«خنده بازار فتيلهاش را پايين كشيده» «خنده بازار» با حضور خمسه و شكيبا نقد شد
نشست نقد و بررسي برنامه «خنده بازار» با حضور عليرضا خمسه، شهرام شكيبا، رضا رفيع و نويسنده و كارگردان و تهيهكننده اين برنامه صبح يكشنبه ـ 18 مهر ماه ـ در محل آمفي تئاتر ساختمان معاونت سيما برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عليرضا خمسه، بازيگر و كارشناس طنز كه در اين برنامه به عنوان مجري حضور داشت، تاكيد كرد: قصد ما در اين جلسات، تعريف يا تجميد نيست بلكه قصد داريم با بيان انتقادات و نقد وبررسي هر برنامه كه در اختيار عوامل ما قرار ميگيرد به افزايش نقاط قوت آن كمك كنيم.
***
رضا رفيع، طنزپرداز نيز به اهميت نقد و بررسي به خصوص در برنامههاي فرهنگي اشاره كرد و افزود: نقد لازمهي رشد و بالندگي و پرورش مقولههاي منتصب به فرهنگ است. اگر نقد را بگيريم و نگاه ناقدانه را محدود كنيم، به نوعي با بن بست در همه مقولههاي فرهنگي مواجه خواهيم شد. طنز نيز از آنجا كه بيش از ساير برنامهها با مقولهي انتقاد سر و كار دارد از اين جهت اهميت بيشتري پيدا ميكند.
اين طنزپرداز ادامه داد: كار كردن در رسانه ملي به صورت ميلي خيلي سخت است. ما در جامعهاي زندگي ميكنيم كه تعريف مشخصي از طنز در بين مردم و مسؤولان وجود ندارد و نه مردم و نه مسؤولين درك درستي از مفهوم طنز ندارند به همين دليل احتياج به فرهنگ سازي در اين زمينه احساس ميشود. بايد در اين قالب به صورت هدفمند كار كنيم. كساني كه در ادبيات ما به قلهي طنز رسيدند رويكرد هدفمندي داشتند مثل عبيد زاكاني و حافظ؛ ادبيات غني ما سرشار از طنز است و نشان ميدهد با چه منابع هدفمندي مواجه هستيم كه نگاهي فراتر از زمان و مكان به طنز داشتند.
رضا رفيع تاكيد كرد: البته به اين معنا نيست كه نياز به برنامههاي مقطعي نداريم. من از كمكهاي اوليه براي طنز نام بردم؛ يعني همان طور كه مردم در مواقعي كه بيمار هستند با 115 تماس ميگيرند نياز به يك 115 در مقولهي طنز داريم. فرض كنيم كه چنين جايي وجود دارد و مردم در مواقع كسالت به آن زنگ ميزنند ما به جايي نياز داريم كه فقط بخنديم چنين جاهايي به عنوان باشگاههاي خنده ديدهايم اما گاهي نگاهمان را بالا ميبريم و عرشي فكر ميكنيم. گاهي هم پايين ميآييم و فرشي فكر ميكنيم و وسط را فراموش ميكنيم. فكاهي كه پرداختن به آن سخت است معمولا فراموش ميشود. يكي از موفقيتهاي برنامه «خنده بازار» اين بود كه اين شرايط را كنار هم قرار داده و هم اينكه از ابتداييترين شكل نقد كه تقليد است استفاده ميكنند.
وي دربارهي مقولهي نقد گفت: نگاه من يك نگاه معتدل است و سعي ميكنم منصف باشم. اما اينكه بدون متن و طرح در حوزه طنز كه حساسيتهاي زيادي دارد و به قول مسؤولان در برههي كنوني خيلي سخت است، كار كنيم آسان نيست و بايد خيلي از مسائل را در نظر بگيريم.
***
به گزارش ايسنا، شهرام شكيبا، طنزپرداز و طنزنويس نيز دربارهي طنز «خنده بازار» گفت: من از همان ابتدا در جريان ماجراي «خنده بازار» بودم كه چگونه در يك زمان محدود به توليد و پخش رسيد. طبيعتا هيچ تهيهكنندهاي نيز از يك ماه قبل از پخش شروع به كار نميكند و باز هم در اين مساله شاهد شتابزدگي بودهايم. سازمان ما به يك تقويم و يك رنسانس در اين زمينه نياز دارد تا درك كند هر چيزي قرار است به وقتش انجام شود؛ هر چند انجام ميشود اما با شتابزدگي همراه است.
