• پنجشنبه / ۹ آبان ۱۳۹۸ / ۱۱:۴۵
  • دسته‌بندی: فرهنگ حماسه
  • کد خبر: 98080904597
  • خبرنگار : 71451

روایت دو رزمنده شهید از نخستین پیروزی ایران در مقابله با عراق

image.png

در حالیکه نیروهای عراقی با نصب پل در منطقه ذوالفقاریه آبادان، از رودخانه بهمنشیر عبور کردند، مدافعین آبادان که متشکل از نیروهای سپاه و بسیج و ارتش بودند با سازماندهی خود از چند جهت به یگان‌های دشمن حمله‌ور شده و آنها را به‌طور کامل منهدم کردند. دیگر نیروهای دشمن که در ضلع شمالی رودخانه مستقر بودند، تا جاده ماهشهر ـ آبادان عقب نشستند.

به گزارش ایسنا، عملیات کوی ذوالفقاری با هدف عقب راندن ارتش عراق از جزیره آبادان در شامگاه ۱۳۵۹/۸/۹ آغاز شد. نخستین و مهم‌ترین شکست دشمن در عملیات کوی ذوالفقاری در جبهه آبادان رقم خورد و باعث شد که صدام نتواند به هدف خود برسد.

ادامه ماجرا از زبان شهیدان یاسر مهربان و حمید قبادی‌نیا از اعضای سپاه آبادان، راوایت خواهد شد:

یاسر مهربان می‌گوید: «صبح ما تازه به مقر رسیده بودیم که برادر اسلامی مسئول عملیات گفت: «عراقی‌ها وارد ذوالفقاری شده‌اند.» رفتیم نزدیک پاسگاه، تمام منطقه زیر آتش عراق بود؛ هیچ کاری نمی‌شد کرد؛ بچه‌ها به چند گروه دوازده، سیزده‌نفری تقسیم شدند که مسئولیت گروه‌ها را غلام نوروزی، اکبر علی‌پور و قبادی‌نیا برعهده گرفته و قرار گذاشتند هر گروه به سمتی برود. دو گروه از وسط رفتند و بعد تقسیم شدند، یک گروه هم به سمت چپ رفت که عراقی‌ها را دور بزند

 درگیری شروع شد، عراقی‌ها داخل نخلستان شده بودند، یک سروصدایی برپا شده بود که هرکسی از نظر ایمان ضعیف بود، وحشت می‌کرد، چون کسی نمی‌دانست داخل نخلستان چه خبر است و عراقی‌ها کجا هستند، ولی از هرکجا صدای تیراندازی می‌آمد، درست مثل هنگام غروب که پرنده‌ها با سروصدای زیاد برمی‌گردند، به همین شکل سروصدای عجیبی تمام منطقه را پوشانده بود.

ما هم توکل بر خدا کردیم و وارد نخلستان شدیم . ما که درگیری را شروع کردیم، نیروهای کمکی هم آمدند؛ نیروهای ارتش، فدائیان اسلام و سایر نیروهای اعزامی، ما داخل نخلستان را دقیقاً نمی‌دیدیم ولی به سمت عراقی‌ها تیراندازی می‌کردیم؛ همین‌طور در نخلستان جلو می‌رفتیم، بعد خودم یکی از زخمی‌ها را عقب بردم و موقع برگشتن، یک گروه سی چهل‌نفری از بچه‌های بسیج را داخل نخلستان آوردم . هوا که تاریک شد از فرمانده عملیات سپاه دستور رسید که هر طور هست تا صبح داخل نخلستان باقی بمانید و عقب‌نشینی نکنید.»

