/تحليلـاينديپندنت/ دومينوي سقوط رژيمهاي خودكامه عرب
" دومينوي سرنگوني قدرتهاي مطلق و خودكامه عرب در شرايطي ادامه دارد كه چشمانداز آينده اين كشورها از جمله ليبي در هالهاي از ابهام است و حفظ دستاوردهاي مبارزان دموكراسيخواه توسط دولتهاي نوپا تا حدودي بعيد به نظر ميرسد".
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، روزنامه اينديپندنت در تحليلي به قلم رابرت فيسك مينويسد:
« ديگر فرمانروايان مطلق و رژيمهاي خودكامه عرب، دومين شب بيخوابي خود را گذراندند.
حال بايد ديد نواي آزادي طرابلس، چه زماني به بحرين،عربستان سعودي و يمن ميرسد و ساختار دموكراسيخواهي مردم را شكل ميدهد.
بهارعربي نشان داد كه اراده ملت ميتواند پايههاي هر حكومت امپرياليستي را جدا از فرهنگ و زبان و دين بلرزاند. همانطور كه سيف الاسلام قذافي، پسر معمر قذافي رهبر ليبي گفته بود كه ليبي، مصر و تونس نيست و جنگ داخلي به راه خواهد افتاد، شاهد بوديم كه انقلاب نوپاي ليبي و خيابانهاي اين كشور آفريقايي با خون آشنا شدند.
حال كه ديگر مردم دلنگراني حضور قذافي را در صدر قدرت ندارند، ليبي به ابرقدرت آفريقا و خاورميانه بدل خواهد شد اما اين امكان نيز وجود دارد كه ائتلاف ناتو به دليل هزينههاي هنگفت در بمباران شهرهاي اين كشور، اقتصاد آنها را تحت سلطه خود درآورد تا هزينههاي "بمباران آزاديخواه" خود را جبران كند.
سرايت اين نداي آزادي به الجزاير و مراكش دور از ذهن نيست و حاكمان خودكامه عرب هنوز خاطرات سال 1977 را كه در آن انور سادات، رئيس جمهوري اسبق مصر پايگاه هوايي قذافي را در هم كوبيد از ياد نبردهاند و حال همين پايگاهها توسط ناتو با خاك يكسان ميشود. هرچند كه حملات سال 1977 در پي تحريك مصر از سوي اسرائيل بود و ليبي را در فكر ترور سادات معرفي كرد اما قذافي توانست 30 سال پس از سادات همچنان رهبري كند.
ليبي نيز همانند ساير كشورهاي جهان عرب از مشكلات مالي و فساد رنج ميبرد و هنوز مشخص نيست آينده اين كشور دستخوش چه حوادثي خواهد شد و آيا دستاوردهاي مبارزان آزاديخواه توسط شوراي ملي انتقالي ليبي حفظ خواهد شد يا خير.
با اين وجود غرب نيز درسهاي از دموكراسي را آويزه گوش ليبي كرده است و با اغماض راههاي پيشگيري از هرجومرج را به مصطفي عبدالجليل، رئيس شوراي ملي انتقالي ليبي منتقل ميكند و اين دقيقا همان راهي است كه هشت سال پيش دولتهاي غربي در عراق پيمودند اما حال بايد ديد چه كسي يا كساني در رژيم يا دولت دموكراتيك ليبي زيان خواهند ديد، چرا كه شوراي ملي انتقالي ليبي نيز شامل عناصري با گذشته تاريك از رژيم قذافي است و ليبي بايد خود را آماده پذيرش عناصري از قبايل قذافي كند.
به رغم رخدادهاي اخير، هنوز سرنوشت نفت و ثروتهاي قذافي مشخص نيست و سياست خارجي آتي ليبي با دولتهايي همانند فرانسه، انگليس و ايتاليا و از سوي ديگر آمريكا و آلمان در هالهاي از ابهام قرار دارد. حال جامعه جهاني اين سوال را از خود ميپرسد كه اگر به گفته ديويد كامرون، نخست وزير دولت ائتلافي انگليس، ائتلاف ناتو با موفقيت عمليات خود را در ليبي به انجام رسانده است آيا نبايد از همين روش در ساير كشورهاي بحران زده نيز سود جست؟
درهمين ميان دولتهايي همانند اسرائيل اميد دارند تا تغيير رژيم در ليبي به نحوي انجام شود كه منافع آنها نيز حفظ شود.
زين العابدين بن علي رئيس جمهوري مخلوع تونس رفت، حسني مبارك رئيس جمهوري سابق مصر رفت، علي عبدالله صالح، رئيس جمهوري يمن دير يا زود ميرود، قذافي سقوط كرد، ملك عبدالله دوم پادشاه اردن همچنان با مخالفت گروههاي مردمي روبهروست و انتظار ميرود اين روند به ساير كشورهاي مستعد نيز نفوذ كند و اين نشان ميدهد اين پايان بازي نيست و پايان تاريخ هنوز فرا نرسيده است».
انتهاي پيام