• شنبه / ۱۱ مهر ۱۳۸۳ / ۱۴:۱۷
  • دسته‌بندی: حقوقی و قضایی
  • کد خبر: 8307-03797

دو هفته‌ي ديگر، دادگاه فاجعه‌ي پاكدشت؛ پدر يكي از مقتولان: مرگ فقير صدا ندارد... ”گفت‌وگو با خانواده‌هاي برخي از قربانيان فاجعه“

دو هفته‌ي ديگر، دادگاه فاجعه‌ي پاكدشت؛
پدر يكي از مقتولان:
مرگ فقير صدا ندارد...
”گفت‌وگو با خانواده‌هاي برخي از قربانيان فاجعه“
در حالي كه از برگزاري دادگاه رسيدگي به اتهامات عاملان فاجعه‌ي پاكدشت در هفته‌هاي آينده خبر مي‌رسد، خانواده‌هاي قربانيان، قصاص متهمان و اشد مجازات را مي‌خواهند و حتي اين نيز راضي‌شان نمي‌كند؛‌ آنها جلوگيري از وقوع حوادث مشابه را خواهانند. به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) امروز بيش از يك ماه از قتل سه قرباني آخر فاجعه‏ي پاكدشت و مطبوعاتي شدن آن پس از گذشت 18 ماه از قتل اولين كودك در اين منطقه مي‏گذرد. قتل عام 20 كودك در مدت زمان 18 ماه و فرار 9 كودك از چنگال جانيان اين پرونده، در شرايطي افكار عمومي را به خود مشغول كرده است كه بيش از دو هفته از دستور مستقيم رييس‌جمهور و رييس قوه‌ي قضاييه براي شناسايي دستگاه‌هايي كه در كشف اين ماجرا كوتاهي كرده‌اند، مي‌گذرد. در حالي كه خانواده‌هاي قربانيان فاجعه پاكدشت نسبت به بي‌توجهي مسوولان به شكايات و گزارش‌هاي آنها درمورد مفقود شدن فرزندانشان گله مي‌كنند و حتي عنوان مي‌كنند كه متهم اصلي پرونده را معرفي كرده‌اند و او پس از 3 ماه حبس آزاد شده، در اظهار نظر برخي مسوولان قضايي، يكي از دلايل دير كشف شدن اين جنايات، عدم ارائه گزارش خانواده‏ها و حاشيه‏نشيني و فقر مردمان اين ناحيه عنوان شده است. اگرچه فقر در فرنون آباد، خاتون آباد، قيام دشت و حصار امير - منطقه‏اي كه در شعاع چند كيلومتري پايتخت، قرار دارد - اولين صحنه‏اي است كه هر تازه واردي با آن مواجه مي‏شود و بي‏شك نمي‏توان منكر رابطه‏ي فقر و ميزان افزايش جرائم شد اما بيان اين مطالب از سوي يك مقام مسوول كه چون ناحيه، حاشيه نشين بوده و يا خانواده‌ها به موقع مفقود شدن كودكانشان را گزارش نداده‏اند، جنايات دير كشف شده است، اين پرسش‏ را به ذهن متبادر مي‌كند كه مسوول امنيت شهروندان كيست؟ تكليف حقوق شهروندان چه مي‌شود؟ و بالاخره اين كه آيا امكان وقوع چنين فاجعه‌اي در اين مدت زماني و با اين شدت در يك منطقه‌ي مرفه‌نشين هم وجود دارد؟ عمق فاجعه‏ي پاكدشت و قتل كودكاني كه پس از تعرض، اجسادشان نيز به آتش كشيده شده است، شايد به مراتب كمتر از فاجعه پاسخگو نبودن مسوولاني باشد كه پس از حساس شدن افكار عمومي نسبت به اين حادثه، به دنبال رفع اتهام از سازمان و نهاد متبوعشان بوده و هستند. ورودي پاكدشت... فقر و تبعيض، عريان و بي‏پروا خودنمايي مي‌كند. در دو سوي جاده‏ي ورامين و قبل از ورود به محدوده‏ي پاكدشت بيلبردهاي كنگره‏ي بزرگداشت 450 شهيد شهرستان جلب توجه مي‏كند و اين سوال در ذهن