به گزارش ایسنا، روزنامه شرق نوشت:
در دور دوم ریاستجمهوری ترامپ، سیاست خارجی ایالات متحده شاهد چرخشی کمسابقه بوده است؛ چرخشی که بسیاری آن را بازگشت به منطق قرن نوزدهم و احیای نسخهای جدید از دکترین مونرو میدانند. استقرار ناوهای جنگی آمریکا در دریای کارائیب، تهدید به توقیف نفتکشها و استفاده از زبان زور در قبال دولتهای منطقه، یادآور دورانی است که به «دیپلماسی کشتیهای توپدار» مشهور است. نقطه اوج این رویکرد، عملیات گسترده نظامی اخیر آمریکا در کاراکاس و دستگیری نیکلاس مادورو و همسرش است؛ اقدامی که نهتنها نظم منطقهای را دگرگون کرده، بلکه پیامدهای ژئوپلیتیکی آن هنوز در حال گسترش است.
ترامپ در سخنرانی اخیر خود در مارآلاگو اعلام کرد ایالات متحده «ونزوئلا را اداره خواهد کرد» تا مادامی که «گذار امن و درست» در آن کشور انجام شود. او تأکید کرد نمیخواهد فردی «نامطلوب» قدرت را در کاراکاس به دست بگیرد و حتی احتمال داد آمریکا برای «سالها» در این کشور حضور داشته باشد. ترامپ همچنین گفت «شب گذشته عملیات نیروهای زمینی در کاراکاس داشتیم» و از احتمال عملیاتهای بیشتر سخن گفت. این سخنان عملا اعلام یک دوره جدید مداخلهگری مستقیم در نیمکره غربی است.
جزئیات عملیات نیز نشاندهنده ابعاد بیسابقه آن است: رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا اعلام کرد ۱۵۰ هواپیما از ۲۰ پایگاه مختلف در این عملیات شرکت داشتند. ترامپ این عملیات را «یکی از قدرتمندترین نمایشهای قدرت نظامی آمریکا در تاریخ» توصیف کرد. تصاویر منتشرشده در شبکه تروثسوشال نیز مادورو را دستبسته و منتقلشده به ناو آمریکایی نشان میداد.
اما این عملیات در خلأ رخ نداده است. دولت ترامپ ماهها پیش از حمله، هزاران سرباز و چندین ناو جنگی را به سواحل ونزوئلا منتقل کرده و چندین حمله دریایی را با ادعای مبارزه با قاچاق مواد مخدر انجام داده بود؛ ادعاهایی که هیچگاه با مدارک معتبر تأیید نشد. این زمینهسازی نظامی، اکنون در قالب یک عملیات تمامعیار خود را نشان داده است. وزیر دفاع ونزوئلا، ولادیمیر پادرینو لوپز، حمله آمریکا را «جنایتکارانهترین تجاوز نظامی» خواند و گفت نیروهای خارجی «مرگ و ویرانی» به همراه آوردهاند. او تأکید کرد هدف اصلی واشنگتن «طمع به منابع طبیعی» ونزوئلاست و اتهامات مربوط به «نارکوتروریسم» را «دروغهای ساختگی» نامید.
در سطح منطقهای، شکافها آشکار شد. رئیسجمهور کلمبیا، گوستاوو پترو، اقدام نظامی آمریکا را محکوم کرد و نیروهایش را برای مدیریت موج احتمالی پناهجویان به مرز آن کشور فرستاد. او نوشت: «دولت کلمبیا تجاوز علیه حاکمیت ونزوئلا و آمریکای لاتین را رد میکند». در مقابل، خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین و متحد نزدیک ترامپ، با انتشار ویدئویی از اقدام آمریکا حمایت کرد. برزیل اما موضعی کاملا متفاوت اتخاذ کرد. رئیسجمهور برزیل اعلام کرد: «ایالات متحده با حمله نظامی به ونزوئلا از خط قرمز عبور کرده است. آمریکای لاتین منطقه صلح است و هیچ کشوری حق ندارد با زور سرنوشت ملتهای ما را تعیین کند». او هشدار داد این حمله میتواند بیثباتی گستردهای در مرزهای شمالی برزیل ایجاد کند.
کوبا نیز از نخستین کشورهایی بود که بهطور رسمی این اقدام را محکوم کرد.
