به گزارش ایسنا، روزنامه الجزیره عربستان در مقالهای به قلم «دکتر احمد بن عثمان التویجری» نوشت: «عربستان سعودی نیروی محرکه اتحاد امارات و قویترین حامی استقلال آن، چه از نظر سیاسی و دیپلماتیک و چه از نظر مالی بوده است. هر دانشجوی تاریخ مدرن خلیج فارس میداند که ملک فیصل بن عبدالعزیز معمار استقلال و اتحاد امارات بود. او بریتانیاییها را متقاعد کرد که از امارات خارج شوند و از نفوذ خود در واشنگتن برای متقاعد کردن ایالات متحده برای فشار آوردن به دولت بریتانیا جهت تسریع این خروج استفاده کرد.
او همچنین تمام تلاش خود را کرد تا شیوخ امارات را از مزایای اتحاد و اینکه به نفع آنهاست، متقاعد کند. او همچنین شاه ایران را متقاعد کرد که با استقلال امارات مخالفت نکند، چه در سفر شاه به عربستان در سال ۱۹۶۸ و چه بعداً که ملک فیصل مشاور ویژه خود، دکتر معروف الدوالیبی را برای این منظور به تهران فرستاد.
این حقایق، خیالپردازی یا صرفاً شایعات نیستند، بلکه در اسناد رسمی، از جمله مکاتبات و صورتجلسات بین ملک فیصل و شیوخ امارات و رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس، مستند شدهاند. این حقایق همچنین در کتابها، مطالعات و مقالات دانشگاهی، از جمله کتاب پروفسور تانکرد برادشاو با عنوان «پایان امپراتوری در خلیج فارس: از کشورهای حاشیه خلیج فارس تا امارات متحده عربی» و مطالعه دانشگاهی دکتر فهد عباس السلمان، استاد دانشگاه کرکوک، با عنوان «نقش عربستان سعودی در استقلال امارات در دوره ۱۹۶۸-۱۹۷۱» مستند شدهاند.
جای تأسف است که ابوظبی در طول دههها، سابقه طولانی حمایت، کمک و پشتیبانی پادشاهی از امارات را تنها با ناسپاسی، انکار و تداوم کینهها و توطئهها علیه پادشاهی و جهان عرب مواجه کرده است.
برای روشن شدن موضوع، لازم است روشن شود که سه عامل اصلی در موضع ابوظبی نقش داشتهاند که میتوان آنها را به شرح زیر خلاصه کرد:
اول، کینه عمیق ابوظبی و دلبستگی دیرینه آن به وقایع تاریخی منسوخ. در سندی که در نوامبر ۲۰۱۰ توسط ویکیلیکس فاش شد، از محمد بن زاید (ولیعهد وقت ابوظبی) نقل شده است که در ۳۱ ژوئیه ۲۰۰۶ گفته است: «امارات متحده عربی ۵۷ جنگ علیه سعودیها انجام داده است و سعودیها دوستان عزیز من نیستند.» علاوه بر این، مکالمات فاش شده، اظهارات او را آشکار کرد: «اختلافات دیرینه گذشته همچنان بر وضعیت فعلی بین امارات و عربستان سعودی سایه افکنده است.» یک سند ویکیلیکس مربوط به آوریل ۲۰۰۸ نشان میدهد که محمد بن زاید با ژنرال «گری روید»، رئیس عملیات دریایی ایالات متحده، دیدار کرده و به او گفته است: «جهان تغییر کرده است و امارات متحده عربی با وجود قرار گرفتن در منطقهای که با عقبماندگی مشخص میشود، خوشبین است» و عربستان سعودی را به عنوان نمونه ذکر کرده است. سند دیگری به تاریخ ۲۵ ژوئن ۲۰۰۸ نشان میدهد که «عبدالله بن زاید»، وزیر امور خارجه امارات، آمریکاییها را علیه پادشاهی تحریک میکرد و دیدگاه بسیار منفی نسبت به ملک عبدالله بن عبدالعزیز داشت و هیچ چشمانداز امیدوارکنندهای در بین شاهزادههای جوان سعودی نمیدید. علاوه بر این، این تصور عمیقاً در ذهن محمد بن زاید ریشه دوانده بود که ملک فیصل بن عبدالعزیز پدرش، شیخ زاید را مجبور به تسلیم شدن در برابر خواستههای پادشاهی سعودی در خصوص ترسیم مرزها و پیامدهای سیاسی و اقتصادی ناشی از آن کرده است. این یک دروغ محض است که توسط تمام اسناد تاریخی و ضبطها و صورتجلسات حفظ شده از جلسات بین ملک فیصل و شیخ زاید رد میشود.
