به گزارش ایسنا، مهدی شیردلیان، پژوهشگر در یادداشت زیر معتقد است که مذاکرات مسقط 2 بیش از آنکه به دنبال توافقی فوری باشد، تلاشی برای مدیریت یک بحران پیچیده منطقهای و بینالمللی است.
«رئیس جمهور در سخنرانی خود در جمع سفرای خارجی مقیم تهران، سیاست جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالملل را با محوریت دیپلماسی مبتنی بر احترام متقابل و در نظر گرفتن منافع مشترک توصیف کرد و بر تعامل و گفتوگو که تنها راه پایدار برای رفع چالشهای منطقهای و جهانی تأکید داشت.
در عرصه مذاکرات دکتر مسعود پزشکیان اصل برد – برد را در حقوق بینالملل پاشنه آشیل و مشکل اصلی به نتیجه نرسیدن گفتوگوها دانست و بر اعتقاد راسخ کشورمان بر تعریف سیاست خارجی بر مدار تعامل عزتمندانه تأکید کرد.
رئیس جمهور به میانجیگری کشورهای همسایه در قبال دور جدید مذاکرات هستهای مسقط اشاره کرد و این مسئله را فرصتی مناسب برای دستیابی به راهحل عادلانه، منطقی و منصفانه دانست.
دکتر پزشکیان به طور ضمنی این نکته را بیان داشت که بارها همگان بر صلحآمیز بودن انرژی هستهای ایران عزیزمان اذعان داشته و شهادت دادند، انتظار این است که همکاری صادقانه طرفهای مقابل نیز صورت گیرد و زیادهخواهی را کنار بگذارند. ما اینبار به دنبال تضمین حقوق خود بر مبنای معاهده عدم اشاعه در موضوع انرژی صلحآمیز هستهای و غنیسازی آن و رفعتحریمهای ظالمانه بوده و هستیم.
از همینرو جمهوری اسلامی ایران، با بهرهگیری از یک دیپلماسی فعال و مبتنی بر عقلانیت و عزت، وارد دور جدید مذاکرات مسقط شد. این حضور، نه از موضع ضعف، بلکه از سرقدرت و با هدف روشن رفع تحریمهای ظالمانه و احقاق حقوق هستهای مسلم ملت ایران صورت گرفت.
انتخاب عمان به عنوان میزبان، خود گواهی بر این منطق دیپلماتیک ایران بود؛ کشوری که به دلیل سابقه بیطرفی مثبت و روابط تاریخی مبتنی بر حسن همجواری و احترام متقابل با تهران، به عنوان کانالی امن و قابل اعتماد شناخته میشود و امکان گفتوگویی آرام و دور از جوسازیهای رسانهای را فراهم میآورد.
در این نگارش سعی شده ترسیمی از فضای مذاکرات ایران و آمریکا در عمان را با توجه به سخنان اخیر رئیس جمهور و جو حاکم بر فضاهای داخلی و خارجی و بدون نگاه جانبدارانه و واقعگرایانه در سه بخش بنگریم.
پنج رکن اصلی این دور از مذاکرات
دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط، در بستری از پیچیدگیهای کمسابقه منطقهای و بینالمللی شکل گرفته است. گفتوگوهایی که نه در فضای عادی دیپلماسی، بلکه در شرایطی حساس و شکننده و با هدف اصلی جلوگیری از تشدید تنش و بروز درگیری دنبال میشود. این مذاکرات بیش از آنکه معطوف به دستیابی فوری به یک توافق جامع باشد، تلاشی برای مدیریت یک وضعیت پرخطر و کنترل مسیر تحولات تلقی میشود.
