شهید حسن باقری

برای دسترسی به اخبار قدیمی‌تر، در منوی مربوطه سال و ماه را محدود کنید.
  • یک سخنرانی خاص از شهید حسن باقری + صوت

    یک سخنرانی خاص از شهید حسن باقری + صوت

    «باید یادمان باشد که جنگ چیز خوبی نیست، یعنی این‌جوری نیست که ما جنگ را دوست داشته باشیم، این‌جوری نیست ما دوست داشته باشیم همیشه جنگ باشد، درگیری باشد. ما دوست داریم که صلح بشود ولی چه صلحی؟ صلحی که اسلام حفظ باشد، صلحی که آمریکایی نباشد، اما جنگ را چه کسی راه می‌اندازد؟»

  • ماجرای تغییر یک نام و چند خاطره

    ماجرای تغییر یک نام و چند خاطره

    شهید حاج‌داود کریمی (مسئول وقت عملیات جنوب) با ما شوخی می‌کرد و می‌گفت: «برادر پسرخاله.» قیافه ما به‌قدری شبیه بود که داد می‌زد با هم برادریم. در عین حال غلامحسین خیلی اصرار داشت که اسمش مشخص نشود و تا هنگام شهادتش هم تعداد اندکی می‌دانستند.

  • روایت سپهبد شهید محمدباقری از سخت‌ترین معبر منطقه یک عملیات

    روایت سپهبد شهید محمدباقری از سخت‌ترین معبر منطقه یک عملیات

    حسن باقری مصرانه بر حرفش برای اجرای عملیات ایستاد. چهار گردان را سازماندهی کرد و خودش فرماندهی گردانی که تصرف سخت‌ترین منطقه یعنی «نبعه» را بر عهده داشت، به‌دست گرفت. یک کفش‌ کتانی پیدا کرد، پوشید و رفت.

  • یادگاری‌های حسن باقری برای همرزمش

    یادگاری‌های حسن باقری برای همرزمش

    پزشکان حدود ۱۵ روز که گذشت دیدند فایده ندارد و پایم را قطع کردند. بعد از مدتی برادر باقری به ملاقاتم آمد. کیسه‌ای در دستش بود. پرسیدم: «حسن‌آقا این کیسه چیست؟ » گفت: «وسایل شخصی‌ات را برایت آوردم. »

  • تحقق رویای صادق

    تحقق رویای صادق

    توان نظامی ایران و موشک‌هایی که نیمه‌شب شنبه، رژیم صهیونیستی را نشانه گرفتند، از سال‌ها تلاش، جهاد و خودکفایی حکایت داشت. شاید حتی همرزمان تهرانی مقدم این نبرد را به یاد حاج حسن تهرانی مقدم انداخته باشند که زندگی‌اش را وقف این راه کرد.

  • روایتی از فعالیت‌های قرآنی  یک نابغه اطلاعاتی

    روایتی از فعالیت‌های قرآنی یک نابغه اطلاعاتی

    قدیم این‌همه وسایل نبود. امروز می‌بینید بچه‌های ۴ یا ۳ ساله در مورد دین صحبت می‌کنند، حافظ قرآن هستند و مسائل شرعی‌شان را به‌راحتی می‌پرسند. جمهوری اسلامی برکت و نعمتی بود که خداوند به این مردم شیعه و مسلمان ایران ارزانی داشته است. بچه‌های امروز به‌لحاظ فضای بازی که در اختیار دارند، آگاه‌ترند. قدیم این امکان نبود. فقط یک مسجد بود، محرم، صفر و ماه رمضان، واعظ باید حساب‌شده حرف می‌زد وگرنه یا ممنوع‌المنبر می‌شد یا به ناکجاآباد می‌رفت.