جشنواره فجر

  • شنبه / ۱۹ شهریور ۱۳۹۰ / ۱۰:۰۲
  • دسته‌بندی: استان ها
  • کد خبر: 9006-11524
  • منبع : نمایندگی فارس

/گزارش/ قصه جواني كه تن به آب بهشت سپرد!

/گزارش/ 
قصه جواني كه تن به آب بهشت سپرد!

"دارم آتش مي‌گيرم، انگار حوض بهشته؛ مي‌خوام برم، تن به آب بهشت بزنم!" گفته مهدي است، در هنگام خيز برداشتن به سمت استخر پارك جنگلي شهرداري زرقان در يك عصر گرم تابستاني. در اين هنگام، مهدي به دو جواني كه خود را آماده ورود به آب مي‌كردند لبخندي زد، انگار مي‌دانست آخرين باري است كه آنها، او را مي‌بينند، شايد مي‌خواست خداحافظي كرده باشد و تن به آب بهشت بسپرد.

قدم مهدي به‌زمين نرسيد و به‌زير آب رفت، بي‌هوا؛ بي‌آنكه فرصت حبس نفس داشته باشد، آب او را به كف حوض كشيد و چند لحظه بعد، شن‌ها، او را زير خود دفن كردند؛ با چشم‌هاي باز مانده به‌دنيا كه همانجا به ‌انتها رسيد..

ميثم، پسر خاله مهدي، آنقدر كف آب را جست و ماسه‌ها را چنگ زد كه سرانگشت‌هايش زخم شد، غواص‌ها هم كه آمدند، سخت پيدايش كردند؛ انگار نمي‌خواست از آب بهشتي بيرون بيايد، انگار فراموش كرده بود پدر و مادر يك‌ماه در انتظار ديدن روي ماهش، ثانيه‌ها را شماره مي‌كردند. پدرش تاب نياورد، زانوهايش خم شد، خبر آنقدر تلخ بود و سنگين و آني كه حتي اشك‌ها مجال سرازير شدن از چشم‌ها را پيدا نكرد.

فردا براي مادر مهدي، فردايي سخت خواهد بود؛ فردايي كه جاي خالي مهدي‌اش، بيشتر و بيشتر نمايان مي‌شود و او هر بار كه هر جواني را صدا مي‌كند، ابتدا مهدي‌اش را به ياد مي‌آورد و هربار اشك را ميهمان خانه چشم‌هاي كم‌سو شده‌اش مي‌كند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه فارس، تلاش كم‌رنگ برخي مسئولان كه تنها در شعار از پر كردن اوقات فراغت جوانان مي‌گويند، همچنان يك معضل بزرگ براي جامعه ايران به‌شمار مي‌رود؛ معضلي كه جوانان، اگر به‌سلامت از خطراتي كه در كمين‌شان است بگذرند، به راهي مي‌كشاند كه با وجود قرارداشتن در دسته‌بندي تفريحات سالم، پر از خطرات بالقوه و مرگ آفرين است.

شيراز و اطراف آن را كه خوب نظاره كنيم، هزاران جايگاه خطرساز خواهيم ديد؛ مكان‌هايي كه در پناه كم‌توجهي مسوولان، همچنان خطرساز هستند، جايگاه‌هايي كه مرگ ده‌ها جوان را مسبب بوده و هستند.

"استخر پالايشگاه"، "سد‌ درودزن"، "آبگير پيربنو" و ده‌ها نقطه ديگر در سطح شيراز و استان فارس وجود دارد كه بعضا با وجود كمي عمق، فاقد شرايط استاندارد براي شنا هستند اما به‌دلايل متعدد از جمله نبود مكان‌هاي مناسب به تعداد كافي و با قيمتي مناسب براي همه اقشار جامعه، نبود عوامل بازدارنده قوي در مكان‌هاي پرخطر، كم‌توجهي به لزوم غني‌سازي اوقات فراغت جوانان در هر سطح از زندگي اجتماعي، جوانان به اين مكانها جذب شده‌اند.

در اغلب مكان‌هايي كه به‌واسطه تجميع آب، محيطي به‌ظاهر مناسب براي شنا محسوب مي‌شود، جز تابلو هشدار دهنده كه آن‌هم در همه مناطق وجود ندارد، هيچ عامل بازدارنده‌اي نيست؛ حال آنكه براساس استانداردها بايد نكاتي در قالب ايمني محل رعايت شود. نكاتي كه بعضي از مسوولان حتي از وجود آن بي‌اطلاع هستند.

