• چهارشنبه / ۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ / ۰۹:۲۱
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد خبر: 1400020100146
  • خبرنگار : 50356

در گفت‌وگو با ایسنا تشریح شد؛

«مهاجرت» چه ارمغانی برای اقتصاد روستاها می‌آورد؟

«مهاجرت» چه ارمغانی برای اقتصاد روستاها می‌آورد؟

ایسنا/خراسان رضوی عضو هیات علمی گروه جغرافیای دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی گفت: نتایج و خروجی مهاجرت در روستاها نشان می‌دهد که این مهاجرت‎‌ها به نفع ساختار تولید و ساختار اجتماعی و اقتصادی روستاها نیست.

علی اکبر عنابستانی در گفت‌وگو با ایسنا در خصوص انواع مهاجرت از شهر به روستا و  برعکس و تاثیرات این مهاجرت‌ها اظهار کرد: بشر از ابتدای یکجا نشینی در کره زمین تمایل داشت که به نقاطی برود که امکانات و شرایط مطلوب برای او فراهم باشد. از زمانی که یک‌جا نشینی شکل گرفت بحث جابه‌جایی جمعیت الزام‌آور شد، البته قبل از آن یعنی در دوره شکار نیز این مساله جابه‌جایی مطرح بود و جابه‌جایی جمعیت  با حجم و مقیاس کمتر صورت می‌گرفت.

وی افزود: در حال حاضر جابه‌جایی جمعیتی که اتفاق می‌افتد تحت عنوان مهاجرت روستا به شهر و مهاجرت از شهر به روستا است. تا قبل از دهه ۴۰ و اصلاحات اراضی مهاجرت جمعیت بین روستاها و شهرها به صورت محدود رخ می‌داد و تاثیر زیادی در ساختار اجتماعی و فرهنگی روستاها نداشت و این جابه‌جایی‌ها طبیعی در نظر گرفته می‌شد.

دهه ۴۰ شاهد مهاجرت توده‌‎وار جمعیت از روستا به شهرها در کشور هستیم

این عضو هیات علمی گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد عنوان کرد: اما با توجه به اندیشه‌های موجود در پشت اصلاحات ارضی در دهه ۴۰ حکومت وقت تلاش می‌کند تا از نیروی کار آزاد در نواحی روستایی استفاده کند و در کنار آن از سرمایه‌ای که از روستاها خارج  می‌شود در صنعت و در شهرها استفاده کند، بنابراین در  این برهه زمانی شاهد مهاجرت توده‎وار در کشور هستیم و به یکباره حجم زیای از جمعیت از روستاها خارج شده و به شهرها وارد می‌شوند.

وی افزود: این حجم از مهاجرت در ساختار سکونتگاهی در دهه‌های بعد یعنی دهه ۵۰ هم تداوم پیدا می‌کند. در دهه ۵۰ با ورود نفت به عرصه ساختار اقتصاد کشور جذابیت نواحی شهری بیش از پیش برای روستاییان جلب توجه و همچنان حجم مهاجرت تداوم پیدا می‌کند.

عنابستانی با اشاره به انقلاب اسلامی بیان می‌کند: با توجه به نحله‌های فکری در شکل‌گیری انقلاب اسلامی و توجه ویژه به محرومین ساختارها و نهادهای امدادرسانی مثل کمیته امداد امام خمینی (ره) و جهاد سازندگی در کشور تشکیل می‌شوند که هدف‌گذاری و مقصد سرمایه‌گذاری خود را در روستاها و میان محرومین می‌بینند. اما باز هم شاهد آن هستیم  که ساختار و بنیادی که در دهه ۴۰ و ۵۰ شکسته شده است از مهاجرت جلوگیری نمی‌کند.

در  اواخر دهه ۷۰ روستاهای حاشیه شهر جاذب جمعیت می‌شوند

وی ادامه داد: در دهه  ۷۰ نیز باز هم این وضعیت ادامه پیدا می‌کند، تا اینکه در  اواخر دهه ۷۰ و از اوایل دهه ۸۰ حجم مهاجرت روستا به شهر کاهش پیدا می‌کند . این کاهش مهاجرت به چند دلیل صورت می‌گیرد.  اول اینکه افرادی که در سن مهاجرت بوده‌اند از روستا خارج و آن را ترک کرده‌اند و افرادی که باقی مانده‌اند در سنین بالا هستند.  از طرف دیگر روند دیگری در جامعه روستایی در حال شکل‌گیری است و آن هم جذب جمعیت در حاشیه شهرها است. در این زمان روستاهای حاشیه شهر جاذب جمعیت می‌شوند.

