقدس در دهه‌ي 60

وي ادامه داد: روزنامه‌نگاري دفاع مقدس در دهه‌ي شصت شكوفا شد. شكوفايي آن نه در تاسيس صفحات جنگ در روزنامه‌ها، بلكه پيدا شدن زبان تازه‌اي براي گفتن و در واقع، نوشتن از دفاع مقدس بود. شما مي‌توانيد اين زبان را در قطعه‌هاي ادبي كوتاه چاپ شده، شيوه‌ي مصاحبه‌ها، ايجاد ستون‌هاي جديد و طرح مسائل نو در صفحه‌ي جبهه و جنگ روزنامه‌ي جمهوري اسلامي در سال‌هاي 65،66 و 1367 بيابيد. پس از پايان جنگ و در واقع تا اواسط دهه‌ي 70، تعلق خاطر روزنامه‌ها به داشتن صفحات مرتبط با دفاع مقدس ادامه داشت و مهم‌تر از آن، خبرنگاران و نويسندگان مجربي كه در عرصه‌ي هشت سال دفاع مقدس آميخته شده بودند، با اين صفحات هم‌كاري مي‌كردند.

                                 افت كيفيت از نيمه‌ي دوم دهه‌ي هفتاد تاكنون

بهبودي مي‌گويد: اگر پاسخ بالا را به عنوان وضعيت نشريات عمومي كشور و نسبتي كه با دفاع مقدس داشتند، بپذيريد، بايد بگويم كه از نيمه‌ي دوم دهه‌ي هفتاد تاكنون ما با افت كيفيت در صفحات دفاع مقدس روزنامه‌ها روبه‌رو هستيم؛ كه علت اصلي آن به نظرم جدا شدن نيروهاي كيفي، جبهه ديده و كار بلد از روزنامه‌ها بود. جاي اين نيروها را كساني گرفتند كه از جنگ و همه‌ي زشتي‌ها و خوبي‌هايش صرفا به عواقب آن مي‌نگريستند، به مسموعات، به رفتار و گفتار كساني كه خود را سخنگوي جنگ مي‌پنداشتند. در واقع آنان با تصويري كه در شهر دستكاري شده بود و عنوان فرهنگ دفاع مقدس پيدا كرده بود، مواجه شدند و از باطن و زلال پديده‌هايي كه در دفاع هشت ساله رخ داده بود، مطلع نبودند. طبيعي است كه اداره شدن صفحات روزنامه‌ها - منظورم صفحه‌هاي مربوط به دفاع مقدس است - با اين افراد نمي‌توانست كيفيت گذشته را حفظ كند.

                                          فقط يك نشريه با چشمي غيرسازماني

بايد بگويم كه در حوزه‌ي مطبوعات، با عناوين پرشماري در اين جهت مواجه نبوديم. اگر نشريات سازمان‌هايي مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، بنياد جانبازان و مستعضفان و بنياد شهيد را كه به واسطه‌ي مناسبت با موضوع به جنگ و عوارض و پي‌آمدهاي آن مي‌پرداختند، كنار بگذاريم، نشريات تخصصي دفاع مقدس شايد در طول دهه‌ي هفتاد تا امروز به شمار انگشتان يك دست هم نرسد و اگر دايره‌ي تخصصي بودن را نيز بدين امر بيفزاييم، بايد بگويم فقط يك نشريه‌ي تخصصي در سال‌هاي ياد شده وجود داشت كه آن هم تعطيل شده است. پس فقط يك نشريه وجود داشت كه از چشم غيرسازماني به جنگ مي‌نگريست و اين نه عيب است و نه حسن. موقعيتي است كه نشريات تخصصي با آن رو‌به‌رو بوده و هستند.

با همين وضعيتي كه قبلا اشاره كرديم، به دليل گذشتن از صافي سازمان‌ها، همه بازجست‌ها به مقوله‌ي دفاع مقدس شبيه هم مي‌شوند؛ گويي،‌ قالبي و كارخانه‌اي. در حالي كه ما نيازمند نگاه سيال نه به ظواهر جنگ بلكه به باطن انساني، اعتقادي و بي‌نظير اين دفاع هشت ساله هستيم. اين محدوديت، امكان ورود سلايق مختلف را براي نوشتن و قلم زدن نمي‌دهد. به همين دليل نشريات دفاع مقدس يا صفحات مرتبط در روزنامه‌ها،‌ تكثير يك نشريه يا يك صفحه با عناوين مختلف است. البته استثنائاتي هم پيدا مي‌شود.

هم‌اينك فصلنامه‌ي فرهنگ پايداري كه از ناحيه‌ي يك نهاد وابسته به سازمان رزم منتشر مي‌شود، با وجود محدوديت‌هايي كه در انتخاب و ارائه‌ي مطالب روبروست، اما نشريه‌ي قابل قبولي است و ظرفيت ارتقاء كيفي را هم دارد.

                                حمايت از نشريات دفاع مقدس الزامي است

اگر نشريات دفاع مقدس حمايت نشوند، احتمال رويكرد بخش خصوصي به اين موضوع در حد بسيار پايين است. علت آن هم نبود چرخش اقتصادي، يعني بازنگشتن هزينه‌هاست. بخش خصوصي بدون بازگشت هزينه و بلكه بدون سود به سوي انجام كاري قدم برنمي‌دارد. بنابراين، اين حمايت‌ها الزامي است،‌اما با شرايطي كه معمولا رعايت نمي‌شود و آن اجازه‌ي ارائه‌ي فكر و نظر در اين عرصه است.