جاي مي‌گيرد كه منطقه‌اي كه امروز از سوي برخي مقامات مسوول از آن به عنوان يكي از جرم‏خيزترين مناطق كشور ياد مي‏شود، در گذشته‏اي نه چندان دور 450 شهيد را در راه دفاع مقدس و دفاع از تماميت ارضي كشور تقديم كرده است و كمي دورتر در ورق‌هاي تاريخ، قيام كفن‏پوشان ورامين در سال 1342 را به نام خود ثبت كرده است؛ پس اين محدوده علي‏رغم برخي اظهارات، از فرهنگ و شعور سياسي و اجتماعي بالايي برخوردار بوده است. روستاي فرنون‌آباد... اولين قرباني فاجعه از اين روستاست كه كار مردمانش خشت‌زني است و با اين‌كه جزو فقيرترين مناطق است، در حادثه‌ي زلزله‌ي بم با 4 كاميون اجناس مورد نياز مردم‌زلزله‌زده، به ياري آنها شتافتند اما كسي صداي درخواست كمك آنها را زماني‌كه از مفقود شدن فرزندانشان مي‌ناليدند، نشنيد. احمدرضا حذري كودك 10 ساله‏اي كه 23 اسفند سال 81 در روز عاشورا با ذوق شركت در مراسم زنجيرزني امام حسين (ع) از مادرش خداحافظي مي‏كند، اولين قرباني اين جنايات است. نگاه مردم و اشاره‏ي چشم آنها راهنماي خوبي است براي پيدا كردن منزل احمدرضا. مادر او با صداي لرزان و با گريه آخرين جملات پسرش را تكرار مي‌كند. پدر احمدرضا با حالتي عصبي مي‏گويد «الان دور و بر ما شلوغ شده. آن موقع كه گفتم بچه‏ام گم شده هيچ كس به ما محل نداد. اما الان كه بچه‏هامون كشته شدند، مرتب به ما تسليت مي‏گن». ”عاشورا بود؛ مراسم پايان يافته بود اما هنوز احمد نيامده بود. زنجير را به رفيقش داده بود و گفته بود «به مامانم بگو من با عموم رفتم»؛ احمد با برادرم هم نبود نگران شده بوديم ماشين گرفتيم و كل منطقه را گشتيم اما از احمد خبري نبود. رفتيم به پاسگاه مامازن (پاكدشت) هم اطلاع داديم، رفتيم شكايت كنيم؛ دو روز طول كشيد تا فقط بنويسند «اقدام شود»، مرتب مي‏گفتم مسوول اين بخش كجاست مي‏گفتند «جلسه» بعد از دو روز در جوابم گفتند «مواظب بچه‏هاي خودشان نيستند مزاحم ما مي‏شوند».“ پدر احمدرضا ادامه داد: وقتي درخواستم را ديدند، گفتند «به ما مربوط نمي‏شود، بايد به تشخيص هويت برويد»، رفتم آنجا هم اعلام شكايت كردم، گفتند «به كسي شك داري؟» گفتم با كسي دشمني ندارم. گفتند «پس خودت مي‏دوني كه بچه‏ات كجاست برو از مفاسد اجتماعي پيدايش كن» زنجير را بردم آگاهي، گفتم شايد انگشت‏نگاري كنند و بفهمند چه كسي احمد را برده است اما كاري نكردند. چون دوست احمد گفته بود كه او با عمويش رفته حتي از برادرم هم شكايت كردم اما الان به ما مي‏گويند شما اصلا شكايت نكردي. ما به پاسگاه، به آگاهي، تشخيص هويت و دادسرا شكايت كرديم.» مادر احمدرضا نيز مي‌گويد: «ما فقيريم، فرشمان كهنه است. باباي احمدرضا كارگر است. انگار بچه‏ي فقرا كه بميره كسي هيچ چي نمي‏فهمه؛ بچه‏ي من عاشق امام حسين (ع) بود اما آقاي «...» افسر وقت پرونده، به من گفت بي‏خودي مزاحم شدي، خودت مي‏دوني بچه‏ات كجاست. بيجه بچه‏ي من را در چاه انداخته بود شايد