جشنواره فجر

  • دوشنبه / ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ / ۱۲:۱۲
  • دسته‌بندی: مجلس
  • کد خبر: 8903-05361

مشكل اقتصاد ايران چيست؟/‌2/ ديدگاه‌هاي خوش‌چهره، دانشيار و تيموري "آنچه اقتصاد ما را تهديد مي‌كند، فقدان تدبير است"

اقتصاد ايران همواره با موانع و مشكلاتي روبرو بوده است. اين مشكلات اگر چه قابل مشاهده‌اند، اما پرداختن به ريشه‌هاي بروز آنها به خصوص اگر از زبان متخصصان و برترين‌هاي اقتصاد كشور باشد، قابل فهم تر است، چرا كه آنها علاوه بر داشتن دانش اقتصاد، با فضاي اقتصادي كشور نيز از نزديك آشنا هستند، به همين دليل ديدگاه‌هاي برخي اقتصاددانان در اين نوشتار مرور شده‌ است.

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمد خوش چهره ـ استاد اقتصاد دانشگاه تهران ـ با بيان اينكه موانع و مشكلات اساسي بر سر راه اقتصاد ايران وجود دارد كه مي‌توان آن‌ها را به برون زا و درون زا تقسيم كرد، مي‌گويد: عوامل بيرون زا عواملي است كه خارج از اختيار نظام تصميم‌گيري و سياست‌گذاري برنامه‌ريزي كشور است، مثل تحريم هاي اقتصادي و نوسانات قيمت نفت كه اقتصاد ايران به آن وابسته است.

* مشكل از نظام تصميم‌گيري، سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي است

او مي‌افزايد: در بخش عوامل برون زا، به نظر بنده اولين انتقادها را به نظام تصميم‌گيري، سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي، چه در سطح ملي و چه در سطوح ديگر مي‌توان وارد كرد. اتخاذ سياست‌هاي نامناسب با برنامه‌ريزي‌هاي ناقص با روش‌ها و مكانيسم‌هاي نادرست كه براي دستيابي به اهداف صورت مي‌گيرد، همچنين ورود سليقه‌هاي شخصي يا اتخاذ تصميم‌هاي بدون كارشناسي صحيح مي‌توان آفت راه باشد؛ براي مثال در بخش آموزشي، تغيير نظام آموزشي از سالي واحدي به ترمي واحدي و دوباره تغيير آن، عوارض جدي در پي دارد.

وي با تاكيد بر اينكه افزايش سطح بيكاري نيز سرخوردگي‌ افراد را در پي خواهد داشت، مي‌گويد: وجود جمعيت 70 ميليوني ايران كه نيازمند وجود بازاري بزرگ است، اين تقاضاي بالقوه و اجابت نشده را در پيش رو دارد و حاكي از آن است كه ما از ظرفيت هاي توليد در جهت توليد خوب، استفاده نمي‌كنيم. متاسفانه با وجود دارا بودن منابع طبيعي و درآمد نفتي بالا، عدم برنامه ريزي درست، ‌اقتصاد ما را دچار مشكل كرده است.

اين اقتصاددان ادامه مي‌دهد: درآمد خالص 60 تا 70 ميلياردي نفت اگر خوب تخصيص داده شود، به هيچ وجه كشور ما شاهد فقر نخواهد بود. به هر حال اگر عوامل ايجاد متغيرهاي بحراني نظير بيكاري، تورم و غيره را ندانيم، هيچ‌گاه قادر به درمان اقتصاد بيمار نخواهيم بود. همچنين با وجود اينكه ما در بسياري موارد موفقيت‌ها و دستاوردهاي برجسته‌اي كسب كرده‌ايم، در برخي متغيرهاي كلان مثل اشتغال، توزيع درآمد، سطح قيمت‌ها و تورم شاهد مشكلات جدي هستيم؛ لذا به نظر بنده ريشه همه اين مشكلات را بايد در سياست‌هاي نامناسب اقتصادي يا ناسازگاري ميان سياست ها جستجو كرد.

خوش چهره با اشاره به اين كه اقتصاد ايران نسبت به منطقه به خاطر دارا بودن قابليت‌ها و ظرفيت‌هاي بالا در بخش توليد و منابع طبيعي و غيره جايگاه بالايي دارد، به‌ گونه‌اي كه در خاورميانه يا در سطح آسيا جزو سه كشور برتر بوده است و اين مقام را با اندكي نوسان حفظ كرده است، ادامه مي‌دهد: ايران از نظر حجم توليد ناخالص ملي در سطح منطقه مقام نخست را دارد، اما وجود جمعيت 70 ميليوني كه در مقايسه با بسياري از كشورهاي منطقه جمعيت بالايي است، سبب شده است كه سطح رفاه و درآمد سرانه ما در حد بعضي از كشورها مثل قطر و بحرين نباشد. در سطح جهاني هم در بعضي بخش‌هاي اقتصاد مقام بالايي داريم. در برخي مقوله‌ها مانند درآمد سرانه، فاصله زيادي با ساير كشورهاي جهان نداريم؛ از اين رو اگر متناسب با شاخص‌هاي تعريف شده اين جايگاه را بسنجيم، متوجه مي‌شويم كه مثلا سطح تجارت ما نسبت به تجارت جهان، سطح محدودي است؛ يعني اگر نفت را حذف كنيم، درآمد صادرات ما هنوز پايين است.

