شخصی که در گزارش یکی از روزنامهها از او با عنوان «مرد هزار چهره» یاد شده و در آن گزارش به برخی تخلفات وی - که مورد ادعای این روزنامه بوده - اشاره شده بود، جوابیهای صادر کرد.
به گزارش ایسنا، روزنامه شرق آورده است: پس از انتشار گزارشی با عنوان «مرد هزار چهره» در روزنامه «شرق»، «م.م.ا.ن» با ارسال جوابیهای خواستار انتشار آن در روزنامه شد. بنابراین بر اساس قانون مطبوعات، متن جوابیه نامبرده را به شرح زیر میخوانید:
مدیرمسئول محترم روزنامه شرق
با سلام و تحیت
انتشار مطلبی در آن روزنامه در تاریخ ٢٣ دیماه با تیتر «مرد هزارچهره»، مرا بر آن داشت توضیحات ذیل را ارسال نمایم. هرچند ارسال این نوشتار به شما، زیره به کرمان بردن است (البته هم در مقام علم به آن و هم در مقام عمل) لکن به مصداق آیه کریمه «فذکر فان الذکری تنفع المؤمنین» و اینکه ایمان دارم نسبت به عملیات روانی و زنجیرهای رسانهای برای اقدامات کاسبکارانه، رسانهای بیگانه نیستید، لذا بر خود فرض دانستم که مطالب ذیل را بهعنوان تذکر از یک سو و براساس قانون از سوی دیگر، جهت درج در روزنامه «شرق» برابر مفاد قانون مطبوعات در همان صفحات و ستون و قلم و تیتر، در اولین شماره تقدیم نمایم:
پیرامون آنچه در رابطه با فرهنگ آشتی و حقیر نگارنده حواشی آن، کیهان در تاریخهای 1388.5.13 و 1388.5.21 اقدام به افشای آن کرد و شما به آن استناد نمودید: صاحبامتیاز روزنامه فرهنگ آشتی از تاریخ 1382.7.22 (شرکت نشر اندیشه مهر) میباشد و مستند به مفاد قانون تجارت آقای ع.ع هیچگونه سهامی در شرکت نشر اندیشه مهر (براساس صورتجلسات ثبتشده در دفاتر ثبت شرکتها و مؤسسات غیرتجاری و رونامههای رسمی) نداشته و مجمع عمومی نیز ایشان را از کلیه سمتهای قانونی مدیریتی عزل نموده بود و بهتبع آن مستند به ماده ١٤ قانون مطبوعات، صاحبامتیاز روزنامه فرهنگ آَشتی در تاریخ 1388.3.23 طی نامه شماره ٨٣٢٣ اقدام به عزل وی از سمت مدیرمسئول روزنامه نموده و مراتب را به دبیرخانه هیأت نظارت بر مطبوعات و اداره کل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی و وی اعلام نموده است. در همین راستا مدیر کل وقت مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی نامه شماره ٢١٥٣/١٢٤ مورخ 1388.4.24 با اعلام وصول آن، مراتب مربوطه را به صاحبامتیاز روزنامه (شرکت نشر اندیشه مهر) اعلام نموده و متعاقب آن طی نامه شماره ٤٨/٨٥١٠ مورخ 1388.5.10 مدارک لازم مدیرمسئول اعلامی جدید توسط صاحبامتیاز ارسال گردیده و بنابراین، هم عزل و هم معرفی مدیرمسئول جدید در زمان مقرر قانونی صورت پذیرفته است. روزنامه مربوطه در هر ٢ مطلب اعلامی مذکور و همچنین نامه منتشره ع . ع، حذف نام مدیرمسئول را برخلاف قانون در شناسنامه روزنامه تکرار نموده است. ادبیات پذیرش مسئولیت در یک جریده، آشنایی مقدماتی با قانون مطبوعات است لذا مستند به