اگر آن موقع دنبالش مي‏گشتند، حداقل نيمه جان پيدايش مي‏كردند.» و پدر احمد در تاييد اظهارات همسرش مي‌گويد: «الان ما را تحويل مي‏گيرند. خدا شاهد است آن موقع هيچ كس ما را تحويل نمي‏گرفت. مرگ فقير صدا ندارد. اگر يكي از اين بچه‏ها، بچه‏هاي بالا شهر بود، خيلي سريع قاتل را پيدا مي‏كردند.» پيش از اين برخي از مسوولان گفته بودند كه والدين كودكان افغاني به علت حضور غيرقانوني در كشور، در ارتباط با مفقود شدن كودكانشان گزارشي به نيروهاي انتظامي نداده‌اند اما دو خانواده‌ي افغاني در راهروي دادسراي پاكدشت حاضر شده بودند. «حوا»، مادر حميد جعفري، نوجوان ‌12 ساله‌ي افغاني كه مفقود شدن كودكش را سال گذشته اطلاع داده بود، گفت: وقتي در اداره‌ي آگاهي گفتم بچه‌ام گم شده گفتند شايد بچه‌ات زير آشغال‌ها مانده است. چون حميد من آشغال جمع مي‌كرد و از توي آنها اگر آهن يا حلبي پيدا مي‌كرد، مي‌فروخت. به دادگستري پاكدشت هم شكايت كردم. هنوز جنازه‌ي پسرم رو پيدا نكردند، فقط محمد بيجه اعتراف كرده كه پسرم من را هم كشته است. يك مرد افغاني ديگر كه خود را پدر «محمد» يكي از مقتولان اين پرونده معرفي كرد، نيز به خبرنگار ايسنا مي‌گويد: من هم پس از گم شدن پسرم از همان اول به پاسگاه اطلاع دادم اما هيچ‌كس توجهي نكرد. به ما گفتند «اگر به كسي شك داري بيارش». «محسن. خ» نوجوان 15 ساله‏اي كه سال گذشته و پس از دزديده شدن توسط «محمد» معروف به بيجه توانسته بود از دست وي بگريزد، نيز براي اعلام شكايت عليه متهم رديف اول جنايات پاكدشت، به دادسراي اين منطقه مراجعه كرد. وي كه موفق به فرار از دست متهم پرونده پاكدشت شده بود، پس از مواجهه‏ي حضوري با «محمد»، شخصي كه متهم به قتل تعدادي از كودكان پاكدشتي است، وي را شناسائي كرد. اين نوجوان پس از رهايي از دست متهم پرونده، در پاسگاه مامازن شكايت مي‏كند؛ شايد اگر اين پرونده آن زمان مورد رسيدگي و توجه مسوولان مربوطه قرار مي‌گرفت شايد با راهنمايي‏هاي اين نوجوان، عاملان حادثه، حدود 8 ماه پيش شناسايي مي‏شدند و حتي اگر اقدامات پدر احسان زارع، كودك 11 ساله‏اي كه در تاريخ 82/11/29 با ترفند برادر كوچك بيجه به قتل‌گاه رفته بود، نيز مورد توجه جدي واقع مي‌شد، باز هم شايد امروز با جنايتي به اين وسعت روبه رو نبوديم. پدر احسان با اعلام شكايت عليه خانواده‏ي بيجه موفق شده بود كه در حدود 3 ماه، برادر كوچك بيچه، پدر و خود بيجه را تحت نظارت نيروهاي انتظامي و امنيتي قرار دهد اما آنها با اين استدلال كه بينه‏اي عليه‌شان وجود نداشته، آزاد مي‏شوند. خاتون‌آباد... پدر احسان زارع به جد پيگير مفقود شدن فرزندش بوده و امروز نسبت به عملكرد نيروي انتظامي و پليس براي شناسايي عاملان قتل عام كودكان اين محدوده منتقد است؛ از اينكه به گفته و شكايتش در رابطه با اينكه بيجه و خانواده‏اش در ربايش كودكان اين منطقه مقصر هستند، توجهي نشده، به شدت معترض است. پدر