جشنواره فجر

  • سه‌شنبه / ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ / ۱۱:۱۸
  • دسته‌بندی: سیاسی2
  • کد خبر: 8712-06281

فدايي: *آمدن و نيامدن عناصر جديد عمليات رواني است *نبايد قدرت باعث قرباني شدن گفتمان اصولگرايي شود *نبايد بگذاريم به سادگي سبد راي احمدي‌نژاد ريزش داشته باشد

فدايي:
*آمدن و نيامدن عناصر جديد عمليات رواني است
*نبايد قدرت باعث قرباني شدن گفتمان اصولگرايي شود
*نبايد بگذاريم به سادگي سبد راي احمدي‌نژاد ريزش داشته باشد

حسين فدايي، دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي در جلسه‌اي كه شب گذشته(دوشنبه) در دانشگاه امام صادق(ع) و از سوي بسيج دانشجويي اين دانشگاه، در راستاي سلسله‌ جلسات راهبرد اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري دهم برگزار شد، به تبيين راهبرد اصولگرايان در انتخابات آتي رياست‌جمهوري و تبيين مواضع اين جبهه پرداخت.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، فدايي گفت: بحث جدي و مهمي كه به نظر من در سطح دانشجويان و نخبگان سياسي لازم است بدان پرداخته شود روشي است كه مسايل سياسي بايد به آن طريق بررسي شود.

وي افزود: آنچه را كه مي‌خواهيم در عرصه‌ي سياسي تحليل بكنيم نياز به شاخص‌هاي صحيح دارد.

فدايي اظهار كرد: تعميم انديشه‌ ديالكتيكي در حوزه‌ي سياسي روش تشكل‌هايي چون مجاهدين خلق در گذشته بوده است كه همان منافقين بوده‌اند. همچنين تعميم روش علمي در حوزه‌ي سياسي روش نهضت آزادي در جريانات متمايل به غرب بوده است كه سرنوشت‌شان را ديديم .

وي ادامه داد: ما به عنوان كساني كه به اسلام اعتقاد داريم براي دستيابي به اسلام با فرض اينكه جامعيت اسلام و پاسخگويي احكام نوراني آن به نيازهاي فرد و جمع و حكومت را پذيرفته‌ايم بايد بدانيم كه روش دستيابي ما به اسلام چگونه است كه آن عبارت است از آنچه امام (ره) به عنوان دستاوردي بي‌نظير براي ما گذاشته‌اند كه همان فقهي است كه فلسفه عملي حكومت است و به روش سلف سابق فقه جواهري مبتني بر علم اصول و اصوليون مي‌باشد.

فدايي گفت: در تاريخ معاصر ما در صدساله‌ي اخير مبارزاني كه عليه استبداد و استعمار در جهان اسلام قيام كردند مانند جمال عبدالناصر كساني بودند كه بحث ناسيوناليست و عربيت را مبناي مبارزه‌ي خود قرار دادند. كه نتيجه‌اش افرادي مانند مبارك شدند و البته اگر اخوان‌المسلميني هم هستند بايستي كه در مباني خود اصلاحاتي را اتخاذ كرده باشند.

وي ادامه داد : كساني نيز چون سيدجمال (اسدآبادي) هستند كه افرادي بودند كه به عنوان اصلاح‌گران اين عصر با توجه ذهني و اينكه مشي و مرام‌شان معطوف به نخبگان و سياستمداران بود كمتر به مردم توجه كردند و به همين خاطر در اين راه توفيق لازم را برخوردار نبوده‌اند.

فدايي اظهار كرد: حضرت امام(ره) به عنوان تئوري‌پرداز نظريه‌ي ولايت فقيه توانست با ممزوج‌ ساختن قدرت لايزال الهي با قدرت بي‌انتهاي مردم تفكري را به وجود بياورد كه پاسخگوي نياز عصر جديد باشد و نظام برتري را بر پايه‌ي آن بنيان نهد كه اين نظام برتر مقدمه‌اي براي تمدن بشري برتر است . انشاءالله.

