محمد موسیزاده در گفتوگو با ایسنا به مناسبت دهه فجر اظهار کرد: ایران بعد از وقوع انقلاب آماج حملات مختلفی بوده و جنگهای مختلفی را در ساحات متعددی تجربه کرده است؛ از ترور، اقدامات خرابکارانه و تروریستی اوایل انقلاب گرفته که به شهادت ۷۲ تن و نخستوزیری و ریاستجمهوری انجامید. تا جنگ به شکل مستقیم و نبرد نظامی، پنجه در پنجه با کشورهایی از نظر استعداد تسلیحاتی مجهز تا مواجهه با جنگهای نرم در حوزه فرهنگی، بینشی و اعتقادی.
معاون دانشجویی و فرهنگی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران ادامه داد: هرچه جلوتر رفتیم این پیچیدگی خاصتر شد، از نوع ستیز اقتصادی و نبرد فناورانه محور و امروز درگیر جنگ ترکیبی تمام عیار هستیم. مشخص است در این بستر، گسلهایی را طبیعتاً کشور در حوزههای اقتصادی، جنسیتی، اعتقادی، فرهنگی و قومیتی، تجربه میکند و هرچه این گسلها برهم کنش داشته باشند و به نوعی همافزایی پیدا کنند، زمینهساز بروز بحران بیشتر خواهند شد. لذا حاکمیت باید برای فروکاستن این گسلها و توزیع آنها تلاش کند.
نقش دانشگاه و ضرورت انتقال ارزشها به نسل جدید
عضو هیات علمی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران بیان کرد: نقش دانشگاه از این حیث که با بدنه دانشجو در عنفوان سن جوانی، یعنی سنین ۱۷ و ۱۸ سال، روبهرو میشود، نقشی طبیعتاً منحصربهفرد و متمایز است. مسئله مهم در راستای کاهش شکاف نسلی و هویتی، این است که ارزشها را از نسلی به نسل دیگر منتقل کنیم.
وی افزود: ما امروز دورهای را تجربه میکنیم که تقریباً افرادی که ۴۷ سال قبل انقلاب را تجربه کردند پا به سن گذاشتهاند. نسل دهه ۶۰ با یک واسطه در ارتباط با این انقلاب بودند و بعضاً در سنین کم این تاریخ معاصر را تجربه کردند؛ که البته بخشی از آن هم مربوط به جنگ تحمیلی ۸ ساله بوده است، لذا دانشجویان نسل سوم و چهارم انقلاب ارتباط نزدیکی با این تاریخ و نسل دهه اول انقلاب نداشتند، بنابراین باید به این بیندیشیم که چطور میتوان این ارزشها که ماهیت اصلی انقلاب ما بوده را به نسل جدید منتقل کرد.
اهمیت بازخوانی تاریخ و پاسخ به شبهات
موسیزاده گفت: امروزه به تدریج شاهد ایجاد گفتمانهایی حول بازخوانی تاریخ معاصر هستیم، البته بعضیها شاید به نظرشان تاریخ واضح باشد؛ اما برای نسل جوان این میزان که تاریخ معاصر برای ما بدیهی بوده، لزوماً آشکار نیست. لذا بازخوانی تاریخ معاصر جمهوری اسلامی ایران، اواخر دوره پهلوی و بهویژه اوایل انقلاب، برای نسلی که پرسشگر هستند، خیلی کمک میکند که ذهن از آن حالت جستجوگری به یک پاسخ اولیه مناسب برسد.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: به اعتقاد من اگر قاطبه جوانان در معرض این اطلاعات تاریخی قرار بگیرند، طبیعتاً مسیر را پیدا خواهند کرد و این شکاف نسلی با انتقال ارزشها، مفاهیم و با انتقال سابقه تاریخی به نسل جدید، میتواند مدیریت و کنترل شود. پس از این مرحله شاهد مطالعه و پژوهش بیشتر خود این نسل برای عمیق سازی باورها و در واقع آزمایش بشر برای پذیرش حق خواهیم بود.
وحدت ملی و ظرفیتهای هویتی
وی تصریح کرد: در رابطه با اینکه چطور میتوانیم در عین کثرت، وحدت داشته باشیم، نمونه بارزش را ما در مواقع بحران میبینیم. به عنوان مثال جنگ ۱۲ روزه یکی از شاخصهای برجسته وحدت ملت ایران در عصر معاصر بود. کاملاً این فضا، فضای وحدت و همدلی در عین کثرت بود که در کنار توانمندیهای نظامی ما دشمنان را متحیر کرد، لذا وحدت و انسجام ظرفیتی است که در جامعه ما وجود دارد.
