دكتر پيروز مجتهدزاده با بيان اينكه هدف روسيه در مقابل ايران بهره كشيدن و به دست آوردن سود است و در موضوع انرژي هستهيي و آمريكا، روسيه نيز هدفي جز تامين منافع و به دست آوردن سود نداشته است، خاطرنشان كرد:« ما البته بايد از مدتها پيش متوجه اين موضوع ميشديم و با احتياط بيشتري با روسيه برخورد ميكرديم.»
مدير عامل بنياد پژوهشي يوروسويک در لندن، در گفتوگو با خبرنگار سياسي خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ادامه داد:« در توافقهاي قبلي، ايالات متحده آمريكا شرايطي را فراهم آورده بود كه ايران اورانيوم غني شده را به روسيه و فرانسه بفرستد و آنها غنيسازي را تكميل كنند و به ما برگردانند. اين موضوع ميتوانست امتيازات مالي و همچنين امتيازات ژئوپلتيك قابل توجهي براي روسيه به وجود بياورد.»
وي افزود:« درحال حاضر مشكل اصلي روسيه اين است كه اين زمينه براي كسب امتياز برايش از بين رفته است. اين سياستي است كه متاسفانه ايالات متحده آمريكا مدتهاي زيادي است پيش ميبرد. حتي يكي از انتقادات اساسي از سياست هاي آمريكا در نامهاي كه درسال 2002 و 2006 به جورج بوش نوشتم اين بود كه چرا با تداوم اين سياست ايران را هر روز به تنگناي گرفتار آمدن به چنگال روسيه سوق ميدهيد؟ گويا شما از آنجايي كه خودتان نميتوانيد در ايران نفوذ استعماري داشته باشيد تعمد داريد ايران را در وضعيت استعماري روسيه دچار كنيد.»
مدير عامل بنياد پژوهشي يوروسويک ادامه داد:« طبيعي است كه با بيانيه و توافقهايي كه در تهران صورت گرفت وقتي قرار باشد محل تبادل سوخت غني شده روسيه و فرانسه نباشد و تركيه محلي براي اين كار انتخاب شود؛ نه روسيه خوشحال ميشود و نه فرانسه. هيچ كدام از قدرتهايي كه در همكاري با انديشههاي صهيونيستي كه به ايالات متحده عليه ايران القاء ميشود قرار دارند و براي مواضع سخت 1+5 عليه ايران تلاش كردند، خوشحال نميشوند ؛ زيرا برنامهها و تداركاتي كه پيش از اين در نظر گرفته بودند از بين رفته است؛ گرچه بايد در نظر داشت كه بيانيه تهران نيز ظاهرا با فشار تركيه در مادهي 6 خود اجرايي شدن اين توافقها را موكول به پذيرش 5+1 كرده است.»
اين استاد دانشگاه در مورد منافع بلند مدت روسيه در ايران و خدشهدار شدن آن در پي مواضعش عليه كشورمان گفت:« روسيه در ايران منافع بلندمدتي ندارد كه بخواهد از دست بدهد. تنها منافع بلند مدت و درازمدتي كه ميتوان در نظر گرفت اين است كه روسيه بخواهد ادعاي رقابت با ايالات متحده آمريكا در جهان ژئوپلتيك را مطرح كند كه در آن صورت نيازمند حوزه ويژه خود است و به داشتن اقماري در پيرامون محوريت ژئوپلتيك خود نياز دارد. در اين شرايط هيچ گونه تضميني نيست كه ايران وارد چنين سناريويي بشود.ازسوي ديگرهيچ گونه تضميني وجود ندارد كه روسيه بتواند ايران را وادار به گرفتار آمدن به چنين وضعيتي كند.»
مجتهدزاده خاطرنشان كرد:« اگر به منافع اقتصادي و درازمدت روسيه نيز توجه كنيم بايد گفت روسيه بيشتر اين منافع را در روابط با ايالات متحده آمريكا جستجو ميكند زيرا به هرحال اگر آمريكا بخواهد شرايطي به وجود آورد كه فروش نفت يا گاز ايران محدود شود طبيعتا به سود روسيه است كه بخواهد براي جبران كمبود نفت صادراتي ايران توليد و صدور نفت و گاز خود را افزايش دهد. به اين دليل است كه روسيه در حسابگريهاي فعلي محلي بر اين ندارد كه ممكن است منافعي را از دست بدهد.»
وي ادامه داد:« روسيه درمحاسباتش منافع همراهي با آمريكا را بيشتر مي بيند؛ اين كه اين محاسبه تا چه حد درست و يا غلط است به خودشان مربوط ميشود، اما در اين ميان ما بايد هوشيار باشيم.»