دوم، حسادت و رشک شدیدی که ابوظبی، برخلاف دیگر امارات، نسبت به عربستان سعودی احساس میکند، ناشی از نعمتهای خداوند بر این پادشاهی، از جمله وجود حرمین شریفین و کعبه و جایگاه والای آن نه تنها در میان مسلمانان، بلکه در سطح جهانی است. این حسادت بیشتر به دلیل منابع طبیعی عظیم و سرزمینهای پهناور و تحولات عمیقی که توسط چشمانداز رویایی ۲۰۳۰ ولیعهد محمد بن سلمان ایجاد شده است، تشدید میشود. دستاوردهای بیسابقه اقتصادی، اداری و اجتماعی که در عربستان تحت این چشمانداز محقق شده است، بر افتخارات قبلی ابوظبی سایه افکنده و سرمایهگذاریها و گردشگری قابل توجهی را از امارات به عربستان هدایت کرده است.
سوم، ابوظبی این توهم کاذب را در سر میپروراند که سریعترین راه برای انتقام از نارضایتیهای گذشته و کاهش احساس حسادت و حقارت خود نسبت به عربستان، در آغوش گرفتن صهیونیسم و پذیرش نقش اسب تروای اسرائیل در جهان عرب است. امید این است که از این اتحاد برای کسب امتیاز علیه عربستان و سایر کشورهای بزرگ عربی استفاده شود - خیانتی به خدا، رسولش و کل امت اسلام! چه حماقت و کوتهبینی! اسرائیل در مسیر نابودی سریع خود است، در حالی که ملت، به خواست خدا، پایدار خواهد ماند. عربستان سعودی از موضع واقعی ابوظبی در قبال خود و همچنین از گامهای توطئهآمیز آن علیه ملت عرب به طور کلی و این کشور به طور خاص بیخبر نبود. بلکه با مهربانی به توهین پاسخ داد، با صبر و شکیبایی آسیبها را تحمل کرد و با بهترین شیوه عمل، با در نظر گرفتن منافع منطقه و امت بزرگتر، مقابله کرد، به این امید که خوابآلودگان بیدار شوند، گمراهان هدایت شوند و این افراد توبه کنند. اما متأسفانه، آنها بر حماقت و گمراهی خود اصرار ورزیدند.
در یمن، ابوظبی اقدام به خرابکاریهای بینظیری در تاریخ مدرن عرب کرد و با تمام توان تلاش نمود تا هر آنچه عربستان سعودی در زمینه وحدت سیاسی، ثبات و توسعه برای مردم یمن برنامهریزی و تلاش میکرد، خنثی کند. در لیبی، از اقلیت جداییطلب حمایت کرد، به آنها پول، تجهیزات و مهمات داد و با حملات هوایی علیه مناطق تحت کنترل دولت مشروعِ به رسمیت شناخته شده بینالمللی، از آنها پشتیبانی کرد و بدین ترتیب زخمهای مردم لیبی را عمیقتر کرد و مانع از تمام تلاشهای ملی و بینالمللی برای دستیابی به وحدت و ثبات برای لیبی شد. در سودان، با هماهنگی کامل با رژیم صهیونیستی، انواع حمایتها به شبهنظامیان نیروهای واکنش سریع ارائه شد که هرج و مرج را گسترش دادند و انواع غارت، چپاول، تجاوز و پاکسازی قومی را مرتکب شدند و هرگونه امیدی را برای بازگشت به وحدت، امنیت و ثبات از بین بردند.
گزارشی که توسط پنج کارشناس سازمان ملل تهیه و نوامبر گذشته به کمیته تحریمهای سودان شورای امنیت ارائه شد، نشان داد که یک پل هوایی بین فرودگاههای امارات و فرودگاهی در چاد، تجهیزات و مهمات را به شورشیان سودان منتقل میکرد. این گزارش همچنین بیان کرد که هواپیماهای ایلوشین که در این پل هوایی بودند، فرستندههای خود را برای مدت طولانی در طول پروازهای خود خاموش میکردند. علاوه بر این، گزارشهای متعدد تأیید کردهاند که ابوظبی مزدورانی را از سراسر جهان برای حمایت از شورشیان در سودان، یمن و لیبی استخدام کرده است. در تونس، آنها مانند حشرات موذی نفوذ کردند و با پول خود وفاداری خائنان، مأموران اسرائیل و همدستان فرانسوی زبان را خریدند و بدین ترتیب امید مردم تونس را برای زندگی آزاد، شرافتمندانه و با عزت از بین بردند.