استخر ايجاد شده در پارك جنگلي پالايشگاه كه رد‌پاي تلاشي نافرجام براي سامان‌دهي و بهره‌برداري تفريحي و گرشگري از آن، ديده مي‌شود، از تلاش‌هايي است كه شهرداري زرقان در يكي دو سال اخير و پس از واگذاري اين پارك از پالايشگاه به شهرداري، با هدف جذب گردشگر انجام داده است.

اما ايجاد چنين استخري براساس كدام استاندارد انجام شده است؟ اينكه چرا بايد چنين فضايي كه ذاتا پرخطر است، در دسترس عموم افراد قرار داشته باشد؛ فضايي جاذب كه در گرماي ظهر روزهاي تابستان، هر انساني را ممكن است اغوا كند.

البته در شهر زرقان فضاي ديگري هم تحت عنوان استخر حوض ماهي وجود دارد كه در به‌كام مرگ فرستادن جوانان سابقه ديرينه داشته و دارد، اما در اين روزها به‌دليل خشكسالي، ميزان آب آن در حد مناسب شنا نيست.

سال‌ها قبل، شهردار وقت زرقان به‌عنوان يكي از برنامه‌هاي خود، ساماندهي اين استخر را كه مخزن تغذيه آب قنات‌هاي اطراف اين شهر به‌شمار مي‌رود، در اولويت قرار داده بود‌؛ آن زمان گام‌هايي نيز براي سامان دادن آن برداشته شد اما نيمه‌كاره ماند. قنات حوض ماهي، استخري مربوط به سده‌هاي متاخر دوران‌هاي تاريخي پس از اسلام است كه در بخش زرقان شهرستان شيراز قرار دارد.

شايد تنها اقدام مسوولان وقت زرقان، تلاش براي ثبت اين اثر به‌عنوان يكي از آثار ملي ايران بود، اما بعد از آن هيچ اقدامي براي حفاظت از آن يا بهتر بگوييم، حفاظت مردم از خطرات آن، در دستور كار قرار نگرفت؛ خطراتي كه در طول پنج سال اخير چندين جوان را به‌كام مرگ فرستاده است.

تعدادي شاهد عيني در حادثه استخر پارك جنگلي شهرداري زرقان، در خصوص وجود عوامل بازدارنده و هشدار دهنده به خبرنگار ايسنا گفتند: "زماني كه يك جوان در اين استخر غرق شد، هيچ تابلو هشدار دهنده‌اي مبني بر اين‌كه شنا كردن در استخر خطرناك است، در محوطه نصب نشده بود."

بي‌آنكه بخواهيم فرد يا دستگاهي را مقصر در اين حادثه يا حوادث مشابه قلمداد كنيم، بايد از مسئولان شهرداري، شوراي شهر زرقان و ديگر سازمان‌هايي كه وجود فضاهاي خطرناك مانند سد درودزن، حوضچه‌ها و آبگيرهاي كشاورزي، تحت نظارت آنان است، پرسيد، از زمان وقوع آخرين حادثه تاكنون، تدابير شديدتري براي مقابله با اين خطر بالقوه اتخاذ كرده‌اند؟ تدابيري كه هزينه آنها گزاف‌تر از جان انسان نيست!

به گزارش ايسنا، از انتهاي كوچه منتهي به‌خانه مهدي؛ تاج‌هاي گل و پرچم‌هاي تسليت هويدا است؛ گل‌هاي ميخك و گلايل، گرداگرد تصوير جواني است كه نگاهش در تلاقي با نگاه هر تازه‌واردي، آتش به‌جانش مي‌زند.

آن سوتر، مردي با قامتي شكسته مشاهده مي‌شود با نگاهي كه هيچ مفهومي از زندگي را به تو منتقل نمي‌كند؛ مردي كه همه تلاشش براي سرپا ماندن است تا به مردمي كه براي تسليت از دست رفتن جوانش به خانه‌اش مي‌آيند، بي‌احترامي نكرده باشد.