احسان ماجراي مفقود شدن فرزندش و پيگيري‏هاي خود را بيان مي‏كند... «همسايه و مادرم ديده بودند كه احسان با دوچرخه‏اش به همراه علي (برادر كوچك بيجه) رفته است. بعدازظهر، هر چه منتظر ماندم احسان نيامد. از آنجايي كه مادرم ديده بود احسان به همراه علي رفته، همان روز به نيروي انتظامي پاكدشت اطلاع داديم اما توجهي نشد؛ هر چه گفتيم احسان به همراه علي رفته است، ما به آنها شك داريم به حرف‏هاي ما توجهي نشد؛ از گم شدن احسان در حدود 20 روز مي‏گذشت و نزديك تعطيلات فروردين ماه شده بوديم؛ آن‌قدر پيگيري ‏كرديم كه علي و برادرش، بيجه را به پاسگاه بردند اما بعد از سه ماه آزادشان كردند». «فقط يك نفر به من بگويد چطور كسي سه ماه در بازداشت است اما هيچ كس نمي‏فهمد كه اين آدم تا حالا چه غلط‏ هايي كرده است؟ ما از اين خانواده شاكي بوديم. چه كسي با چه حقي اين آدم را آزاد كرده است؟ انصافا اگر درست و حسابي از برادر كوچك بيجه پرس و جو مي‏شد، بچه‏اي كه 10 ساله است خيلي سريع مي‏گفت كه تا حالا چه كارهايي كرده است؟» «وقتي احسان گم شد بلندگو دستم گرفتم داد زدم، مردم اينجا بچه‏ها گم مي‏شوند، هر كسي احسان را پيدا كند، مژدگاني مي‏دهم آمدند به من گفتند مي‏خواهي آشوب به پا كني». احسان يك بار به مادرش گفته بود كه علي برادر كوچك بيجه به همكلاسي‏هايش گفته است «اگر كسي شما را بكشد و در چاه بياندازد، شماها مي‏ترسيد يا نه؟» «اگر از اين بچه درست و حسابي تحقيق مي‏شد، حداقل بچه‏هاي بعدي كشته نمي‏شدند». دو كوچه بالاتر، خانه‌ي محمد، كودك 8 ساله‏اي كه است كه گفته مي‌شود اولين قرباني منطقه‌ي خاتون آباد است. پدر و مادر محمد براي پيگيري به فرمانداري رفته‌اند. پدربزرگ محمد با بغض مي‏گويد: «محمد تنها 8 سالش بود. وقتي فهميديم كه گم شده رفتيم پاسگاه گفتيم مامور بدهيد تا دنبال محمد بگرديم؛ گفتند 2 تا مامور داريم اگر يكي را به شما بدهيم چه كسي در پاسگاه بماند؟ اگر به كسي شك داريد بياوريد اينجا.» «خدا مي‏داند كه هيچ كس به داد ما نرسيد.» قيام دشت... وحيد امني، كيوان خسروي، احمد عظيمي و ميلاد امن‏پور، چهار كودكي هستند كه در محدوده‏ي قيام دشت به قتل رسيده‏اند و البته چهار كودك ديگر نيز از مرگ گريخته‌اند. مادر وحيد درباره‏ي گم شدن پسرش مي‏گويد: «9 ماه پيش بود وحيد وقتي كارنامه‏ي قبولي مدرسه‏اش را گرفت، باباش يك 500 توماني جايزه داد، رفت تا خرج كند؛ هر چقدر كه منتظر مانديم، نيامد. رفتيم پاسگاه گفتيم كه بچه‏ي ما گم شده، پاسگاه گفت «به ما مربوط نيست بايد برويد آگاهي»، بعد از سه روز به ما مامور دادند تا كارخانه‏هاي اطراف را بگرديم اما هيچ خبري از وحيد نبود؛ به ما گفتند احتمالا وحيد را به افغانستان برده‏اند؛ تا زاهدان و مشهد رفتيم اما خبري نشد. اصلا فكر نمي‌كرديم وحيد را كشته باشند؛ ما با كسي دشمني نداشتيم». «رفتيم روزنامه ...