وي در تبيين اصولگرايي گفت: اصولگرايي يعني توسعه‌ي گفتمان دفاع مقدس و سامان‌دادن به گفتمان مقاومت و پايداري در جهان و توسعه‌ي استكبارستيزي ، اصولگرايي يعني تلاش براي سازندگي و پيشرفت كشور يعني توليد كار و تلاش و جلوگيري از هدر دادن عمر جوانان. اصولگرايي يعني استقلال‌طلبي، ‌بالا بردن اقتدار ملي و وحدت ملي و جلوگيري از اختلافات ملي و مذهبي.

فدايي ادامه داد: اصولگرايي يعني آزادي‌خواهي و توجه به كرامت انساني و مبارزه با هرگونه استبداد حتي استبداد حزبي و نه ابتذال اخلاقي و سياسي.

دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي اظهار كرد: اصولگرايي يعني معنويت ، دين‌باوري و اعتقاد به معاد و هضم نشدن در انديشه‌هاي فلسفي مطرح در جهان غرب. اصولگرايي يعني تاكيد بر روش و سيره‌ي بنيانگذار انقلاب حضرت امام (ره) و نه اين كه به نام امام كسب قدرت بكنيم و از مردم راي بگيريم ولي نسبت به كساني كه به ارزش‌ها و امام هتاكي مي‌كنند سكوت كنيم.

وي افزود: اصولگرايي يعني تبعيت از رهبري و نه از غريبه‌ها و نه دشمنان ملت يعني توجه به محرومين و نه توسعه‌ي اشرافي‌گري و تاسيس طبقه‌ي ممتازه در كشور. اصولگرايي يعني پشتيباني از آزادي و آزادگان و مظلومان جهان البته نه به معناي تنش‌زدايي ، بي‌توجهي به حق‌طلبان و مرعوب شدن نسبت به سلطه‌گران جهاني.

فدايي گفت: اصولگرايي يعني تبديل فضاي كشور به علم‌گرايي و نخبه‌پروري ونه توسعه‌ي بي هويتي و عناصر بي‌ماهيت . اصولگرايي يعني توزيع عادلانه‌ي مسووليت‌ها و شكستن دايره‌ي بسته‌ي مديريت كشور ونه گفتن به انحصار‌طلبان عرصه‌ي مديريتي كشور.

وي ادامه داد: اصولگرايي به كارگيري انسان‌هاي شايسته و باورمند نسبت به انقلاب اسلامي و خادم و امانتدار ملت است نه به كارگيري كساني كه برخلاف ظاهر خود در باطن تيشه به ريشه اسلام مي‌زنند. اصولگرايي يعني عقلانيت و تاكيد بر اصول و منطق اسلامي-ايراني و سرودن مستمر فعل توانستن و افتخار بر نوكري ملت و خادم امت بودن و نه فراموشي آنان پس از كسب قدرت و نه حاكم كردن دشمنان مردم.

دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي افزود: اصولگرايي يعني تربيت جنبش عدالتخواهي و مبارزه با تبعيض و نه تقويت جنبش‌هاي بي‌هويت مخصوصا در دانشگاه‌ها . اصولگرايي يعني تاكيد بر نيروي لايزال الهي و حضور مردم در رفع مشكلات كشور و توسعه‌ي وحدت ملي و نه ايجاد گسست در حاكميت و گسست اتحاد نظام و مردم و راه‌اندازي استعفاهاي دسته‌جمعي و به چالش كشيدن درون نظام. اصولگرايي معناي توزيع عادلانه‌ي امكانات ملي است نه زمينه‌سازي براي رانت خواري و انحصارطلبي .اصولگرايي يعني فقه را فلسفه‌ي عملي حكومت دانستن و نه تاكيد بر روش‌هاي بي‌پايه و اصول به نام نوآوري و عدم بي‌اعتنايي به مراجع و عدم احترام به آنان.

