هجدهم شهريورماه سالروز درگذشت جلال آل احمد است.
به گزارش خبرنگار بخش ادبيات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جلال آل احمد دوم آذرماه سال 1302 در محلهي پاچنار تهران متولد شد. او از نويسندگان دههي 40 بهحساب ميآيد و در مجموع، آثارش را ميتوان به سه بخش تقسيم كرد: مقاله يا نوشتههايي كه در قالب روزنامهنگاري و تحليل جاي ميگيرند، مشاهده و سفرنامهها، قصهها و داستانها و ترجمهها.
آل احمد در طول فعاليت نويسندگي خود، آثاري از جمله زن زيادي، مدير مدرسه، نفرين زمين، نون والقلم، اورازان، خسي در ميقات، در خدمت و خيانت روشنفكران، غربزدگي، ديد و بازديد، از رنجي كه ميبريم، سهتار و سرگذشت كندوها را منتشر كرد. همچنين در بخش ترجمه به ترجمه او از دستهاي آلوده (ژان پل سارتر)، بيگانه و سوء تفاهم (آلبر كامو) و نيز مائدههاي زميني (آندره ژيد) ميتوان اشاره كرد.
جلال آل احمد در هجدهم شهريورماه سال 1348 در اسالم گيلان به ديار باقي شتافت.
سيمين دانشور ـ همسر فقيد جلال آل احمد ـ دربارهي اين نويسنده گفته است: كوشش جلال براي كارش و نوشتهاش در حد فداكاري است. او اگر در نوشتههايش تلگرافي، حساس، دقيق، خشمگين، افراطي، صميمي و حادثهآفرين است، در زندگي روزمره نيز همينطور بوده است.
ايرج افشار ـ ايرانشناس و كتابشناس فقيد ـ دربارهي جلال آل احمد معتقد بود: نويسندگي زندگي جلال بود. او با اين لذت زندگي ميكرد. به اديبان و محققان اعتقادي نداشت. ذوقپروري و تازهبيني را برتر از تجسس و بررسي در گذشتهها ميدانست و آثارش خود گواهي است روشن براي اين نكته.
همچنين محمود مشرف آزاد تهراني (م. آزاد) ـ شاعر فقيد ـ دربارهي اين نويسنده نوشته است: كنايه و ايجاز و طنز كه طبيعت كنايه است، پوشيدهگويياي كه صريحتر از هر صراحت بيان ناممكني است، كه واقعيتها را برهنه ميكند به رمز و رازي ناآشنا به گوش نامحرم، با ايجازي لحظهوار، ضربهزن، و كاري، و با طنزي تلخ و خشن (بيگانه با ظرافهپردازيهاي ياوه) تند و تيز و زخمزن، بيداركننده با نداي طغيان بر سلطهي هراس و سكون و...؛ اينهاست بعضي ظرفيتهاي زندهي زبان گفتن و نوشتن جلال آل احمد، قلم و قدم او.
انتهاي پيام