، براي اينكه عكس پسرم را بدهيم چاپ كنند تا شايد پيدا شود، گفتند 900 هزار تومان براي صفحه‏ي اول و 600 هزار تومان براي ديگر صفحه‏هاي مي‌گيرند. ديگر پول نداشتيم كه بدهيم، باباي وحيد كارگر است؛ فقط عكس وحيد را به در و ديوار چسبانديم.» كيوان، ميلاد و احمد سه قرباني آخر محمد بيجه و علي باغي، سه كودكي كه در روز روشن توسط علي، متهم رديف دوم دزديده شده‏اند، همگي بچه‏هاي يك محل هستند. پدر احمد، كودك 9 ساله‏ي افغان كه به همراه پدر كيوان، علي باغي را دستگير كرده‌ است،‌ درباره‏ي گم شدن احمد و چگونگي دستگيري علي باغي مي‏گويد: «تاريخ 6/10 امسال بود، احمد رفته بود كوچه با بچه‏ها بازي كند. غروب كه شد، ديديم احمد هنوز نيامده است، همان موقع دو تا بچه‏ي ديگر در اين كوچه هم گم شده بودند. رفتيم پاسگاه گفتيم. به ما گفتند «شما هم بگرديد ما هم مي‏گرديم». هر كس هر اطلاعي پيدا كرد به ديگري خبر بدهد. ساعت نزديك‏هاي 9/30 شب بود؛ دنبال بچه‌ها مي‌گشتيم، علي باغي با چند نفر سر موتور چاه ايستاده بود، از او پرسيديم چند تا بچه اين طرف‏ها نديدي. علي گفت: مگر هر چي و هر كسي كه گم شود، اينجا مي‏آيد؟ مگر من مامور بچه‏هاي شما هستم؟ همان موقع به علي شك كرديم. رفتيم پيش بچه‌هايي كه از دست علي فرار كرده بودند، چند تا از بچه‏هاي كوچه وقتي علي را ديدند، گفتند كه او همان آدمي بوده كه بچه‏ها را برده است. علي همان‌جايي ايستاده بود كه طفل‌هاي معصوم ما را آنجا كشته و آتش زده بودند. پدر كيوان، كودك 9 ساله‏اي كه تنها يك هفته از محله‏اي در تهران به قيام دشت آمده بودند، از اينكه كسي به حرف‏هاي پدر احسان كه بيجه را معرفي كرده بود، توجه نكرده، گله‏مند و عصبي است. «كيوان در اين كوچه غريب بود و كسي را نمي‏شناخت وقتي بعد از نيم ساعت به خانه نيامد نگران شديم. رفتم پاسگاه اطلاع دادم چند تا از بچه‏ها كه ديده بودند علي بچه‏ها را برده است نشاني قيافه‏ي علي را دادند و او را گرفتيم». عده‌اي از اهالي اين محله مدعي هستند كه چون پدر ميلاد آخرين طعمه‌ي بيجه، از ماموران نيروي انتظامي بوده است، اين فجايع كشف شده وگرنه ممكن بود اين جنايات ادامه داشته باشد. معاونان دو مدرسه در مناطق فرنون آباد و خاتون آباد، از كمبود امكانات در محدوده‏ي پاكدشت گله‏مند هستند. از آنها درباره‌ي ارتقاء سطح آگاهي دانش‌آموزان سوال شد. آنها گفتند كه بعد از وقوع اين فاجعه با بچه‏ها خيلي صحبت كرده‌اند كه مراقب باشند. اما پيش از اين فجايع، از آموزش و آگاهي دادن خبري نبود. يكي از دانش‌آموزان مدرسه نيز مي‏گويد كه بعد از اين واقعه، پليسي براي آموزش آنها به مدرسه آمده است. برخي از اين دانش‌آموزان مي‌گفتند كه برادر كوچك بيجه با اين بهانه كه برادرش «كفتري دارد كه سيگار مي‌كشد»، بچه‌ها را با خود همراه مي‌كرده است. «محمد» معروف به بيجه به همراه «علي»، دو شخصي كه متهم به قتل ‌20 كودك پاكدشتي هستند، اواسط هفته‌ي گذشته در دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان