"روز چهارشنبه به تصاویر هواییای نگاه میکردم که مصر را در آتشی مهیب نشان میداد. شعلههای فروزان نارنجی رنگ در قاهره، پایتخت، یادآور آتشسوزی جنگلهایی بود که در مجله نشنال جئوگرافیک منتشر میشوند اما با این تفاوت که به جای درختان، اینجا ساختمانها، خانهها، خودروها، دفاتر، پاسگاههای پلیس، ساختمانهای دولتی و کلیساها در آتش میسوختند."
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، محمد الدهشان، در تحلیل خود در فارن پالسی مینویسد: «از هلیکوپتری که این تصاویر را تهیه میکرد توانستم برخی از ساختمانها را تشخیص دهم. آنچه که من نتوانستم بگویم این بود که سکنه این مناطق چه نوع وابستگی سیاسی دارند. نمیدانم که گفتوگوی آنها حین صرف شام در مورد سیاست به چه صورت است. من مرددم اما همچنان نمیتوانم بگویم که این افراد در انتخابات قبلی به چه کسی رای دادند.
من همواره این نقل قول از ادگار میچل، فضانورد آپولو 14 را که در سال 1974 میلادی به فضا رفت و دیدگاهش درباره زمین را از فضای خارج عنوان داشت، دوست دارم.
وی گفته بود: شما یک هشیاری و آگاهی ضروری جهانی، یک جهتگیری فردی، یک نارضایتی شدید در مورد موقعیت جهان و یک اجبار برای انجام کاری را در اختیار دارید. خارج از زمین و هنگامیکه بر روی ماه هستید، سیاستهای بینالمللی زیبا به نظر نمیرسند. شما میخواهید یک سیاستمدار را از پس گردنش بگیرید و 25 مایل از زمین خارج کنید و بگویید: "نگاه کن، لعنتی!"
البته 25 مایل احتمالا برای احساس کردن این مساله توسط سیاستمداران مصری ضرورت ندارد. تنها چند کیلومتر دورتر برای اینکه آنها بتوانند احساس کنند که آتش مذکور عینا و مجازا در حال نابودن کردن کشورشان است، کافی است.
آنها میگویند، حقیقت اولین قربانی جنگ است. ظاهرا و از قرار معلوم، این اتفاق خیلی پیشتر رخ داده است.
این راهحل تنها میتواند سیاسی باشد. رهبری اخوانالمسلمین کاملا معتقد است که ریاست جمهوری محمد مرسی احیا نخواهد شد. هنوز حامیان آنها و شبهنظامیان به امید بهبود شرایط تصاحب شدهشان، به شعار دادن ادامه میدهند. روند صعودی خشونتها توسط موافقان و حامیان مرسی حمایت از آنها را تقریبا غیرممکن میسازد- زمانی که آنها دست به حمله میزنند و عبادتگاهها، دفاتر و ایستگاههای مترو را به آتش میکشند و با سلاح سنگین با پلیس و سکنه درگیر میشوند.
رهبری ارتش نیز که هم حمایت و توانایی ارتش و هم دولت را در اختیار دارد، باید بداند که زور و اجبار فیزیکی یک تحصن گسترده را متفرق نمیکند؛ این اقدام تنها باعث بیخانمانی، رادیکالی شدن و تحریک تحصن میشود. این اقدام باعث حمایت بیشتر از تحصن از سوی افرادی که مردد هستند، میشود. استفاده از زور فیزیکی برای تخریب موقعیتها و سرکوب متحصنین، به حمایت مستقیم عناصر رادیکال و تندروتر در داخل تحصن منجر میشود.
این مبالغهآمیز نیست اگر حکام جدید مصر را بر اساس عملکرد و اولویتهای حزب لیکود اسرائیل توصیف کنیم. درست همانند محافظهکاران اسرائیلی، ارتش مصر نیز در حال بررسی تمام منافع ملی از طریق محدود کردن منشور امنیتی است. تصمیمات مهم و کلیدی توسط پلیس و ژنرالهای ارتش اتخاذ میشوند که هر دو آنها غیرقابل توجیه هستند و دستهایشان به خون آلوده است. آنها پیشتر و به سرعت نسبت به برقراری مجدد حکومت خشونت و توجیهناپذیر رژیم حسنی مبارک، دیکتاتور سابق مصر اقدام کردهاند به طوری که مقامهای سابق امنیتی این کشور در پستهای خود ابقا شده و غیرنظامیان را همانطور که ما گفتیم در دادگاههای نظامی محاکمه میکنند.
هر تصمیم بدی که میشد اتخاذ شده و آنچه که باید، نادرست و اشتباه انجام شده است.
میخواهم نام افرادی را که بیش از 600 یا شاید 700 تن هستند و در جریان ناآرامیهای اخیر در مصر کشته شدند، پس از پایان این تحلیل بیاورم. این افراد شامل معترضان غیرمسلح، مسلح، افسران پلیس و خبرنگاران هستند. نام و آدرس برخی از کشتهشدگان با ماژیک بر روی سینهشان نوشته شده تا از دفن در گورهای دستهجمعی در امان بمانند. دستکم این اقدام، خانواده آنها را از رنج و غذاب بیشتر در امان نگه میدارد.
میخواهم در مورد مساجدی بنویسم که به عنوان قبرستان برای دفن قربانیان این ناآرامیها از آنها استفاده شده است. در مورد قربانیان و حمام خونی بنویسم که فرشهای نمازگزاران را از هم درید.
میخواهم درباره کلیساهایی بگویم که در نتیجه لفاظی غیرمنتظره و شدید ضدمسیحیان در سخنان حامیان اخوانالمسلمین در مصر به غارت و تاراج رفته و به آتش کشیده شدند. این مکانها هدفی راحت و سهلالوصول برای حامیان اخوانالمسلمین که به دنبال انتقام گرفتن هستند، تبدیل شده است اما اگر پلیس از کلیساها حمایت میکرد، حمله به این مکانها به این آسانی صورت نمیگرفت. این اقدام به صورت خودکار، نیروهای امنیتی مصر را به همدست غارتگران و مهاجمان تبدیل کرده است.
این دخالتی گسترده است و برای چندین سال آتی در یاد ما خواهد ماند. تعداد افرادی که به صورت روحی و نه فیزیکی در جنگ سیاسی دخیل شدهاند، از خشونتها یا خطرات آن رنج میکشند یا دوستان نزدیکشان را از دست دادهاند، یا با حکومت نظامی یا مسدود شدن جادهها مواجه شدهاند، رو به رشد است. شکاف و دو دستگی میان دوستان، خانوادهها و همکاران رو به افزایش است.
در حالی که منافع تحت ژست سیاسی، منافع محدود و تمایلات کینهتوزانه و رعبآور قرار میگیرند و دفن میشوند، سازش تا حد بسیار زیادی دست نیافتنی میشود.
رهبران ارتش مصر و اخوانالمسلمین باید به فضا بروند تا بتوانند از فاصله دور شاهد آنچه که انجام دادهاند، باشند و شاید هم باید همان جا به حال خود رها شوند!»
انتهای پیام


نظرات