برای درک واقعبینانه این روند، در جدول زیر تصویر روشنی از مواضع دو طرف ایران و آمریکا را ترسیم شده است.
| موضوع | موضع جمهوری اسلامی ایران | موضع ایالات متحده آمریکا |
| دامنه مذاکرات | محدود به پرونده هستهای و رفع تحریمها | رویکرد جامع شامل هستهای، موشکی، منطقهای و موضوعات فراتر |
| برنامه موشکی | غیرقابل مذاکره و در چارچوب حق دفاع مشروع | محدودسازی یا توقف کامل توان موشکی |
| غنیسازی اورانیوم | تأکید بر حق غنیسازی با آمادگی برای تنظیم سطح | انتقال ذخایر و توقف چرخه غنیسازی |
| پیشزمینه تاریخی | تداوم مذاکرات پس از یک دوره تنش نظامی | خروج از برجام و سیاست فشار حداکثری |
1- مذاکره در سایه بازدارندگی نظامی
یکی از ویژگیهای شاخص این دور از مذاکرات، همزمانی گفتوگوها با تحرکات نظامی آمریکا در منطقه است. این وضعیت نشان میدهد که از نگاه واشنگتن، دیپلماسی و قدرت سخت بهصورت توأمان دنبال میشود. در مقابل، راهبرد جمهوری اسلامی ایران بر کاهش تنش، جلوگیری از سوء محاسبه و حفظ ثبات منطقهای متمرکز است؛ رویکردی که در عین ایستادگی بر اصول، از ورود منطقه به چرخه بحران پرهیز دارد.
2- اختلاف بنیادین در تعریف چارچوب مذاکره
اصرار ایران بر محدود ماندن مذاکرات به پرونده هستهای و لغو تحریمها است و در برابر تمایل ایالات متحده آمریکا به گسترش موضوعات مختلف در دستور کار است و همچنان اصلیترین گره این گفتوگوها همین موضوع است. هرگونه پیشرفت فنی در ابتدای کار وابسته به تعریف مشترک از موضع است و نشان میدهد بدون اجماع بر «اصل گفتوگو»، حرکت به سمت توافق پایدار دشوار خواهد بود.
3- نقشآفرینی فعال همسایگان در مهار تنش
یکی از عوامل مؤثر در جلوگیری از تشدید بحران، نقش سازنده کشورهای منطقه بوده است. همسایگان ایران، از جمله عمان، عربستان سعودی، قطر، ترکیه، مصر و...، با درک پیامدهای پرهزینه هرگونه درگیری، بر حل و فصل اختلافات از مسیر گفتوگو و دیپلماسی تأکید کردهاند. این رویکرد نه از سر جانبداری، بلکه مبتنی بر منافع مشترک منطقهای، ثبات اقتصادی و امنیت جمعی است؛ همان نکتهای که رئیسجمهور در اکثر سخنرانیهایش بر ضرورت حفظ احترام متقابل و پرهیز از ادبیات تنشزا نسبت به همسایگان تأکید کرده است.
4- بحران بیاعتمادی و چالش تحریمها
بیاعتمادی ساختارمند، مهمترین مانع پیشروی مذاکرات است. تجربه خروج آمریکا از برجام و تداوم سیاست تحریم، باعث شده ایران رفع مؤثر تحریمها را محور هرگونه توافق بداند. در چنین فضایی، اقدامات متناقض – از جمله اعمال تحریمهای جدید همزمان با مذاکرات – نهتنها به اعتمادسازی کمک نمیکند، بلکه بر پیچیدگی مسیر دیپلماسی میافزاید.
5- متغیرهای داخلی و ضرورت مدیریت هوشمندانه
شرایط اقتصادی و اجتماعی داخلی ایران نیز بخشی از معادله مذاکرات است. فشارهای معیشتی و فرسایش ناشی از تداوم تحریمها، ضرورت مدیریت عقلانی و مبتنی بر منافع ملی بسیار بسزایی را ایفا میکند؛ رویکردی که از یکسو مانع تحمیل هزینههای بیشتر به جامعه میشود و از سوی دیگر، اجازه نمیدهد این فشارها به ابزار امتیازگیری طرف مقابل تبدیل شود.
دیپلماسی برای مهار بحران، نه توهم صلح فوری
مذاکرات مسقط را نمیتوان صرفاً با معیار توافق یا شکست سنجید. نَفسِ تداوم گفتوگو پس از یک دوره تنش، نشانهای از درک متقابل خطرات تشدید بحران است. با این حال، این روند بیش از آنکه مسیر صلح پایدار باشد، تلاشی برای جلوگیری از ورود منطقه به یک چرخه پرهزینه و غیرقابل کنترل است.
