در شرایطی که رشتههای مرتبط با میراث فرهنگی، بهویژه مرمت بنا و بافتهای تاریخی، با افت کیفیت آموزش، مدرکگرایی و فاصله روزافزون دانشگاه از میدان عمل مواجهند، ایسنا به عنوان خبرگزاری دانشجویان ایران بر آن آمده است تا در پروندهای به بررسی کیفیت آموزش این رشته در دانشگاهها، کمبودها، و چالشهای آن و همچنین جایگاه آکادمیک این رشته در بازار کار، از دیدگاه دانشجویان، فارغالتحصیلان و اساتید حوزه مرمت بپردازد.
داوود اسدالله وش، کارشناس و مرمتگر آثار و ابنیه تاریخی، در ادامه سلسله گفتوگوهای ایسنا درباره کیفیت آموزش در رشته مرمت ابنیه و آثار تاریخی و وضعیت اشتغال دانشجویان و فارغالتحصیلان این رشته، گفت: به نظر من طرح درسیای که برای این رشته تنظیم شده، شرح درس مناسبی است و با قوانین و استانداردهای آموزشی بینالمللی و نیز با شرایط همخوانی دارد. از این نظر، میتوان گفت که برنامه درسی مطلوبی طراحی شده است. اما مسئلهای که باید به آن توجه شود، شرایط آموزشی و انتظاراتی است که در ذهن دانشجویان این رشته شکل میگیرد. بهنظر من، بخشی از این انتظارات، نابجا هستند و لازم است این موضوع برای دانشجویان شفافسازی شود. دانشجو باید بداند که تحصیل در این دانشگاه یا این رشته به این معنا نیست که پس از فارغالتحصیلی، بهطور کامل به یک متخصص تمامعیار تبدیل میشود. در واقع، دانشگاه بیش از هر چیز، روش تجربه کردن و مسیر یادگیری را به دانشجو آموزش میدهد، بهگونهای که فرد پس از مدتی فعالیت حرفهای و کسب تجربه در این حوزه، بتواند به یک کارشناس یا متخصص کامل تبدیل شود. به بیان دیگر، بازار کار و فرآیند پس از فارغالتحصیلی بهدرستی برای دانشجویان تبیین نمیشود.
او افزود: معمولاً در دانشگاه وقتی دانشجویان این سؤال را مطرح میکنند که «پس از فارغالتحصیلی کار داریم یا نه؟» اینگونه پاسخ میدهم که اگر شما بهترین رفتگر شهر هم باشید، بیکار نمیمانید، اما اگر یک پزشک درجه سه یا چهار باشید، ممکن است بیکار بمانید. منظورم این است که مهارت، کیفیت و تجربه تعیینکنندهاند. این توجیه که دانشجو پس از فارغالتحصیلی قرار است وارد کارگاهها یا آزمایشگاهها شود، کارآموزی کند و تجربه کسب کند، در عمل اغلب اتفاق نمیافتد. در نتیجه، انتظار نابجایی در میان دانشجویان و فارغالتحصیلان شکل میگیرد که بلافاصله پس از فارغالتحصیلی باید وارد بازار کار شوند.
اسدالهوش با بیان اینکه این مسئله البته فقط مختص حوزه مرمت و میراث فرهنگی نیست، بلکه مربوط به بسیاری از رشتههای دانشگاهی است، اضافه کرد: اما از نظر کیفیت آموزشی، بهنظر من در دانشگاهها بهطور نسبی اطلاعات کافی در اختیار دانشجو قرار میگیرد. تأکید میکنم که این موضوع نسبی است. بعضی دانشکدهها شرایط بسیار بهتری دارند و برخی دیگر بهویژه از نظر امکانات آزمایشگاهی ضعیفتر هستند. در بعضی دانشگاهها صرفاً داشتن عنوان رشته کفایت میکند، درحالی که آزمایشگاهِ مناسب یا کارگاه فعال ندارند. در بسیاری از شهرستانها، آزمایشگاههای مجهز و کارگاههای فعالی وجود ندارد که دانشجویان بتوانند در آنها تجربه عملی کسب کنند. به همین دلیل، دانشجویان ناچار میشوند برای کسب تجربه به تهران بیایند و در کارگاهها یا آزمایشگاههای این شهر فعالیت کنند. با این حال، در مجموع میتوان گفت که وضعیت دانشگاهی، بهطور نسبی قابل قبول است. اما بعد از فارغالتحصیلی، همین انتظار نابجای ورود فوری به بازار کار، نوعی سرخوردگی کاذب برای دانشجویان ایجاد میکند.