ماده ١٤ قانون مطبوعات، صاحبامتیاز در صورت عزل و... مدیرمسئول، ٣ ماه فرصت دارد اقدام به معرفی مدیرمسئول جدید نماید و تا زمان معرفی و طی مراحل قانونی و تأیید توسط هیأت معظم نظارت بر مطبوعات، کلیه مسئولیتهای مدیرمسئول (مندرج در قانون مطبوعات) به عهده صاحبامتیاز است. ضمناً مستند به مفاد ماده ٣٢ قانون مطبوعات که اشعار میدارد: هرکس در نشریهای خود را برخلاف واقع صاحب پروانه انتشار یا مدیرمسئول معرفی کند یا بدون داشتن پروانه به انتشار نشریه مبادرت نماید، طبق نظر حاکم شرع با وی رفتار خواهد شد. مقررات این ماده شامل دارندگان پروانه و مدیران مسئولی که سمتهای مزبور را طبق قانون از دست دادهاند نیز میشود. اقدام آن روزنامه و «ع.ع» در معرفی وی بهعنوان مدیر مسئول، با توجه به برکناری وی و فقد سمت جرم میباشد. پیرامون عناوین مجرمانه و اتهامات و مطالب خلاف واقع و کذبی که روزنامه کیهان و ع.ع به اینجانب و روزنامه فرهنگ آشتی منتسب نمودهاند با توجه به رسیدگی به مطالب منتشره در مراجع قانونی، بهزودی موضوع، رسیدگی و مشخص خواهد شد که جاعل و کلاهبردار و شارلاتان و مرد چند چهره و ...چه کسی بوده است؟ بیشک شأن هر مسلمان و مؤمنی و همچنین حقیر نگارنده، اولیتر از آن است که ادبیات حاکم در مطالب آن را با همان ادبیات پاسخ دهم، لذا تصمیم در این رابطه را به رسیدگی مراجع قضائی منوط مینمایم.
موضع صریح اینجانب نسبت به آیتالله هاشمیرفسنجانی و اطرافیان ایشان را میتوانید حتی در آرشیو همان روزنامه در مرحله اول و دوم انتخابات ریاستجمهوری نهم (با اندکی مداقه) ملاحظه کنید. اعضای حزب کارگزاران سازندگی در دولت سازندگی خدماتی را در عرصههای اجرائی از خود بر جای گذاشتهاند، اما زمانی که وارد مشی سیاسی و حرکت گروهی بعضاً در قالب لیبرالیسم و گفتمان تکنوکراتی بهدور از اندیشههای امام (ره) و مشی رهبر فرزانه انقلاب شده و بعضاً از مسیر خدمترسانی خارج و محدود به یک گروه سیاسی با کارکرد امروزی خود شدند. گرچه تشکیل حزب کارگزاران نه به اذن آقای هاشمیرفسنجانی بوده نه اراده ایشان.
در دولت سابق یکی از مدیران مسئول روزنامهها در یک نشست صنفی از تضییقاتی سخن به میان آورد که همچون استخوانی در گلو، فعالان مطبوعاتی کشور را دچار خودسانسوری، دلآزردگی و بیانگیزگی کرده است. این مدیرمسئول معترض در آن نشست یادآور شد که هر روز که میگذرد از ترس احضار، اخطار، تهدید به تعطیلی و توقیف، عنقریب نزدیک است که بندبند وجودمان از هم بگلسد و این موضوع سخت خبرنگاران را محتاط و به اصطلاح دستبهعصا کرده و این در حالی است که برخی مدیران رسانهها در هر دولتی، به پشتوانه برخی ارتباطات خاص و ارتباطات ویژه! هرچه میخواهند مینویسند، ... میکنند، حتی ککشان هم نمیگزد! کاملاً حیاتی است که از شما بپرسم برادر عزیز! این نوع ادبیات تحقیرآمیز، خشن و تهاجمی کی میخواهد پایان بپذیرد؟!