فدايي ادامه داد: اصولگرايي روش‌هاي سوسيال دموكرات را قبله‌ي آمال خود قرار نمي‌دهد و قدرت و توان تصميم‌گيري و پرهيز از شيوه‌ي شاه سلطان حسيني است كه با استكبار مماشات نمي‌كند و خواري و ذلت را در مقابل آن نمي‌پذيرد. اصولگرايي يعني اسلام به معناي مكتب پويا و جاودانه و رهايي بخش، وحدت ملت به عنوان سرمايه‌اي پايان‌ناپذير، ولايت فقيه به معناي حلقه‌ي وصل و تجلي قدرت الهي و قدرت ملت.

وي اظهار كرد: اصولگرايي نه به معناي گفتمان رفتار حزبي و نه آنكه ما آن را مقابل آزادي يا اصلاح‌طلبي مي‌دانيم بلكه اصولگرايي يعني گفتمان انقلاب اسلامي و مقابل اصلاح‌طلبي نيست. البته اين مفاهيمي كه گفته شد نياز به تبيين دارد.

اين نماينده‌ي مجلس گفت: بيش از آنكه به محتواي اصولگرايي بپردازيم لفظ آن ترويج يافته است و بسياري اصولگرايي را مقابل اصلاح‌طلبي تعريف مي‌كنند در حالي كه اصلاح‌طلبي ماهيت اصولگرايي است و اصلاح‌طلب واقعي اصولگرا است كه تمام وجودش را براي اصلاح جامعه به كار مي‌بندد و اين دو مقابل هم نيستند .

فدايي اظهار كرد: در دهه‌ي هفتاد پس از جنگ چند حادثه داشتيم اولا امام (ره) را از دست داديم ، دوم پذيرش قطعنامه بود كه پس از ان بايستي معنويت و فرهنگ جامعه اشاعه مي‌يافت و سوم در عرصه‌ي بين‌المللي مخصوصا در كشور تهاجم فرهنگي واقع شد كه ما تا آن زمان با اين حجم از عمليات نرم عليه نظام اسلامي روبه‌رو نبوديم.

وي ادامه داد: كشوري كه هشت سال زير بار جنگ بود در دوران سازندگي پس از آن انتظار طبيعي مي‌رفت كه همه‌ي مجاهدان في‌سبيل‌الله كه در عرصه‌ي نبرد با دشمن تلاش مي‌كردند با همان معنويت وارد اين عرصه شود البته خيلي‌ها آمدند ولي عواملي باعث شد كه مسيري هم‌عرض گفتمان انقلاب اسلامي ظهور و بروز كند كه بعدها يك تعين حزبي به خود گرفت.

فدايي گفت: آنچه به عنوان توسعه اقتصادي وارد عرصه‌ انقلاب اسلامي شد جوهرش مبتني بر انديشه ليبرالي بود كه زمينه‌ساز شكل‌گيري عنصر تهاجم فرهنگي شد.

دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي ادامه داد: تقسيم‌بندي‌هاي سياسي كه به نظر من تقسيم‌بندي اشتباهي است مانند چپ و راست در آن فضا واقع شد و كساني اقتصاد چپ يا اقتصاد دولتي را سردمداري كردند كه امروز طرفدار اقتصاد سرمايه‌داري شده‌اند كه اين از مسائل عجيب روزگار ماست. آرايش سياسي كشور ما متاسفانه بعد از انقلاب از منطق خاصي تبعيت نكرده و بيشتر حول محور قدرت سامان يافته است ونه حول توسعه و تبيين گفتمان. بعدها هم همين‌ها هستند كه طرفداران توسعه‌ي سياسي شدند كه همگي عناصر واحدي هستند كه براي ماندن در قدرت اشكال مختلف به خود گرفتند.

