• چهارشنبه / ۴ دی ۱۳۹۸ / ۱۳:۰۴
  • دسته‌بندی: گزارش و تحلیل
  • کد خبر: 98100403136
  • منبع : یادداشت

/یادداشت/

روانشناسی اجتماعی جنایت الوثبه؛ آیا خشونت در جامعه عراق نهادینه شده است؟

جنایت الوثبه

"واقعه الوثبه بغداد که در آن نوجوانی ۱۷ ساله پس از ضرب و جرح از سوی معترضان به شکلی فجیع به دار آویخته و به قتل رسید با انتشار در فضای مجازی، افکار عمومی را در بهت و حیرت فرو برد که چه طور جمعیتی در کشوری با سابقه کهن در ادبیات و فرهنگ می‌تواند به این شکل نوجوانی را به هر دلیلی به قتل برساند. نکته قابل تأمل دیگر این بود که این جنایت پیش چشم جمعیت زیادی از مردم از جمله کودکان صورت گرفت و برخی نیز با قربانی عکس سلفی گرفتند."

علی حیدری، کارشناس مسائل عراق در یادداشتی برای ایسنا نوشته است: سوالی که مطرح می‌شود این است که این اتفاق و واکنش اجتماعی عراق را باید چه نامید؟ جنایت جمعی؟ خشم عمومی؟ اتفاقی هولناک یا رویدادی مأنوس؟
در پاسخ باید به پیشینه معاصر عراق نگاهی مختصر انداخت. ملت عراق طی ۵ دهه گذشته با اتفاقات زیادی روبرو بوده، بطوریکه طی این سال‌ها، خشونت بخشی از عادت شده است.
این خشونت به دلیل تکرر در نمایش عمومی مانند اعدام‌های دوره صدام یا مجازات‌های حزب بعث در ملاءعام و یا کشتار شکل گرفته در انقلاب دهه ۸۰ میلادی معروف به انتفاضه شعبانیه و یا سرکوب سخت و خشن آن، به رویدادی خارج از اتفاق هولناک و تا حدودی عادی تبدیل شد.
طی این سال‌ها همه خانواده‌های عراقی به نوعی با خشونت در ارتباط بوده‌اند؛ در هر خانواده‌ای کم بیش فردی از سوی رژیم بعث مجازات یا کشته شده، فردی در حوادث تروریستی آسیب دیده، فردی در جنگ کشته شده، فردی به جنگ با نیروهای آمریکایی یا دولتی رفته، فردی عضو گروه‌های تروریستی بوده و فردی در نیروهای حشد شعبی علیه تروریست‌ها جنگیده است.
صدام حسین، دیکتاتور معدوم عراق برای کنترل کشور تنها یک راه می‌شناخت؛ اعمال خشونت بی حد و اندازه علیه تهدید کنندگان منافع خود و امتیاز بی‌اندازه به کسانی که وفاداری خود را به وی اثبات کنند.
همین دو عامل باعث ایجاد چرخه‌ای از خشونت، ترور، سرکوب و شکنجه در جامعه عراق طی ۴۰ سال شده بود.
بریدن سر، دست، پا، گوش و بینی در ملاءعام به دلایل مختلف از قاچاق گرفته تا دزدی و اقدام علیه حکومت و یا استفاده از شکنجه‌های غیر قابل باور مانند چرخ گوشت‌های انسانی برای جرایم امنیتی اتفاقاتی است که ملت عراق در دوره بعث به طور روزانه با آن درگیر بود.
پس از صدام نیز خشونت از این جامعه رخت بر نبسته و به اشکال دیگری خود را نشان داد. ترورهای سازماندهی شده یا قتل‌های کور که منجر به مرگ یا زخمی شدن یک یا صدها نفر در یک عملیات می‌شد نیز رنگ خشونت در این کشور بخصوص مناطق سنی و شیعه نشین را چشمگیرتر می‌کرد.
طی یک دهه گذشته نیز گروه‌های تروریستی نظیر داعش شکل گرفتند که سطح خشونت در عراق و منطقه را به شکل عجیبی بالا بردند و روزانه بریدن سر یا سوزاندن افراد یا جنایت‌های رعب انگیز و دهشتناک را به طرز باور نکردنی به رویدادی متداول تبدیل کرد. تاکتیکی که تحت عنوان النصر بالرعب (پیروزی با خشونت بدست می‌آید) دنبال می‌شد.
یک نمونه این جنایات را می‌توان واقعه اسپایکر دانست که بنابر روایتی بیش از ۱۵۰۰ جوان دانشجوی افسری به جرم شیعه بودن کشتار شدند.
حتی زمانیکه داعش وارد سوریه شده و تبدیل به خطری منطقه‌ای شد نیز موتور محرکه نیروهای تروریستی آن عراقی بودند.
این پیشینه نشان می‌دهد که می‌توان انتظار داشت حتی جمعیتی انبوه تحت تاثیر احساسات دست به اقداماتی بزند که افکار عمومی خارجی را دچار حیرت کند.
نمونه اخیر آن را در می‌توان در دو قتل از سوی جمعیتی خشمگین دید که طی آن وسام العلیاوی یکی از فرماندهان حشد شعبی به همراه برادرش در استان میسان به سختی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و سپس کشته شدند که فیلم و تصاویر تکان دهنده آن هم در فضای مجازی پیچید.
نمونه دیگر نیز همین نوجوان ۱۷ ساله در بغداد و میدان الوثبه در نزدیکی شهرک صدر بود که نوجوان نگون بخت ابتدا سوزانده، بعد به دار آویخته و سپس مثله شد. اتفاقی مشابه که برای فرمانده حشد نیر تکرار شد.

اگرچه گفته می‌شود افراد دست داشته در این جنایت‌ها به تدریج در حال دستگیری هستند اما نکته جالب و تاسف آور آنکه در همان زمان اقدام به این جنایت نیز نیروهای امنیتی و پلیس در محل حضور داشتند و طی این روند یک ساعته اعمال شکنجه و قتل اقدامی انجام ندادند که می‌توان آنرا ناشی از ترس ایستادن در مقابل جمعیت یا سردرگمی ناشی از نبود فرماندهی تصمیم‌گیر دانست.
همزمان با ترویج خشونت در عراق، اتفاق دیگری که این معضل را عمق بخشیده، کمبود نخبگان اجتماعی است که بتوانند در این مقاطع جریان را عوض کنند. بطوری که در همین مورد اخیر شاهد بودیم در بین قاتلان این نوجوان حتی افراد تحصیلکرده و دخترانی به چشم بخورند که به طور معمول سعی در جلوگیری از خشونت داشته و یا از آن فاصله می‌گیرند، اما در این مورد شاهد هستیم که دختری ۲۶ ساله و دانشجوی پزشکی جزو عاملان قتل این نوجوان، بازداشت می‌شود.
در مجموع باید گفت که خشونت افسار گسیخته سیستماتیک در دوره بعث و سرخوردگی ناشی از نرسیدن به خواسته‌ها و آرزوها در دوران پس از آن که کاتالیزور روی کار آمدن داعش را نیز به همراه داشت، سبب شده این تردید و سوال مهم به وجود آید که آیا در جامعه عراق که با آن همه تمدن کهن و معروف در فرهنگ، ادب، علم، حکومت و نظام مدنی شهره آفاق بوده‌ و هست، سیاست النصر بالرعب نهادینه شده است؟
انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۸-۱۰-۱۱ ۱۰:۰۸

فقط کافی است به تاریخ نگاه کنید سال 61 هجری، کسانی که جنگدیدند عراقی بودندو وحشیانه ترین کارها را انجام دادند