با همان ادبیاتی درباره مرد هزار چهره!! نوشتید که همواره مخالف آن بودید و هستید، محل تأسف است که در نوشتاری که به اینجانب منتسب نمودید، تناقضات آشکار و بدیهی وجود دارد، ولی فارغ از آن در صدر نوشتار استناد به مطالبی از کیهان میکنید (که البته در همین نوشتار درباره آن هم به تفصیل توضیح خواهم داد و مستندات قضائی مراجع صالحه را تقدیم خواهم کرد). صاحب این نوشتار چند روزی است که مطالب شما را در چند خبرگزاری و سایت خبری و روزنامهای با مشی اصولگرایی ملاحظه نموده و حتی پاسخ دفتر آیتالله هاشمیرفسنجانی و دفتر نشر معارف را . ولی بنا بر سکوت گذاشتم، ولی وقتی تحلیلی غیرحرفهای و غیراخلاقی در روزنامه تحت مدیریت شما رؤیت نمودم، لازم دیدم این پاسخ را تهیه و ارسال نمایم. بهتر بود بهجای تکهبرداری از مطالب منتشرشده در رسانههای الکترونیکی و مکتوب درباره مواضع سیاسی اینجانب، تناقضات مواضع اینجانب را بیان میکردید. البته با اندکی تأمل در مطالب منتشرشده علاوه بر تناقضات آشکار، مطالب خلاف واقع و حاوی افترا نیز وجود دارد. بزرگترین آفت اخلاق «مطلقگرایی» است در مواضع اینجانب کراراً از مصادره بزرگان نظام بهنفع افراد و جریانهای سیاسی تذکر داده شده است. شما برای حفظ آقای هاشمی رفسنجانی بهراحتی افترا، توهین و نشر اکاذیب را سیره خود مینمایید و بهراحتی از اخلاق و انسانیت عبور میکنید و یک فرد را بر همهچیز ترجیح دهید. صاحب نوشتار هیچگاه قائل به مطلقبودن صحت رفتار و گفتار هیچ جریان سیاسی و فردی نبوده و نیست و رسانه را دارای یک هویت مستقل میداند و اگر غیر این باشد، یا بولتن است یا وامدار و اگر شما رسالتی غیر از این برای رسانهها قائل هستید، محل تأمل است و این در مشی گفتاری و رفتاری بنده با آنچه شما بر آن اقرار نمودهاید، کاملا قابل احصا است.
درباره جنجال گسترده اخیر پیرامون تسهیلات دریافتی نیز دو موضوع قابل ذکر است؛ یکی اصل دریافت تسهیلات، که بنا بر احکام قطعی قضائی این موضوع منطبق بر ضوابط و مقررات موضوعه، اخذ و هزینه شده است (و اعتبار امر مختومه است) که عنداللزوم مستندات منتشر میشود و دیگری نام مؤسسه تنظیم و حفظ و نشر آثار ... در بخش دوم و جواز قانونی آن لازم است مواردی ذکر شود؛ اولاً بخش اندکی از تسهیلات انتشارات به نام این مؤسسه بوده است نه کل تسهیلات. ثانیاً برابر اعلامیه بانک اقدامات قانونی (وثیقه ملکی بیش از ارزش کل تسهیلات) جهت بازپرداخت تسهیلات به عمل آمده است، ثالثا بنده در مؤسسه مورد نظر صرفا عضو هیأتمدیره و احدی از مدیران بوده و هستم و رابعا نام فعلی مؤسسه با نام مورد هجمه درحالحاضر فاقد موضوعیت است و مؤسسان براساس مقررات اقدام به ثبت آن نمودهاند و خامسا پیرامون لزوم جواز فرد یا مرجعی برای تعیین نام قبلی، مرجع ثبت ملزم به تطبیق قوانین و مقررات موضوعه میباشد و سادسا پیرامون جعلیبودن مؤسسه، استناد رسانه منتشرکننده به روزنامه رسمی و ثبت برابر ضوابط قانون تجارت جمیع نقضین است و نهایتا اینکه اطلاع فرد منتسب نام مؤسسه در زمان ثبت در زمان مقتضی در صورت لزوم در توضیحات و مستندات مربوطه منتشر خواهد شد. بنابراین موضوعی که بنابر پروندههای موجود قضائی و حکم قطعی مراجع صالحه قضائی حکم بر صحت رویه و تصدیق امر است، چه محلی برای تخریب است؟ الله اعلم؟!
