به گزارش ایسنا، عیسی کلانتری، وزیر پیشین کشاورزی به روزنامه اعتماد گفت: البته دولتها و روسای جمهور هم لازم است از اختیاراتی که دارند به نحو احسن استفاده کنند. وقتی از اختیارات موجود به نحو احسن استفاده شود در آن صورت میتوان تقاضای اختیارات بیشتر را نیز مطرح کرد. بخشی از مشکلات مرتبط با رخدادهای اخیر به عدم تحقق مطالبات مردم در بخشهای مختلف از جمله اقتصادی، فیلترینگ؛ سبک زندگی، استفاده از نسلهای جوان در مدیریت و... باز میگردد.
در مورد رخدادهای اخیر، مساله از اعتراضات بازار به خاطر مسائل اقتصادی آغاز شد و در ادامه برخی طیفهای خارجی و فرصتطلبان از آن سوءاستفاده کردند و کار به جایی رسید که خشونت شدیدی شکل گرفت. مسائل مرتبط با گرانیها، تورم، کمبودها و... باعث شد تا مردم دست به اعتراض بزنند. تاسفآور اینکه اعتراضات مدنی مردم به دلیل سوءاستفادهها به حاشیه کشیده شد.
صریح بگویم؛ من دشمن اصلی را بیرون از کشور نمیدانم. دشمن اصلی، سیاستهای غلط خود ماست. وقتی مردم سالها با تورم بالای ۴۰ درصد زندگی میکنند، درآمدشان تقریبا ثابت است و فقر و نابرابری تشدید میشود، طبیعی است که جامعه ملتهب شود. اینها ربطی به دشمن خارجی ندارد؛ این نتیجه تصمیمات اشتباه داخلی است.
در دوره آقای هاشمی، حدود ۳۲ میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی برای زیرساختها جذب شد. همان زیرساختها در دولت آقای خاتمی به ثمر نشست و باعث بهبود نسبی معیشت مردم شد. در واقع توسعه مناسبات ارتباطی با جهان باعث بهبود روند جذب سرمایههای خارجی شد و این سرمایهها به بهبود شاخصهای اقتصادی کمک کردند. اگر این روند بهبود مناسبات با جهان در دولتهای پسا اصلاحات هم دنبال میشد، نتایج مناسبتری شکل میگرفت اما اینگونه نشد. به عنوان مثال ظرفیت تولید برق کشور در دولت سازندگی از حدود ۶ هزار مگاوات به نزدیک ۳۰ هزار مگاوات رسید. بنادر، جادهها، کارخانهها و راهآهن در این دوران ساخته شد. اینها نتیجه سرمایهگذاری بود، نه شعار. اگر آن سرمایهها جذب نمیشدند، اصلا امکان توسعه و رشد کشور وجود نداشت.
در سال ۸۴ هم دولت تغییر کرد و هم سیاستهای اجرایی و راهبردی کشور. کشور در دولتهای نهم و دهم به سمتی رفت که تحریمها تشدید شدند، ارتباط با جهان قطع شد و سرمایههای خارجی دیگر وارد کشور نشدند. وقتی ثروت تولید نشود، سرمایه جذب نشود و دولت به سمت ماجراجوییهای بیهوده سوق پیدا کند، نتیجهاش میشود فقر؛ آن هم فقر گسترده. اخیرا آقای قالیباف رسما اعلام کردهاند ۳۴درصد جمعیت ایرانیان زیر خط فقر مطلق قرار دارند. این عدد بسیار معنادار است. این روند افزایش فقر به دلیل نبود سرمایه خارجی و منابع مناسب است.
در دوران احمدینژاد برنامهریزی نیز کنار گذاشته شد. سازمان برنامه و بودجه تضعیف و حتی تعلیق شد و درآمدهای ملی بدون حساب وکتاب صرف پروژههای غیر ضروری و غیر مولد و عوامانه شد. وقتی خزانه در اختیار سلیقه یک نفر باشد، پولها هدر میرود و توسعهای شکل نمیگیرد. امروز دانش بشر کمتر از یک سال دو برابر میشود. اما ما هنوز با منطق چند دهه قبل کشور را اداره میکنیم. این روش دیگر جواب نمیدهد.
در حوزه فناوری و ارتباطات نه تنها همپای جهانیان گام بر نمیداریم، بلکه با فیلترینگ و انسداد ظرفیتهای ایجاد شده توسط مردم را بر باد میدهیم. وقتی اینترنت قطع میشود، اطلاعات قطع میشود. وقتی اطلاعات نباشد، تصمیم درست هم اتخاذ نخواهد شد. دنیای امروز دنیای ارتباطات است، نمیشود با همه قهر کرد و انتظار پیشرفت داشت.
اگر حکومت تصمیم جدی برای اصلاح بگیرد، حداکثر ظرف ۵ سال میشود شرایط را بهبود بخشید. تا پایان دولت چهاردهم و دولت پانزدهم میتوان زمینههای جهش را در همه زمینهها فراهم کرد. منظورم بازگشت کامل به گذشته و سال ۸۴ نیست، اما میشود از این وضعیت خارج شد و کیک اقتصادی را بزرگتر کرد. این مهم شدنی است، اما به شرط تصمیم عاجل برای اصلاح. بدون این اراده و تصمیم، همین مسیر «توزیع فقر» ادامه پیدا میکند.
انتهای پیام
۲۳۳۰۲
انتهای پیام