وي مي‌افزايد: از طرفي بازار بزرگ ما زمينه‌هاي جذب كالاهاي خارجي را به خوبي داراست و اين مساله از نظر برنامه‌ريزي و تصميم گيري كلان پديده خوشايندي نيست. از اين رو با توجه به ظرفيت‌هاي توليد داخلي، داراي پتانسيل هاي بالايي هستيم كه با اصلاح نواقص و با توجه به چشم‌انداز بيست ساله كشور، مي‌توانيم جزو قدرت هاي اقتصاد و علم و فناوري منطقه باشيم.

* فقدان تدبير؛ مهمترين مشكل اقتصاد ما

كمال دانشيار كه سه دوره نماينده مردم اميديه، ماهشهر و هنديجان در مجلس شوراي اسلامي بوده است در اين باره نظراتي دارد.

او ضمن اينكه مهمترين مشكلي كه اقتصاد كشور ما را تهديد مي‌كند، فقدان تدبير مي‌داند، مي گويد: متاسفانه فقدان تدبير شماري از مديران، خسارت‌هاي عمده‌اي را به كشور وارد كرده است. مشكل ديگر تفكر نادرستي است كه در مملكت ما راجع به دولت وجود دارد. در كشور ما مسوولان به دنبال اين هستند كه دولت را بزرگ جلوه دهند و همين بزرگ نمايي سبب مي‌شود بيشتر هزينه‌ها صرف دولت شود و مردم از خدمات كمتري بهره مند شوند.

او با تاكيد بر اين كه اين مساله مهمترين عامل فساد در سيستم دولت است كه در نهايت سبب متلاشي شدن دولت مي‌شود، مي‌افزايد: دولت بايد كاري كند كه مردم همواره در صحنه باشند. ما فراوان شاهد بوده‌ايم كه دولت كوچك، مبتكر و فعال و با هوش و دولت بزرگ، فربه و تنبل شده است. مشكل سوم بالا بودن مصرف انرژي در كشور است كه بايد بهينه سازي شود و مشكل چهارم وضعيت نامناسب اشتغال است. دولت تا جايي كه ممكن است بايد موانع سرمايه‌گذاري را برطرف كند و زمينه‌هاي اشتغال را فراهم آورد.

او با اظهار اين عقيده كه اقتصاد ايران بين 200 كشور جهان جزو يك‌صد كشور اول است، مي‌گويد: البته اين در صورتي است كه نفت را جزو فرآورده‌هاي اقتصادي به شمار نياوريم؛ يعني اگر نفت را در شمار محصولاتي به حساب آوريم كه توان اقتصادي كشور را بالا مي‌برد، در اين صورت ايران جزو بيست كشور اول خواهد بود.

* دولتي بودن، بزرگترين مشكل

تيمور رحماني، عضو هيات علمي دانشگاه تهران نيز درباره وضعيت اقتصاد ايران نظراتي دارد. او در ابتدا با بيان اين كه مشكلاتي كه اقتصاد كشور ما را تهديد مي‌كند فقط مربوط به بيكاري، تورم، تجارت خارجي و مسائلي از اين قبيل نيست، مي‌گويد: بزرگ‌ترين مشكلي كه اقتصاد كشور ما را تهديد مي‌كند، دولتي بودن آن است، به اين معني كه در كشور ما دولت حجم بزرگي را در اقتصاد به خود اختصاص داده است و همين مساله يعني دخالت بيش از حد دولت در اقتصاد سبب شده است كه افراد خلاق استعداد خود را در زمينه‌ فعاليت‌هاي دولتي براي مفاسدي چون رانت‌خواري به كار گيرند و اين ضرر بزرگي به اقتصاد وارد مي‌آورد. بنابراين بايد بپذيريم كه تمام مشكلات اقتصاد مربوط به بيكاري و تورم و مسائل مرتبط با تجارت خارجي نيست، بلكه بزرگ‌ترين مشكل ما، بزرگي بيش از اندازه دولت در اين اقتصاد است.

اين اقتصاددان مي‌افزايد: با توجه به شاخص‌هايي كه وجود دارد، جايگاه ايران در اقتصاد جهان چندان مطلوب نيست؛ براي نمونه يكي از شاخص‌ها بررسي درآمد سرانه است؛ هرچند درآمد سرانه نيز تصوير صحيحي از وضعيت اقتصادي كشورها را نشان نمي‌دهد، چرا كه مثلا كشورهايي نظير هند و چين كه درآمد سرانه آنها بسيار كمتر از كشور ماست، با بسياري از مشكلاتي كه هم اكنون كشور ما از لحاظ اقتصادي با آن رو به رو است، مواجه نيستند و نرخ رشد اين كشورها بسيار بالاتر از ايران است، بنابراين درآمد سرانه به تنهايي نمي‌تواند شاخص درستي براي تعيين جايگاه اقتصادي كشورها به حساب آيد.

او مي‌گويد: ما بايد شاخص‌هاي ديگري مثل تورم، بيكاري و كسري بودجه را هم در نظر بگيريم. اگر همه اين شاخص‌ها كنار هم لحاظ شوند در اين صورت است كه در مي‌يابيم از لحاظ اقتصادي وضعيت مطلوبي نداريم.

اين گفتارها از جلد اول مجموعه "مشاهير اقتصاد ايران" كه به تازگي رونمايي شد، برگرفته شده‌ است.

انتهاي پيام