وزیر خارجه کوبا، برونو رودریگز، حمله آمریکا را «تروریسم دولتی» و «تجاوز جنایتکارانه علیه مردم شجاع ونزوئلا» توصیف کرد و خواستار واکنش فوری جامعه جهانی شد. در سطح فرامنطقهای، روسیه واکنش تندی نشان داد.
وزارت خارجه روسیه اعلام کرد از «خارجکردن اجباری رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش توسط نیروهای آمریکایی» بهشدت «نگران و خشمگین» است و این اقدام را «تجاوز نظامی غیرقابل توجیه» و «نقض آشکار حاکمیت» دانست. مسکو همچنین خواستار تشکیل جلسه فوری شورای امنیت شد.
چین نیز نگرانی عمیق خود را اعلام کرد. سخنگوی وزارت خارجه چین تأکید کرد «حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها باید محترم شمرده شود» و هشدار داد «استفاده از زور و تغییر رژیم از بیرون، فقط بیثباتی بیشتر ایجاد خواهد کرد». پکن همچنین اعلام کرد تحولات اخیر را «با دقت و نگرانی» دنبال میکند.
در اروپا، اتحادیه اروپا اعلام کرد از «هرگونه اقدام نظامی یکجانبه بدون مجوز شورای امنیت» عمیقا نگران است. اسپانیا نیز حمله آمریکا را «غیرقابل قبول» خواند و هشدار داد این اقدام «خطر بیثباتی گسترده در کل آمریکای لاتین» را افزایش میدهد.
در کنار پیامدهای سیاسی و امنیتی، حمله آمریکا پیامدهای ژئواقتصادی مهمی نیز برای چین دربردارد؛ کشوری که طی دو دهه گذشته بیش از 50 میلیارد دلار در قالب وامهای نفتمحور، پروژههای زیرساختی و توسعه میادین نفت و گاز ونزوئلا سرمایهگذاری کرده است.
بخش قابل توجهی از صادرات نفت ونزوئلا در قالب قراردادهای بلندمدت به چین اختصاص دارد و پکن این کشور را یکی از ستونهای راهبرد انرژی خود در نیمکره غربی میداند. اکنون با اعلام رسمی ترامپ مبنی بر اینکه «ایالات متحده صنعت نفت ونزوئلا را اداره خواهد کرد» و شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا زیرساختهای انرژی این کشور را «بازسازی و سودآور» خواهند کرد، نگرانیهای چین بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
پکن بیم آن دارد کنترل مستقیم آمریکا بر صنعت نفت ونزوئلا، قراردادهای بلندمدت انرژی چین را تضعیف، بازپرداخت وامهای نفتمحور را مختل کند و نفوذ اقتصادی پکن را در آمریکای لاتین کاهش دهد.
از منظر حقوق بینالملل، حمله آمریکا به ونزوئلا بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل انجام شده است. ماده ۲(۴) منشور سازمان ملل استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی کشورها را ممنوع میکند؛ در حالی که هیچ حمله مسلحانهای از سوی ونزوئلا علیه آمریکا رخ نداده است تا بتوان به دفاع مشروع استناد کرد. دستگیری رئیسجمهور یک کشور مستقل، مصداق بارز نقض اصل عدم مداخله است. همین نگرانیها، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل را واداشت که بگوید: «قواعد حقوق بینالملل رعایت نشده و این تحولات سابقهای بسیار خطرناک ایجاد میکند».
عملیات دستگیری مادورو و همسرش، و همچنین اعلام رسمی اداره ونزوئلا توسط آمریکا، یکی از جنجالیترین اقدامات واشنگتن در دهههای اخیر است. این اقدام نهتنها تاریخ طولانی مداخلات آمریکا در آمریکای لاتین را احیا، بلکه منطقه را وارد مرحلهای جدید از بیثباتی کرده است.
واکنشهای تند برزیل، کوبا، روسیه، چین، اتحادیه اروپا، اسپانیا و ایران، شکافهای عمیق در آمریکای لاتین، بحران مشروعیت اقدام در کنگره و تهدیدهای ترامپ علیه کوبا و مکزیک، همگی نشان میدهد این عملیات سرآغاز بحرانی طولانیمدت است؛ بحرانی که پیامدهای آن نهتنها برای ونزوئلا، بلکه برای نیمکره غربی و حتی نظم جهانی در حال گذار که چندان قابل پیشبینی نیست.
انتهای پیام


نظرات