جشنواره فجر

  • دوشنبه / ۲ مرداد ۱۳۹۱ / ۱۰:۴۶
  • دسته‌بندی: سیاست خارجی
  • کد خبر: 91050200971
  • منبع : مطبوعات

نگاه نامزدهای جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری 2012 امریکا به ایران

نگاه نامزدهای جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری 2012 امریکا به ایران

انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در حالی کمتر از 4 ماه دیگر برای تعیین چهل و پنجمین رییس جمهور امریکا برگزار می شود که کارزارهای انتخاباتی به اوج خود رسیده، و در این میان چند ماهی است رقابتهای درون حزبی جمهوریخواهان به پایان رسیده است. در پی این رقابتها میت رامنی بعنوان گزینه نهایی جمهوریخواهان به مصاف باراک اوبامایی می رود که چندی پیش با اعلام نامزدی، فعالیتهای انتخاباتی خود را در اردوگاه دموکراتها آغاز نموده است.

انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در حالی کمتر از 4 ماه دیگر برای تعیین چهل و پنجمین رییس جمهور امریکا برگزار می شود که کارزارهای انتخاباتی به اوج خود رسیده، و در این میان چند ماهی است رقابتهای درون حزبی جمهوریخواهان به پایان رسیده است. در پی این رقابتها میت رامنی بعنوان گزینه نهایی جمهوریخواهان به مصاف باراک اوبامایی می رود که چندی پیش با اعلام نامزدی، فعالیتهای انتخاباتی خود را در اردوگاه دموکراتها آغاز نموده است.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در يادداشتي به قلم ارسلان مرشدي با عنوان «ناكارآمدي دکترین قدرت سخت عليه ايران»، به بررسي نگاه نامزدهای جمهوریخواه انتخابات ریاست جمهوری 2012 آمريكا به ايران پرداخته است:

ایران، پای ثابت مناظره‌های جمهوری‌خواهان

ابتدا جمهوریخواهان با 9 کاندیداي انتخابات درون‌حزبی خود را برای تعیین رقیب اصلی باراک اوباما در انتخابات نوامبر سال آینده شروع کردند. وجود این 9 کاندیدا در حالی بود که برخی از گزینه‌های احتمالی این حزب نظیر سارا پیلین معاون اول مک کین در انتخابات دوره قبل و رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک نظر نهایی خود را مبنی بر حضور یا عدم حضور در انتخابات اعلام نکردند، و ترجیح دادند از نامزد نهایی جمهوریخواهان حمایت نمایند، یا این‌که شانس خود را برای ادوار آتی بسنجند.

در طول ماه‌های اخیر چندین مناظره و مباحثه میان کاندیداهای جمهوریخواه برگزار شد. از آخرین این مناظره‌های تلویزیونی مناظره‌ای بود، که میان 7 نامزد داوطلب این حزب برگزار شد؛ مناظره‌ای که به مانند گذشته «ایران» مهمترین موضوع آن را تشکیل می‌داد. مناظره 2 ساعته جمهوریخواهان در شهر سو از ایالت آیووا با حضور میت رامنی، نیوت گینگریچ، ریک پری، ران پال، ریک سانتوروم، میشل باکمن و جان هانتزمن برگزار شد. مناظره آیووا تا حد زیادی زیر سایه فرودآوردن پهپاد RQ-170 امریکا از سوی ایران برگزار شد، تا حدی که بسیاری از موضعگیری نامزدهای جمهوریخواه به اظهارنظر پیرامون این مساله اختصاص یافت؛ اگرچه دیگر موضوعات نظیر برنامه هسته‌يی ایران و چگونگی رابطه و تعامل با ایران نیز در جای خود مورد توجه قرار گرفت.

میت رامنی فرماندار اسبق ایالت ماساچوست و نامزد پیشتاز جمهوریخواهان با انتقاد از سیاست مودبانه و ملتمسانه باراک اوباما و خواهش از ایرانی‌ها برای پس گرفتن هواپیمای ساقط شده، نتیجه ضعف باراک اوباما را سبب بروز رفتار تهاجمی از سوی ایران دانست.