آینده این مسیر به چند عامل کلیدی وابسته است: پرهیز از اقدامات تحریکآمیز، مدیریت مسئولانه اظهارنظرهای عمومی، احترام به نقش همسایگان و یافتن سازوکاری واقعبینانه برای کاهش تحریمها و ترمیم حداقلی اعتماد از مهمترین نکات است. در غیر این صورت، دیپلماسی شکننده موجود، میتواند بهسادگی جای خود را به دور باطل و تکرار یک بنبست فرسایشی بینالمللی طرفین دهد.
نقش کشورهای منطقه بهعنوان میانجی؛ فراتر از صلحطلبی نمادین
حمایت کشورهای منطقه از روند دیپلماسی، بیش از آنکه ریشه در ملاحظات احساسی یا جانبداری سیاسی داشته باشد، بر منافع مستقیم امنیتی و اقتصادی آنها استوار است. تجربههای گذشته نشان داده است که هرگونه تشدید تنش میان ایران و آمریکا، پیش از همه دامان منطقه را میگیرد؛ از امنیت انرژی گرفته تا ثبات اقتصادی و اجتماعی.
بر این اساس، نقشآفرینی کشورهای منطقه را میتوان در چارچوب منافع واقعگرایانه آنها در جدول زیر تحلیل کرد.
| کشور / نقش | انگیزههای اصلی برای میانجیگری | نگرانی محوری |
| عمان (میزبان اصلی) | حفظ جایگاه تاریخی بهعنوان کانال امن و مورد اعتماد؛ بیطرفی فعال؛ تسهیل گفتوگو بدون تحمیل دستور کار | تضعیف نقش سنتی در معادلات دیپلماتیک |
| کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس (عربستان، قطر، امارات) | جلوگیری از سرایت جنگ؛ حفظ امنیت تأسیسات حیاتی؛ ثبات بازار انرژی و اقتصاد منطقه | بیثباتی گسترده و خروج اوضاع از کنترل |
| ترکیه | تلاش برای تثبیت جایگاه منطقهای و افزایش وزن سیاسی | کنار گذاشته شدن از معادلات امنیتی آینده |
این رویکرد منطقهای، همسو با همان نکتهای است که رئیسجمهور در هیئت دولت 19 بهمن بر آن تأکید داشت که همسایگان ایران در مسیر کاهش تنش و جلوگیری از جنگ، نقش مکمل و همافزا دارند و نباید با ادبیات نادرست یا رفتارهای رسانهای، این سرمایه دیپلماتیک تضعیف شود.
تحلیل عمیقتر انتخاب عمان توسط ایران
انتخاب عمان بهعنوان محل مذاکرات، یک تصمیم صرفاً لجستیکی یا تصادفی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد حسابشده دیپلماتیک از سوی ایران به شمار میرود. این انتخاب چند هدف مشخص را دنبال میکند:
1- کنترل و محدودسازی دستور کار مذاکرات
عمان برخلاف برخی بازیگران منطقهای، علاقهای به گسترش مذاکرات به موضوعات غیرهستهای ندارد. این ویژگی به ایران کمک میکند تمرکز گفتوگوها بر پرونده هستهای و رفع تحریمها حفظ شود و مذاکرات به عرصهای چندموضوعی و فرسایشی تبدیل نشود.
2- مدیریت هزینههای سیاسی و رسانهای
دیپلماسی آرام، غیرنمایشی و کمحاشیه عمان، امکان ارزیابی سناریوهای مختلف را بدون ایجاد انتظارات غیرواقعی در افکار عمومی فراهم میکند. این فضا، انعطافپذیری تصمیمگیران را افزایش داده و از دوقطبیسازی داخلی جلوگیری میکند.
3- جلوگیری از چندجانبهسازی ناخواسته مذاکرات
برگزاری گفتوگوها در عمان، پیام روشنی دارد: این مذاکرات، دوطرفه و مشخصاً میان ایران و آمریکا است، نه چارچوبی منطقهای برای اعمال فشار جمعی. این موضوع با تأکید ایران بر استقلال تصمیمگیری و حفظ منافع ملی کاملاً همخوان است.