همچنین حمید قبادی‌نیا مسئول بسیج آبادان روایت می‌کند: « ما به طرف ذوالفقاری حرکت کردیم و به پاسگاه خسروآباد رسیدیم؛ آنجا از نیروهای ژاندارمری وضعیت را سؤال کردیم و بنا به تشخیصی که دادیم، نیروها را به دو دسته تقسیم کردیم، یک گروه رفتند جلوی عراقی‌ها و یک گروه هم به سمت ذوالفقاری؛ تقریباً عراقی‌ها را در زاویه قراردادیم . گروه‌های دیگر همراه با بچه‌های مساجد و ژاندارمری جلوی عراقی‌ها را گرفتند و آنها را کشاندند داخل نخلستان و مانع گسترش عراقی‌ها شدند . درگیری همین‌طور ادامه داشت، پیش‌بینی می‌شد که اگر کار به تاریکی بکشد، دیگر عقب راندن عراقی‌ها میسر نیست و امکان دارد آنها جلو بیایند و شهر سقوط کند، به‌ناچار با همان آرایش، شروع به پیشروی کردیم، به‌طوری‌که ساعت ۱۲ الی ۱ بعد از نیمه‌شب به کنار بهمنشیر و سیل‌بندهایی که قبلاً برای جلوگیری از نفوذ آب به شهر زده شده بود، رسیدیم.

عراقی‌ها که تا اینجا ۶۰ ـ ۵۰ کیلومتر داخل خاک ما نفوذ کرده بودند، الآن در بد وضعی قرار داشتند. مقاومت و شجاعت بچه‌ها، عراقی‌ها را متعجب ساخته بود. بچه‌ها تا آنجا که در توان داشتند کار کردند، حتی بعضی از نیروهای مساجد دست خالی آمده بودند و اسلحه بچه‌هایی را که شهید یا زخمی می‌شدند برمی‌داشتند و می‌جنگیدند. تعدادی از نیروها به نزدیکی پل شناوری که عراق نصب کرده بود، رسیدند. هم‌زمان با تاریک شدن هوا و جزر آب، پل در دو سمت ساحل رودخانه به گل نشسته بود، بچه‌ها هم بولدوزری را که می‌خواست از روی پل بگذرد با آرپی‌جی زدند. به دنبال آن سایر ادوات و وسایلی که قصد عبور از پل را داشتند، متوقف شدند؛ به‌این‌ترتیب راه پل به‌کلی مسدود و عقبه نیروهای عراقی قطع شد.

با پیش آمدن چنین وضعیتی، نیروهای عراقی ناامیدانه به مقاومت‌های پراکنده‌ای دست زدند؛ عده‌ای هم تسلیم شدند و یا به‌قصد فرار خود را به بهمنشیر انداختند . به‌طورکلی، چون در محاصره قرار گرفته بودند و رعب و وحشت سهمگینی بر آنها افتاده بود، قادر به جنگیدن نبودند.

در این حال عراقی‌ها نیروهای خودی را پیش رو داشتند و در پشت سر، رودخانه بهمنشیر را. پیشروی نیروهای خودی، ابتکار عمل و سرعت عملیات، مانع هرگونه تصمیم‌گیری برای عراقی‌ها شده بود . با مجاهدت نیروهای خودی تا ساعت ۱ بامداد، عملیات متوقف کردن و عقب راندن نیروهای عراقی با موفقیت کامل به انجام رسید. با رسیدن نیروها به سیل‌ بند بهمنشیر و از کار انداختن پل دشمن در واقع اساسی‌ترین کار این عملیات پایان یافت . البته بسیاری از نیروهای عراقی با استفاده از تاریکی شب خود را در نخلستان مخفی کرده بودند که با روشن شدن هوا، رزمندگان شروع به پاک‌سازی منطقه کردند.»

در ادامه یاسر مهربان توضیح می‌دهد: «صبح فردای آن روز وحشت عجیبی بین عراقی‌ها افتاده بود، چون هیچ راهی نداشتند خود را به آن طرف آب برسانند و بسیاری از نیروهایشان به هنگام فرار از پشت تیر خورده بودند. صبح سلاح‌های باقی‌مانده از دشمن را جمع‌آوری کردیم و به پاک‌سازی بقایای نیروهای عراقی در میان نخلستان‌ها پرداختیم و تا چهار ـ پنج روز بعد از عملیات، جسد آن‌ها را از آب می‌گرفتیم.»

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.