به گزارش ایسنا، پادکست به عنوان یکی از رسانههای شنیداری نوین، در دو دهه اخیر جایگاه ویژهای در زندگی روزمره کاربران پیدا کرده است. این رسانه با تکیه بر سادگی تولید، دسترسی آسان و امکان شنیدن در زمانها و مکانهای مختلف، الگوی تازهای از مصرف صوتی را شکل داده است. برخلاف رادیو که به زمان پخش و برنامهریزی مشخص وابسته است، پادکست به مخاطب اجازه میدهد شنیدن را با ریتم زندگی شخصی خود هماهنگ کند. همین ویژگی باعث شده پادکست به تدریج از یک ابزار رسانهای صرف فراتر برود و به بخشی از تجربه روزمره افراد تبدیل شود. در ایران نیز پادکست از اوایل دهه ۱۳۸۰ شکل گرفت و پس از دورهای رکود، در سالهای اخیر با رشد چشمگیری روبهرو شده است؛ رشدی که نشاندهنده تغییر عادتهای شنیداری و رسانهای مخاطبان است.
اهمیت بررسی پادکست زمانی بیشتر میشود که آن را در بستر نسلی خاص مطالعه کنیم. متولدین دهه شصت نسلی هستند که هم تجربه رسانههای آنالوگ مانند رادیو و ضبط صوت را داشتهاند و هم با گسترش اینترنت و رسانههای دیجیتال، وارد فضای جدیدی از مصرف رسانهای شدهاند. این نسل گذار میان دو جهان رسانهای متفاوت را زیسته و به همین دلیل، تجربه شنیدن برای آنها فقط یک عادت ساده نیست، بلکه بخشی از بازتعریف رابطهشان با زمان، مکان، بدن و ارتباطات اجتماعی است. پادکست برای این گروه سنی میتواند همزمان نقش سرگرمی، منبع یادگیری، همراهی در تنهایی یا حتی راهی برای فاصله گرفتن از شلوغیهای روزمره را ایفا کند.
زهراسادات چلنگر، پژوهشگر علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران، به همراه دو همکار همدانشگاهی خود، تحقیقی را در همین راستا درباره تجربه شنیدن پادکست در میان متولدین دهه شصت انجام دادهاند. این پژوهش با تمرکز بر تجربه زیسته کاربران و با نگاهی کیفی، به بررسی این موضوع پرداخته که پادکست چگونه امر روزمره را برای این نسل دگرگون میکند و چه معنایی در زندگی رسانهای آنها میسازد. محققان در این مطالعه تلاش کردهاند از خلال روایتها و تجربههای کاربران، تصویری روشن از جایگاه پادکست در زندگی دهه شصتیها ارائه دهند و نشان دهند این رسانه چگونه به یک خردهفرهنگ شنیداری تبدیل شده است.
در این مطالعه، تجربه شنیدن پادکست در قالب موقعیتهایی بررسی شده که محققان از آنها با عنوان «موقعیتهای مرزی» یاد میکنند؛ موقعیتهایی میان کار و فراغت، تنهایی و ارتباط، حرکت و سکون. در این چارچوب، نحوه شنیدن پادکست به عنوان یک «تکنیک» روزمره تحلیل شده است؛ تکنیکی که کاربران به کمک آن، زندگی روزمره خود را مدیریت و معنا میکنند.
یافتههای پژوهش نشان میدهند که شنیدن پادکست در میان دهه شصتیها الگوهای متفاوتی دارد که هرکدام معنای خاصی به این رسانه میبخشند. بر اساس نتایج، سه الگوی اصلی شنیدن شناسایی شده است: شنیدن غوطهورانه، شنیدن نخبهگرایانه و شنیدن رهاییبخش.
در شنیدن غوطهورانه، پادکست به شکل یک روایت دنبال میشود و شنونده خود را در داستان، بحث یا گفتوگو غرق میکند. در شنیدن نخبهگرایانه، پادکست بیشتر به عنوان منبعی برای یادگیری و کسب دانش دیده میشود؛ دانشی که به صورت فشرده و قابل حمل در اختیار شنونده قرار میگیرد. در شنیدن رهاییبخش، پادکست نقش پناهگاه را ایفا میکند؛ فضایی برای فاصله گرفتن از فشارهای روزمره و بازیابی آرامش.
پژوهش نشان میدهد که این الگوها ثابت و جدا از هم نیستند و یک فرد میتواند در موقعیتهای مختلف، شیوههای متفاوتی از شنیدن را تجربه کند. به این ترتیب، پادکست به رسانهای با معانی سیال تبدیل میشود که بسته به شرایط زندگی، نقشهای گوناگونی به خود میگیرد و بخشی از زیست جهان رسانهای کاربران را شکل میدهد.
بر اساس این یافتهها، تجربه شنیدن پادکست با بدنمندی، زمان و مکان پیوندی نزدیک دارد. استفاده از هندزفری یا گوشی هوشمند، فضاهای شخصی سیالی ایجاد میکند که شنونده میتواند در آنها زمان و مکان را به شکل دلخواه خود تنظیم کند. در این فضاها، مرز میان حضور و غیاب، خلوت و شلوغی و حتی کار و استراحت کمرنگ میشود. پادکست به کاربران کمک میکند در دل زندگی پرتحرک امروزی، لحظههایی برای خود بسازند و احساسات و افکارشان را سامان دهند.
از منظر فرهنگی، این تجربهها به شکلگیری نوعی خردهفرهنگ پادکست منجر شده است. در این خردهفرهنگ، شنیدن فقط دریافت صدا نیست، بلکه راهی برای بودن در جهان است. کاربران از طریق پادکست با روایتها، دانش و ارتباطات تازهای روبهرو میشوند و در عین حال، نسبت خود را با دیگران و با خودشان بازتعریف میکنند.
یافتههای فوق نشان میدهند پادکست فراتر از یک ابزار رسانهای ساده عمل میکند و به بخشی از ساختار معنایی زندگی روزمره دهه شصتیها تبدیل شده است.
این نتایج علمیپژوهشی در «فصلنامه مطالعات فرهنگی و ارتباطات» وابسته به انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات که به انتشار پژوهشهایی در حوزه فرهنگ، رسانه و ارتباطات اجتماعی میپردازد، منعکس شدهاند.
انتهای پیام