ریک پری فرماندار تگزاس با تکرار گفته‌های رامنی و انتقاد از راه ضعیف و بد اوباما گفت که آمریکا باید یا این هواپیما را پس می‌گرفت، یا منهدم می‌کرد. ران پال نماینده تگزاس در کنگره سخن چندانی از تقابل الکترونیکی ایران و امریکا به میان نیاورد و به مانند قبل از برخورد ایالات متحده با برنامه هسته‌يی ایران انتقاد کرد. میشل باکمن نماینده دیگر کنگره با رد سخنان پال، مدعی شد که ایران از سلاح اتمی علیه اسرائیل و آمریکا استفاده و اسرائیل را از نقشه جهان محو خواهد کرد. ریک سنتروم سناتور سابق پنسیلوانیا به مانند باکمن و در رد سخنان ران پال گفت که امریکا باید از آمادگی حمله به تاسیسات اتمی ایران برخوردار باشد. اين جملات گوشه‌اي از ادعاها و نوع نگاه اين سياستمداران امريكايي است.

بازگشت به گذشته

به نظر می‌رسد که با گذشت زمان انتقادهای جمهوریخواهان از باراک اوباما در مناظره‌های انتخاباتی آنان شدت می‌گیرد؛ مساله‌ای که در آیووا و اخیراً در کلرادو نیز بار دیگر نشان داد که طی ماه‌های آتی اوباما باید انتظار بیشتری از این نوع انتقادات را داشته باشد. این انتقادات عموماً با هدف نشان دادن ناکارآمدی اوباما در قبال ایرانی مطرح می‌شود که جمهوریخواهان با فضاسازی رسانه‌هایی نظیر CNN، Fox News، NBC و ABC سعی دارند خطر آن را در آستانه انتخابات به مانند گذشته بزرگ جلوه دهند.

انتقاد شدید جمهوریخواهان از اوباما و بزرگ نمایی خطر ایران در ادامه مظلوم‌نمایی اسراییل مطرح می‌شود. به واقع نامزدهای جمهوریخواه، سیاست‌های سست و کند اوباما علیه ایران و حمایت از اسراییل را سبب شکل گیری رویدادهای این روزهای خاورمیانه ارزیابی می‌کنند. از منظر نامزدهای جمهوریخواه دکترین اوباما در مورد گفت‌وگو با ایران دارای ایرادات اساسی بوده است؛ چراکه نه تنها هیچ زمینه‌ای برای مذاکره وجود نداشته و ندارد، بلکه سیر تحولات روی داده نشان از آن دارد که اساساً گفت‌وگو در چنین فضایی معنا ندارد! از این رو آنان از اوباما در مورد ایده گفت‌وگو با ایران به شدت انتقاد دارند و به عنوان یک راهبرد جایگزین بر این اعتقادند که وی می‌باید اقدامات ضدایرانی را تشدید بخشد. یکی از این نوع اقدامات از دیدگاه ميت رامنی تشدید اعمال فشار به ايران از طریق عمليات پنهانی و خرابکارانه است که هدف نهایی آن نیز باید تغییر رژیم در این کشور باشد. این دیدگاه را نيوت گينگريچ و جان هانترمن نیز ارائه نموده و حتی ميشل باکمن گام را از این فراتر نهاده و می‌گوید که وزارت دفاع آمريکا بايد يک نقشه جنگ عليه ايران تهيه کند تا در صورت لزوم آن را به کار گرفت.

دیگر نامزدها دیدگاه تعدیل شده اوباما در دوره قبل را مطرح می‌کنند. از این جمله هرمان کین است؛ کسی که با اتهام فساد اخلاقی روبروست و می‌گوید که دست به اقدام نظامی نخواهد زد و تنها راه متوقف کردن فعاليت‌های هسته‌يی ايران را فشارهای اقتصادی می‌داند. ران پال هم بر این باور است که آمریکایی‌ها نباید کاری را علیه دیگران انجام دهند که دوست ندارند دیگران علیه آمریکا انجام دهند. پال عبارات دیگر کاندیداهای جمهوریخواه برای حمله و تحریم ایران را تبلیغات جنگی می‌داند و می‌گوید که دیگر کشورهای هسته‌يی همچون اسرائیل، هند، پاکستان و کره شمالی به معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌يی نپیوسته‌اند، اما مقامات آمریکا با احترام با آنان برخورد می‌کنند، این در حالی است که دیگر نامزدهای جمهوریخواه بر حمایت و پشتیبانی از رژيم صهيونيستي در صورت حمله نظامی به ایران تاکید کرده، اما پال می‌گوید که اسرائیل خودش باید از خودش مراقبت کند و سرنوشت او ارتباطی به آمریکا ندارد. این سخنان پال به همراه بازگشت سربازان امریکایی با استقبال نسبی افکار عمومی و انتقاد شدید محافل و مجامع یهودی و صهیونیستی همراه شده است.

