• سه‌شنبه / ۳۰ شهریور ۱۴۰۰ / ۱۶:۰۵
  • دسته‌بندی: گزارش و تحلیل
  • کد خبر: 1400063022728
  • خبرنگار : 71415

/گزارش-میدل ایست آی/

چرخش سیاست خارجی امارات و شکل‌دهی دوباره به خاورمیانه

چرخش سیاست خارجی امارات و شکل‌دهی دوباره به خاورمیانه

سالها سیاست خارجی امارات یک فاجعه بوده است. حالا در سالگرد توافقات اساسا مخدوش موسوم به "توافقات ابراهیم" یک تجدید نظر در دست انجام است.

به گزاش ایسنا، دیوید هرست در مقاله‌ای درباره سیاست خارجی امارات متحده عربی در میدل ایست آی می‌نویسد: "سقوط افغانستان توسط طالبان زلزله‌ای راه انداخته که سراسر حوزه خلیج فارس را درنوردیده است. صفحات تکتونیکی که تعریف کردند چه کسی چه کاری را در قبال چه کس دیگری در منطقه انجام داد در حال تغییرند.

ائتلافهایی که تا همین یک سال پیش مستحکم به نظر می رسیدند در حال ترک برداشتن هستند. خلاء ناشی از خروج آمریکا از افغانستان با همان شدتی که در کابل حس شد در ریاض، ابوظبی و تل آویو نیز حس شده است.

واضح‌ترین نشانه نوسان‌ها و ناپایداری‌ها را می‌توان در حجم چشمگیر پول وعده داده شده و دیگر وعده‌های رهبر دو فاکتوی امارات متحده عربی به ترکیه مشاهده کرد؛ کشورهایی که رقبایی سرسخت در زمینه نفوذ منطقه‌ای هستند.

ترکیه تنها علامت چرخش امارات در سیاستش نبوده است. طحنون بن زاید، برادر محمد بن زاید، ولیعهد امارات متحده عربی و رئیس امنیتی آن اخیرا کمی بعد از دیدار اخیرش با رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه سوار پروازی به منظور ترمیم اختلافات با قطر شد.

تنها یک سال قبل امارات از عربستان میخواست تحریم قطر را بر ندارد. این سفر اخیر حاکی از این است که این محاصره یک شکست چشمگیر بوده است. قطر به عنوان قدرتمندترین شریک جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا در حوزه خلیج فارس ظهور یافته است و همچنین شریکی است که او برای خارج سازی افغانها از افغانستان و ارتباط برقرار کردن با طالبان به آن وابسته بود.

این بسیار متفاوت از ابتدای محاصره قطراست، زمانی که این کشور به عنوان پناهگاه تروریستها و افراطگران توصیف شده و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا با توئیتش اقدام عربستان علیه آن را تایید کرد.

اردوغان متن گفتگوی تلفنی اخیرش با محمد بن زاید را علنی نکرده است. تنها تعداد کمی هستند که می‌دانند ولیعهد امارات واقعا چه وعده‌هایی داده است. طبق اعلام منابع، محمد بن زیاد به اردوغان پیشنهاد بیش از ۱۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری را داده است.

اردوغان بر خلاف طرف نظامی دولت سودان یا در واقع قیس سعید، رئیس جمهور تونس، کسی نیست که مدتی طولانی منتظر رسیدن پول باشد. بر اساس گزارشها شرکت باربری آرامکس در حال مذاکره برای خریدن شرکت ترکیه ای ام.ان.جی کارگو است.

محرمانگی زیادی در آنکارا وجود دارد اما یک چیز روشن است: انرژی این شروع مجدد از سمت ابوظبی می‌آید. اردوغان نگران است و تشکیلات سیاست خارجی در ترکیه مردد هستند. هر دو دلایل خوبی برای احتیاط دارند.

این کشوری است که به گفته مولود چاووش اوغلو، وزیر خارجه ترکیه، در ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۶ سه میلیارد دلار پول صرف تلاش برای سرنگون کردن اردوغان کرد و تا نزدیکی موفقیت پیش رفت. چاووش اوغلو در این صحبتش مستقیما نام امارات متحده عربی را نیاورد اما وقتی عبارت "یک کشور مسلمان" را استفاده می‌کرد مشخص بود که اشاره‌اش به چه کسی است.

