• چهارشنبه / ۲۳ مهر ۱۳۹۹ / ۱۵:۰۸
  • دسته‌بندی: یزد
  • کد خبر: 99072317616
  • خبرنگار : 50216

روایت آدم‌های معمولی اما خاص؛

خواننده خیابانی نیستم، جایی برای خواندن ندارم

خواننده خیابانی نیستم، جایی برای خواندن ندارم

ایسنا/یزد هر جا که بتواند سایه‌ای برای پنهان شدن پیدا کند، می‌نشیند؛ تنها یا با دوستانش، فرقی نمی‌کند؛ فقط می‌خواهد بنوازد و شهر را در نوای سازش غرق کند؛ خواننده‌ای که در شهر جهانی یزد از مسئولان تقاضای توجه و حمایت دارد.

۲۲ ساله ودارای مدرک تربیت‌بدنی و گرافیک است ولی به هنر موسیقی علاقمند شده، هنری که هنوز در شهر جهانی یزد نتوانسته جایگاه خودش را پیدا کند به همین خاطر نیز هر جا که بتواند سایه‌ای برای پنهان شدن پیدا کند، می‌نشیند؛ تنها یا با دوستانش فرقی نمی‌کند؛ فقط می‌خواهد بنوازد و شهر را در نوای سازش غرق کند.

در حوالی کوچه پس کوچه‌های مسجد جامع و بافت تاریخی یزد دیدمش، نشسته بود زیر یکی از طاقهای کم وسعت خانه‌ای تاریخی و برای خودش ساز می‌زد، صدای هر خواننده‌ای که گوشمان با صدایش آشنا بود و نبود، از شجریان گرفته تا خواننده‌های کمتر شناخته شده امروزی.

«سیدمحمد جواد سجادیه» جوان هنرمند یزدی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا با بیان این که او هم مانند پسرهای دیگر به ورزش علاقمند بوده و چندین سال هم به صورت تخصصی در رشته ژیمناستیک فعالیت کرده است، می‌گوید: البته جدایی از مربی‌ام، شکافی طولانی بین من و ورزش ایجاد شد؛ هر چند که در همین مدت نیز چندین مدال استانی و کشوری کسب کردم.

وی به علاقه‌اش نسبت به هنر اشاره و تصریح می‌کند: به خوانندگی علاقه داشتم و این علاقه با صحبت‌های یکی از دوستانم که مقیم کشوری دیگر است و از صدایش در آن سوی مرزها درامد خوبی کسب می‌کند، شدت گرفت چرا که به عنوان یک خواننده معتقد بود که نباید صدایم را نادیده بگیرم و باید بیشتر تمرین می‌کردم.

سجادیه به زندگی مرفه دوستش و این که سخنان وی باعث شد تا به این که می‌تواند با خوانندگی و موسیقی، در کنار درآمدزایی به اهداف زندگی خود دست یابد، اشاره و اضافه می‌کند: خوانندگی و موسیقی را به صورت خودآموز آغاز کردم و با توجه به این که برادرم هم سر رشته‌ای در موسیقی داشت، توانستم در این هنر بیش از پیش بیاموزم.

وی از اولین روزهای درآمدزایی‌اش در این هنر یاد می‌کند و می‌گوید: درآمدزایی از خوانندگی را چهار سال قبل از مراسم افتتاح یک کافه آغاز کردم و از همانجا نیز دوستان موزیسینم را پیدا کردم و شناخته شدم.

این خواننده جوان یزدی می‌گوید: به ازای هر اجرا در کافه که حدود چهار ساعت هم طول می‌کشید، 9۰ هزار تومان در نظر گرفته بودیم یعنی نرخ همین بود، البته با کلی چانه‌زنی، اما همین مبلغ نیز برای یک کافه‌چی خیلی خیلی گران بود چرا که اصلا خوانندگی را شغل نمی‌دانستند.

وی با بیان این که نگاه به هنرمندان بیشتر معطوف به تجهیزات و وسایل یک هنرمند می‎شود، می‌گوید: همیشه نرخ‌گذاری اصنافی مانند رستوران‌ها و کافی‌شاپ‌ها به سبکی انجام می‌شود که هنرمندانی با تجهیزات بیشتر، پول و هزینه بیشتری دریافت می‌کنند در حالی که من از حنجره‌ام برایشان مایه می‌گذارم.

