جشنواره فجر

  • شنبه / ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ / ۱۷:۲۸
  • دسته‌بندی: یادداشت
  • کد خبر: 94052413454
  • منبع : مطبوعات

درآمدی بر تباین یا تفاوت منطق محاسباتی غرب و ایران در توافق هسته‌ای

درآمدی بر تباین یا تفاوت منطق محاسباتی غرب و ایران در توافق هسته‌ای

-علیرضا کلانتر مهرجردی- عضو دفتر مطالعات فرهنگی جهاد دانشگاهی

-علیرضا کلانتر مهرجردی- عضو دفتر مطالعات فرهنگی جهاد دانشگاهی

«به بهانه بررسی برجام توافق؛ درآمدی بر تباین یا تفاوت منطق محاسباتی غرب و ایران»

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، با ترکیب دوگانه‌ای از جمهوریت و اسلامیت و پیامی مشخص، به ایجاد یک نظم سیاسی-اجتماعی نو در منطقه و جهان انجامید که آثار و نتایج پیام آن ، گسترده ، عمیق و مشمول مرور زمان خواهد بود .

جمهوری اسلامی ایران از بدو پیروزی انقلاب در سال 1357، با حجم وسیعی از چالش‌های دگرساخته، ناشی از عدم تحمل سخنی نو در نظام جهانی مواجه بوده است. این چالش از منظر غیرخارجی با توجه به پیام جهانی و ارائه بدیل، در مقابل تجربه آزموده نظم کمونیستی شرق و نظم سرمایه‌داری لرزان غرب، بر پایه آرمان‌ها و اهداف اسلام ناب و ارائه الگویی جدید نضج گرفت که در منشور سیاسی-اجتماعی مردم انقلابی آن (قانون اساسی) و با تمرکز بر کانون‌هایی چون دین‌مداری ، استکبار- استعمارستیزی و اصالت استقلال ، آزادی و احترام به شایستگی و حقوق ملت‌ها و نیل به الگوی بومی پیشرفت، بازتاب یافته است .

این راهبرد نوین گفتمانی در فراسوی مرزها ، منادی پیشبرد آرمان دموکراسی اصیل (اسلامی) و نقد تجربه بشری، توسعه و بسط روابط با دولت- ملت‌های مستقل و جویای استقلال و به ویژه همسایگان مسلمان و کشورهای غیرمتعهد (به نظم جاری)، ایده پیشبرد و مقوم‌سازی صلح و امنیت منطقه‏‌ای و بین‏ المللی از طریق کنش فعال و با داشتن صراحت ، قاطعیت و صداقت در موضع و ارجحیت گفت‌وگوهای بین فرهنگی بود.

چند صباحی پس از این طلوع (انقلاب اسلامی) و در تایید روایت صادق و متکی بر سرمایه معنوی موسس و بنیانگذار آن (حضرت امام خمینی" ره")، با فروپاشی قدرت یک جبهه و پایان جنگ سرد دو قطب، در اوایل دهه 1360، جهان در آستانه لزوم تغییر جدی در بافت و محتوا قرار گرفت؛ اما در خلاء بافت جا افتاده‏ و در وضعیت گذار، غرب غرّه و مغرور با جدی‌نگرفتن منشاء بحران‌های جاری ، بر محاسبه این رخداد (فروپاشی شوروی) به شکل تام و تمام به عنوان دستاورد خود اصرار، و کنش خود را با مهندسی سرابی از الگوهای هراس و شرارت جدید (از جمله ایران و اسلام‌هراسی) بر، در از میان برداشتن هر مانع و غیر مزاحم با اتکا به تحریک، تحریم، تهاجم (سخت یا نرم) و ترور استوار ساخت.

با این وجود، بر خلاف دوران گذشته در نتیجه تغییر در تعریف ماهیت و حاملان قدرت به تدریج این رویه با بازخورد و انعکاس در تجارب ضمنی و عینی فراوان و نگران‌کننده، با سوال جدی در میان افکار عمومی و بالاخص در مدنیت غرب مواجه شد .

شکل‌گیری و تقویت حوزه عمومی قدرتمند و هوشمند در جهان و بروز نشانه‌هایی از عدم کارآمدی رویه‌های موجود و رخ‌نمون حرکت‌های جمعی دگرخواه (مثبت یا منفی) بالاخص در میان ملل مسلمان زمینه‌هایی است که موجبات تغییر تکنیکی و به گفته برخی، تاکتیکی را در غرب فراهم ساخته و می‌سازد؛ چرا که بر خلاف گذشته و به تجربه ، تعقیب سیاست‌های یک‌جانبه و اعمال تحمیل، وضعیتی از بن‏‌بست و آشوب فلج‌زا را برای مبدعان آن منجر شده و کارآمدی خود را از دست داده است.

