به گزارش ایسنا، روزنامه آرمان امروز نوشت: اقتصاد ایران، به عنوان یکی از اقتصادهای وابسته به درآمدهای نفتی و ارزی، همواره با چالشهای ارزی روبرو بوده است. سیاست چندنرخی ارز، که از دهههای گذشته اجرا میشد، با ایجاد شکاف قیمتی میان نرخ رسمی و آزاد، رانتهای گستردهای را به بار آورد و به فساد، فرار سرمایه و تضعیف تولید ملی دامن زد. در سالهای اخیر، به ویژه در سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶، دولت ایران با هدف اصلاح ساختار ارزی، به سمت تکنرخی کردن ارز حرکت کرده است.
این سیاست، که شامل حذف ارز ترجیحی و یکسانسازی نرخها میشود، پیامهای مهمی برای اقتصاد ایران دارد: از کاهش رانتها و افزایش شفافیت گرفته تا چالشهای تورمی کوتاهمدت و نیاز به اصلاحات ساختاری. بر اساس گزارشهای اخیر، نرخ دلار در مرکز مبادله ارز و طلا به ۱۳۱ هزار و ۶۲۴ تومان رسیده و فاصله با بازار آزاد به حداقل رسیده است. این تحول، آزمونی جدی برای سیاستگذاران است و پیامهای آن فراتر از بازار ارز، بر کل اقتصاد سایه میاندازد.
تکنرخی شدن ارز نه تنها یک ابزار فنی، بلکه سیگنالی برای بازسازی اعتماد فعالان اقتصادی است. کارشناسان معتقدند که این سیاست میتواند عرضه ارز را افزایش دهد و تقاضای سفتهبازانه را کاهش دهد، اما موفقیت آن وابسته به مهار انتظارات تورمی و هماهنگی سیاستهای پولی و مالی است.
در این گزارش، به بررسی پیامهای این سیاست در ابعاد مختلف اقتصادی میپردازیم، با تمرکز بر واکنشهای بازار، چالشها، آثار بر بخشهای تولیدی و چشمانداز آینده. دادههای بازار نشان میدهد که در روزهای ابتدایی اجرای سیاست، دلار آزاد از ۱۳۵ هزار و ۶۸۰ تومان به ۱۳۶ هزار و ۸۲۵ تومان افزایش یافت، که نشاندهنده شوک اولیه است.
واکنشهای فوری بازارها
اجرای تکنرخی شدن ارز، بلافاصله واکنشهای شدیدی در بازارهای مالی ایران ایجاد کرد. بازار ارز و طلا، به عنوان حساسترین بخشها، با نوسانات افزایشی مواجه شدند. بر اساس گزارشها، دلار آزاد در معاملات روز پس از اعلام سیاست، ۴,۴۱۵ تومان افزایش یافت و از ۱۳۶,۸۲۵ تومان به ۱۴۱,۲۴۰ تومان رسید، که ورود به کانال ۱۴۰ هزار تومانی را رقم زد.
سکه طلا نیز با جهشی ۹ میلیون و ۵ هزار تومانی از ۱۵۰ میلیون و ۵۰۵ هزار تومان به ۱۵۹ میلیون و ۵۱۰ هزار تومان رسید، در حالی که طلای ۱۸ عیار ۶۵۹ هزار تومان رشد کرد و به ۱۵ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان دست یافت. این افزایشها، عمدتاً ناشی از حذف ارز ترجیحی و انتقال به نرخ واحد است، که انتظارات تورمی را در کوتاهمدت برانگیخته است.
در مقابل، بورس تهران واکنش مثبتی نشان داد. شاخص کل با رشد ۲.۵۸ درصدی، از سطح ۴ میلیون و ۱۷۱ هزار واحد عبور کرد و رکوردی تاریخی ثبت نمود.
این رشد، سیگنالی از امیدواری سرمایهگذاران به شفافیت بیشتر و کاهش رانتها است. بازار آیتی نیز با استقبال مشروط روبرو شد؛ فعالان این بخش، تحقق آثار پایدار سیاست را منوط به رفع محدودیتهای وارداتی و تسهیل تامین ارز میدانند. مرتضی ابراهیمیزاده، کارشناس بازارها، این تحول را “یکی از مهمترین سیاستگذاریهای سالهای اخیر” توصیف کرده و افزایش قیمتها را “بخشی طبیعی از فرآیند گذار” دانسته است.
این واکنشها، پیام روشنی دارند: تکنرخی شدن ارز، در کوتاهمدت شوک تورمی ایجاد میکند، اما در میانمدت میتواند به ثبات و کارایی بیشتر منجر شود. تجربه کشورهای دیگر، مانند ترکیه و آرژانتین، نشان میدهد که چندنرخی بودن ارز به تضعیف تولید و افزایش فساد میانجامد، در حالی که یکسانسازی نرخها، با مدیریت صحیح، رشد اقتصادی را تسریع میکند.
چالشها و آمادگیهای ساختاری
تکنرخی شدن ارز، بدون اصلاحات ساختاری، میتواند به چالشهای جدی منجر شود. یکی از اصلیترین موانع، انتظارات تورمی بالاست که حتی با کاهش شکاف قیمتی، بازار را مستعد نوسان نگه میدارد. در ایران، تقاضای احتیاطی برای ارز و طلا، ناشی از بیثباتی اقتصادی، همچنان پابرجاست. کارشناسان هشدار میدهند که بدون کنترل تورم و انضباط پولی، این سیاست در معرض فرسایش قرار میگیرد. به عنوان مثال، “تا زمانی که انتظارات تورمی در سطوح بالا باقی بماند، بازار ارز همچنان مستعد نوسان خواهد بود”.
