/آسيب‌شناسي فرهنگي اجتماعي در فوتبال/ شريفي در گفت‌وگو با ايسنا: روش‌هاي غربي در دين ما جايي ندارد تربيت ليدرها از راهكارهاي اساسي است

«انديشه كام‌جويي و ستيزه‌جويي كه برگرفته از تفكر سكولاريسم است تنها در فوتبال غربي جايگاه داشته و در دين ونظام ما جايي ندارد؛ توهين را نبايد با توهين پاسخ داد و آرام گرفت. اعتراض‌ها بايد كاناليزه شود، فوتبال نوكر ماست پس نبايد به خاطرش عصباني شويم، براي آرام‌گيري لذت‌هاي حلال را جايگزين روش‌هاي نادرست آلوده با نگاه كنيم، مي‌توانيم ليدر تربيت كنيم و...». اين جملات بخشي از صحبت‌هاي رييس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال است كه پيرامون بحث آسيب شناسي فرهنگي اجتماعي در فوتبال و ميادين ورزشي بيان مي‌كند. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مجتبي شريفي طي گفت‌وگويي پيرامون بحث آسيب شناسي فرهنگي اجتماعي در فوتبال و ميادين ورزشي از ظن خود به طور ريشه‌اي به مشكلات فرهنگي در اين بخش پرداخت و البته راهكارها و پيشنهاداتي را براي حل آن در جامعه اسلامي ايران مطرح كرد. شريفي در ابتدا علت خشونت در ميادين ورزشي را چنين بيان مي‌كند: در جهان غرب و در انديشه سكولاريسم اين مفهوم وجود دارد كه «معيشت مردم بايد پس از رفاه باشد؛ مردم بايد از هر لذتي كه در دنيا هست، كام گيرند و در اين راه نبايد آنها را گرفتار دين و خدا كنيد و براين اساس آنها همچنين تاكيد مي‌كنند با هر چيزي كه از كام جويي شما ممانعت مي‌كند، مبارزه كن! اين انديشه (كام جويي و ستيزه‌جويي) در جوامع غربي كاملا متبلور است و حالا در مباحث مختلفي از جمله ورزش و فوتبال نفوذ پيدا كرده است. سكولاريسم از ريشه "سكولوم" به معني ايجاد و اكنون مي‌آيد، با اين مفهوم كه هم اكنون آرام شويد؛ محل ناآرامي هر جا هست، محل ايجاد آرامش همانجا بايت باشد. براي مثال اين تفكر در ورزش فوتبال چنين مي‌گويد: «اكنون تيم ما گل خورده، ناآرام شديم، پس بايد همان جا كاري كنم (توهين كنم) تا آرام شوم.» حال غربي‌ها آمده‌اند اصل اين تفكر را در ورزش كمرنگ كرده‌اند و مي‌گويند داخل استاديوم كاري نكنيد و بيرون از ورزشگاه ناراحتي‌تان را خالي كنيد. براي مثال در منچستر و در اطراف برخي استاديوم‌ها نيزارهاي مصنوعي تعبير كرده‌اند تا تماشاچيان ناراحتي با حمله‌ور شدن به آنها، آرام شوند. آنها راه‌هاي مختلفي را براي تخليه رواني تماشاچيانشان در نظر گرفته‌اند كه البته بسياري از اين روش‌ها در اعتقادات و دين اسلام جايي نداشته و گناهان بزرگي تلقي مي‌شود. * روش‌هاي آرام‌گيري غربي‌ها در دين ما جايي ندارد ياد مي‌آيد شهر مونيخ زماني كه تيم ملي آلمان پس از باخت به تيم ايتاليا از راهيابي به فينال جام جهاني 2006 بازمانده بود، پس از اين مسابقه امنيت كافي نداشت و خشونت عجيبي در آن به چشم مي‌خورد. مردم