• دوشنبه / ۱۹ خرداد ۱۳۸۲ / ۱۲:۲۶
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 8203-06470
  • خبرنگار : 71345

/1/ نصرالله مرداني: به تاثيرپذيري غزل نو از شعر نيمايي اعتقادي ندارم پيوند غزل و حماسه بعد از انقلاب كار تازه‌اي بوده است

غزل امروز، هم مي‌تواند حرف امروز را با خود داشته باشد و هم رنگ و بوي زمانه را در خود جاي دهد. نصرالله مرداني - شاعر - با بيان مطلب بالا به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره سير تكويني غزل امروز، عنوان كرد: غزل، قالب همه زمان‌ها و مكان‌هاست كه در زبان فارسي حرف اول را زده است. اگر شعر فارسي را از آغاز تا امروز بررسي كنيم، متوجه خواهيم شد كه بيشترين و زيباترين سروده هايي كه در زبان فارسي به جا مانده، در قالب غزل بوده است. شايد غزل به ياري دو شخصيت بزرگ در شعر فارسي، يعني حافظ و سعدي، رفته يا آنها به ياري غزل شتافتند و غزل را به اوج كمال رساندند. بايد گفت اين قالب، قالبي است كه اگر در زمانه معاصر ما حافظ هم باشد، با همان ظرفيت و جاودانگي، حرفهايش را بيان مي‌كند. وي با عنوان اين مطلب كه غزل، قالبي است كه اگر شاعر، با توانايي به سراغ آن برود، براي ساختن تركيب و تصوير مطالب در زمان ما مي‌تواند حرف اول را بزند، در ادامه يادآور شد: متاسفانه معاصران ما از فرهنگ و ادب گذشه گسسته‌اند؛ در حالي كه به سراغ ديوان هر كدام از شاعران گذشته مي‌رويم، اشعار خوب و ماندگار زيادي را پيدا مي‌كنيم. از حافظ و سعدي كه بگذريم، بعد از آنها نيز شاعران توانايي پيدا شدند كه علاوه بر غزل، در قالب قصيده نيز توانا بوده، آثار خوبي را خلق كرده‌اند. اين شاعر با عنوان اين موضوع كه غزل امروز هم مي‌تواند حرف امروز را با خود داشته و رنگ و بوي زمانه ما را هم در خود جاي دهد، در ادامه گفت: غزل، نه تنها قالبي است كه براي امروز گنجايش دارد، بلكه براي آيندگان نيز مي‌تواند مؤثر باشد و در آينده نيز حرف اول را بزند؛ چون زبان فارسي داراي اين ظرفيت است. براي همين است كه شعر فارسي در طول تاريخ هميشه حرف اول را زده، دليل اين كه شعر ما جهاني است، فارسي بودن زبانمان است. وي در مورد سير غزل معاصر در 25 سال گذشته و تحولات آن عنوان كرد: در اين چند دهه، تا حالا صحبت از غزل اين بود كه غزل، حرف‌هاي عاشقانه زدن است؛ يعني اين زبان، زباني است كه ظرفيت‌ حرف‌هاي عاشقانه را داشته ، خاص اين بيان و انديشه است؛ كه حافظ مضمون عارفانه و عاشقانه‌ را تركيب مي‌كند و بعد ، نگاه و عظمت ديگري به غزل مي‌بخشد. خودم به دليل علاقه‌اي كه مردم ما به فردوسي و حافظ داشتند، به تاثيرگذاري اين دو هميشه علاقه‌مند بودم كه پيوندي بين اين دو به وجود آورم. سراينده‌ي ”قانون عشق” و ”ستيغ سخن” ، خاطرنشان ساخت: به آميختن حماسه و تغزل در زمان ما نياز بسياري احساس مي‌شد؛ به همين دليل، از همان آغاز و قبل از پيروزي انقلاب، دنبال اين امر بودم و تعداد زيادي از غزل‌هايم كه در زمان جنگ سروده شده، بيان و انديشه حماسي داشت. وي با عنوان اين مطلب كه كارهاي شهريار و رهي معيري بيشتر تغزل است، در ادامه يادآور شد: در دوره مشروطه تعدادي از شاعران با غزل مي‌خواستند حرف‌هاي روزمره اجتماعي بزنند؛ از جمله ميرزاده عشقي، عارف قزويني و ... اين كه بگوييم غزل‌هاي دوره مشروطه حماسي است، درست نيست. زيرا غزل‌هاي آن دوره خيلي سطحي بوده و آنها دست و پا مي‌زدند كه حرف‌هاي اجتماعي زمان خود را در قالب غزل بريزند. اگر بخواهيم رنگ و بويي از غزل حماسي را بيابيم، بايد به گذشته برگرديم و آن را در غزل مولوي يا حافظ مشاهده كنيم. مرداني با تاكيد بر اينكه پيوند غزل و حماسه بعد از انقلاب كار تازه‌اي بوده، در ادامه افزود: اگر بخواهيم كارهاي حماسي را در چند دهه اخير جست‌وجو كنيم، بايد در كارهاي شاعران انقلاب اين رگه‌ها را بيابيم. جنگ و انقلاب برايم خيلي الهام بخش بوده و در شكوفايي پيوند حماسه و تغزل، كمك زيادي كرده است. زيرا انقلاب ما يك روح حماسه داشت و جنگ ما از حماسي‌ترين جنگ‌هاي جهان بود كه اين امر، در باروري اين انديشه و قالب، كمك برجسته‌اي كرد. اين شاعر معاصر در مورد تاثير نيما و شعر نو در غزل معاصر اظهار كرد: من به تاثيرپذيري غزل نو از شعر نو و نيمايي معتقد نيستم؛ زيرا غزل‌هاي حافظ از نظر ظرفيت، ‌تصويرسازي، اسطوره و تشخيص و نوآوري در زبان، داراي قابليت‌هاي زيادي است و بهترين نام‌هايي كه انتخاب شده، از تركيب‌هايي است كه حافظ در ابياتش آورده است و بسياري از نوآوري‌ها و تصويرسازي‌هايي كه در غزل امروز اتفاق افتاده است، ريشه در همان زبان و ادب گذشته ما دارد. وي با عنوان اين مطلب كه لفظ و انديشه در غزل است، در مورد لفظ‌گرايي و توجه به مفهوم در غزل، يادآور شد: لفظ و انديشه را نمي‌توان از غزل جدا كرد. آن‌ها پا به پاي يكديگرند، در واقع انديشه خود كلام و كلام خود انديشه است كه وقتي به هم انس مي‌يابند، تركيبي به وجود مي‌آورند كه شاعر را به پختگي مي‌رساند. البته نبود هر يك از آن‌ها آسيبي به غزل وارد نمي‌كند؛ چون اين غزل‌ها، خود به خود، قبل از شاعرانشان مرده‌اند و شاعران اين غزل‌ها ممكن است مدتي با هياهو، تبليغات و جار و جنجال، بخواهند گرد و غباري راه بياندازند؛ ولي اين غزل‌ها در مدت كوتاهي فراموش مي‌شوند و اين زمان است كه قاضي و داور مي‌باشد. پايان بخش نخست ...
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.