وي سپس با انتقاد به برگزاري چنين جلسات نقد و بررسي خاطرنشان كرد: ما براي توليدات سيما جلسات نقد ميگذاريم اما اين مساله ربطي به عوامل برنامه ندارد. جلسات نقد بايد براي مديران گذاشته شود مگر ميشود كه برنامهاي ساخته شود و مدير در جريان آن نباشد. اما مديران شبكهها نيز چون دائما در جلسات هستند، هميشه بدون صدا به برنامههاي تلويزيون گوش ميدهند. به همين دليل ما براي مدير شبكه برنامه نمي سازيم بلكه براي خانواده او برنامه ميسازيم و دائما اين صحبت را از زبان مديران ميشنويم كه مثلا ميگويند از پسرم شنيدم فلان برنامه، برنامهي خوبي است. با اين حال مخاطب ما در درجهي اول بايد مدير شبكه باشد. قطعا آيتمهاي «خنده بازار» بدون مشورت ساخته نشده و اگر اين فرض صحيح باشد، روال سازمان صداوسيما تغيير كرده است.
شهرام شكيبا در ادامهي سخنانش گفت: ما نتيجه رفتار درون سازماني را در قاب تلويزيون ميبينيم و آنها هستند كه به طور مستقيم هزينه هر برنامهاي را كه ساخته ميشود پرداخت ميكنند اما اولين چيزي كه جايش در تلويزيون ما خالي است، شناسايي گسترهي مخاطب تلويزيون است. از پيرمردي كه در خاش زندگي ميكند تا يك فرد ساكن بندر ديّر مخاطب تلويزيون هستند و ما حقوقمان را از آنها ميگيريم به همين دليل محتواي رسانه بايد چيزي باشد كه گسترهي مخاطب تلويزيوني با آن ارتباط برقرار كنند. «خنده بازار» توانست صاحب گسترهي مخاطبان بيشتري باشد.
اين طنزپرداز سپس به مشكلات برنامهسازي در تلويزيون اشاره كرد و گفت: برنامهسازي سخت است و اگر بنا نباشد بودجهها سر وقت برسند، سختتر هم ميشود. من در ابتدا با آقاي شب خيز صحبت كرده بودم ولي بر سر مسائل مالي به توافق نرسيديم. در آن موقع بحث بر سر اين بود كه يك برنامه انتقادي با رويكرد پايين به بالا ساخته شود. اما ما در طنزمان يك نگاه عجيب را دنبال ميكنيم و خودمان را بالا قرار ميدهيم و از نگاه فرهيختگان، رفتار مردم را نقد ميكنيم.
شهرام شكيبا در ادامه صحبتهايش به يكي از برنامههاي ماهوارهيي اشاره و ابراز عقيده كرد: در اين برنامه يك ميمون صحبت ميكند. ولي همين برنامه با استقبال از سوي مخاطبان مواجه ميشود. دليل اقبال مردم به چنين برنامهاي اين است كه اين كاركتر از پايين به بالا نگاه ميكند و از فرودست به فرادست نگاه ميكند يعني چيزي كه جاي آن در تلويزيون ما خالي است. در «خنده بازار» بنا بر اين بود كه اين اتفاق بيفتد. حتي در يكسري آيتمها مثل آيتم افتتاح، چنين بحثي را دنبال كرديم. اما فكر ميكنم كه «خنده بازار» فتيلهاش را كمي پايين كشيده و كمتر به انتقاد ميپردازد. به همين دليل است كه مديران ما بايد پاي برنامههايي كه ميسازند بايستند و از آنها حمايت كنند.
وي افزود: ما ميگوييم بايد برنامههاي خودمان را به چالش بكشيم اما در عمل عادل فردوسي پور و فريدون جيراني را مطرح ميكنيم؛ حضور اين افراد در برنامه حتما به سفارش سازمان صداوسيما بوده است؛ يعني سازمان به تهيهكننده ميگويد با آنها شوخي كنيد اين شوخي كردن يعني به آنها بند كنيد. ما سراغ بخشي كه غيراخلاقي است مي رويم يعني نقصهاي خدادادي افراد را مورد انتقاد قرار ميدهيم و با افرادي مثل عادل فردوسيپور و فريدون جيراني كه برندهاي سازمان صداوسيما هستند، شوخي ميكنيم و از آنها هزينه ميكنيم. اينها از حيطههاي اخلاق خارج شده است؛ من از مدير شبكه سه متعجب هستم كه آيا واقعا حيطههاي اخلاقي و ديني را نميشناسد كه اين مساله خيلي بعيد به نظر ميرسد.