در بخشی دیگر چنین عنوان نمودهاید که رد پای «مرد هزارچهره»!! در همهجا دیده میشود و دارای چندین شناسنامه است (به نقل از کیهان) ولی اشاره ننمودهاید مقصود از همهجا کجاست؟ گرچه درباره مطلب منتشره در کیهان، ٣ مستند و دستور قضائی به پیوست ارسال میگردد که دلیل بر عدم صحت مورد استنادی شما میباشد و هم نویسنده مطالب و هم رسانه مورد نظر تحت تعقیب کیفری میباشد. نکته قابل تأمل در مطلب منتشره اینکه مقصود از انتشار این مطلب چیست؟! آشنانمودن با «مرد هزارچهره»!! یا دفاع از آقای هاشمیرفسنجانی؟! اگر مقصود آشنا نمودن با «مرد هزار چهره»!! است که هر آنچه منتشر نمودید، بازنشر مطالب رسانههای اصولگرا بود و شما صرفاً اقدام به تنظیم آن نمودهاید و اگر مقصود دفاع از آقای هاشمی رفسنجانی است که دوستان تسنیم و کیهان و... همان مطالب را منتشر نموده بودند و حتی پس از پاسخهای دفتر ایشان، انگشت اتهام را از دفتر ایشان به سمت دریافتکننده تسهیلات معطوف نموده بودند.
اینجانب «مرد هزار چهره»!!! افتخار دارم حداقل منابع فعالیت رسانهای (بهفرض صحت ادعای مطروحه) مشخص و بنا بر حکم قطعی مراجع صالح قضائی در دریافت و هزینهکرد آن هیچگونه تخطی از مقررات صورت نگرفته است؛ در مدت همکاری با دفتر ایشان ریالی انتفاع مالی نداشتهام، علیرغم ادعای بعضی از اصلاحطلبان فرصتطلب در جلسات صنفی در زمان بازداشت اینجانب که بنده را به ارتباط با رژیم صیهونیستی و ... متهم میکردند و هماکنون داعیهدار اصلاحطلبی در حوزه رسانهای میباشند، ولی جهت تنویر افکار عمومی، پشت پرده منابع مالی خود را بیان نمیکنند (که البته روزنامه شرق مقصود اینجانب نیست).
بخشی از مقصودم این بود که نویسنده مطلب منتشره را به انطباق اسلامی و ادبیات انسانی و اخلاق حرفهای تذکر دهم، ولی آنجا که دیدم در مطلب منتشره درج نقطهنظرات بنده در رسانههای اصولگرا به سخره گرفته شده است افسوس خوردم. در اخلاق حرفهای رسانهای، استقلال یکی از شاخههای اصلی به شمار میآید و اگر غیر از این باشد «خلاف مقتضای ذات فعالیت رسانهای» است از آن روزنامه که همواره ادبیات برخی رسانههای الکترونیکی و مکتوب اصولگرا را پاشنه آشیل جریان اصولگرایی میدانستید و میدانید، سؤال دارم حال چه شده است که برای دفاع!! (البته دفاع بد) از یک فرد، اینگونه بیمحابا میتازید؟ خبرگزاری تسنیم و حتی روزنامه کیهان صرفاً نقل قولی کردند، ولی شما خودزنی سیاسی کردید؟ آیا مصاحبهکردن با خبرگزاری فارس و ... نقطه ضعف است؟ آیا شما نمیبایست با در اختیار داشتن یک رسانه، به لغو پروانه نشریه «لثارات» بهخاطر عدم انطباق اختیارات هیأت نظارت بر مطبوعات با تبصره ٢ ماده ٦ قانون مطبوعات نقدی را منتشر میکردید؟ آیا اعمال بخش پایانی تبصره مذکور در صلاحیت دادگاه و با حکم قطعی با عنوان مجازات است یا اختیار هیأت نظارت بر مطبوعات؟ (گرچه از باب نمونه عرض کردم و بنده با مطلب منتشره توسط لثارات کاملا مخالف هستم) آیا دارابودن قدرت و علم تمیز و تشخیص و تطبیق در حوزه رسانهای جرم است؟ آیا واقعاً تأیید صلاحیتهای اینچنین در هیأتهای اجرائی محل اعتراض نداشت؟ آیا این اقدام دارای تبعات اجتماعی و سیاسی برای نظام نیست؟ آیا این افراط و تفریطها به زیان مردم نیست؟ آری؛ اگر هماینک هم رسانه در اختیار داشتم، از اصول اعتقادی خود دفاع میکردم و اعتقادات خود را به مسلخ منافع مالی و یا سیاسی فردی نمیبردم و هم از این شیوه رفتارها انتقاد میکردم و هم بر لزوم اصلاح برخی امور اصرار؟ این بیثباتی و چرخش سیاسی نیست بلکه استقلال در تفکر و رفتار سیاسی است.