تله انتخاباتی

«ایران» محور مشترک انتقادها از سوی نامزدهای جمهوریخواه نسبت به اوباماست. این انتقادها بی‌شباهت به سخنان نومحافظه‌کاران در سال‌های ریاست جمهوری جورج بوش پسر نیست؛ سخنانی که پس از آخرین گزارش فصلی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد عدم راستی‌آزمایی ایران در مورد مطالعات ادعایی به سوی ساخت تسلیحات نظامی هسته‌يی شدت یافته است. کاندیداهای جمهوریخواه با حمایت لابی‌های یهودی و صهیونیستی در ایالات متحده سیاست اوباما را در مواجهه با ایران مورد انتقاد قرار می‌دهند. به باور آنان سیاست دوگانه چماق و هویج تاثیر چندانی بر جمهوری اسلامی نداشته، و برای مهار و پیشگیری روند دستیابی ایران به فناوری هسته‌يی می‌بایست بر حجم و میزان فشارها افزود.

افزایش انتقادها نسبت به چاله‌های نظامی و امنیتی دموکرات‌ها از سوی جمهوریخواهان در حالی است که باراک اوباما با به حاشیه راندن پرونده هسته‌يی ایران بیشتر بر روی عملیات ترور اسامه بن لادن، عملیات ناتو در لیبی، خروج نیروهای نظامی امریکا از عراق و کاهش این نیروها در افغانستان و پرونده سوریه متمرکز شده است. هرچند در این میان صلح فلسطین و اسراییل و تحولات خاورمیانه عربی کماکان مورد انتقاد است. از سوی دیگر عمده انتقادات نامزدهای جمهوریخواه به بن بست رسیدن سیاست تغییر اوباما در قبال ایران مربوط است. از دیدگاه آنان با پیش بردن دست مذاکره از سوی اوباما و عدم دراز کردن دست از سوی ایران، دست مذاکره از سوی امریکا معلق مانده و اوباما هیچ جایگزینی برای این سیاست معطل مانده ندارد.

به بن رسیدن تز تغییر اوباما برای گفت‌وگو با ایران، زمینه را برای بازگشت گفتمان حاکم بر سال‌های ریاست جمهوری بوش نسبت به ایران مساعد ساخته است. روند هارمونی شناسی تغییر رفتار اکنون شیب بیشتری به سوی مقابله همه‌جانبه یافته است. اگرچه شاید بخشی از این گفته‌ها را صرفاً بشود تبلیغات انتخاباتی قلمداد کرد، ولی نمی‌شود از تشدید فشارهای حاصل از چنین گفته‌هایی علیه ایران گذر کرد. فشارهایی که بخشی از آن در امضای تحریم بانک مرکزی و طرح اتهامات علیه ایران در پناه دادن به عناصر القاعده و حمایت از حملات 11 سپتامبر از سوی دولت اوباما خود را بروز می‌دهد. چنین مختصاتی عموماً به یک «تله» از سوی جمهوریخواهان برای اوباما قابل تفسیر است. در این تله، جمهوریخواهان با افزایش انتقادات و فشارها به اوباما وی را به ناکارآمدی در مواجهه با ایران که به شکل مستقیم افزایش تهدیدها را نسبت به امریکا، اسراییل و دیگر دوستان و متحدان ایالات متحده به همراه دارد، متهم می‌کنند. فضاسازی گسترده در این طرح سبب می‌شود که اوباما در ماه‌های پایانی ریاست جمهوری‌اش یا باید به اقداماتی سخت و خشن علیه ایران دست بزند و در نتیجه تمام پیامدهای خارج از کنترل آن را بپذیرد، و یا این‌که با همین پاشنه آشیل وارد کاراز انتخابات آتی شود و احتمالاً نتیجه انتخابات را واگذار کند.