شهرام شكيبا تاكيد كرد: اگر قرار است مرزشكني كنيم بايد به مردم نزديك شويم؛ اين مهمترين اشكال من به برنامهاي مثل «خنده بازار» است در بخشهاي ديگر نيز لازم است همين قدر ساده باشيم و فقط به مخاطبان تهراني فكر نكنيم بلكه تمام ايران را بشناسيم و براي آنها برنامه بسازيم. «خنده بازار» از اين نظر خوب بود ولي متاسفم كه نقدهاي تند و تيز آن كاسته شده و از نقدهاي مديريتي كم شده است. نگاه مديران ما بايد تغيير كند، چون معتقدم يك برنامه برآيندي از نگاه مدير است و سازمان صداوسيما بايد به اين نتيجه برسد كه بايد در بخشهاي مختلف چشم تيزبين مردم باشد. اگر من به عنوان طنز پرداز به كشور اعتقاد دارم بايد در بعضي جاها نقش سوپاپ را بازي كنم تا مردم به سراغ رسانههاي ديگر نروند. وقتي رسانههاي آن ور آب خيلي تند و تيز يكسري مسائل را از نگاه پايين به بالا مطرح ميكنند، طبيعي است كه مخاطب ما به چنين برنامههايي جذب ميشود.
وي ادامه داد: ما در رسانه دو زبان داريم كه يكي زبان رسانه و يكي زبان مردم است. در «خنده بازار» زبان اين برنامه زبان مردم بود. يك برنامهي آشپزي در ماهواره به اين دليل مخاطب جذب ميكند كه در آن طوري حرف زده مي شود كه مردم در خانههايشان حرف ميزنند و شوخي ميكنند. ما در رسانههاي خودمان از زبان مردم دور شدهايم؛ زبان رسانه ما از زبان مردم جداست و اين مساله باعث ميشود مخاطب ما آرام آرام همدلياش را از دست بدهد.
***
عليرضا خمسه نيز در ادامهي اين نشست از تقليد به عنوان يكي از شيوههاي رايج كمدي نام برد و گفت: به عنوان مثال سياه بازي يكي از شيوههاي اين ترويج بوده است اما در بحث طنز نبايد عدالت محوري را فراموش كرد؛ مردم توقع دارند كه زبان رسانه زبان آنها باشد و با محتواي آنها هماهنگ باشد. زبان ما بايد زبان مردم و نگاه ما بايد نگاه آنها باشد.
خمسه همچنين با اشاره به صحبتهاي شهرام شكيبا عنوان كرد: بخشي از اين مشكل به مدير شبكه برميگردد كه مثلا خود او با برخي لفظها و موضوعات مشكل دارد يا محافظه كارهايي وجود دارد كه باعث ميشود برخي بحثها را مطرح نكنيم؛ چنين مسائلي است كه دست طنزپرداز را ميبنند.
***
به گزارش ايسنا، رضا رفيع نيز در ادامه اين نشست به چهار واژهي متداول در طنز شامل فكاهي، طنز، هجو و هزل اشاره كرد و گفت: ما روي لبهي تيغ راه ميرويم هر قدر كه به فكاهه نزديك شويم و به طنز بپردازيم، بهتر خواهد بود. به نظر من نشان دادن شكل افراد در يك برنامه طنز اشكالي ندارد اما نشان دادن نقايص خدادادي به قول هوشنگ مرادي كرماني، خندهي رذيلانه است.
وي تاكيد كرد: ريشه موضعگيريهاي منفي كه در «خنده بازار» وجود دارد اين است كه سراغ حوزههاي بي خطري مثل ورزش رفتهايم و به شخصيتهايي كه مسؤوليت سياسي دارند، نزديك نشدهايم انگار كه در عرصهي سياست هيچ عيب و نقصي نيست.
***
در بخش ديگري از اين نشست عوامل و دست اندركاران برنامه «خنده بازار» به بيان نكاتي در اين باره پرداختند.
فريد شب خيز، تهيهكننده «خنده بازار» با تائيد سخنان شهرام شكيبا، گفت: داستان خنده بازار قبل از عيد شروع شد و يك ماه مانده به عيد قرار شد برنامه ضبط شود من پيش از اين هم گفتهام كه «خنده بازار» مثل ميدان ميني بود كه قرار بود وارد آن شويم فكر ميكنم تا به حال به سلامت از آن عبور كردهايم اما همان طور كه شهرام شكيبا اشاره كرد مجبور شديم فتيله را كمي پايين بكشيم.
شبخيز ادامه داد: ما حدود 400 آيتم ضبط كرده بوديم كه 80 يا 90 آيتم از آنها پخش شد و حدود 25 آيتم بود كه خودمان نپسنديديم. يكسري آيتم ها هم وجود داشت كه با مسائلي مواجه بود و در نتيجه پخش نشد.
