به گزارش ایسنا، فرزندآوری یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده ساختار جمعیتی هر کشور است. در دهههای گذشته، بسیاری از کشورهای جهان با کاهش چشمگیر میزان تولد روبهرو شدهاند. ایران نیز از این روند جدا نبوده است. بر اساس آمارهای رسمی، میزان باروری در کشور طی چند دهه گذشته به زیر سطح جانشینی رسیده است؛ یعنی بهطور متوسط هر زن کمتر از دو فرزند به دنیا میآورد. این وضعیت باعث نگرانیهایی درباره آینده جمعیت، ترکیب سنی و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن شده است. به همین دلیل، موضوع فرزندآوری نه تنها در حوزه خانواده بلکه در سطح سیاستگذاری کلان نیز اهمیت پیدا کرده است.
در کنار آمارها، تغییرات فرهنگی نیز نقش مهمی در این روند داشتهاند. در گذشته، داشتن فرزند بیشتر بهعنوان یک ضرورت طبیعی و حتی اجتماعی تلقی میشد. فرزند نمادی از تداوم نسل، قدرت خانواده و حتی نوعی پشتوانه اقتصادی بود. اما در سالهای اخیر، ارزشها و نگرشها تغییر کرده است. برخی زوجها سبک زندگی بیفرزندی یا کمفرزندی را انتخاب میکنند و این انتخاب را آگاهانه و بر اساس شرایط زندگی خود میدانند. دغدغههای اقتصادی، بیثباتی شغلی، نگرانیهای تربیتی و مسائل مربوط به کیفیت زندگی، از جمله عواملی هستند که در این تغییر نگرش نقش داشتهاند. در چنین شرایطی، بررسی عمیق نگاه زوجین به موضوع فرزندآوری اهمیت ویژهای پیدا میکند.
علی روحانی، عضو گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد، به همراه سه همکار دانشگاهی خود، پژوهشی درباره دلهرههای مسئولیتپذیری در فرزندآوری و بازتفسیر معنای فرزند در شهر اصفهان انجام دادهاند. این پژوهش به بررسی این موضوع پرداخته که چگونه احساس مسئولیت و نگرانی نسبت به آینده، تصمیم زوجین برای داشتن یا نداشتن فرزند را تحت تأثیر قرار میدهد و چرا برخی خانوادهها معنای فرزند را به شکلی متفاوت از گذشته تعریف میکنند.
پژوهشگران با زوجهایی گفتوگو کردند که حداقل سه سال از ازدواجشان گذشته بود. در مجموع دهها مصاحبه عمیق با زوجهای بیفرزند و تکفرزند انجام شد. این زوجها بهصورت ارادی تصمیم گرفته بودند فرزندی نداشته باشند یا تنها یک فرزند داشته باشند. گفتوگوها به شکل باز و عمیق انجام شد تا شرکتکنندگان بتوانند آزادانه درباره نگرانیها، تجربهها و دلایل تصمیم خود صحبت کنند. سپس پژوهشگران با تحلیل محتوای این مصاحبهها، مفاهیم و الگوهای مشترک را استخراج کردند.
یافتههای این تحقیق نشان دادند که هسته اصلی نگرانیها به چیزی برمیگردد که پژوهشگران آن را «مسئولیتپذیری فرزندزدا» نامیدهاند. به بیان ساده، بسیاری از زوجها به دلیل احساس مسئولیت شدید نسبت به آینده فرزند، از داشتن فرزند بیشتر یا حتی از اصل فرزندآوری صرفنظر میکنند. آنها معتقدند والد بودن تنها به دنیا آوردن کودک نیست، بلکه شامل تأمین امنیت روانی، اقتصادی و اجتماعی او در بلندمدت است. همین نگاه باعث شده است معنای فرزند از یک تکلیف سنتی به یک انتخاب سنگین و پرهزینه تبدیل شود.
در بخش دیگری از نتایج آمده است که زوجین بر آمادگی روانی برای فرزندآوری تأکید دارند. بسیاری از آنها گفتهاند تا زمانی که احساس ثبات در زندگی مشترک و امنیت خاطر نداشته باشند، تصمیم به فرزندآوری را منطقی نمیدانند. برخی نیز به مشکلات اقتصادی، نااطمینانی شغلی و نگرانیهای اجتماعی اشاره کردهاند. از نگاه آنان، آوردن فرزند به دنیایی که با بیثباتی همراه است، تصمیمی ساده نیست. حتی برخی اظهار کردهاند آنقدر به فرزند احتمالی خود اهمیت میدهند که ترجیح میدهند او را در شرایط نامطمئن به دنیا نیاورند.
این یافتهها نشان میدهند که تغییر رفتار باروری تنها به مسائل مالی محدود نمیشود، بلکه به تغییرات عمیق در نگرشها و ارزشها مربوط است. در جامعه امروز، بسیاری از زنان، بهویژه زنان تحصیلکرده و شاغل، هویت خود را تنها در مادر شدن تعریف نمیکنند. آنها به تحصیل، شغل و رشد فردی نیز اهمیت میدهند و فرزندآوری را یکی از گزینههای زندگی میدانند، نه الزام آن. همچنین زوجها بیش از گذشته بر کیفیت زندگی و کیفیت تربیت فرزند تأکید دارند و معتقدند داشتن یک فرزند با امکانات مناسب، بهتر از داشتن چند فرزند بدون فراهم بودن شرایط مطلوب است.
پژوهشگران تأکید کردهاند از آنجا که فرزندآوری تصمیمی شخصی است، سیاستهای دستوری و تبلیغاتی بدون توجه به شرایط واقعی زندگی مردم اثر محدودی خواهد داشت. به باور آنها، اگر قرار است نگرشها تغییر کند، باید زمینههای رفاه اجتماعی، عدالت، امنیت اقتصادی و اعتماد عمومی تقویت شود. در غیر این صورت، دلهرههای مسئولیتپذیری همچنان بر تصمیم زوجها سایه خواهد انداخت.
شایان ذکر است این یافتهها در «فصلنامه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران» منتشر شدهاند؛ نشریهای علمی که وابسته به مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است و به انتشار پژوهشهای اجتماعی در حوزه مسائل روز جامعه ایران میپردازد.
انتهای پیام