به گزارش ایسنا، «چگاسفلی»، در دهه ۱۹۷۰ میلادی (دهه ۱۳۵۰ خورشیدی) توسط هیأتی به سرپرستی «هانس نیسن» از موسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو در شهرستان بهبهان استان خوزستان شناسایی شد. بعدها «رینهارد دیتمن»، به تفصیل به الگوهای زیستگاهی دشتهای بهبهان و زهره پرداخته است.
این منطقه، از همان زمان به عنوان یکی از محوطههای مهم تمدنی حوزه خلیج فارس مورد توجه قرار گرفت. یافتههای تاکنون باستانشناسان قدمت این محوطه را تا اوایل هزاره پنجم پیش از میلاد نشان میدهد.
کامیار عبدی، باستانشناس ایرانی در سال ۱۳۸۸ خورشیدی، از آثار شناسایی شده توسط «دیتمن» بازدید کرد و پس از آن، به همت زندهیاد گنجی، تل چگاسفلی در سال ۱۳۸۸ به شماره ۲۸۸۲۲ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.
باستانشناسان ایرانی پس از وقفهای طولانی، اینبار حدود سال ۱۳۹۴ به «چگاسفلی» باز گشتند. آنها در این دوره از کاوشها، بیش از پنجهزار گور را کشف کردند. از بین آنها، ۱۰ گور آجری بود. به جز گورهای انفرادی، برخی گورها دسته جمعی بودند. فقط در یکی از این گورهای جمعی، ۵۲ اسکلت و در گور دیگری، ۱۲۰ اسکلت انسان شناسایی شد.
عباس مقدم، باستانشناسی که سرپرست کاوشهای این گورستان تاریخی در چگاسفلی را به عهده داشته، گفته است: «به جز گورهای چالهای که شامل گور خفتگان منفردند، گورهای سنگی و آجری از نوع گورهای دسته جمعی نیز شناسایی شدند، که شواهد نشان میدهد برخی از این اسکلتها دوباره، در گورها گذاشته شدهاند و برخی نیز به شکل اولیه پابرجا هستند.
باستانشناسان، خاتون ۶۰۰۰ ساله را هم در یکی از همان گورهای انفرادی و در کنار گور جمعی ۵۲ نفره پیدا کردند. این زن که سن آن حدودا ۲۵ ساله تخمین زده شده است، به شیوۀ چمباتمهای یا جنینی دفن شده بود.
«خاتون» نامی است که عباس مقدم روی این زن گذاشته است. همراه اسکلت این زن، یک لگن مسی بزرگ، یک کوزه مسی، یک سنجاق سر، دو کاسه مرمرین، یک جام سفالی، یک خنجر، یک شمشیر بزرگ و مقدار زیادی قلابهای بافندگی دفن شده بود. نزدیک پیشانی او نیز، یک سنگ وزنه گذاشته بودند. به گفته مقدم، این اشیاء را همراه پیکر دفن میکردند تا در دنیای پس از مرگ بهکار او آید.

به نظر عباس مقدم، اسکلت خاتون و ترکیب اشیائی که همراه او دفن شده بود، یادآور تصویر الهه عدالت بوده است که یک ترازو و یک شمشیر در دست دارد. تفسیر باستانشناسان از گور این زن آن بود که او در زمان حیات، دارای اقتدار، نقش داوری و حفظ نظم و قانون در جامعه بوده است.
خاتون چگاسفلی را اواخر سال ۱۳۹۷، بدون اشیاء در گور نهاده، به موزه شوش انتقال دادند و آن اشیاء ابتدا در اختیار امیناموال میراثفرهنگی رامهرمز قرار گرفت، اما سال ۱۴۰۱ اشیا به موزه شوش منتقل شد و در آغوش خاتون قرار گرفت.
خاتون اما تنها زن یافتهشده در گورستان باستانی چگاسفلی نبود. به گفته عباس مقدم، ارجحیت نقش زنان، یکی از ابعاد شگفتانگیز الگوی اجتماعی در آن دوره تاریخی ایران باستان بود. باستانشناسان، در مجموع ۱۰۲ تدفین را شناسایی کرده بودند که بیش از نیمی از آنها زن بودند. شواهد نشان میدهد زنان در این جامعه جایگاهی برتر و نقشهای تعیینکنندهای داشتند.
به جز اسکلت این زن، در گور آجری ۱۱ نفره هم، آخرین فرد دفنشده یک زن بود. همچنین در میان جمجمههای تغییرشکلیافته، نمونههای زنانه فراوانتر از مردانه است؛ مجموعهای که به گفته عباس مقدم، همگی تصویری روشن از ساختار اجتماعی زنمحور در چگاسَفلی ارائه میدهد.
گورستان چگاسفلی هنوز رازهای بسیاری دارد که به دلیل ادامه پیدا نکردم کاوشهای باستانشناسی، مگو مانده است.

مقدم گفته است: گورها در چگاسفلی بهواقع خانه ابدی و آخرت هستند؛ سازههایی کاملاً معمارانه، استادانه و ساختهشده با آجر، که تناسبات دقیق و طرحریزی مهندسیشده آنها برای ما یک درس جدی در معماری تدفینی باستان است.
به گفته این باستانشناس، کشف نخستین گور آجری جهان در این محوطه، که متعلق به هزاره پنجم پیش از میلاد است، یکی از مهمترین شواهد معماری تدفینی در جنوب غرب ایران و کل منطقه تمدنی خلیجفارس محسوب میشود.
باستانشناسان تا کنون دریافتهاند مردم چگاسفلی، صنعتگرانی ماهر بودند؛ فلزگران، سفالگران، سنگتراشان، ریسندگان و هنرمندانی که الگوی معیشتی کاملاً خودکفا داشتند. یافتهها نشان میدهد این جامعه ارتباطات گستردهای با مناطق دوردست داشت و مواد اولیهای مانند سنگ ابسیدین، مرمر و فلزات را از فواصل طولانی وارد میکرد.
چگاسفلی هنوز رازهای مگوی بسیاری دارد و پژوهشها و کاوشهای باستانشناسی در آن کامل نشده است، با این وجود به گفته عباس مقدم، آخرین سرپرست کاوشهای این محوطه باستانی، چگاسفلی در حدود نیم قرن گذشته، بارها تعرض شده است. ابتدا شرکتهای نفتی بریتانیایی و امریکایی عرصه محوطه را مکان مناسبی برای اسکان موقت عوامل فنی خود یافتند. پس از اصلاحات ارضی و اعطای زمین به دهقانان، رفته رفته آبادیهای خرد و کوچک اطراف محوطه تل چگاسفلی، عرصه محوطه را اشغال کرده و روستائیان خانههای خود را روی آن ساختند و در چند سال اخیر هم به بهانه جدولکشی برای دفع آبهای سطحی و عبور خط لوله گاز با لودر به جان این منطقه افتادهاند.»

*در تهیه این گزارش از مصاحبه عباس مقدم با خبرگزاری وزارت میراث فرهنگی، بهره گرفته شده است.
انتهای پیام


نظرات