سجادیه از فعالیتش در حرفه موروثی آرایشگری هم یاد می‌کند و می‌گوید: حتی در آرایشگری هم به سبک‌هایی خلاقانه و خودساخته اقدام می‌کردم ولی در نهایت تنها حق انتخاب یک فعالیت را داشتم یا آرایشگری یا هنر موسیقی و من هر چند ناخوشایند خانواده‌ به خصوص برادرم بود ولی موسیقی را با تمام مشکلاتی که دیگران برایم ترسیم می‌کردند، انتخاب کردم.

وی اضافه می‌کند: از کودکی، «آقای دکتر» و «آقای مهندس» خانواده‌ام بودم و انتخاب هنر موسیقی؛ مرا مورد سرزنش خانواده‌ام قرار داد؛ پدرم از این که من مانند او در زمینه طب سنتی و فولادآلیاژی فعالیت نکردم، بسیار ناراحت بود و پذیرفتن یک پسر علاقمند به خواننده، ناراحتش می‌کرد.

وی از مادرش و علاقه او به ازدواج و سر و سامان دادن پسرش می‌گوید و ادامه می‌دهد: مادرم همیشه دلش می‌خواست من دارای شغلی دولتی با حقوق و بیمه و مزایا باشم که بتوانم شب خواستگاری، سرم را بالا بگیرم و بگویم؛ «کارمندم» اما من هیچ وقت با این تفکر که به نظرم سنتی بود، کنار نیامدم.

سجادیه از تغییر نگرش پدرش نسبت به هنر موسیقی در این سال‌ها خبر می‌دهد و می‌گوید: حالا پدرم تغییر کرده و به گونه‌ای شده که صدایم را باور کرده است و به دنبال اسپانسر برای هنرم می‌گردد.

وی در همین خصوص به مشکلات مالی در پیشرفت هنرش اشاره و بیان می‌کند: دوست ندارم هنرمند خیابانی خوانده شوم اما محدودیت‌های زیادی برای یک هنرمند وجود دارد. دوست ندارم ساز بزنم و در مقابلم پول بگذارند، هنرم را برای دل خودم دوست دارم و اگر در خیابان ساز می‌زنم به دلیل نبودن جایی برای ساز زدن است.

محمد جواد ۲۲ ساله‌ی این گفت‌وگو، از محدودیت‌های موجود هنر موسیقی در کشورمان نیز می‌گوید و اظهار می‌کند: از هنرمندان متعددی سوال پرسیدم که اغلب از محدودیت‌های گفتاری و محتوایی متن آهنگ می‌گویند، از این که نمی‌توانی به عنوان یک خواننده، احساسات خودت را بروز بدهی و احساسات واقعی‌ات را ناگزیر به سانسور هستی.

وی به انتقاد ماموران انتظامی نسبت به فعالیتش در بافت تاریخی اشاره می‌کند و می‌گوید: قبلاً در مجاورت مسجد جامع و در دل بافت تاریخی شهر می‌خواندم ولی هر بار محترمانه از من خواستند که نخوانم، به همین دلیل  هم از آن روز به بعد، همیشه دنبال جایی دنج و خلوت برای خواندن هستم.

این خواننده گمنام یزدی خطاب به مسئولان شهر تاریخی یزد بیان می‌کند: تقاضای زیادی نیست که یک بوستان یا یک محل خاص به ما هنرمندان بدهند، فقط برای این که برای خودمان بنوازیم.

وی اضافه می‌کند: اگر ما هنرمندان جایی داشته باشیم، ناچار نیستیم زیرزمینی و خیابانی باشیم و نیروهای مسئول نیز می‌توانند به جای جمع کردن ما از سطح شهر، بر فعالیت ما نظارت کنند و در کنار آن نیز می‌توانیم با گردهم آمدن هنرمندان برای ارتقای موسیقی استانمان بیاندیشیم.

وی می‌گوید: هنرمندی که بتواند زیر پرچم مسئولان شهر و کشور بزرگ شود، می‌تواند مورد حمایت واقع شده و پرورش پیدا کند اما در حال حاضر جایی برای پرورش و ارتقای ما نیست و علاقمندان به موسیقی نادیده گرفته می‌شوند.

سجادیه در پایان به برخی از مزایای هنر موسیقی نیز اشاره و تصریح می‌کند: موسیقی می‌تواند هنر و شغل درامدزایی باشد ولی علاوه بر مزیت اقتصادی آن، می‌تواند به عنوان تسکین روح و روان جامعه مورد استفاده قرار بگیرد.

انتهای پیام