همین کشور تامین کننده بودجه اندیشکده‌های نومحافظه کاری در واشنگتن است که مرتبا اردوغان و قابلیتش در حفظ ارزش واحد پول لیر ترکیه را زیرسوال می‌برند.این کشور با ترکیه در زمینه کسب نفوذ در سوریه، یمن، لیبی، شاخ آفریقا، مصر و تونس رقابت می‌کند. این کشور یکی از مغز متفکرها و تامین کننده‌های ضد انقلاب سرنگون کننده محمد مرسی، رئیس جمهور سابق مصر بوده و مکررا تلاش کرده چینش صحنه را در تونس، سودان و یمن تغییر دهد. در یک مقطع هواپیماهای اماراتی پوشش هوایی از تلاش نافرجام نیروهای خلیفه حفتر برای بازپس گیری طرابلس به عمل آوردند.

این کشور همچنین ارتشهای "مگسهای الکترونیک" تشکیل داده تا از طریق رسانه‌های اجتماعی آرای عمومی را تغییر دهد. مداخلات امارات خیلی فراتر از حوزه خلیج فارس باعث به بار آمدن خرابی در سراسر خاور میانه شده‌اند.

ترکیه مدتها یکی از دریافت کننده‌های این خرابی‌ها بوده است. پس چرا یک پلنگی که در ماموریت شکار اسلام سیاسی و منقرض کردنش است مواضعش را تغییر می‌دهد؟ این سوالی نیست که بتوان پاسخی قانع کننده به آن داد.

این همچنین اولین تلاش برای صمیمیت و خوب جلوه دادن نیست: امارات متحده عربی زمانی که فکر می کرد هیلاری کلینتون قرار است رئیس جمهور آمریکا شود به طرزی مشابه به آنکارا روی خوش نشان داد. هنگامی که ترامپ برنده انتخابات شد این فورا از دستور کار خارج شد. این عملگرایی است که عامل کشیدن ترمز دستی در مدت اخیر در سیاست خارجی ابوظبی بوده نه تغییر ذهنیت. مردد ها در آنکارا حق دارند که محتاط باشند.

با این حال چنین اتفاقی همچنان ممکن است بیفتد. سیل سیگنالها از سمت ابوظبی به سمت اردوغان و ترکیه عمدتا در مجامع خصوصی مطرح می‌شوند و حتی اگر شما باور نکنید این پیام به صورت مداوم فرستاده می‌شود.

طبق گفته افراد آگاه به گفتگوها، مقامهای ارشد امارات متحده عربی ادعا می کنند یک "ارزیابی مجدد استراتژیک" در زمینه سیاست خارجی اجرا می کنند.

این مورد با بایدن شروع می شود. امارات متوجه دو مشخصه در روابط تغییر یافته خود با واشنگتن از زمان به ریاست جمهوری رسیدن بایدن شده است:اولین مورد پیام مداوم دولت جدید آمریکا در خصوص "تنش زدایی" در خاور میانه است. دومین مورد پیش بینی ناپذیری سیاست خارجی آمریکا است.

آنها ادعا می‌کنند که به همراه این موضوع ارزیابی سرسختانه‌ای در قبال آنچه که امارات متحده عربی عملا کسب کرده در حال انجام است. مداخلات آن در حقیقت باعث عقب نشینی اخوان المسلمین به عنوان یک نیروی سیاسی در مصر، تونس، یمن، سوریه و تا حدی در لیبی شده‌اند.

دود از خرابه‌های سه تا از این کشورها همچنان بلند می‌شود و دو تای دیگر یعنی مصر و تونس نیز تقریبا ورشکسته هستند. محمد بن زیاد واقعا از میلیاردها دلار پولی که صرف عبدالفتاح السیسی، رئیس جمهور مصر کرده چه چیزی به دست آورده است؟

سیاست جدید ظاهرا گسترش نفوذ از طریق همکاری اقتصادی، به جای مداخله نظامی و رقابت سیاسی است.

آنها شاید صراحتا به سوال مربوطه پاسخ ندهند اما به وضوح روابط امارات با ریاض نیز ملایمتر می شود. یک فرستاده ادعا کرده که امارات خروجش از یمن را یک سال به تعویق انداخته تا به عربستان اجازه پایان دادن به جنگش با حوثی‌ها را بدهد اما روشن است که یمن نیز یک محل مناقشه میان این دو همپیمان نظامی است.