این مرمتگر در پاسخ به این پرسش که آیا برای فارغالتحصیلان رشته مرمت، جدا از انتظاراتی که به آن اشاره کردید، با توجه به شرایط فعلی امکان اشتغال وجود دارد؟ و فراتر از آن، آیا اساساً میتوان در رشته مرمت انتظار اشتغال پایدار داشت یا خیر؟ توضیح داد: تقریباً در بیشتر رشتههایی که بخشی هنری و بخشی فنی هستند و ماهیتی بینرشتهای دارند، این مشکل وجود دارد؛ یعنی تعداد فارغالتحصیلان بیش از ظرفیت نیاز جامعه است. برای مثال، در رشتههای هنری مانند بازیگری سینما و تئاتر یا نقاشی، واقعاً چه تعداد بازیگر یا هنرمند نیاز داریم که سالانه صد تا دویست فارغالتحصیل از دانشکدههای مختلف، مانند دانشگاه تهران، دانشگاه هنر و سایر مراکز آموزشی، وارد بازار شوند؟ در حوزه مرمت هم همین وضعیت وجود دارد. بله، آثار تاریخی نیازمندِ مرمت، فراواناند اما آیا میزان اعتباری که برای مرمت این آثار تخصیص داده میشود، بهاندازهای است که این تعداد فارغالتحصیل را جذب کند یا نه؟ بیشتر فعالیتهای مرمتی در ایران دولتی هستند و اعتبارات دولتی هم محدود است و معمولاً بهصورت مقطعی و برای بخشهایی از یک بنا یا یک پروژه موزهای تخصیص داده میشود. این اعتبارات، توان جذب همه نیروهای فارغالتحصیل را ندارد.
او اضافه کرد: از سوی دیگر، اگر شما یک شرکت یا یک نهاد باشید که بخواهید یک اثر تاریخی را مرمت کنید، طبیعی است سراغ فردی میروید که تجربه عملی دارد، قبلاً کار کرده و رزومه قابل قبولی ارائه میدهد. وقتی پای یک اثر تاریخی در میان است، نمیتوان آن را به فردی سپرد که صرفاً تازه فارغالتحصیل شده است، حتی اگر آن نهاد دولتی باشد. همین موضوع باعث میشود فارغالتحصیلان جدید، کمتر مورد توجه برخی ارگانها قرار بگیرند. البته در سالهای اخیر دیده میشود برخی افراد با تجربهتر، از فارغالتحصیلان جوان کمک میگیرند، اما باز هم انتخاب اصلی معمولاً کسانی هستند که تجربه بیشتری دارند. در مجموع، اگر بخواهیم صریح صحبت کنیم، نمیتوان گفت بازار کار کافی برای همه فارغالتحصیلان این رشته وجود دارد. مرمت در دسته رشتههای هنری قرار میگیرد و معمولاً بازار کار آن بهگونهای است که فرد باید بسیار با تجربه، شناخته شده و چندین کار موفق در کارنامه خود داشته باشد تا بتواند بخشی از پروژههای مرمتی را به عهده بگیرد. بنابراین، نمیتوان گفت که برای همه فارغالتحصیلان، شغل وجود دارد. من دوستانی دارم که حدود بیست سال پیش در رشته مرمت تحصیل کردهاند، اما امروز در حوزههای دیگری فعالیت میکنند.
