به گزارش ایسنا، افزایش آگاهی عمومی نسبت به نقش تغذیه در پیشگیری از بیماریهای مزمن، همراه با انتشار گسترده نتایج تحقیقات علمی، سبب شده است که بسیاری از افراد مصرف شکر افزوده را بهطور جدی محدود یا حذف کنند.
شکر، بهویژه شکر افزوده، یکی از اجزای اصلی رژیم غذایی مدرن به شمار میرود. نوشیدنیهای شیرین، محصولات فراوریشده، دسرها و بسیاری از خوراکیهای روزمره حاوی مقادیر بالایی از قند هستند. با این حال، همزمان با افزایش مصرف شکر، شیوع بیماریهایی مانند چاقی، دیابت نوع دو، بیماریهای قلبیعروقی و کبد چرب غیرالکلی نیز رشد چشمگیری داشته است. این همزمانی توجه پژوهشگران حوزه تغذیه و سلامت عمومی را به نقش شکر در بروز مشکلات سلامتی جلب کرده است.
در دهه گذشته، نتایج مطالعات متعدد نشان دادهاند که شکر افزوده، برخلاف کربوهیدراتهای پیچیده و قندهای طبیعی موجود در میوهها، میتواند اثرات منفی گستردهای بر متابولیسم بدن داشته باشد. همین یافتهها زمینهساز تغییر نگرش عمومی نسبت به مصرف شکر و افزایش محبوبیت رژیمهای غذایی بدون شکر یا کمشکر شدهاند. پرسش اصلی این مقاله آن است که چرا بسیاری از مردم به سمت چنین رژیمهایی حرکت میکنند و شواهد علمی چه دلایلی برای این انتخاب ارائه میدهند.
شکر در رژیم غذایی مدرن و چالشهای آن
شکر افزوده به قندهایی اطلاق میشود که در فرایند تولید یا آمادهسازی غذاها به آنها اضافه میشوند. این نوع شکر، برخلاف قند طبیعی موجود در میوهها و سبزیجات، معمولاً فاقد فیبر، ویتامین و مواد معدنی است و به همین دلیل از آن بهعنوان «کالری خالی» یاد میشود. تحقیقات نشان میدهد که مصرف زیاد کالریهای خالی میتواند تعادل انرژی بدن را بر هم زده و به افزایش وزن منجر شود.
از منظر فیزیولوژیک، مصرف مداوم شکر افزوده باعث افزایش سریع قند خون و ترشح شدید انسولین میشود. در بلندمدت، این فرایند میتواند به مقاومت به انسولین و در نهایت دیابت نوع دو منجر شود. پژوهشهای اپیدمیولوژیک نیز ارتباط مستقیمی میان مصرف بالای شکر و افزایش خطر بیماریهای قلبیعروقی گزارش کردهاند. این شواهد علمی سبب شدهاند که بسیاری از متخصصان تغذیه، کاهش مصرف شکر را یکی از اولویتهای اصلی رژیم غذایی سالم بدانند.
فواید حذف یا کاهش شکر بر اساس تحقیقات علمی
یکی از مهمترین دلایل گرایش به رژیمهای بدون شکر، تأثیر مثبت آنها بر سلامت متابولیک است. مطالعات دانشگاهی نشان دادهاند که کاهش مصرف شکر افزوده میتواند سطح قند خون ناشتا، انسولین و شاخصهای مقاومت به انسولین را بهبود بخشد. این تغییرات نقش مهمی در پیشگیری از دیابت نوع دو دارند.
برخی کارآزماییهای بالینی تصادفی نشان دادهاند که حتی بدون کاهش چشمگیر کالری کل، حذف شکر افزوده میتواند به بهبود پارامترهای متابولیک منجر شود. این یافته نشان میدهد که کیفیت کالریها، نهفقط مقدار آنها، در سلامت متابولیک اهمیت دارد.
بیماریهای قلبیعروقی یکی از مهمترین علل مرگومیر در جهان هستند. تحقیقات نشان میدهد که مصرف بالای شکر افزوده با افزایش سطح تریگلیسیرید، کلسترول بد و التهاب سیستمیک همراه است. این عوامل همگی خطر ابتلا به بیماریهای قلبی را افزایش میدهند.
مطالعات مداخلهای نشان دادهاند که رژیمهای کمشکر میتوانند به کاهش چربی خون و بهبود شاخصهای سلامت قلب کمک کنند. به همین دلیل، بسیاری از افراد برای محافظت از سلامت قلب خود به سمت رژیمهای بدون شکر حرکت میکنند.
چاقی یکی از چالشهای اصلی سلامت عمومی در قرن بیستویکم است. شکر افزوده، بهویژه در نوشیدنیهای شیرین، نقش مهمی در افزایش وزن دارد زیرا احساس سیری ایجاد نمیکند و مصرف کالری اضافی را تسهیل میکند. پژوهشها نشان میدهند که حذف نوشیدنیهای شیرین و کاهش مصرف شکر میتواند به کاهش وزن و چربی بدن منجر شود.