پاكدشت مورد بازجويي قرار گرفتند و به سوالات «مظفري، دادستان شهرستان پاكدشت» پاسخ دادند. در جلسه‌ي بازپرسي، پدر و برادر كوچك «بيجه» به همراه صاحب كار مجموعه‌ي كوره‌هاي آجرپزي كه خانواده‌ي محمد در آن مشغول به كار و زندگي بودند نيز مورد بازجويي قرار گرفتند. خبرنگار ايسنا از پدر بيجه درباره‌ي جنايات پسرش سوال مي‌كند اما او مدعي است كه از كارهاي پسرش بي‌خبر بوده است؛ او منكر بردن هيزم براي بيجه جهت به آتش كشيدن اجساد كودكان مي‌شود و اين در حالي است كه بسياري از اجساد سوخته شده‌ي قربانيان از محل زندگي خانواده‌ي بيجه، پيدا شده است و پدر بيجه به پنهان‌كاري اعمال پسرش متهم شده است. خانواده‌هاي قربانيان جنايات پاكدشت در صحبت‌هايشان دائما بر لزوم مجازات متهمان فاجعه تاكيد مي‌كنند و مي‌خواهند كه متهمان را خود به مجازاتشان برسانند؛ اما تنها قصاص و مجازات متهمان، آنها را راضي نمي‌كند، اين خانواده‌ها مي‌خواهند كه ديگر در هيچ كجاي ايران اين اتفاقات رخ ندهد. از سوي ديگر مظفري، دادستان عمومي و انقلاب شهرستان پاكدشت به خبرنگار ايسنا گفت: با دقت و ظرافت تمام كليه‌ي زواياي فجايع اخير مورد بررسي است و با تكميل تحقيقات نتايج به اطلاع عموم خواهد رسيد. اما بنا به گفته‌ي معاون امنيتي- انتظامي وزير كشور كه با حكم وزير كشور مسوول بررسي و ارايه‌ي گزارش از جنايت منطقه‌ي پاكدشت شده است، بررسي جزييات حادثه و جوانب ديگر آن همچنان ادامه دارد. معاون امنيتي- انتظامي وزير كشور تاكيد كرد كه با هر مقامي در نيروي انتظامي، دستگاه قضايي و با هر كارمندي در رده‌هاي اداري فرمانداري يا استانداري كه قصوري داشته باشد، از بعد مديريتي برخورد و در صورت ارتكاب جرم به محاكم قضايي معرفي خواهد شد. دستگاه‌هايي كه در اين حادثه نمره منفي از خود به جا گذاشته يا سهمي از قصور را داشته‌اند، عواملشان مورد بازخواست قرار مي‌گيرند. او در عين حال تاكيد دارد كه نبايد با شكستن كل هر دستگاه، اقتدار آن را زير سوال برد و اگر بخواهيم قصور را به عهده دستگاه خاصي متوجه كينم، كار درستي نخواهد بود. گزارش حادثه‌ي پاكدشت به همراه نظريه‌ي كميته كارشناسي علاوه بر رييس‌جمهور، براي رييس قوه قضاييه، وزير اطلاعات و استاندار تهران نيز ارسال شده كه بعضا بايد اقداماتي را در خصوص آن انجام دهند و زوايايي از حادثه را روشن و گزارش كنند. با اين حال تحقيقات درباره‌ي اين حادثه ادامه دارد و قرار است كه هيات ويژه‌ي 5 نفره قضات در پرونده‌ي پاكدشت نيز امروز گزارش خود را به رييس قوه‌ي قضاييه ارائه دهند و قاصران احتمالي در اين قضيه را معرفي كنند. بنا به گفته‌ي مسوولان قضايي تا دو هفته‌ي ديگر دادگاه رسيدگي به اتهامات متهمان پرونده‌ي جنايات پاكدشت برگزار خواهد شد. گزارش از خبرنگار ايسنا؛ معصومه طهماسبي‌زاده انتهاي پيام
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.