فدايي ادامه داد: اين جريان فكري قدرت‌طلب نتوانست پاسخگوي نيازهاي جامعه باشد، ولي با زيردستي و با توسل بر شعار امام (ره) و ارزش‌ها خودش را در جامعه جا داد و باعث رقم خوردن حادثه‌ي دوم خرداد شد كه علت اصلي حاكم شدن آنها اين بود كه نيروهاي وفادار به نظام نتوانسته بودند سازماني را تعريف كنند كه در حوزه‌ي سياسي براي عامه‌ي كشور مقبوليت داشته باشد و من هم از همين منظر مي‌گويم كه تقسيم‌بندي چپ و راست جريان منحرف براي مصادره‌ي آراي مردم بوده است چون توده‌ي ملت با هيچ كدام از اين جريان‌ها نبود و در آن فضا بايستي انديشمندان متدين طرحي مي‌ريختند كه اين آرايش كاذب را به هم بريزد.

اين نماينده مجلس اظهار كرد: پس از دوم خرداد فرصتي پيش آمد كه با وجود آنكه برخي از بزرگان سياسي حاشيه‌نشيني را انتخاب كردند و نيز برخي مي‌گفتند كه برگشت مردم به اصول امكان‌پذير نيست آرايش جديدي مبتني بر رهنمودهاي مقام معظم رهبري در حوزه‌هاي سياسي طراحي شود كه آن رهنمودها عبارتند بودند از خودي و غيرخودي ، عوام وخواص، نهضت نرم‌افزاري ، اصلاح‌طلبي انقلابي و آمريكايي كه اسلام ،اعتقاد به اسلام ،‌نظام اسلامي ، سيره‌ و روش حضرت امام(ره) و ولي فقيه را به عنوان يك واقعيت پذيرفت و باعث طراحي جبهه‌ متحد نيروهاي انقلاب و شكل‌گيري گروه وفاق و شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب براي پاسداشت اصل گفتمان انقلاب اسلامي شد.

وي ادامه داد: چون ضرورت جامعه‌ ما انتخابات جاري ساليانه بود و خلاء تشكلي كه بتواند خود را در اين جهت بسيج كند، وجود داشت اين تشكل ناگزير وارد انتخابات شد و در انتخابات شوراي مرحله‌ي دوم، انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري و پس از آن مجلس هشتم حضور يافت.

وي با بيان اين كه ما هم‌اكنون وارد عرصه‌ي جديدي شديم كه البته در گذشته اشكالاتي نيز وجود داشته است، ادامه داد: در اين مقطع زماني انتخابات رياست جمهوري دهم براي پاسداشت اصل گفتمان اصولگرايي بايستي فعاليت كند. زيرا همانطور كه گفته شد از دهه‌ي 70 مسيري ريل‌گذاري شد تا هم‌عرض گفتمان انقلاب اسلامي باشد و گفتمان ديگري را جايگزين آن در جهت نفي گفتمان انقلاب اسلامي نمايد.

دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي اظهار كرد: ارزيابي عملكرد افراد متناسب با نسبت‌شان با اين گفتمان از ناحيه‌ ما صورت مي‌گيرد؛ پس هدف‌گذاري ما بايد اين باشد كه در وهله‌ي اول حضور و مشاركت گسترده مردمي را داشته باشيم كه اين به خاطر مسائل بين‌المللي لازم است و دوم كاري كنيم كه يك عنصر اصولگرا پيروز شود، پس تبعا بايد انتخاب راهبردي هم داشته باشيم و سوم وفاق حداكثري در ميان اصولگرايان و خط قرمز قرار دادن دوم خرداد.

اين نماينده مجلس بيان كرد: بعضي از دوستان‌مان به عنوان اصولگرايان مي‌گويند كه بايد طرح دولت ملي را دنبال كنيم كه معنايش اين است كه ما در حال حاضر در كشور با يك بحران مواجه هستيم كه اين نيازمند اين است كه همه‌ عناصري كه در نظام زندگي مي‌كنند با يكديگر متحد شوند و لذا اتحاد با دوم خرداد را مباح مي‌شمارند كه اين فكر غلطي است، زيرا اولا اضطرار و بحران مديريتي در كشور وجود ندارد؛ هرچند بر اين گونه جلوه دادن مسائل بسيار تلاش شده است و بايد گفت كه دوم خرداد خط قرمز ما است، زيرا جاي پاي آنهايي كه بحران‌ساز هستند را در اردوگاه دوم خرداد مي‌بينيم؛ در حالي كه ما مكرر به آنان گفته‌ايم كه اين مسير، مسير صحيحي نيست.