این مرمتگر درباره اینکه چگونه میتوان در این حوزه با بازاری مواجه نشد که توان جذب فارغالتحصیلان را ندارد، گفت: بهنظر من، این مسئله نیازمند یک رویکرد چند وجهی است؛ اولاً در دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد باید به دانشجو تفهیم شود که در نهایت قرار است به یک تکنسین یا مرمتگر خوب تبدیل شود. در دوره کارشناسی ارشد، نگاه علمیتر میشود و فرد با دانش مرمت و مبانی نظری آن مواجه میشود. در دوره دکتری نیز این روند ادامه پیدا میکند. اما نباید این انتظار وجود داشته باشد که همه فارغالتحصیلان بلافاصله بهعنوان یک مرجع علمی یا متخصص سطح بالا با آنها برخورد شود. باید از ابتدا توجیه شوند که شما بهعنوان یک تکنسین فارغالتحصیل میشوید و قرار است در یک تیم فعالیت کنید. به عنوان کسی که در این حوزه فعالیت میکنم، شخصاً ترجیح میدهم با تکنسینهای بیشتری کار کنم، در کنار تعداد محدودی از افرادی که کار پژوهشی انجام میدهند، روشهای جدید را بررسی میکنند، مبانی نظری مینویسند و مطالعات آزمایشگاهی انجام میدهند تا مشخص شود روی یک اثر تاریخی چه اقداماتی باید صورت بگیرد.
او افزود: محدود شدن تعداد فارغالتحصیلان، بخشی از راهحل است، اما بخش مهمتر این است که به فارغالتحصیلان این ذهنیت داده شود که قرار است عضوی از یک تیم باشند، نه اینکه بهعنوان مدیر یا مسئول اصلی یک پروژه شاخص مرمتی وارد میدان شوند. من حتی به دانشجویانم پیشنهاد میکنم که اگر لازم است، یک سال بهصورت رایگان با یک تیم با تجربه کار کنند تا شناخته شوند، کار عملیشان دیده شود و تواناییها و ذهنیتشان برای دیگران روشن شود. البته بسیاری از دانشجویان تصور میکنند که این کار ارزش آنها را پایین میآورد، اما تجربه من نشان داده که این مسیر، در نهایت نتیجه بهتری دارد. در کنار این مسائل، باید به شرایط اقتصادی جامعه هم توجه داشت. از آنجا که اغلب پروژههای مرمتی دولتی هستند، میزان اعتباری که به حوزه مرمت و میراث فرهنگی اختصاص داده میشود، بسیار محدود است و طبیعتاً جذب نیروی انسانی هم کم خواهد بود. اگر شرایط اقتصادی بهتر شود و بودجههای مرمتی افزایش پیدا کند، احتمالاً بسیاری از فارغالتحصیلان میتوانند سریعتر وارد بازار کار شوند. بازار مرمت باید گسترده شود تا این نیروها امکان فعالیت پیدا کنند.
اسدالهوش گفت: در نهایت، باید نیاز بازار بهدرستی تشخیص داده شود و تعداد فارغالتحصیلان با این نیاز هماهنگ شود. این مشکل، مختص رشته مرمت نیست. ما در بسیاری از رشتهها با همین مسئله مواجهیم، برای مثال، واقعاً چه تعداد معمار یا متخصص در برخی رشتههای خاص نیاز داریم؟ مرمت، برخلاف برخی رشتهها، امکان کارآفرینی فردی ندارد. شما نمیتوانید به تنهایی کاری را شروع کنید مگر اینکه مشتری داشته باشید. این درحالی است که در برخی رشتهها فرد میتواند محصولی تولید کند و آن را به فروش برساند، اما مرمت یک فعالیت خدماتی است. بنابراین، هم باید میزان نیاز بازار مشخص شود، هم انتظارات دانشجویان و فارغالتحصیلان بهدرستی تنظیم شود تا انتظار بیش از حد از این رشته نداشته باشند. از سوی دیگر، اگر شرایط اقتصادی کشور بهبود پیدا کند، این ظرفیت وجود دارد که حتی با جذب همه فارغالتحصیلان فعلی مرمت، باز هم آثار تاریخی کشور ما توان جذب نیروی انسانی را داشته باشند.