بر اساس یافتههای علمی، رژیمهای بدون شکر با کاهش نوسانات شدید قند خون، به کنترل بهتر اشتها کمک میکنند. این مکانیسم یکی از دلایلی است که بسیاری از افراد کاهش وزن موفق خود را به حذف شکر نسبت میدهند.
کبد چرب غیرالکلی یکی از بیماریهای شایع مرتبط با سبک زندگی مدرن است. تحقیقات نشان دادهاند که مصرف زیاد فروکتوز، که یکی از اجزای اصلی شکر است، میتواند به تجمع چربی در کبد منجر شود. کارآزماییهای بالینی روی نوجوانان و بزرگسالان نشان دادهاند که کاهش شکر آزاد در رژیم غذایی، حتی در مدتزمان کوتاه، باعث کاهش چربی کبد میشود.
این یافتهها نقش مهمی در افزایش آگاهی عمومی درباره مضرات شکر و گرایش به رژیمهای بدون شکر داشتهاند.
اثرات روانشناختی و شناختی رژیمهای کمشکر
علاوه بر سلامت جسم، تحقیقات جدید به ارتباط میان مصرف شکر و سلامت روان نیز پرداختهاند. برخی مطالعات مشاهدهای نشان دادهاند که مصرف بالای شکر با افزایش علائم افسردگی و اضطراب همراه است. نوسانات شدید قند خون میتواند بر خلقوخو و سطح انرژی اثر منفی بگذارد.
در مقابل، رژیمهای کمشکر با ایجاد ثبات بیشتر در سطح قند خون، ممکن است به بهبود تمرکز، کاهش خستگی ذهنی و احساس انرژی پایدارتر کمک کنند. هرچند برای اثبات قطعی این اثرات به مطالعات بیشتری نیاز است، اما همین شواهد اولیه برای بسیاری از افراد انگیزهای قوی جهت کاهش مصرف شکر ایجاد کرده است.
نکته مهمی که در تحقیقات تغذیهای بر آن تأکید میشود، تمایز میان شکر افزوده و قندهای طبیعی است. قند موجود در میوهها همراه با فیبر، آنتیاکسیدانها و ریزمغذیها مصرف میشود و اثرات متابولیک متفاوتی دارد. به همین دلیل، اغلب رژیمهای بدون شکر، حذف کامل قند طبیعی را توصیه نمیکنند، بلکه تمرکز آنها بر کاهش شکر افزوده است.
این رویکرد متعادل سبب شده است که رژیمهای کمشکر برای طیف وسیعی از افراد قابلاجرا و پایدار باشند.
چرا گرایش عمومی به رژیمهای بدون شکر افزایش یافته است؟
افزایش دسترسی به اطلاعات علمی، نقش مهمی در تغییر نگرش مردم نسبت به شکر داشته است. انتشار نتایج تحقیقات در رسانههای عمومی، توصیههای سازمانهای بهداشتی و تجربههای شخصی افراد، همگی در شکلگیری این گرایش نقش دارند. بسیاری از مردم پس از کاهش مصرف شکر، بهبودهایی در سطح انرژی، وزن و سلامت عمومی خود گزارش میکنند و این تجربههای مثبت، گرایش به این رژیمها را تقویت میکند.
علاوه بر این، افزایش شیوع بیماریهای مزمن و هزینههای درمانی، توجه سیاستگذاران سلامت را نیز به کاهش مصرف شکر جلب کرده است. مالیات بر نوشیدنیهای شیرین و برچسبگذاری شفافتر مواد غذایی نمونههایی از اقداماتی هستند که آگاهی عمومی را افزایش دادهاند.
حذف قند، تنها یک مد جدید در شبکه های اجتماعی نیست. این ایده که مصرف قند می تواند به جای این که حال ما را بهتر کند در میان مدت و بلند مدت حال ما را بد تر کند از تحقیقات پرشماری که در مورد مضرات مصرف قند انجام شده ریشه گرفته است. تحقیقات دانشگاهی بهطور مداوم نشان میدهند که کاهش مصرف شکر افزوده میتواند به بهبود سلامت متابولیک، کاهش خطر بیماریهای قلبی، کنترل وزن، سلامت کبد و حتی بهبود برخی جنبههای سلامت روان کمک کند.
در مجموع، رژیمهای بدون شکر نه یک مد زودگذر، بلکه پاسخی آگاهانه به شواهد علمی و چالشهای سلامت عصر مدرن هستند. با این حال، اجرای موفق این رژیمها نیازمند رویکردی متعادل، آگاهی از منابع پنهان شکر و توجه به کیفیت کلی رژیم غذایی است. چنین نگاهی میتواند راهگشای دستیابی به سبک زندگی سالمتر و پایدارتر باشد.
انتهای پیام


نظرات