وي افزود:« منطق حكم ميكند كه روسيه در شرايط رقابتهاي كمرشكن ژئوپلتيك در قبال ايالات متحده آمريكا نياز به كشورهايي مانند ايران دارد، اما مساله سر اين است كه با دچار شدن به بحران عظيم مالي و اقتصادي غرب، رقابت روسيه با غرب امر تعطيل شدهاي محسوب ميشود. اين موضوع در درجه دوم اهميت قرار دارد و به اين دليل است كه روسيه گرايشهاي نه چندان دوستانه نسبت به ايران را به راحتي در پيش ميگيرد.»
اين استاد دانشگاه در ادامه گفتوگوي خود با ايسنا تاكيد كرد:« بايد توجه كرد مساله ژئوپلتيك خزري آمريكا خيلي وقت است تعطيل شده. ژئوپلتيك حركت ناتو به طرف شرق و خزر مدتهاست تعطيل شده. بايد بدانيم ايالات متحده آمريكا پس از پايان دولت نومحافظهكار و روي كار آمدن دولت دموكرات تقريبا به سراشيبي رقابتهاي ژئوپلتيك با ديگر قدرتها افتاده است و با بروز بحرانهاي حيرت انگيزي كه امروز دچار آن است تقريبا تمام مباحث ژئوپلتيك تعطيل شده است. در اين شرايط روسيه نميتواند دغدغه خاطري داشته باشد كه اين گونه همكاريها سبب گسترش نفوذ آمريكا در شرق بشود. مدتهاست گسترش نفوذ آمريكا در شرق و خزر، قفقاز و آسياي مركزي زير و رو شده است و حتي شاهد اين بوديم كه يكي دو پايگاه نظامي كه در كشورهاي تركمنستان، ازبكستان، قرقيزستان و .... داشتند شانگهاي آنها را مجبور كرد كه اين پايگاهها را تعطيل كنند. از سويي پس از تاسيس خط لوله باكو - جيحان و درعمل غير اقتصادي درآمدن اين پروژه، هيجان مربوط به صادرات انرژي بيكران خزر به جهان مصرف كننده از بين رفت و به پايان رسيد و ديگر هيچ گونه جنب و جوشي در اين زمينه وجود ندارد.»
اين كارشناس روابط بين الملل تاكيد كرد:« حركت ناتو به طرف شرق با شكستهاي فاحشي روبرو بوده است. شكستهايي كه در افغانستان و عراق حاصل شد همه نشان دهندهي اين است كه برنامه دولت نومحافظهكار طي مدت 9 سال پيش همه متوقف شده و امروز آمريكا حتي ادعايي براي گسترش نفوذ در اين مناطق ندارد و روسيه نيز در اين زمينه دغدغهي خاطري ندارد.»
رييس موسسهي يوروسيك لندن با بيان اين كه نميتوان گفت، روسيه ميخواهد عليه ايران دست به اقداماتي بزند و طرحهاي ويژهاي براي محدود كردن ايران يا متوقف كردن توسعه ايران داشته باشد، افزود:« شرايط به صورتي نيست كه روسيه چنين الزاماتي را حس كند. آنچه مسلم است اين است كه علت همكاري روسيه با غرب ناراحتي اين كشور از اين است كه ما محل تبادل اورانيوم غني شده را درخاك تركيه قرارداديم.»
وي توضيح داد:« اما ديپلماسي ايران درحال حاضر نيازمند اين نيست كه جنگ و جدال جديدي در اين رابطه شكل دهد، ما در شرايطي هستيم كه بايد توصيهاي كه از سالها پيش مطرح كردهام را جدي گرفت و آن اين كه بايد ياد بگيريم در روابط بينالملل و عرصه بينالمللي مقداري مظلوم نمايي هم داشته باشيم. امروز با تحولاتي كه رخ داد و به ويژه پس از بيانيه تهران ما چهرهاي كاملا حق به جانب در عرصه بينالمللي به دست آورديم. تقريبا مظلوم واقع شديم و افكار عمومي بينالمللي پذيرفت اتحاد محور تلآويو، واشنگتن به ايران ظلم ميكند و اين بهترين شرايطي است كه از نظر پيشبرد اهداف ملي خودمان برايمان پيش آمده و ما نبايد با آغاز سلسله جديدي از جدال مجددا وضعيتي پيش آوريم كه متهم به تهمتهاي ناروا شويم.»