اگر قلمي با علاقه و حرمت به اين دفاع مي‌نگرد، بايد امكان ارائه‌ي نگاه متفاوت به او داده شود. مديران فرهنگي در اين عرصه مي‌گويند: هر قلم و قدمي كه مثل من انديشيد مي‌تواند حضور مشروع در اين حوزه بيايد، حمايت شود و ... .

                                  صرف هزينه و جذب نويسنده براي ايجاد صفحات توانا

از نظر كمي شايد نيازمند صفحات دفاع مقدس ضعيف و متوسط در روزنامه‌ها نباشيم، ايجاد صفحات توانا نيازمند صرف هزينه و جذب نويسنده است. روزنامه‌ها چنين كاري نمي‌كنند، آن‌ها مايلند حداقل هزينه را بكنند. اگر روزنامه‌اي خواستار چنين هزينه‌اي شده، آن وقت مي‌توان در مورد كيفيت آن حرف زد. مي‌ماند نشريات تخصصي كه اكنون كمتر يا به اندازه‌ي انگشتان يك دست هستند و همه‌گي وابسته به نهادها و سازمان‌ها. همان‌طور كه گفتم اگر اجازه‌ي ورود قلم‌ها و زبان‌ها و نگاه‌هاي تازه را بدهند، اگر به دنبال زبان تازه‌اي براي نوشتن از جنگ باشند و هزينه هم بدهند، امكان دارد در كيفيت به مقام قابل قبولي برسند.

                            نوآوري براي نوشتن و حرف زدن از دفاع مقدس

بايد تذكري بدهم و آن اين است كه براي نوشتن و حرف زدن از جنگ، نيازمند نوآوري هستيم. چرا؟ چون توليد انواع ادبي درباره‌ي جنگ - در عرصه‌ي ژورناليسم و يا كتاب‌هاي مرتبط با اين موضوع به اندازه‌اي فراوان است كه پيدا كردن حرف تازه، خود هنري است. پس ما خودآگاه با مقوله‌اي چرخشي يا تكراري مواجه هستيم. اين تكرار كه امري ضروري هم هست، بايد آميخته با نوآوري، نوگويي و نوقلمي باشد.

                       ضعف تلويزيون در پرداختن به موضوع جنگ -به جز چند مجموعه‌ي محدود

نسل جديد بيشترين اطلاعات خود را از تلويزيون مي‌گيرد نه كتاب. تلويزيون در پرداختن به موضوع جنگ به جز چند مجموعه محدود كه به دست كارگردانان توانا ساخته شد - عاجز است و معتقدم دچار شيوه‌اي شده كه مي‌توان از آن با تعبير مذهب عليه مذهب ياد كرد. يعني شيوه‌ي بياني و تصويري تلويزيون از جنگ بر ضد آن و عليه آن تمام مي‌شود. اين درك من است، شايد غلط باشد، اما به اين نتيجه رسيده‌ام و برايش استدلال هم دارم.

اكنون برخورد با دفاع هشت ساله‌ي مردم ايران فايده ندارد و آن هم با تبليغ ظواهر. تلويزيون تابلو جنگ را كج نشان مي‌دهد، مردم هم مجبورند به آن كج نگاه كنند و پس از مدتي خسته مي‌شوند. سال‌هاست كه ما وارد فاز تعقلي در دفاع مقدس شده‌ايم، اما تلويزيون نتوانسته است خود را وارد اين مرحله كند. كافي است در مناسبت‌ها به برنامه‌هاي سرهم بندي شده نگاه كنيم، به نظرم رپرتاژهاي آگهي بسيار حرفه‌اي‌تر از اين برنامه‌ها ساخته مي‌شوند.

خوشبختانه مدتي است سريال‌هاي سخيف مرتبط با دفاع مقدس پخش نمي‌شود كه خود قدم مباركي است. چرا در روزهاي عزا فيلم‌هاي سينمايي مرتبط با جنگ پخش مي‌كنند؟ فيلم‌هاي ضعيف و تكراري! هيچ به تاثير رواني اين موضوع در بين بينندگان انديشيده‌اند؟ در چنين شرايطي است كه مي‌گوييم اگر تلويزيون از پخش برنامه‌هاي مرتبط با دفاع مقدس دست بكشد، خدمت بزرگي به فرهنگ جبهه كرده است. بايد مدت‌ها آن هم با كارشناسان امر پيام رساني، جامعه‌شناسي، مردم‌شناسي كه همگي وفادار به دفاع هشت ساله‌ي مردم و باورمند به ماندگاري فرهنگ آن باشند، كار شود تا چگونگي بيان و تصوير موضوعات مرتبط با جنگ از آب و گل درآيد. ما بايد باور كنيم كه در سال 1385 هستيم نه 1365. گذشت 20 سال آن هم در جهان فعلي كه خصلتش - هر چند در ظاهر - نوبري و نوآوري است، مي‌گويد كه بايد تازه شد.

                                                 ما هم با كمان تمام شديم

ما هم با كمان تمام شديم و اين واقعيت است. منظورم اين است كه عمر ژورناليسم ما با تولدمان به اوج خود رسيد و با آخرين شماره‌اش پايان يافت و امكان بازگشت وجود ندارد.

انتهاي پيام