او در ادامه درباره چشمانداز مرمت در شرایط اقتصادی و اجتماعی فعلی، اظهار کرد: طبیعتاً وقتی وضعیت اقتصادی ضعیف است و منابع مالی محدود میشود، تخصیص بودجه از اولویتهای درجه سه و چهار شروع میشود و معمولاً مرمت در کشور ما جزو اولویتهای اول و دوم نیست. به همین دلیل، شرایط مالی تأثیر مستقیم و سریعی بر این حوزه میگذارد. این شرایط، تأثیر بسیار سریع و مستقیمی بر آینده مرمت دارد. فرض کنید ساخت یک راه، اولویت درجه نخست، یک استان باشد، طبیعتاً استانداری برای آن بودجه تخصیص میدهد و آن پروژه در اولویت قرار میگیرد. اما در مقابل، یک اثر تاریخی، یا مثلاً ایوان یک مسجد که در معرض خطر است، معمولاً در همان سطح اولویت قرار نمیگیرد. درست است که ما بهعنوان فارغالتحصیلان و متخصصان حوزه مرمت و میراث فرهنگی تأکید میکنیم که این آثار اهمیت دارند و برای آینده فرهنگ و جامعه باید حفظ شوند، اما بهطور طبیعی تصمیمگیران، نیازهای روزمره و ملزومات جاری یک شهر و جامعه را اولویتهای قویتری برای تخصیص بودجه میدانند. همین نگاه باعث میشود حوزه مرمت بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار بگیرد و ما ناچار باشیم منتظر بمانیم تا شرایط بهگونهای پیش برود که برای اولویتهای دوم، سوم یا حتی چهارم جامعه نیز امکان تخصیص بودجه فراهم شود.
این مرمتگر گفت: همیشه آرزویم این بوده که دولتمردان و تصمیمگیران جامعه به این درک برسند که حفاظت از فرهنگ، یک کار لوکس نیست، بلکه یک الزام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. حوزه میراث فرهنگی، بهطور همزمان از گذشته، حال و آینده ما حفاظت میکند. اگر بخواهیم پایههای فرهنگیمان حفظ شود، ناچاریم به آثار تاریخی، چه ملموس و چه ناملموس، چه منقول و چه غیرمنقول، توجه جدی داشته باشیم. تمام حوزههایی که در میراث فرهنگی به آنها پرداخته میشود، از بناها و محوطهها گرفته تا صنایع دستی و سایر جلوههای فرهنگی، پایههای فرهنگ ما را شکل میدهند. هرچقدر توجه ما به این حوزهها بیشتر باشد، به همان نسبت میتوانیم درباره مفاهیمی که امروز در جامعه بسیار مطرح میشود، مثل هویت ملی و ایران، صحبت معنادارتری داشته باشیم. بخش عمدهای از هویت ملی ما، شاید بیش از نود درصد آن، در همین بخش تاریخی نهفته است، چه در حوزه ادبیات، چه در فرهنگ عامه مردم، و چه در هنرهای تاریخی.
اسدالهوش افزود: همه اینها اجزای همان هویت ملی هستند که اگر بخواهیم امروز، فردا، یک سال دیگر یا حتی یک قرن بعد به آن تکیه کنیم، باید از همین حالا از داشتههایمان حفاظت کنیم. حفاظت از میراث فرهنگیای که از قرنها و هزارههای پیش به دست ما رسیده، در واقع حفاظت از هویت ملی ماست. با تأسف باید بگویم که در حال حاضر، در برخی حوزهها، این موضوع هنوز در اولویتهای سوم یا چهارم قرار دارد و نه اولویتهای اول و دوم. امیدوارم دولتمردان ما به این نتیجه برسند که نگهداری از فرهنگ و هویت تاریخی، پس از نیازهای اولیهای مثل غذا و مسکن، باید در اولویتهای یک و دو کشور قرار بگیرد.
انتهای پیام