مجتهدزاده گفت:« ما و روسيه با يكديگر جدال مشخصي نداريم آنچه رخ داده بازي ژئوپلتيك و اقتصادي جهاني است و با ما خصومت خاصي نشان نميدهند.»
اين استاد ژئوپوليتيک دانشگاه تربيت مدرس گفت:« ما البته بايد در آينده بيشتر دقت كنيم كه در روابط با روسيه به خصوص و با ساير كشورهاي دنيا از جمله خود تركيه و برزيل درك كنيم در عالم سياست بينالمللي چيزي به نام اعتماد وجود ندارد. هر كشوري بايد اعتماد مورد نيازش در كشور ديگر را خود به وجود آورد اعتماد به طور طبيعي وجود ندارد و از طريق موازنهها است كه اعتماد شكل ميگيرد. ما بايد اين كار را در قبال روسيه مدتها قبل ميكرديم كه نكرديم و فكر كرديم چون روسيه با آمريكا رابطه خوبي ندارد و ما نيز با آمريكا مساله داريم پس لاجرم دشمن دشمن ما دوست ما است و بعد فهميديم كه چندان هم با آمريكا بد نيست و با ما نيز چندان رابطه دوستي ندارد و هر كسي مشغول بازي ويژهي خود است تا منافع ملياش را كسب كند و اين آن نكتهاي است كه ما بايد خود نيز آن را دنبال كنيم.»
اين استاد دانشگاه ادامه داد:« صدور قطعنامه جديد عليه ايران كار سادهاي نيست گرچه ايالات متحده آمريكا دست به همه گونه تلاش براي موفقيتش ميزند اما به نظر ميآيد اگر هم آمريكا بتواند قطعنامهاي را عليه ايران صادر كند آن گونه كه خانم كلينتون به ما وعده داد حداكثر اين است كه ايالات متحده آمريكا قطعنامهي نه چندان مطمئن، طولاني، نه چندان كوتاه و نه چندان تند يا كند صادر كند مانند قطعنامههاي گذشته كه با وجود تحريمهاي يك جانبه درازمدت آمريكا بود و نبود اين قطعنامهها چندان تفاوتي در اصل قضيه نخواهد كرد.»
وي گفت: « برداشتي كه من از شرايط جهاني دارم اين است كه با اين حركتي كه در تهران صورت گرفت و با بيانيهاي كه صادر شد زمينههاي موجود كه كمك ميكرد به صدور قطعنامهي مبتني عليه ايران سست شد و با توجه به سست شدن اين زمينهها فكر نميكنم آن چيزهايي كه خانم كلينتون وعده داد عملياتي شود.»
مجتهدزاده گفت:« معتقدم روسيه سرانجام در اين بازيها به ايالات متحده آمريكا ميپيوندد. همانگونه كه پيش از اين پيوسته بود و در آينده نيز هر زمان آمريكا بخواهد قطعنامهاي عليه ايران صادر كند روسيه ابتدا مانع ميشود و مخالفت ميكند اما سرانجام پس از اين كه امتيازات لازم را به دست آورد به آمريكا ميپيوندد. اما بايد در نظر داشت ما نميتوانيم زياد وقت خود را صرف اين كنيم كه آيا روسيه به صدور اين قطعنامهها كمك خواهد كرد يا خير. اگر زمينههاي لازم وجود داشته باشد روسيه قطعا مطابق معمول به تصويب قطعنامه عليه ايران كمك خواهد كرد.»
وي در تشريح علل دشوار بودن تصويب قطعنامه عليه ايران گفت:« حداقل قطعنامهها به آن صورتي كه خانم كلينتون به جهان وعده ميداد عملي نخواهد شد با شرايط و تحولاتي كه در جهان پيش آمد بينتيجه بودن قطعنامههاي قبلي و شكست در افغانستان و عراق بحران عجيب و سهمگين اقتصادي كه براي 5+1 پيش آمده و سرانجام بيانيه تهران زمينههاي لازم براي صدور قطعنامهاي كمرشكن آن گونه كه خانم كلينتون وعده داد سست شده و اين مسائلي است كه ما به چشم خود ميبينيم بر اين اساس بايد گفت در محاسبهها و واكنشهايي كه كشورهاي مختلف نشان ميدهند آنها نميتوانند آن اهدافي كه خود ميخواهند را پيش ببرند. همانطور كه در روسيه در اتحاديه اروپا، فرانسه، مقامات مختلف كشورها اظهار نظرهاي متفاوتي دارند. زمينه آنچنان محكم و قوي نيست كه خانم كلينتون تصور ميكند و به جهان در مورد صدور قطعنامهي كمرشكن عليه ايران ميگويد.»
انتهاي پيام