«سید رسول موسوی» در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه طرح مساله داخلی ایران در شورای امنیت از سوی آمریکا را باید یک بحث جدی ببینیم، نه یک موضوع ساده گفت: مهم است بدانیم که تلاش آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در این رابطه برای امنیتی سازی موضوع ایران است.
وی ادامه داد: این کشورها تا سالها مساله هستهای ایران را بهانه امنیتی سازی ایران کردند و تحریم و تهدید را با این بهانه علیه ایران اعمال کردند و در نهایت زمینه مداخله در ایران را هم فراهم ساختند، اما الان دیدند موضوع هستهای دیگر ظرفیت سابق را برای امنیتی سازی ندارد، بنابراین پرونده جدیدی را در شورای امنیت به بهانه حقوق بشر و مسائل انسان دوستانه مطرح کردند و سعی دارند اهداف خودشان را از این مسیر دنبال کنند، البته نه اینکه دست ما در مقابل اقداماتی از این دست بسته است، اما باید طرح و اهداف طرفهای مقابل در رابطه با ایران را به خوبی شناخت.
این دیپلمات برجسته پیشین کشورمان در پاسخ به اینکه زمینههای حقوقی چنین دخالتی در امور داخلی کشورها در شورای امنیت چیست؟ تصریح کرد: قبل از پایان جنگ سرد با پدیده مداخله بشردوستانه مواجه بودیم، مثل مداخله هند در پاکستان شرقی یا مداخله تانزانیا در اوگاندا و غیره. اما بعد از جنگ سرد شرایط به شکل دیگری پیش رفت و شورای امنیت دستور کارهای جدیدی تعریف کرد که یکی از آنها مداخلات انسان دوستانه در امور داخلی کشورها بود که نمونههای مشخصی را میتوانیم در این رابطه نام ببریم از جمله مدل عراق، یوگسلاوی و سومالی که مداخله در این کشورها با قطعنامههای سازمان ملل آغاز شد.
وی در تشریح این مداخلهها گفت: در مدل یوگسلاوی اما قطعنامه سازمان ملل بعدا به مداخله ناتو در یوگسلاوی تبدیل شد که نتیجهاش تجزیه یوگسلاوی بود. در مورد عراق، قطعنامه ۶۸۸ در سازمان ملل تحت این عنوان که سازمان ملل میخواهد کمکهای بشردوستانه را به سراسر این کشور برساند، صادر شد و عراق میبایست با سازمان ملل برای رساندن این کمکها به سراسر این کشور همکاری کند که دولت عراق هم این مساله را قبول کرد، اما قطعنامه مذکور بهانهای شد برای سه کشور آمریکا، انگلیس و فرانسه برای مداخله در این کشور. این مساله به بعد از اشغال کویت برمیگردد که به خاطر تحریمهایی که به عراق تحمیل شده بود به بهانه اینکه میخواهند به مردم عراق کمک برسانند عملا مداخله در این کشور را رقم زدند. در مورد سومالی بر اساس قطعنامه ۱۹۹۲ سازمان ملل به عنوان نیروهای حافظ صلح وارد شد و شرایط آنقدر پیچیده شد که هنوز میبینیم درگیریها در این کشور ادامه دارد به شکلی که هر بخش سومالی در اختیار یک گروه است و اسرائیل هم بخشی از این کشور را تحت عنوان «سومالیلند» به رسمیت شناخته است.
موسوی با تاکید بر اینکه سازمان ملل و شورای امنیت متاسفانه ابزاری برای قدرتهاست که اعمال و اهداف خود را پیش ببرند یا توجیه کنند اظهار کرد: ما رفتار شورای امنیت در موضوع غزه را دیدیم که حتی نتوانست یک قطعنامه در محکومیت رژیم صهیونیستی در رابطه با توقف خشونت و نسلکشی در غزه تصویب کند چرا که اهداف و منافع قدرتهای بزرگ به ویژه آمریکا را تامین نمیکرد و آمریکا بارها قطعنامه شورای امنیت در این رابطه را وتو کرد و نتیجه آن کشتار ۷۰ هزار فلسطینی بود.
وی با اشاره به تحولات اخیر ایران و مداخله صریح آمریکا و اسرائیل در این تحولات گفت: درباره شرایط کنونی ایران، آمریکاییها و اسرائیلیها به صراحت اعلام کردند که هدف نهایی آنهایی که این تحولات و اقدامات را در خیابانهای تهران شکل دادند و نیز سرویسهای جاسوسیشان، تجزیه ایران است، البته باید بگویم تجزیه ایران از اهداف بلندمدت این کشورها بوده است که همچنان دنبال میشود.
موسوی با اشاره به ۲۶ دی ماه روز فرار شاه و روزهای منتهی به بهمن ماه ۱۴۰۴ و سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، گفت: در این روزها در سال ۵۷ شعار ما این بود که «سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن». معتقدم باید این شعار را تکرار کنیم و کسانی که میدانند و توانایی و تریبونهایی دارند و در جامعه شناخته شده هستند به ویژه خواص باید در این شرایط خطیر کشور به میدان بیایند و جدای از هر مساله و مشکلی، بگویند چه اتفاقی در حال وقوع است. شاید این طور به نظر برسد که عدهای در شورای امنیت حرفی زدند و برخی مخالفت و موافقت کردند و ایران هم پاسخ داد، اما این مساله سادهای نیست و نباید ساده گرفته شود، مساله پایهریزی یک فرایند امنیتیسازی برای کشور است و به نظر من تنها راه مقابله با آن، اتحاد مردم است.
وی اظهار کرد: اگر مروری به سالهای گذشته و آنچه در لیبی و سوریه و کشورهای دیگر گذشت، داشته باشیم میبینیم که متاسفانه وضعیت خوبی در اتفاقاتی که به عنوان حرکتها و جنبشهای حقوق بشری و آزادی خواهی رخ داد به وجود نیامده و نتیجهاش جز خرابی و تجزیه این کشورها نبوده. چندی پیش یک افسر اطلاعاتی اسرائیلی به صراحت اعلام کرد که آنچه در خیابانهای تهران میگذرد یک حرکت جدید است که در صورت تحقق آن، دیگر چیزی به اسم ایران نخواهیم داشت و هر کدام از جریانها به بخشهای فارسها، ترکها، عربها و بلوچها ختم میشود. الان که به این صراحت این حرفها گفته میشود و در شورای امنیت نشستی تحت عنوان مساله ایران برگزار میشود که یک سنگ بنای نامشروع برای کشور ماست، باید مردم، حاکمیت و خواص به این مساله توجه کنند. مردم وظیفهشان را در ۲۲دی با به میدان آمدن انجام دادند، اما حاکمیت باید تلاش کند سیاستورزی در جامعه افزایش یابد و مرجعیتهای سیاسی در داخل ایجاد شود نه بیرون از مرزها. به علاوه نقش خواص در این رابطه بسیار مهم است تا تهدیدات علیه ایران را رد کنند و موجبات اتحاد و همبستگی را برای یکپارچگی ایران فراهم سازند.
انتهای پیام