وضع امروز غرب و ایالات متحده در خاورمیانه ، نمونه بارز این وضعیت است. جایگاه و اهمیت ایران در منطقه و جهان، ظهور چین و هند به عنوان بیدارشده عصر جدید، موجب بروز تدریجی رویکردی تجدیدنظرطلبانه به سیاست‌ها شده و از لزوم رهگیری مسیری متفاوت به سوی تامین هر چه بهتر منافع نظم سرمایه‌داری از سوی غرب حکایت دارد .

ایران، به مثابه یک قدرت منطقه‌ای در دوره اخیر- به تبع گذشته موثر خود - از موقعیتی ویژه برخوردار است. وسعت خاک و گستره جمعیتی ، موقعیت ژئوپولیتیک، واسط ترانزیت شرق و غرب بودن و اتکا به قدرت ایمان او را به عنصری مهم در منطقه و ماورای آن مبدل ساخته است.

در پرتو چالش‏‌های کنونی جهان، منبعث از رویه‌های ساری و جاری - و از آن جمله اصرار بر خودمداری برخی دول و در راس آن دولت آمریکا ، تلاش در تحمیل مدل و نظم سیاسی غرب‌مدار و حمایت کور از متحدان سنتی و پرتهدید- ایران سیاست و توجه خود را در عرصه خارجی معطوف به بسط و توسعه چندصدایی و چندجانبه‌گرایی در جهان پیش رو، بسط و ترویج ارزش‌های اسلامی و نظم سیاسی مردم‌سالار اسلامی و حمایت از ملل مظلوم و تحت سرکوب بالاخص ملت فلسطین در کنار کاربست ابتکاراتی جهت عبور از بحران‌های ساختگی و غیرواقعی جبهه سلطه‌خواه، ساخته است. قطعا این مسیر بر اساس آنچه رهبری فرزانه انقلاب در جمع خبرگان رهبری در اسفندماه 1393 فرمودند- بر این مصداق که " اوضاع حاکم بر منطقه‌ و بلکه اوضاع حاکم بر جهان و چالشی که میان جمهوری اسلامی و چند دولت متکبّر و مستکبر بر سرِ قضایای مختلف در جریان است و همچنین بحث‌های اقتصادی‌ در داخل ، و سرانجام مسئله‌ی اسلام‌هراسی‌ای که امروز یکی از پدیده‌های رایج دنیای استکبار و دنیای غرب است به‌نظر می‌رسد مطالبه‌ی اسلام از مسلمین ، ایجاد نظام اسلامی و تحقّق کامل آن است"- در راستای عبور از پیچ تاریخی حساسی است که لازم است همه دلبستگان به آن، ضمن هوشمندی و فهم این رسالت تاریخی در جهت تکامل و تحقق آن گام بردارند .

در مقابل عدم توفیق جبهه سلطه‌خواه در قبال گفتمان مقاومت- مدارا، ایران اسلامی طی چهار دهه گذشته، این جبهه را به تحلیلی جامع‌تر ( با محاسبه شاخص‌هایی چون زیان به بازار سرمایه، افزایش بهای نفت، هزینه امنیتی، زیرساختی و سایر هزینه‌ها ) در رویکردهای خرد قبلی -که هزینه سیاست و منازعه را عمدتا با شاخص اثرگذاری بر قیمت نفت محاسبه می‌کرد - از برنامه و سیاست خود در قبال ایران، با بزرگ‌نمایی مساله هسته‌ای در قالب پیش‌بینی‌های آزمایشگاهی در فرض حفظ رویکرد و تداوم مسیر گذشته واداشت که طی آن پنج سناریو از سوی تحلیل‌گران آماری و اقدام‌سنج، مورد پیش‌بینی و در آینه دید تصمیم‌گیران سیاسی قرار داده شد که در عنوان اقدام و میانگین هزینه فرضی در دوره سه ماهه (یک چهارم سال مالی) دسته‌بندی و پیشنهاد شده و بر آن اساس، این‌گونه به تخمین آمده است که:

سیاست افزایش فشار بر ایران ( با تمرکز بر قفل در مبادلات مالی) با نامشخص بودن فرجام، هزینه‌ای به میانگین64 میلیارد دلار بر اقتصاد سرمایه‌داری در بازه زمانی فوق تحمیل می‌کند.

سیاست انزوا و محاصره ایران (با تمرکز بر قفل صادرات انرژی) با نامشخص بودن فرجام، هزینه تخمینی به میانگین 325 میلیارد دلار بر اقتصاد سرمایه‌داری در بازه زمانی فوق تحمیل می‌کند.

سیاست حملات محدود و مدیریت‌شده هوایی علیه ایران (با تمرکز بر بمباران مراکز هسته‌ای) ضمن نامشخص بودن نتیجه، هزینه‌ای به میانگین 715 میلیارد دلار بر اقتصاد جهانی در بازه زمانی فوق تحمیل می‌کند.

سیاست بمباران فراگیر ایران (با تمرکز بر قفل‌کردن اقدام تلافی‌جویانه متقابل) ضمن ابهام، هزینه‌ای بالغ بر 2 / 1 تریلیون دلار را بر اقتصاد جهان در پی خواهد داشت .

