به گزارش ایسنا، «سیدعلی موجانی» سفیر کشورمان در تفلیس در پاسخ به سوال یکی از استادان دانشگاه تفلیس مبنی بر اینکه «با توجه به سخنان اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، که از استقرار «یک ناوگان بزرگ و زیبا» در اطراف ایران سخن گفته، این تحولات را چگونه باید فهمید؟»، گفت: این پرسش، بهگمانم، تنها دغدغه یک استاد دانشگاه نیست؛ بلکه بازتاب پرسشی است که در ذهن بخشی از جامعه گرجستان نیز شکل گرفته است. برای پاسخ، ناخودآگاه به جملهای از استاد فلسفه تاریخ خودم بازگشتم. آن روزها درس تاریخ اتحاد جماهیر شوروی را آغاز کرده بودیم، اما در میانه ترم، خودِ شوروی فروپاشید. استاد در همان کلاس جملهای گفت که هرگز از ذهنم پاک نشد: «در تاریخ، شکستها همیشه با صدای انفجار آغاز نمیشوند؛ بعضی از آنها در سکوتِ غرور متولد میشوند.»
وی تصریح کرد: آرمادای اسپانیا، ناوگان موسوم به «شکستناپذیر»، نمونه کلاسیک همین معناست. این ناوگان، پیش از آنکه در دریا فروبپاشد، در ذهن فرماندهانش از هم گسست. امپراتوریای که نیمی از جهان را در اختیار داشت، گمان میکرد قانون تاریخ نیز، همچون مستعمراتش، فرمانبردار است. اسپانیا با منطق گذشته به جنگ آینده رفت: با کشتیهایی طراحیشده برای نبردهای دیروز، با تاکتیکهایی که زمان مصرفشان گذشته بود و با فرماندهانی که بیش از دریا، مجذوب عظمت تاجوتخت بودند.
این دیپلمات کشورمان همچنین بیان کرد: در سوی دیگر، اما، کسانی ایستاده بودند که آینده را زودتر دیده بودند؛ چابکتر، منعطفتر و رها از سنگینی افسانهها. آنان منتظر لحظهای بودند که دفاع از سرزمین، نه با نمایش عظمت، بلکه با درک واقعیت زمانه معنا پیدا کند. از آن روز تا امروز، آرمادا صرفاً یک رویداد تاریخی نیست؛ بلکه الگویی تکرارشونده است. الگویی که در پروژههای نظامی و سیاسیِ پرهیاهو دیده میشود؛ پروژههایی که با زبان قاطع آغاز میشوند، اما در نهایت با پرسشی خاموش پایان مییابند: چگونه ممکن است قدرتی بزرگ دچار فرسایش یا فروپاشی شود؟
موجانی افزود: بنابراین پاسخ، اغلب ساده است و در عین حال دیر فهمیده میشود. قدرتی که نتواند خود را نقد کند، دیر یا زود توسط واقعیت نقد خواهد شد. تجربه آرمادا نشان میدهد که شکست، الزاماً محصول کمبود منابع نیست؛ بلکه اغلب نتیجه فقر تخیل راهبردی است—ناتوانی در دیدن جهان آنگونه که هست، نه آنگونه که دوست داریم باشد.
وی خاطرنشان کرد: در جهان امروز، مفهوم قدرت نیز دستخوش تغییر شده است. دیگر صرفِ حجم نیرو، تعداد ناوها یا نمایشهای پرهزینه نظامی، تضمینکننده امنیت نیست. تجربه دهههای اخیر نشان داده است که ساختارهای چابک، تصمیمگیری سریع، سازگاری فناورانه و فهم محیط پیرامونی، نقشی تعیینکنندهتر از نمایش صرف قدرت ایفا میکنند. ارتشهای پرهزینه و مجهز، اگر با منطق نبردهای نامتقارن و پیچیدگیهای سیاسی–اجتماعی زمانه همراه نشوند، ممکن است ناخواسته در مسیر همان خطای «آرمادایی» گام بگذارند.
سفیر کشورمان در گرجستان اظهار داشت: در سیاست و جنگ، هیچ چیز به اندازه باور به افسانه خطرناک نیست. افسانهها میتوانند الهامبخش باشند، اما جایگزین تصمیمگیری واقعبینانه نمیشوند. آرمادا، درست در لحظهای که این مرز را فراموش کرد، به تاریخ پیوست—نه بهعنوان نماد قدرت، بلکه بهعنوان هشداری ماندگار. تاریخ معمولاً آرام سخن میگوید، اما برای آنان که گوش شنوا دارند، پیامش روشن است.
انتهای پیام


نظرات