عربستان اخیرا چند اقدام را با هدف تضعیف ابوظبی اعلام کرد که جدیدترین موردش خارج ساختن شبکه العربیه و شرکت رسانه‌ای مادر آن یعنی ام.بی.سی از دبی است. این کشور به اعمال محدودیت علیه کالاهای بدون مالیات منطقه تجارت آزاد امارات پرداخته و تاکید داشته که شرکتهای چندملیتی خارجی مقرشان را به جای دبی در ریاض ایجاد کنند. این روزها بین این دو کشور حوزه خلیج فارس بیشتر از آن که روابط برادرانه وجود داشته باشد رقابت برادرانه وجود دارد.

تحلیلگران سیاسی مورد تایید امارات علنا صحبت از یک مجموعه متفاوت از اولویتهای منطقه ای می کنند. عبدالخالق عبدالله، یک کارشناس علوم سیاسی توئیت کرد که پیام اصلی از سمت واشنگتن این بوده که آمریکا از خلیج فارس دفاع نخواهد کرد. او گفت: و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در یک تقاطع هستند: آنها چطور باید با مرحله پساآمریکا در خلیج فارس تطبیق یابند؟

او چند روز بعد از آن هم در توئیتی به سوال خودش جواب داد: "طرفهایی که امارات متحده عربی تصمیم گرفته برای سرمایه گذاری به آنها اولویت دهد و طی ۱۰ سال آینده روابط تجاری با آنها را توسعه دهد شامل: هند، اندونزی، ترکیه، کنیا، کره جنوبی، اتیوپی، اسرائیل، انگلیس هستند."

ابوظبی تنها امضا کننده توافقات ابراهیم که به ارزیابی مجدد بلوک حامی آمریکا در حوزه خلیج فارس می پردازد نبوده است. با گذشت یک سال از امضای آن در واشنگتن، توافقات ابراهیم  درخش خود را از دست می‌دهند. یک سال قبل به نظر می رسید که آنها اعتبار بیشتری دارند. این مثل پیوند مغز و عضله، قدرت نظامی و برتری تکنولوژیکی اسرائیل با دلارهای خلیج فارس بود.

این یک راه دور زدن درگیری فلسطین بدون نیاز به چیزهای در هم و برهم و زمانبری مثل مذاکرات، انتخابات یا حکم های مردمی بود. این توافقات یک راه حل تحمیل شده از بالا و یک کار از پیش انجام شده بودند که توده مردم عرب باید با آن کنار می آمدند.

اما این توافقات همچون کلانشهرهای عربستان روی شنهای جابجا شوند بنا شده‌اند.

آنها دو نقص اساسی دارند. اول اینکه متکی به شخص رهبران – و نه کشورها – که در درجه اول به عنوان پیشبرنده آنها پنهانی دیدار داشتند هستند. این به این معنی است وقتی که دو بازگیر کلیدی از تصویر حذف شد – یعنی دونالد ترامپ ،رئیس جمهور سابق آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر سابق اسرائیل – پروژه نیرو و اسپانسر خود را از دست داد.

مشکل دیگر این است که موضوع همه آنها درباره روابط بین کشورهای منطقه و آمریکا است. آنها به مسائل اساسی روابط بین خود بازیگران منطقه‌ای کلیدی رسیدگی نکردند.

انگیزه امارات از نزدیکتر شدن به اسرائیل تقویت روابطش با واشنگتن بوده است. به رسمیت شناختن اسرائیل همواره ابزاری برای یک هدف دیگر بوده است نه این که خودش هدف باشد.

از طرف دیگر برای اسرائیل هم توافق ابراهیم به طور کلی عامل تقویت امنیتش از طریق افزایش نفوذ منطقه‌ای بوده است. این رژیم اساسی نیات اعراب را با تلقی از این عادی سازی به عنوان یک شبکه امنیت دیپلماتیک و نظامی برای تداوم موجودیتش اشتباه فهمید.

زوی بارل، در مقاله‌ای در هاآرتص می نویسد: تغییرات متعدد در روابط بین المللی اسرائیل را ملزم خواهد کرد به این که جایگاهش را در آرایش جدیدی که در حال شکل گیری است مورد تجدیدنظر قرار دهد. این ایده که یک بلوک حامی آمریکا هست که برای اسرائیل شبکه امنیت دیپلماتیک و نظامی ایجاد کرده و در کنار آن به عنوان یک ائتلاف غیررسمی علیه ایران عمل می کند در حال فروپاشی است."

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.