طرح خام توطئه ترور عادل جبیر سفیر عربستان در امریکا و اتهامات دیگر در این راستا قابل ارزیابی است. اوباما نیز در یک سرگیجه سیاسی و در واکنش به چنین فضاسازی‌هایی و با آگاهی از عواقب گسترده و پیچیده آن همواره تاکید می‌کند که «همه گزینه‌ها روی میز است»؛ عبارتی که پاسخی دو سویه به ایران و اسراییل است و هنوز مشخص نیست که واقعاً برای کدام کشور بیشتر صدق می‌کند؟ اگرچه قدرت منطقه‌اي و توان بالاي خوداتكايي ايران همواره باعث شده است كه خواب‌هاي سران كاخ سفيد در خصوص ايران تعبير نشود.

مواضع تبلیغاتی

سخنان این روزهای نامزدهای جمهوریخواه در مورد ایران شباهت بسیاری به سخنان جان مک کین رقیب باراک اوباما در انتخابات دوره قبل دارد. البته سخنان مک کین به مراتب تندتر از سخنان پال، رامنی، گینگریچ و یا حتی باکمن بود تا جایی که وی حتی پا را از گلیم یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری فراتر نهاد و همنوای با گروه «Beach Boys» آهنگ «بیا بریم تهران را بمباران کنیم(!)» را همخوانی کرد؛ همنوایی ناشيانه‌اي که البته برایش انتقادات بسیاری را به همراه آورد، و در نهایت نتیجه انتخابات را نیز واگذار کرد.

با این همه، وی در ماه‌های پایانی رقابت انتخاباتی با اوباما در چرخشي آشکار نسبت به سياست‌های جورج ‏بوش و مواضع قبلي انتخاباتی اش اعلام کرد به وزير امور خارجه آينده اش اجازه گفت‌وگو با ايران بر سر برنامه هسته‌يي را خواهد ‏داد.‏ ابراز تمایل مک کین به گفت‌وگو با ایران در حالی صورت می‌گرفت که با انتصاب غیررسمی وی به طیف بازهای کاخ سفید، او در گذشته انجام هرگونه گفت‌وگوی مستقیم با ایران را رد کرده بود. مک کین حتی گفته بود که بالاترين وجه تمايز ما ـ دموکرات‌ها و جمهوریخواهان ـ درباره روابط بين‌الملل، گفت‌وگوهاي رو در رو با ايران است. اما یک ماه مانده به انتخابات نوامبر مک کین از حرف‌های گذشته‌اش در مورد ایران برگشت و با تغییر موضع، شکاف ایجاد شده در برابر رقیب دموکراتش را با یک ترفند انتخاباتی پر کرد.

اکنون نیز گشوده شدن پرونده «ایران» بر روی میز انتخابات 45 ایالات متحده نشان از جایگاه خاص ایران برای سیاست خارجی امریکا دارد؛ جایگاهی که سبب شده، ایران به پای ثابت مناظره‌های انتخاباتی دموکرات‌ها و جمهوریخواهان مبدل گشته و در کانون اعلان‌ها و راهبری‌های انتخاباتی جای بگیرد. اگرچه باراک اوباما در دوره گذشته با بازخوانی پرونده‌های مفتوح واشنگتن در میز ایران به این نتیجه رسید که حداقل در 5 سال گذشته و مشخصاً پس از شروع بحران هسته‌يی در نوامبر 2003، بوش سیاست فرسوده و فرسایشی را در مواجهه با ایران در پیش گرفته، و همین سیاست نیز منجر به انسداد سیاسی خطرناکی شده است. از این رو آمریکا با انصراف از طرح گشایش دفتر حافظ منافع واشنگتن در تهران ـ که در دوره خود وی با عنوان مجازی محقق شد ـ باید در استراتژی‌هایی که در پیش گرفته، بازنگری اساسی کند. چه اگر تمام هم و غم بوش پسر در ماه‌های آخر ریاست جمهوری بیش از هر مساله‌ای به صلح اعراب و اسراییل؛ «مرده در حال احتضار» معطوف، و تنها افتخار او به طرح مذاکرات بغداد و طرح اسمی دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران محدود شد و این رسالت تاریخی برای رییس جمهوری اوباما به ارث رسید؛ میراثی که وی نیز بهره ای از آن نبرد.