نگاه مرد همچنان در خم كوچه، رد پاي جوانش را جست‌و جو مي‌كند؛ او تمام زندگي‌اش را به‌پاي جواني ريخته كه حالا عكس شده در ميان قابي، آويخته در ميان گل‌ها!

پدر مي‌گويد: "مرگ پايان همه‌چيز نيست! اما براي من مرگ فرزندم، پايان همه چيز بود؛ من كه اجبارم بر ماندن است و حالا بايد هر شب جمعه، در كنار فاتحه براي پدر و مادرم، صبورانه فاتحه‌اي هم براي مهدي‌ام بخوانم!"

او ضجه مي‌زند و با كلماتي بريده بريده، مي‌گويد:" نمي‌دانم آن استخري كه فرزندم را به كام مرگ فرستاد را چه كسي و با چه نيتي ساخته؛ مي‌دانم كه استاندارد نيست، مي‌دانم كه بي‌خطر نيست، اما چه كسي بايد جواب دل من و جگر خون شده مادر مهدي را بدهد، چه كسي جوابگوي اين داغ است؟"

وي ادامه مي‌دهد:" اين را خوب مي‌دانم كه حتي اگر همه دنيا را متهم كنم؛ اگر همه عالم مجرم شناخته شوند، اگر همه محاكمه شوند، ديگر مهدي من باز نمي‌گردد، اما لااقل خانواده‌اي ديگر داغدار نخواهد شد."

وي تصريح مي‌كند:" اگر مي‌دانيم جوان مغرور است و هر توصيه‌اي را بر نمي‌تابد؛ اگر مي‌دانيم كه تابه‌حال ده‌ها قرباني به پاي بي‌توجهي‌هايي اين‌گونه، ذبح شده‌اند، بي‌آنكه حتي تسليتي به غم‌ديدگان بگويند، فكري كنند و نقطه پايان بر اين سطر بگذارند. من و همه كساني‌كه به‌نوعي عزيزي را اين‌گونه از دست داده‌اند، بارها از خود پرسيده‌ايم كه اگر عزيزي از يك مسوول، به چنين بلايي مبتلا شود، چه اتفاقي خواهد افتاد؛ آيا زمين و زمان را يكي نمي‌كنند؟"

با زحمت ميان هق هق گريه ادامه مي‌دهد: "مسببان مرگ فرزندم را هرگز نمي‌بخشم، ترديد ندارم كه كساني‌ در خلوت خودشان، خود را مسوول مي‌دانند، همان‌هايي كه زمينه ايجاد اين واقعه را، سهل‌انگاري‌هاي آنها فراهم كرده است."

پدر مي‌گويد: "به همان‌ها مي‌گويم؛ زماني‌كه چشم در چشم جگر گوشه‌شان مي‌دوزند، وقتي با نگاه برقامت جوانشان قند در دلهايشان آب مي‌شود؛ لحظه‌اي مرا، خانه‌اي كه ويران شد، اميدي كه به نااميدي گراييد، مادري كه توان كمر راست كردن ندارد و فروغي كه كور شد را به‌خاطر آورند و در محكمه وجدانشان پاسخگو باشند. "

معلم، بار ديگر نگاهش را به‌چشمانم مي‌دوزد و آرام و شمرده مي‌گويد: "از خداوند مي‌خواهم مسببان مرگ فرزندم هرگز طعم بخشش را نچشند."

مهدي از ميان قاب عكسي كه گل‌هاي گلايل و ميخك دورتا دورش را پوشانده‌اند، چشم در چشمانم مي‌دوزد، چشم‌هايي كه ديگر فروغي در آنها نيست، اما انگار حرف‌ها با خود دارد، حرف‌هايي از آن بعدازظهر گرم، همان ساعتي كه او راهي بهشت شد.

پسرخاله‌هاي مهدي، آن دو نفري كه در آخرين لحظه‌ها با او بوده‌اند به خبرنگار ايسنا گفتند: "در آن روز هيچ تابلو و علامت هشدار دهندي در اطراف استخر وجود نداشت."

آنها با تاكيد بر اين كه مردي كه به‌عنوان باغ‌بان خود را معرفي كرده بود، هيچ هشداري در خصوص خطرناك بودن استخر به آنان نداده بود، مدعي هستند كه آن مرد گفته، آب عميق نيست اما بايد با احتياط شنا كنيد.