چالش دیگر، رفتار سفتهبازانه است. حذف رانتها میتواند انگیزه صادرکنندگان برای بازگشت ارز را افزایش دهد، اما تا بهبود ثبات، تقاضای غیرمولد ادامه مییابد. علاوه بر این، فشارهای هیجانی و سیگنالهای سیاستی، اعتماد فعالان را تحت تأثیر قرار میدهد. برای آمادگی، نیاز به اصلاحات نهادی مانند تداوم کنترل تورم، اصلاح بودجه و افزایش شفافیت است. مرکز مبادله ارز و طلا، با نزدیک کردن نرخها به بازار آزاد، گام مثبتی برداشته، اما پایداری آن به بازسازی اعتماد وابسته است.
از منظر کلان، تکنرخی شدن ارز میتواند آثار تورمی داشته باشد، به ویژه بر کالاهای وارداتی. منتقدان استدلال میکنند که این سیاست “ضد اجتماعی و ضد مردمی” است، زیرا فشار بر حقوقبگیران را افزایش میدهد. با این حال، موافقان بر این باورند که چندنرخی بودن، معیشت را قربانی رانت میکند و مجلس باید جلوی آن را بگیرد. پیام کلیدی این بخش: موفقیت سیاست، فراتر از نرخ ارز، به هماهنگی سیاستهای مکمل بستگی دارد.
پیامدهای اقتصادی بر بخشهای کلیدی
تکنرخی شدن ارز، پیامهای متنوعی برای بخشهای اقتصادی دارد. در حوزه تجارت خارجی، این سیاست میتواند صادرات را تقویت کند. با حذف رانتهای وارداتی، انگیزه برای بازگرداندن ارز صادراتی افزایش مییابد و عرضه ارز رسمی بیشتر میشود. بر اساس پیشبینیها، در میانمدت، نرخ ارز در بازار آزاد کاهش یابد و ثبات برقرار شود. در بخش تولید، شفافیت ارزی، پیشبینیپذیری درآمد بنگاهها را افزایش میدهد و سرمایهگذاری را تشویق میکند.
در بازار خودرو، اثرات دوگانه مشاهده میشود. دلالان خودرو، که از شکاف قیمتی سود میبردند، با تکنرخی شدن، سودی ۴۰ تا ۵۰ درصدی خود را از دست میدهند. این سیاست، به نفع صنعت خودرو است و رکود بازار را کاهش میدهد، اما در کوتاهمدت، افزایش قیمتها فشار بر مصرفکنندگان وارد میکند. کارشناسان صنعت خودرو، اجرای هماهنگ سیاست را ضروری میدانند تا ثبات قیمتی برقرار شود.
در بورس و بازار سرمایه، تکنرخی شدن، سیگنال مثبتی برای رشد است. رشد اخیر شاخص کل، نشاندهنده امید به اصلاحات است، اما ریسکهای سیاسی میتواند نرخ دلار را به ۱۲۰ تا ۱۳۰ هزار تومان محدود کند. از سوی دیگر، حذف ارز ترجیحی، رانت را کاهش میدهد، اما آثار تورمی بر کالاهای اساسی، مانند نان و دارو، چالشبرانگیز است. موافقان و مخالفان این سیاست، بر سر مزایا و معایب بحث دارند: موافقان بر ثبات و کاهش نوسانات تأکید دارند، در حالی که مخالفان، به فشار بر اقشار ضعیف اشاره میکنند. در کل، پیام این است که تکنرخی شدن، پایان رانت است، اما آغاز اصلاح دشوار.
دیدگاههای کارشناسی و چشمانداز آینده
کارشناسان، تکنرخی شدن را فرصتی برای رشد اقتصادی میدانند، مشروط به اصلاحات. ارزش ذاتی دلار تا پایان سال ۱۴۰۵ (۲۰۲۶ میلادی) حدود ۱۴۵ هزار تومان تخمین زده میشود، و سیاست میتواند تورم را مهار کند. با این حال، رشد نقدینگی، علت اصلی تورم است و نرخ ارز تنها عامل ثانویه. پیشنهادها شامل افتتاح حسابهای ارزی برای خانوادهها و کاهش وابستگی بودجه به منابع تورمزا است.
در افق میانمدت، اگر انتظارات تورمی مهار شود، کاهش نرخ ارز و افزایش عرضه ممکن است. این سیاست، سیگنالی برای پایان دوران چندنرخی و آغاز شفافیت است، اما بدون اعتمادسازی، نوسانات ادامه مییابد. شوک اولیه بازارها، مانند افزایش قیمتها، موقتی است و با مدیریت، به ثبات منجر میشود.
تکنرخی شدن ارز در اقتصاد ایران، پیامهای مهمی دارد: کاهش رانت و فساد، افزایش شفافیت و تقویت تولید، اما با چالشهای تورمی و نیاز به اصلاحات. واکنش بازارها، از رشد بورس تا نوسان ارز، نشاندهنده گذار دشوار است. موفقیت، وابسته به هماهنگی سیاستها و بازسازی اعتماد است. در نهایت، این سیاست میتواند اقتصاد را به سمت پایداری سوق دهد، مشروط به تعهد بلندمدت.
انتهای پیام


نظرات