• جمعه / ۲۳ فروردین ۱۳۹۸ / ۱۷:۴۵
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 98012309241
  • خبرنگار : 71626

چرا خانه مادری «سایه» تخریب شد؟

ابتهاج

مدیرکل میراث فرهنگی گیلان درباره علت تخریب و رد ثبت خانه مادری هوشنگ ابتهاج توضیح داد و یکی از مسائل را «عقاید سیاسی این شاعر» عنوان کرد.

شهرود امیرانتخابی در گفت‌وگو با ایسنا، درباره علت تخریب خانه مادری هوشنگ ابتهاج (هـ. ا. سایه) در رشت اظهار کرد: اولا که این خانه در سال ۴۰ به کسی فروخته شده بود. میراث فرهنگی زمانی می‌تواند یک خانه را ثبت کند که مالک شخصی آن رضایت داشته باشد. این مشکلی بود که برای ثبت این خانه داشتیم. ما در صحبت‌هایی که با اعضای شورای شهر هم داشتیم، آن‌ها هم راضی بودند که این کار انجام شود و گفتند که اعتباری را گذاشته‌اند تا این خانه را بخرند و قرار شد که اگر آن‌ها خانه را بخرند ما آن را ثبت کنیم. اما قبل از این‌که ما به این جریان وارد شویم، مجوز ساخت داده شده بود و مالک خانه را به پیمان‌کار داده بود و قراردادش را هم بسته بود؛ یعنی از طرف شهرداری مجوز ساخت داده شده بود. بعدا گفتند که ما اعتبار می‌گذاریم و آن را می‌خریم.

او افزود: مالک‌ هم به ما مراجعه کرده و گفته بود که به ثبت خانه راضی نیست. این‌ها که خانه را تخریب کردند ترس داشتند که جمعه برای تخریبش رفتند، چون بالاخره جمعه همه اداره‌ها تعطیل هستند. حتی ما تا آخرین مرحله کارهای ثبت‌ خانه در تهران پیش رفته بودیم.

مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان گیلان سپس با اشاره به علت دیگری که دلیل جلوگیری از ثبت خانه ابتهاج بوده است، گفت: این را هم بگویم که به‌خاطر گرایش‌های سیاسی آقای ابتهاج دست ما بسته بود. نباید همه تقصیرها را هم به گردن شهرداری انداخت. آن‌طور که به ما گزارش داده‌اند، گفته‌اند آقای ابتهاج در آخرین اظهاراتش هم گفته و پافشاری کرده که «من کمونیست هستم و سر ایده‌هایم هم هستم.» گفتند کسی که کمونیست است چطور می‌خواهید آثارش را ثبت کنید؟ ما حتی مجوز سردیس او را هم را نتوانستیم بگیریم تا در میراث روستایی‌مان بگذاریم. این حرف نهایی‌شان بود که حتی اگر شهرداری هم خانه را می‌خرید این گیر وجود داشت.

او در ادامه تاکید کرد: اگر خانواده ابتهاج مالک آن خانه بودند و می‌گفتند که خانه‌شان را ثبت کنیم، آن‌وقت ما با فراغ بال می‌توانستیم پیگیری کنیم.

امیرانتخابی همچنین گفت که از وقتی به این سمت رسیده است، یعنی آبان‌ماه سال گذشته مجوز ساخت به مالک داده شده بود. او در این‌باره افزود: اما چون برخی از اعضای شورا درباره این خانه دغدغه داشتند، مالک نمی‌توانست آن را خراب کند و بسازد. اما من شنیده‌ام که این تایید را به آن‌ها داده‌ و گفته‌اند که بسازید و توپ را به سمت میراث می‌اندازند در حالی که میراث تا وراث و مالک رضایت ندهند ممکن نیست که خانه‌ای را ثبت کند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۸-۰۱-۲۳ ۲۰:۱۶

با سلام. نشسته‌ام در انتظار این غبار بی‌سوار برو که هیچ‌کس ندا به گوش کر نمی‌زند خانه مادری هوشنگ ابتهاج (هـ. ا. سایه) در رشت پس از حدود دو سال کش و قوس تخریب شد. خبر دردناک برای جامعه شعر و شاعری. نمی دانم تا به کی باید شاهد اینگونه رفتار و کردارها باشیم.تا به چه زمانی قرار است با دستان خودمان میراث فرهنگی خود را تخریب کنیم.اگر مسئولین فرهنگی و ادبی یک کشور و یک شهر در زمان حیات افراد ادیب و فرهیخته خود به انها بها ندهند پس دیگر چه انتظاری باید داشت از نسل های اینده. بی توجهیه امروز مسئولین شهر رشت به شاعری چون سایه، در واقع در درازمدت میخی است بر تابوت علم و ادب، بلکه فرهنگ وهنر این کشور، از جمله شهر رشت است. درسال، در بعضی از شورا های شهر ها، چندین میلیارد خرج ازمون و خطا های بی حاصل می شود. و سایر موارد که فقط هزینه ساز برای مردم است. ولی وقتی قرار است از میراث فرهنگی خود حفظ و حراست کنیم سرو کله چرتکه پیدا می شود. مبنی بر هزینه بالا. و غافل از اینکه هر چه هزینه در باب حفظ و اثار ادبی و هنری خود در گوشه گوشه ایران زمین کنیم سرمایه است برای نسل های اینده ایران. تا انها بدانند در دیار خود چه افراد فرهیخته ای بوده است، تشویق شوند ره رو او باشند. تخریب خانه مادر سایه، رفیق و شفیق تختی، تقارن شده است با نمایش فیلم جهان پهلوان تختی.فیلمی که تهیه کننده ان بشدت گله از عدم استقبال مردم می کند. علت عدم استقبال از فیلم تختی هم مشخص است.چون در فیلم سعی شده اسطوره شرافت و جوانمردی در نزد مردم را، کمرنگ و برای اینکه احتمال خود کشی تختی را پر رنگ جلوه دهند جهان پهلوان را در فیلم دارای پیش زمینه اختلال روحی در کودکی معرفی کرده است که این داستان از نظر مردمی که تختی را همیشه ستوده اند انگ و تهمتی بیش نیست. مایه تاسف است که ما قدر افراد فرهیخته و ممتاز خود را در حیات و در دنیای اخروی نمی دانیم.