واقعیت امر این است که در عرصه دیپلماسی، تلاش امریکایی‌ها تاکنون پیش از هر چیز بر مبارزه با عوارض ناشی از اختلافات میان اسرائیل و فلسطینیان متمرکز بوده و جنگ جهانی با ترور در افغانستان و عراق که «مادر همه اشتباهات در سیاست خارجی آمریکا» خوانده‌ می‌شود نه تنها نگاه واشنگتن را از روی بسیاری از واقعیت‌های سیاست خارجی ایالات متحده منحرف ساخته که با ارتکاب خطاهای استراتژیک نظیر طرح دکترین محور شرارت و گنجاندن نام ایران در این محور، عملاً فرصت بالقوه‌ای که برای تحول در روابط دو کشور بود را سوزاند.

اوباما در برهه کنونی برخلاف تمام سیاه‌نمایی که جمهوریخواهان انجام می‌دهند بر این نکته واقف است که روند هارمونی تحولات در خاورمیانه به مرحله خارج از کنترل نزدیک شده است. بر این مبنا می‌بایست ایالات متحده علاوه بر کاهش تنش‌های فعلی در پرونده هسته‌يی ایران، به فکر وضعیت امنیتی و سیاسی حاکم بر منطقه باشد. تداوم ناامنی‌ها در عراق و افغانستان، رشد نسل جدید تروریست‌ها در پاکستان و نوبنیادگرایی اسلامی در اعراب سنی منطقه حداقل دلایلی است که تفکر حاکم بر کاخ سفید را از ماجراجویی دیگری منحرف می‌سازد. این مساله را همان‌طور كه باراک اوبامای جوان مي‌داند کسانی چون زیبگنیو برژینسکی نیز به آن قائلند و به خوبی به یاد دارند که تداوم و پافشاری به بهره‌گیری از ابزارهای قهرآمیز در مورد ایران بی‌اساس و بی‌نتیجه بوده و نتیجه عکس داده است.

در واقع تهران در بازی دیپلماتیک با واشنگتن پیروز میدان بوده است و موفق شده با پافشاری بر خواسته‌هایش بارها از جمله در مذاکرات استانبول 2، بغداد و مسکو يا امتیاز بگیرد و يا سنبه پر زور آنان را بي‌اثر كند؛ اگرچه آمریکا همیشه در ادامه دکترین قدرت سخت ادعای سرسخت بودن داشته، ولی در عمل ایران در این کار موفق‌تر عمل کرده است. این مساله را نامزدهای جمهوریخواه نیز می‌دانند که با نزدیک شدن به انتخابات رياست جمهوری اين کشور در ماه نوامبر باید سعی کنند هرچه بیشتر از اردوگاه بازهای حامی سیاست‌های میلیتاریستی فاصله گرفته و بیشتر از اهرم پیش برنده دیپلماسی سود گیرند و سعی کنند یاد بگیرند از زبان یک رییس‌جمهور ایالات متحده سخن بگویند تا یک ژنرال و کهنه سرباز امریکایی جنگ.

این مساله البته کمتر مورد اتکا و اعتنای میت رامنی است؛ نامزدی که در نهایت توانست دیگر کاندیداهای جمهوریخواه را پشت سر بگذارد، و در انتخابات آتی ریاست جمهوری ایالات متحده رقیب اوباما باشد. تشدید تهدیدها علیه جمهوری اسلامی ایران حداقل در صفحه رسانه ها عمده اعلان‌های انتخاباتی رامنی را بخود اختصاص داده است؛ مساله‌ای که به نظر می‌رسد پافشاری بر آن شانس اندک وی را برای انتخاب شدن بیش از پیش کمتر خواهد ساخت.

انتهاي پيام