باغ‌بان مدعي است هشدار لازم را داده است اما آن دو جوان اشك مي‌ريزند و بي‌آنكه ناراحت شوند و فرياد سر دهند، حرف‌هايشان را تكرار مي‌كنند و در آخر در حالي‌كه براي مهدي‌عزيزشان اشك مي‌ريزند، مي‌گويند:" اگر قبول كنيم تابلو بوده و باغبان به ما تذكر داده، مهدي زنده خواهد شد؟ اگر همه تقصيرها را به‌گردن بگيريم، او به آغوش مادرش باز مي‌گردد، او به ميان دوستاني كه دلشان برايش تنگ شده باز مي‌گردد؟"

يكي از دو پسر خاله در حاليكه كنار حجله مهدي چمباتمه زده، با هق هق مي‌گويد: "ما برادري را از دست داديم كه نمي‌دانستيم نبودش چه برسرمان مي‌آورد."

ظريفي، رييس شوراي اسلامي شهر زرقان در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا در اين زمينه توضيح داد: استخر مورد نظر در پارك جنگي قرار دارد كه با تلاش شورا، سند آن از پالايشگاه شيراز به شهرداري زرقان منتقل شده است.

وي با بيان اين‌كه از حادثه غرق شدن يك جوان خبر دارد، افزود:" براساس اطلاعاتي كه كسب كرده‌ايم سه جوان كه به‌ظاهر پسرخاله بوده‌اند، در بعد از ظهر روز 19 رمضان به اين پارك رفته و به ‌قصد آب‌تني وارد استخر مي‌شوند كه يكي از آن سه غرق مي‌شود."

ظريفي با تاكيد بر اين‌كه استخر مورد نظر براي شنا در نظر گرفته نشده است، گفت: آب اين استخر از يك چشمه، تامين مي‌شود و براي مصرف شرب مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

وي اضافه كرد: "آنچه از شواهد برمي‌آيد، آب استخر چندان عميق نبوده و فرد غرق شده احتمالا بعد از به‌زير آب رفتن ترسيده و نتوانسته تعادل خود را حفظ كند اما از جزييات ماجرا هيچ اطلاعي ندارم؛ ماموران آتش‌نشاني و غواصاني كه براي بيرون آوردن جسد به محل اعزام شده بودند، جزييات را بهتر مي‌دانند."

رييس شوراي شهر زرقان با يادآوري اين‌كه در زمان حضور آتش‌نشانان، معاون شهردار زرقان نيز در محل حضور داشته است، عنوان كرد:" در محل استخر، پلاكارد نصب شده و از طريق آن به مردم هشدار داده شده كه از شنا در استخر امتناع كنند."

وي در پاسخ به سئوال خبرنگار ايسنا كه آيا نصب يك تابلو يا بنر براي جلوگيري از وقوع اتفاق در يك استخر خطر آفرين، كفايت مي‌كند، گفت: "بنده اين اعتقاد را ندارم اما اين پارك به‌تازگي به شهرداري واگذار شده و شهرداري در حال انجام اقدامات عمراني براي آماده‌سازي اين فضا به‌جهت تامين فضاي تفريحي براي مردم است."

ظريفي با تاييد اين‌كه استخر توسط فنس يا ديواري از ديگر فضاها جدا نشده است، گفت: "پارك و استخر نگهبان دارد؛ نگهبان هم كه بعد از اتفاق به كلانتري منتقل شده بود، گفته كه ظاهرا به سه جوان ياد شده اخطار و هشدار داده است."

به‌گزارش ايسنا، رييس شوراي شهر زرقان براي بيان جزييات، يك‌روز فرصت خواست و قول داد كه روز بعد براي بيان دقيق مطالب، به ايسنا تلفن كند. با گذشت سه‌روز، هيچ توضيح ديگري از سوي شوراي زرقان به ايسنا، ارسال و يا اعلام نشد.

هرچند توضيح رييس شورا و شهردار زرقان ديگر مهدي را به آغوش خانواده‌اش بازنمي‌گرداند، اما بايد مراقب بود تا استخر جنگلي پالايشگاه (شهرداري) زرقان، مهدي‌هاي ديگري را به كام مرگ نفرستد و داغ ديگري بر دل مادر و پدري ننشانيم.

انتهاي پيام