نهایتا موضع پنجم حمله تمام‌عیار علیه ایران (با هدف اشغال) ضمن ابهام ، هزینه‌ای بالغ بر 7 / 1 تریلیون دلار بر اقتصاد سرمایه‌داری تحمیل خواهد کرد. مشخص است آنچه در قالب کمیت‌سازی هزینه‌ها بیان می‌شود به گفته خود آنان، صرفا پیش‌بینی از معدل میانی از خیال‌پردازی آنان در بازه زمانی محدود سه ماهه بوده و سقف آن بسیار فراتر از ارقام ذکرشده است به‌گونه‌ای که در موضع اخیر (پنجم)، تخمین بالا حکایت از رقم 9 / 2 تریلیون دلار دارد.

مجمع متخصصان بین رشته‌ای مدون‌کننده این پیش‌بینی، با این فروض و به منظور دستیابی و استخراج راه حلی مطلوب و مورد نظر در عین کاهش هزینه ریسک ، گزینه دیگری را به سیاستمداران با حفظ حداکثری منافع مورد توجه قرار دادند و پیشنهاد کردند و آن سیاست کاهش تنش (با هدف نشان دادن مصالحه) که هزینه‌ای بین 30 تا 55 میلیارد دلار در کف و سقف آن، بر اقتصاد وارد می‌سازد بوده است.

لذا آنچه امروز غرب و آمریکا را به کرنش و تفاهم در موضوع هسته‌ای ایران سوق و الزام داده الزام ناشی از نیاز اوست؛ از یک سو بیم فراوان از فروپاشی هر چه بیشتر اقتصاد سرمایه‌داری در قبال هزینه‌های سنگین تداوم مسیر گذشته و آزمون سایر سناریوها (به محک آمده) در قبال ایران است که البته در کارآمدی این طیف از اقدامات هیچ گونه اجماعی در عرصه فکری مجامع آنها (اتاق‌های فکر) به چشم نمی‌آید؛ به عبارتی عدم امکان پیش‌بینی کیفیت شرایط حاصل از تجربه و اعمال گسترده‌تر این سناریو، ورای هزینه‌های نجومی فراوان، نکته‌ایست که آنان را گیج و به قولی میزگیر کرده و دائما سیاستمدار غربی را متصف به بهره از سخن "گزینه‌های رو و زیر میز" در قبال ایران ساخته است. از سوی دیگر اذعان رسمی به وزن و اهمیت جمهوری اسلامی ایران در مدار محاسبات اقتصادی، سیاسی و امنیتی جهان امروز است که همانطور که در مقدمه اشاره شد در هیچ مقطعی از تاریخ، بر هیچ کشوری امکان چشم‌پوشی از آن میسور نبوده است که تفسیر بیشتر این موضوع و ابعاد آن به اندیشه‌ورزی بیشتر منوط می‌شود.

همان‌گونه که روشن و مبرهن است ملاک و شاقول فکر و عمل جبهه غرب به رهبری آمریکا در مواجهه با مسائل گوناگون (به مصداق) در وهله اول بر منطق و محاسبه اقتصادی نظام سرمایه‌داری استوار بوده و در این مسیر پیگیری منفعت سلطه، دارای اولویت است.

اما جمهوری اسلامی ایران که در پی انقلاب خود مبدع جریان و گفتمانی نو در جهان است و همانگونه که در پیش گفته شد مبانی خود را بر مدار دین خاتم ، طرد استکبار- استعمار و اصالت استقلال ، آزادی و احترام به حقوق و شایستگی ملت‌ها و نیل به الگوی بومی پیشرفت بازتاب داده است، اگر چنانچه مسئولین سهوا با بازی در زمین دشمن معیار فکر و عمل خود را بر خروج از منطق فرهنگ انسانی برگرفته از شریعت و اعتقاد اسلامی استوار سازند -که بدیهی است در این منطق و میدان نفی و رد حکم استکبار و نظم سلطه‌جو اولویت نخست خواهد بود- آنچه امروز به عنوان سرمایه معنوی در سخن و روایت دوست و دشمن به آن نشانی داده می‌شود به یکباره مورد تردید و البته شک قرار خواهد گرفت که البته علی رغم نیات شوم جبهه مقابل، همانگونه که به اثبات رسیده است هرگز این اشتباه در محاسبه رخ نخواهد داد.

در مقابل غربی‌ها بویژه آمریکاییان فارغ از الگوی مد نظر یعنی محاسبه هزینه و فایده در پیگیری یک سیاست و اقدام ، نیاز دارند تا ضمن نقد مداوم خود، فهم خود از ایران و جهان پیرامون را اصلاح کنند و به درک بهتری از واقعیات منطقه و جهان دست یابند، حساسیت‏‌های ملل و از جمله ملت ایران، به ویژه در ارتباط با عزّت و غرور ملی، استقلال و شایستگی‌هایش را با دقت رعایت کنند و از اشتباهات تحلیلی و عملی گذشته درس گرفته و از آنها اجتناب کنند.

انتهای پیام