فدايي گفت:‌ عدم اتحاد اصولگرايان باعث مي‌شود تا مانند شوراهاي دور سوم در تهران ما برخي از كرسي‌ها را از اصولگرايان سلب كنيم.

وي ادامه داد: هر جا اختلافي در ميان اصولگرايان ايجاد شد باعث برنده شدن ديگران شده است و بايد ما تلاش كنيم كه يك انسجام و وحدتي را در ميان خود داشته باشيم.

دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي با بيان اينكه البته در جبهه‌ي اصولگرايان مشكلاتي نيز هست، ادامه داد: اصولگرايان يك حزب نيستند كه طرح تشكيلاتي واحدي را طي كرده باشند. اصولگرايان وحدت‌شان براساس گفتمان واحد است و نبايد قدرت باعث قرباني شدن گفتمان شود.

فدايي گفت: در دوره‌ نهم رياست جمهوري يك طرحي داشتيم كه بايستي براساس تفاهم بين خود سبدي از نمايندگان را طراحي مي‌كرديم تا فعاليت‌ها را براساس توافق پيش ببريم تا در نهايت هركه مقبوليت بيشتري داشت برگزيده شود. زيرا اين كار باعث توجه عمومي به گفتمان مي‌شد و نه به يك فرد و آن حصار تنگ آرايش سياسي موسوم به چپ و راست را مي‌شكست و در نهايت باعث توجه افرادي مذهبي به اين مهم شد.

اين نماينده‌ي مجلس ادامه داد: ما برتري‌ها و صلاحيت‌هاي فردي را مبناي امتياز قرار نداده‌ايم و فرض را بر قبولي همگان گذاشته‌ و بحث مقبوليت را به عنوان اصل قرار داده‌ايم و نيز ساز و كاري براي آن تعيين نموده‌ايم. ما مي‌گوييم براي مذاكره و رسيدن به وحدت حرفي نداريم، ولي اين را بايد بدانيم كه نبايد به سادگي سرمايه‌اي را كه داريم به تاراج بگذاريم و نبايد بگذاريم كه به سادگي سبد راي احمدي‌نژاد ريزش داشته باشد.

دبيركل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي گفت: آنچه امروز محرز است وضعيت مقبوليت آقاي احمدي‌نژاد با فاصله‌ي بسيار از ديگران است و نيز اينكه دوستان اصولگراي ديگر مانند گذشته براي مردم ناشناخته نيستند. پس با اين توجه بايد بر طبق يك ساز و كار منطقي به فرد برسيم.

وي گفت: براي مقبوليتي كه امروز از اصولگرايان در سطح جامعه حاصل آمده است خون دلها خورده شده است و حتي بيش از 20 سال براي آن تلاش شده است و حال براي اينكه كسي خوشش بيايد و يا برخي نفي احمدي‌نژاد را در نظر دارند نبايد بياييم سرمايه‌ي خود را به تاراج بگذاريم تا زماني كه وفاق صورت پذيرد. و بايد در جهت افزايش سبد آراي احمدي‌نژاد تلاش كرد.

به گزارش ايسنا، در ادامه‌ي اين جلسه كه به همت بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد، فدايي به سوالات دانشجويان پاسخ گفت.

وي در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان كه پرسيد ما كي خبر توافق اصولگرايان را خواهيم شنيد؟ گفت: آنچه كه تاكنون در اين جلسه گفته‌ام مباحث بسيار ريز بوده است تا برخي از صحبت‌ها باعث ريزش نشود و به درون اصولگرايي نپرداخته‌ام.