***
آرش قادري، سرپرست نويسندگان «خنده بازار» نيز تاكيد كرد: هيچگاه در اين برنامه قصد توهين به كسي و شوخي كردن با مشخصههاي ظاهري آنها وجود نداشته است.
وي ادامه داد: در اين كار يك گروه نويسندگان درگير بود كه فقط يكدست كردن متنها برعهده من بوده است. يكسري از آيتمها را هم سعي كردم وارد نشوم مثل متنهاي مربوط به عادل فردوسي پور؛ چون من در فوتبال طرفدار پرسپوليس هستم و ميخواستم اين نگاه وارد متنها نشود با اين حال بيشترين انتقادات از جانب پرسپوليسيها وارد شد و انتقادات نيز از برنامه آقاي دايي شروع شد.
قادري سپس به اين مساله اشاره كرد كه اولين تجربه خود را در حوزه طنزهاي آيتمي تجربه ميكند و افزود: در اين جا كار بسيار سخت است؛ زيرا در سريال 40 تا 45 دقيقه وقت داريم كه به موضوع بپردازيم اما در اين جا تنها در سه دقيقه بايد يك مساله را بيان ميكرديم. اما فكر ميكنم مقداري در حق برنامه كم لطفي شده است زيرا ما نميتوانيم با كسي شوخي كنيم. همه كارمندان ما نيز خود را در هالهاي از تقدس ميدانند و با مسائل جدي هم نميتوانيم شوخي كنيم.
نويسنده «خنده بازار» در بخش پاياني صحبتهايش دليل قرار گرفتن يكسري آيتمها در اين برنامه براي گروه سني كودك را اين چنين توضيح داد: در تلويزيون ما، همهي گروههاي سني، همهي برنامهها را نگاه ميكنند ما به همين دليل برخي آيتمها را براي بچهها گذاشتيم.
***
در ادامه اين نشست شهاب عباسي، كارگردان «خنده بازار» گفت: وقتي اين كار به من پيشنهاد شد ديدم حتما بايد آن را ميساختيم از سويي متنها وسوسه ايجاد كرد و از سوي ديگر ذوق و شوق مديران شبكه براي ساختن اين برنامه زياد بود.
وي سپس دربارهي آيتمهاي برنامه «90» و «هفت» تاكيد كرد: به عنوان كسي كه مسؤوليت اجرايي اين برنامه را برعهده داشتم از فردوسي پور و جيراني استفاده كرديم تا بلبشو و آشوب در فوتبال و سينما را نشان دهيم.
شهاب عباسي همچنين به ذكر خاطرهاي دربارهي «خنده بازار» پرداخت و عنوان كرد: پليس نامحسوس كه در «خنده بازار» با آنها شوخي كرديم، 10 روز پيش بدون هيچ دليلي در بزرگراه اتومبيل من را متوقف كرد و پليسي كه اين كار را انجام داده بود، در حالي كه لحن «خنده بازار» را تقليد ميكرد، اتومبيل من را به مدت سه روز به پاركينگ منتقل كرد و من چند روز بدون ماشين ماندم.
***
عليرضا خمسه در بخش پاياني اين نشست توجه نكردن «خنده بازار» به محتوا و هدف را پاشنه آشيل اين برنامه دانست و گفت: هدف اين برنامه مثل ساير برنامههايي كه در حوزه طنز ساخته ميشود، پر كردن اوقات فراغت و توليد يك برنامهي ساده مفرح بود. در همه جاي دنيا گرانترين برنامهها برنامههاي سرگرمكننده هستند. اما در ايران برعكس است. ولي بايد توجه كرد كه يكي از مهمترين منابعي كه به توليد يك اثر كمك مي كند، منابع مالي است و سازمان صدا و سيما بايد به آن توجه كند و بودجه هاي توليد را افزايش دهد.
اين بازيگر طنز به كارگروهي خوب در طنز «خنده بازار» و بازي خوب بازيگران اشاره كرد و افزود: يكي از بازيگران از تيم جدا شد كه نشان دهندهي روحيه فردي او بود اما اميدارم او هم به گروه توليد برگردد.
خمسه همچنين با اشاره به چارلي چاپلين، بازيگر تواناي طنز گفت: آرزوي ما اين است كه در جامعهي ايراني يك چارلي چاپلين داشته باشيم؛ زيرا همهي ما كه در عرصهي كمدي بازي ميكنيم الگويمان چارلي چاپلين است.
انتهاي پيام