در مصر، اسرائیل از شرایط اقتصادی سختی که مصر متحمل شده و همچنان میشود، سوءاستفاده کرد و به بخشهای کلیدی اقتصاد مصر، به ویژه بنادر آن، نفوذ کرد. اسرائیل تمام تلاش خود را برای به دست آوردن سهام قابل توجهی در مؤسسات و شرکتهای بزرگ مالی، صنعتی و کشاورزی، از جمله بانک بینالمللی تجاری (CIB)، هلدینگ مالی بولتون، فناوری مالی فاوری، کود ابوقیر، موبکو و شرکت حمل کانتینر اسکندریه (AlexCont) به کار گرفت. این علاوه بر سرمایهگذاریهای عظیم املاک و مستغلات به ارزش دهها میلیارد دلار، مانند سرمایهگذاری در عین الحلوه و سایر مناطق است. همه اینها برای کنترل اقتصاد مصر و بخشهای کلیدی آن انجام شد و راه را برای کنترل مصر و تصمیمات آن هموار کرد. علاوه بر این، اسرائیل با اتیوپی توطئه کرد و از نظر مالی از آن در ساخت سد بزرگ رنسانس اتیوپی که بزرگترین تهدید استراتژیک برای مصر است، حمایت کرد، که همه در خدمت جاهطلبیهای بزرگ اسرائیل است. در سومالی، اسرائیل تمام تلاش خود را برای جدا کردن شمال از جنوب و ایجاد جای پایی برای رژیم صهیونیستی در شاخ آفریقا به کار گرفت. این امر به یک رویای دیرینه صهیونیستی جامه عمل پوشاند: کنترل تنگه باب المندب و تکمیل محاصره مصر و عربستان سعودی که اهداف نهایی همه این مداخلات و توطئهها هستند.
باز هم، همه این حقایق خیالپردازی یا ادعاهای دشمنان نیستند، بلکه توسط مطالعات علمی و گزارشهای رسمی، از جمله مطالعهای با عنوان «نقش نوظهور شبهامپراتوری امارات متحده عربی در آفریقا» که توسط موسسه معتبر فراملی هلندی منتشر شده و به استقلال، عمق و حرفهایگریاش مشهور است، مستند شدهاند.
قبل و بعد از آن، بدون هیچ شکی ثابت شده است که ابوظبی بزرگترین محرک تجاوز رژیم صهیونیستی به نوار غزه بوده و حتی با جاسوسی از نیروهای مقاومت از طریق هلال احمر امارات و با ارائه مکانهای پرتاب موشکها و تجمعات مقاومت به صهیونیستها، در جنگ وحشیانه آن شرکت کرده است. حتی بدتر از آن، یورونیوز در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۳ در وبگاه خود گزارش داد که یک سند اماراتی فاششده به تاریخ ۱ اکتبر ۲۰۲۳، بیان میکند که رهبری ارشد امارات دستورالعملهای صریحی برای آمادهسازی تعدادی از پایگاههای نظامی اماراتی برای خدمترسانی به عملیات اسرائیل در غزه صادر کرده است. این سند نشان میدهد که ابوظبی قصد دارد از سایتهای نظامی در یمن، اریتره و سومالی، از جمله مخا، عصب، بربره و باسا، به عنوان سکوهای اصلی برای تأمین تجهیزات، مهمات و اطلاعات اسرائیل استفاده کند. روزنامه اسرائیلی جروزالم پست بر این حقایق در گزارشی که در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ توسط «ماتیلدا هلر»، نویسنده اسرائیلی، تهیه شده بود و عنوان آن این بود: «امارات متحده عربی از پایگاههای نظامی در منطقه دریای سرخ برای کمک به اسرائیل در جنگ علیه حماس استفاده کرد.» صحه گذاشت.
ابوظبی نه تنها علیه کشورهای عربی توطئه کرده و به دنبال بیثبات کردن آنها بوده است، بلکه تا آنجا پیش رفته که اقلیتهای مسلمان در غرب را نیز هدف قرار داده است. مجله مشهور آمریکایی نیویورکر، در شماره مارس ۲۰۲۳ خود مقاله مفصلی در مورد هدف قرار دادن مراکز، نهادها و شخصیتهای اسلامی در غرب توسط امارات متحده عربی و تلاشهای آن برای لکهدار کردن اعتبار آنها منتشر کرد.
این مقاله به عنوان مثال به قرارداد امارات متحده عربی با شرکت سوئیسی "Alp Services" اشاره کرد که دانشگاهیان، روزنامهنگاران و نویسندگان را برای انتشار شایعات و ادعاهای دروغین و گمراهکننده در مورد مراکز، انجمنها و شخصیتهای متعدد مسلمان در غرب - که همگی در خدمت صهیونیستها و اسرائیل هستند - استخدام میکرد.
توطئه ابوظبی، هر چقدر هم که شنیع و نفرتانگیز باشد، بر دیدگاه ما نسبت به امارات متحده عربی و مردم شریف آن تأثیری نخواهد گذاشت. امارات متحده عربی همیشه در قلبهای ما باقی خواهد ماند و ما همیشه انعکاس آن را در خرد شیخ زاید بن سلطان بصیرت و درستکاری شیخ سلطان القاسمی کارهای خیریه و کمکهای سخاوتمندانه حاکمان امارات شارجه، راس الخیمه، ام القوین، فجیره و عجمان، متفکران و روشنفکران ثابت قدم امارات و شرافت و مهربانی ذاتی مردم امارات خواهیم دید. عربستان سعودی خواهر وفادار امارات متحده عربی و مردم عربستان برادر مردم امارات خواهند ماند. شرم و ننگ دامنگیر کسانی خواهد شد که از راه راست منحرف شوند، زیرا «خداوند بر امر خود غالب است، اما بیشتر مردم نمیدانند.»
انتهای پیام