با استفاده از روش‌هاي گوناگون در پي آرام شدن بودند اما، ديديد كه درون ورزشگاه خشونت يا توهيني برعليه بازيكنان و مربيان اين تيم وجود نداشت؛ يا اينكه در استراليا هر كسي كه تصادف مي‌كند، تا دقايقي كسي مزاحم او نمي‌شود تا آرام شود. حال وقتي چنين آرامشي با اين روش‌ها در دين ما جايگاهي ندارد، پس فوتبال از غرب آمده كه بايد به عنوان ابزاري در خدمت ما باشد،‌نبايد آن را با محتواي انديشه سكولار، پذيرفت. دين ما مي‌گويد اگر كسي توهين كرد، هرگز نبايد توهين او را با توهين پاسخ داد و آرام گرفت. گناه را نبايد با گناه جواب داد اما، وقتي آرام شدم، مي‌توانم نسبت به عملكرد توهين كننده واكنش درستي نشان دهم. * ارايه راهكارها و پيشنهادات در دين ما تاكيد شده است كه هنگام خشم تصميم نگيرد؛ نفس فحاشي صحيح نيست و خداوند فحش دادن را نمي‌پسندد. تماشاچيان توهين مي‌كنند، آنها در حال مسخره كردن تيم‌ ما هستند. حال ما مي‌توانيم به طور مستمر با شعارهايمان نسبت به آن تماشاچيان ابراز محبت كنيم. اكنون داور اشتباه مي‌كند، تصميمش كه برنمي‌گردد، پس چرا ما فحاشي كنيم؟ مي‌توانيم به او دقت نظر بيشتر را تاكيد كنيم و پس از بازي اعتراض‌هايمان را به شكل كاناليزه مطرح و پيگيري كنيم، چرا كه اشتباهات داور در نتيجه تيم ما تاثيرگذار بوده است. اينجا بايد دقت داشت كه آرام بودن به معناي خورده شدن حق نيست. بلكه بدان معناست كه با آرامش هم مي‌توانيم به حق‌مان برسيم و البته بابت آرامي‌هايمان محروم هم نمي‌شويم. شكسته شدن دل به دليل توهين ديگران به معني لرزيدن عرش خداست؛ پس ما بياييم به خاطر خدا از حق خودمان در آن لحظه بگذريم و بدون شك با گذشت چند روز، آن جماعيت خطاكار پي به اشتباه خود خواهند برد. * لذت‌هاي حلال جايگزين روش‌هاي نادرست بالاخره براي آرام گرفتن تماشاچيان از راه‌هاي درست و منطبق با قوانين اسلامي بايد از جايي شروع كرد؛ براي مثال ما مي‌توانيم بيش از هزار ليدر تربيت كنيم و همه تيم‌ها مكلف شوند ساليانه مبلغي را بابت هزينه‌هاي ليدرها پرداخت كنند. اين ليدرها مي‌توانند در كانون طراحي شده‌اي براي ساختن شعارهاي خاص كه منطبق با سازمان كلي نظام اسلامي ما باشد، تربيت شده و با سازماندهي مشخص در استاديوم‌ها وارد عمل شوند. ما بايد به اين اصل مهم توجه كنيم كه "ما نوكر فوتبال نيستيم بلكه اين فوتبال است كه بايد نوكر ما باشد." بايد به فوتبال گفت: «فوتبال! تو بايد به من آرامش، لذت و تفريح بدهي، تو بايد در خدمت من باشي، پس من نبايد به خاطر تو عصباني وناراحت شوم؛ نبايد روح و روانم را با فحش دادن آلوده كرده و گناه كنم. تو قرار است براي من نشاط بخش باشي، پس استخدامت مي‌كنم و براي تو عصباني نمي‌شوم.» انتهاي پيام
  • چهارشنبه/ ۳۱ تیر ۱۳۸۸ / ۱۰:۱۵
  • دسته‌بندی: فوتبال، فوتسال
  • کد خبر: 8804-14689.100629
  • خبرنگار :