پیرامون انتساب و یا تصدیق عناوین مجرمانه به اینجانب از قبیل کلاهبرداری- میزان وام دریافتی توسط مؤسسه محل مناقشه- فریب و کلاهبرداری - جعل عنوان - تیتر مرد هزارچهره و... با توضیحات تقدیمی و مستندات ارسالی قضاوت را به شما عزیزان و خوانندگان محترم واگذار میکنم و پیرامون نقطهنظرات اینجانب درباره نقطه قوت بودن سفرهای استانی آقای احمدینژاد نیز در تصدیق این امر به استمرار این سفرها در دولت فعلی بسنده میکنم و یقین دارم نفی مطلق عملکرد یک دولت یا تأیید مطلق، آفت تحلیل و خلاف اخلاق است. بنده عزم راسخ دارم در عرصه مطبوعاتی و در مسیر خط امام (ره) و ولایت استمرار حضور داشته باشم و در این مسیر مجاهدانه هراسی از آبروی خود ندارم. پس هرگز فراموش نکنید که شما با «شرق» خدایناکرده مشی «هیچکس جز خودتان» را منحصرانه قصد تحمیل نفرمایید و این خطای استراتژیک است و متضاد با مشی اصلاحطلبی حقیقی. حتما درمورد «دگردیسی» و «مسخ شخصیت» اطلاعات کامل دارید. افراد و بهتبع آن رسانهها، همواره در معرفی خطر «دگردیسی» و «مسخ شخصیت» هستند. رسانههایی که دچار بیماری «مسخ و دگردیسی» میشوند به یکی از این دو حال ظاهر میشوند: «بانقاب» و «بینقاب»؛ رسانههایی که پس از دگردیسی و مسخ، «بینقاب» رفتار میکنند خطری ندارند زیرا همهچیزشان «رو و آشکار» است، اما رسانههایی که بعد از دگردیسی و مسخ، »با نقاب» فعالیت میکنند و در ورای پارامترهایی مثل اصلاحطلبی هنر، ایدئولوژی، علم و... اهداف خود را پیگیری میکنند و هرکه را دلشان بخواهد مورد حمله و چنگاندازی قرار میدهند، بسیار خطرناکاند.
ذکر مکرر این نکته را لازم میدانم که پاسخ و مواضع اینجانب هرگز رنگوبوی مخالفت برخی مدعیان پیروی از خط امام (ره) که در بزنگاه دوران امر، بین مصالح نظام، مصالح خود را بر مصالح این نظام مقدس، مقدم میدارند و باهدف بهچالشکشیدن مقدسات، آب بر آسیاب دشمنان تشیع میریزند؛ نخواهد گرفت و همچنین «دفاع بد» و بعضاً نادانانه نیز خارج از همان شیوه مدعیان خط امام (ره) و ولایت نبوده و نیست.
در پایان خود و شما را به رعایت تقوای الهی دعوت میکنم و برای جنابعالی و همکاران محترمتان آرزوی توفیق دارم.
رئیس هیأت امنا و دبیرکل بنیاد مردم
و به فرمایش شما
«مرد هزارچهره!!!»
انتهای پیام