شناسایی استعدادها و شبکهسازی دانشجویی
موسیزاده بیان کرد: امام صادق(ع) فرمودند: «الناس معادن کمعادنِ الذهب والفضه؛ مردم معدنهایی چون معدنهای طلا و نقره هستند». مأموریت و وظیفه دانشگاه شناسایی این معادن طلا و نقره یعنی دانشجویان و تربیت آنها به عنوان پرچمداران ایدههای ناب فرهنگی برای حفظ و تقویت عنصر وحدت ملی است. بنابراین برای کاهش گسلهایی که در ابتدا اشاره کردیم لازم است که از این ظرفیت فکری دانشجویان کمک بگیریم، در واقع این معادن الماس و طلا را کشف و از خود بدنه دانشجویی شبکه سازی کنیم.
توطئه دشمن و ضرورت مقابله احساسی و فکری
وی بیان کرد: در بررسی وضعیت، متوجه میشویم که دشمن در تلاش است تا ایمان مردم را تضعیف، امیدها را کور و اختلافاتی در جبهههای مختلف مردم ایجاد کند. هدف او جذب سرمایه و جدا کردن مردم از ساختار اجتماعی است. او میخواهد مرجع فکری ما را به صدای ایران اینترنشنال تبدیل کند. در این سالها، او به صورت فرد به فرد تلاش کرده تا افراد را به سمت خود جذب کند، اما انقلاب ما دارای یک فکر و اندیشه خاص است، همچنین یک احساس و شعار مشخص دارد.
عضو هیات علمی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به اینکه احساس بر منطق در جذب افراد تأثیر بیشتری دارد، گفت: بنابراین باید زمینههای ادبی و هنری در دانشگاهها تقویت شود تا احساسات مردم را درگیر کند. سپس این احساسات باید در بستر فکر و اندیشه، با استفاده از مکاتب فکری شخصیتهایی مانند شهید دکتر مطهری و علامه مصباح یزدی، شکل بگیرد و در این حوزه نیاز به برنامهریزی داریم.
وی بیان کرد: طبیعتاً تشکلهای دانشجویی و کانونهای ادبی و هنری ما یک ظرفیت هستند، اما تشکیل جبهه چند ویژگی میخواهد که ما در این قسمت شاید ضعیف بودهایم. تشکیل یک جبهه مردمی که در دانشگاه معادلش جبهه دانشجویی است، نیازمند داشتن انگیزه، داشتن تنوع، داشتن ابتکار و داشتن برنامه است تا بشود با جبهه معارض و متخاصم که در آن جبهه سرمایهداری لیبرال، فضای ارتجاع فکری، جبهه نظامی، جبهه تحجر و جمود فکری ریشه دارد و عمق پیدا کرده، مقابله کرد. اگر چه کار راحتی نیست، اما با ایدههای ناب، خلاقانه و شبکهسازیهای هدفمند نتیجه مطلوب و گشایش حاصل خواهد شد.
همافزایی کار ایجابی و سلبی در مدیریت بحران
موسیزاده اظهار کرد: باید بپذیریم که هر کار فرهنگی، علاوه بر خودش، به یک «کار سرهنگی»(نظارت و کنترل) هم نیاز دارد، این جمله از شهید بهشتی است، اما به نظر میرسد در فعالیتهای ایجابی و سازندهمان، شاید از تمام توان موجود استفاده نکردهایم. در مقابل، ممکن است کار سلبی ما در برخی دورهها بیش از حد برجسته شده یا برجسته نشان داده شده باشد.
وی ادامه داد: باید باور کنیم که این دو(کار ایجابی و سلبی) ملازم و همراه یکدیگرند. هر کس ادعا کند که میتوان بدون هیچ کار سلبی، بهبود فرهنگی ایجاد کرد، به نظر میرسد یا صورت مسئله را به درستی نفهمیده، یا اهداف و طراحی دیگری در سر دارد. قطعاً در برنامهریزی فرهنگی، هر دو بخش با هم لازمند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: به نظر میرسد در بخش کار ایجابی، نسبت به میزانی که لازم بوده تلاش کنیم، کوتاهی کردهایم و تا رسیدن به نقطه مطلوب، راه زیادی در پیش داریم. باید شبکهسازی و نهادسازی کنیم؛ هستهها، گروهها و کانونهای مختلف، متنوع و مبتکر ایجاد کنیم. تنها در این صورت است که میتوانیم در مقابل این(جنگ فرهنگی) بیمه شویم.
انتهای پیام