فدايي ادامه داد: ‌در زمان حضرت امام(ره) ايشان گفتمان انقلاب اسلامي و چتر اصولي را تبيين كردند كه همه‌ي ملت را دربرمي‌گرفت و بايد براي حوزه‌ي سياسي و مشخصا در انتخابات‌ها از آن الهام گرفت. البته براي پياده كردن اين گفتمان بايستي افرادي فرماندهي مي‌كردند كه كساني چون شهيد بهشتي، ‌شهيد مطهري و مقام معظم رهبري در گذشته اين كار را بر عهده داشتند، ولي از زماني كه عده‌اي اين جايگاه را زير سوال بردند فضا تغيير يافت و پس از دوم خرداد اصولگرايان توانستند ساز و كاري را تعريف كنند كه مرجعيتي بين اصولگرايان به وجود بيايد تا خلاء گذشته جبران شود.

وي ادامه داد: اين مرجعيت مي‌بايست به گونه‌اي عمل مي‌كرد كه طرفداري از بخشي نكند و خودش نيز طرف نشود و بتواند هدايت اين رويكرد عظيمي كه مردم به اصولگرايان دارند را حفظ كند و چون اصولگرايي دچار چنددستگي شد اين مرجعيت شكست، ولي هرگاه دوباره اين مرجعيت تحقق يافت ما موفق شديم كه نمونه‌ي آن مجلس هفتم بود.

وي ادامه داد: سخنگوي واحدي براي كل اصولگرايان جهت انتخابات رياست جمهوري دهم شكل نگرفته ولي اميدواريم شكل بگيرد براي همين است كه مي‌گويم نبايد برخي عملكردها باعث تاراج سرمايه‌مان بشود.

وي در ادامه در پاسخ به سوالي در رابطه با نقش هاشمي رفسنجاني در انتخابات رياست جمهوري اين دوره چيست و درخصوص فعاليت مجدد ميرحسين موسوي، گفت: نقش آقاي هاشمي رفسنجاني يك داستان دارد و اطرافيانشان نيز داستان ديگري. آقاي هاشمي رفسنجاني سياستمدار كهنه‌كاري هستند كه نمي‌خواهند از صحنه خارج شوند، البته اين حق‌شان است و معادلات را به گونه‌اي تنظيم مي‌كنند تا خواسته‌ي خودشان تحقق يابد. ولي با اطرافيان ايشان حرف‌هايي جدي داريم و از ايشان نيز انتظاراتي.وقتي ما مي‌گوييم چرا دوم خرداد خط قرمزمان است بايد بگوييم كه در اين جبهه لائيك، ‌سكولار، توهين‌كننده به ارزش‌ها و امام (ره) و مقدسات ديده‌ايم. آناني كه دل به ارزش‌ها داشتند چرا با آنان مقابله نكردند؟ و سكوت كردند؟ ما در عين اينكه براي همه‌ي آنان احترام قائليم ولي از ايشان پاسخ مي‌خواهيم و نمي‌گوييم كه مانند ما هم فكر كنند، ولي بايستي موضع خود را شفاف اعلام كنند كه اگر اين گونه نشود محتمل است كه قدرت‌طلبي هدف باشد نه گفتمان انقلاب و هركه در اردوگاه دوم خرداد فعال است مخاطب سوال من است.

وي ادامه داد: آمدن و نيامدن عناصر جديد يك عمليات رواني عليه اصولگرايان است كه با اهداف مختلفي طرح شده و در جهت جلب افكار عمومي و راي‌سازي و ايجاد اختلاف در جبهه‌ي اصولگرايان مي‌باشد و نيز مي‌خواهد تا نقد خود را به انحراف بكشاند و بلاگردان براي خود درست كند و يك مصونيت براي عنصر اصلي كه مي‌خواهند، داشته باشند.

دبير كل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي اظهار كرد:‌ خوب بود در عرصه‌ي رقابت يك منشوري طراحي مي‌شد تا ما با ايجاد عمليات رواني و ساز و كارهاي غربي در تبليغات مواجه نباشيم .