زاویه نگاههای به مذاکرات مسقط؛ دیپلماسی میان خواستههای ملی و هراس منطقهای
گفتوگوها و مذاکرات ایران و آمریکا، بَسته به زاویه نگاه هر یک، روایتهای متفاوتی را شکل داده است؛ از نگاهی که مذاکره را ضرورتی دیرهنگام میداند، تا نگاهی که آن را تلاشی پرمخاطره برای جلوگیری از انفجار بحران ارزیابی میکند.
در بخشی از تحلیلهای فضای داخلی با تمرکز بر پیامدهای انباشته سالها تنش و تحریم، مذاکرات را نه یک دستاورد سیاسی، بلکه پاسخی دیرهنگام به مطالبه جامعه برای کاهش فشارها توصیف میکنند. در همین راستا غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی اصلاحطلب در اظهارنظر اخیر خود، این گفتوگوها را «وعده انتخاباتی رئیسجمهور» میداند که با تأخیر و هزینههای قابل توجه در حال تحقق است.
محور اصلی این تحلیلها، وضعیت معیشتی و روانی جامعه است؛ جامعهای که سالها در معرض تهدیدهای امنیتی، بیثباتی اقتصادی و فضای روانی ملتهب قرار داشته است. به اعتقاد این جریان تحلیلی، استمرار این وضعیت، هزینههایی فراتر از اقتصاد ــ از جمله آسیب به سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی ــ به همراه داشته است.
در مقابل، تحلیلگران و رسانههای خارجی، مذاکرات مسقط را عمدتاً از منظر مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید درگیری ارزیابی میکنند.
جاسم العزاوی (تحلیلگر و کارشناس مسائل منطقه) در میدلایستمانیتور مینویسد: این گفتوگوها بیش از آنکه بر اعتمادسازی استوار باشد، در فضایی شکل گرفته که تهدید نظامی و مطالبات حداکثری آمریکا بر آن سایه انداخته است.
متولی حسن (پژوهشگر قاهره) گفت: این مذاکرات میتواند تنشها را کوتاهمدت مهار کند نه منجر به تحول اساسی در روابط؛ روابط دو کشور احتمالاً به صورت رقابت مدیریتشده ادامه مییابد.
عبدالعزیز الشعبانی (پژوهشگر ریاض) بیان داشت: هدف اصلی کاهش فوری تنش است؛ روند عادیسازی بعید به نظر میرسد.
نتیجهگیری
با توجه فحوای کلام دکتر پزشکیان در سخنرانیاش در جمع سفرای خارجی مقیم تهران به محتوای جلسه هیئت دولت 19 بهمن 1404 با موضوع مذاکرات و تحلیل ارائهشده از مذاکرات هستهای مسقط، میتوان نتیجه گرفت که راهبرد رسمی جمهوری اسلامی ایران در این مرحله، تلفیقی از دیپلماسی فعال برای مهار بحران و اصولگرایی مبتنی بر منافع ملی است.
از یک سو، بر محدود بودن دامنه مذاکرات به موضوعات هستهای و رفع تحریمها، حق دفاع مشروع و غنیسازی تأکید شده و از سوی دیگر، بر ضرورت ادامه گفتوگو برای کاهش تنش و بهرهگیری از نقش سازنده همسایگان - به ویژه عمان بهعنوان میزبان مورد اعتماد - اصرار گردیده است.
آینده این مسیر، نه در گرو توهم دستیابی به صلح فوری، بلکه وابسته به عواملی چون پرهیز از اقدامات تحریکآمیز، مدیریت هوشمندانه اظهارنظرهای عمومی همسو با منافع ملی، و یافتن سازوکاری واقعبینانه برای شکستن چرخه بیاعتمادی و تحریم و مهمتر از همه تضمین حقوق ایران در موضوع انرژی صلحآمیز هستهای رفعتحریمهای ظالمانه است.»
انتهای پیام