وي در ادامه در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان گفت:‌ فعاليت‌هاي اصولگرايان در سال‌هاي گذشته برنامه‌ريزي شده بود ولي بايد فضاي آن روزها را نيز درك كرد. براي ايجاد اين فضا و تغيير آن فضا هشت سال كار سنگين شبانه‌روزي در سطح اقشار مختلف جامعه‌ي كشور شد. ولي در ادامه‌ي راه مشكلاتي پيش آمد كه هزينه‌هايي هم داشت. ما در جريان انتخابات مجلس هشتم تنها راهكاري كه داشتيم اتحاد هر سه جريان بود. ولي اين اتحاد در جريان انتخاب هيات رييسه استمرار نيافت و ما را دچار مشكلاتي كرد.

وي ادامه داد: البته منظور از مرجع، يك فرد نيست و يك گروه هم مي‌تواند باشد كه البته صالح بودن و جامع‌نگري از ملزومات آن است و همه بايد وي را قبول داشته باشند كه در حال حاضر من چنين كسي را نمي‌شناسم.

فدايي در پاسخ به سوالي كه از وي در خصوص برخي از عدم وحدت‌ها در جبهه‌ي اصولگرايان پرسيده شد، گفت:‌ زماني هيچ‌كس حاضر به نمايندگي نمي‌شد ولي امروز به برخي از افراد التماس مي‌كنيم كه نيايند ولي همه مي‌گويند كه ما احساس وظيفه مي‌كنيم و بايد بياييم. اين صحنه‌اي واقعي است كه ما با آن مواجه هستيم. در حالي كه برخي از همين كسان به نام اصولگرا معرفي مي‌شوند.

وي در ادامه‌ي اين جلسه در پاسخ به سوالي مبني بر اين كه آيا برخي از مشكلات در راهكارهاي سياسي، انتخاب مدل‌هاي بعدي براي پياده كردن آرمان‌هايمان نمي‌باشد؟ جواب داد: هر الگويي به صورت عام براي اداره‌ي حكومت چه از سوي اصولگرايان و چه از سوي جبهه‌ي دوم خرداد مبتني بر سياست‌هايي است كه براي خود سلسله‌ مراتبي منطقي دارد. ما هم‌اكنون مشكل‌مان در رويكردها با دوم خرداد است، البته در بعضي از مسائل ديگر هم با برخي از ايشان مشكل داريم ولي با فرض اينكه در اصول با آنان مشتركيم در رويكردها مي‌بينيم كه تفسير فرد از توسعه‌ي اقتصادي نوع سرمايه‌داري و غربي آن است در حالي كه ما در اين مورد سوال داريم ولي در كل بايد گفت كه انشاءالله ما خود را ساخته باشيم و بعد وارد اين گونه مسائل شويم.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا برخي از نقاط ضعف در فعاليت‌هاي انتخاباتي ناشي از نشناختن بازي حريفان نيست؟ گفت:‌ اين حرف درستي است، ولي ما مي‌توانيم كه تحليل درستي داشته باشيم. مدل برخورد با رقيب اگر افراطي شود جواب نمي‌دهد ما مي‌توانيم منطقي و تبييني برخورد كنيم. رفتار مديريتي دهه‌ انقلاب و عرصه‌هايي كه حتي بايستي جدي مي‌گرفتيم و نگرفتيم قابل تبيين هستند. جبهه‌ي گسترده‌اي از داخل و خارج عليه احمدي‌نژاد تبليغ مي‌كنند كه اين قابل تبيين است .

وي در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان در خصوص اقدامات اخير فعالان سياسي در انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: جبهه‌ي دوم خرداد كس ديگري را كه امكان راي داشته باشد را ندارد. حال بعضي از اقداماتشان تفاهم است يا بازي، مهم نيست به هر حال ما بايد اصل را بر اين بگذاريم كه بر روي يك فرد به توافق مي‌رسند و ما بايد در اين صورت چه كار كنيم؟

انتهاي پيام