در مهاجرت معکوس  بخشی از منابع روستا از چرخه تولید خارج می‌شود

عضو هیات علمی گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: از دهه ۸۰ به بعد با سه نوع مهاجرت شهر به روستا مواجه هستیم. این سه نوع جابه‌جایی جمعیت سه عنوان مجزا از هم دارند. در مهاجرت شهر به روستا یا تیپ اول افرادی که شهرنشین بوده‌اند و در سنین بازنشستگی هستد به روستاها روی آورده و در روستاها سرمایه‌گذاری و خانه‌سازی می‌کنند و با اینکار بخشی از سرمایه روستا را در تملک خود قرار می‌دهند. آنان بخش عمده ای از زمان سالیانه را در روستاها سپری می‌کنند که از این مهاجرت به عنوان مهاجرت معکوس یاد می‌شود.

وی افزود: در مهاجرت نوع دوم از شهر به روستا افرادی که بومی روستا بوده‌اند و بخشی از زمان خود را در شهر زندگی کرده‌اند به  دلایلی به روستای خود برمی‌گردند که از این نوع مهاجرت به عنوان مهاجرت برگشتی یاد می‌شود.

در مهاجرت پاندولی روستاها جنبه خوابگاهی دارند و فعالیت اقتصادی در این روستاها اتفاق نمی‌افتد

عنابستانی درباره تیپ سوم مهاجرت به روستا گفت: در دسته سوم، مهاجران افرادی  هستند که روستا را نه برای فعالیت و ادامه زندگی بلکه روستا را به عنوان سکوی موقتی نگاه می‌کنند و به روستاهای حاشیه شهرها و کلان‌شهرهای کشور می‌روند.  از این نوع مهاجرت تحت عنوان مهاجرت رفت و  برگشتی یا پاندولی نام برده می‌شود. این روستاها جنبه خوابگاهی دارند و اصلا فعالیت اقتصادی در این روستاها اتفاق نمی افتد. عمده فعالیت ساکنین و افراد ساکن در این  روستا در شهرها صورت می‌گیرد.

وی در بررسی خروجی این سه تیپ مهاجرت خاطر نشان کرد:  خروجی اولین تیپ مهاجرت یا مهاجرت معکوس تغییر بنیان‌های مالکیت و منابع تولید است. در این مهاجرت افراد شهرنشین که به روستاها روی می‌آورند بعد از ورود به جوامع روستایی بخش عمده‌ای از منابع تولید را از چرخه تولید خارج می‌کنند و در اختیار خود قرار می‌دهند. این تیپ  مهاجرت در مناطق ییلاقی، جلگه ساحلی خزر، در پیرامون کلان‌شهرها، دامنه جنوبی البرز، پیرامون تهران و ... بیشتر دیده می‌شود. حتی امروزه این پدیده تا حدودی به قزوین و مناطق شمالی آن کشیده شده است.

عضو هیات علمی گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: ماحصل این  مهاجرت این است که منابع تولیدی مانند زمین، آب و ... دیگر در اقتصاد نقشی ندارند و هدف مالک تنها گذران زندگی است. در صورتی که کشاورزی که قبلا این منابع در اختیارش بوده تلاش می‌کرده تا با استفاده از آن‌ها ارزش افزوده ایجاد کند  و محصولی تولید کرده و روانه بازار کند. البته بخش ناچیزی از این افراد هدفشان تولید نیز هست که تعداد این  افراد بسیار کم است.

وی افزود: به طور مثال این اتفاقات در مناطق خشک و نیمه خشک خراسان رضوی نیز در حال  رخ دادن است. در سالیان اخیر بسیاری از شهرنشینان از تهران، مشهد و شهرهای دیگر به روستا رفته‌اند و اقدام به ویلاسازی کرده‌اند. با این‌کار بخش عمده‌ای از منابع مانند آب و زمین از بین رفته و به ساخت و ساز اختصاص یافته  و از چرخه تولید خارج می‌شود.

عنابستانی دباره خروجی تیپ دوم مهاجرت که به مهاجرت برگشتی معروف است عنوان کرد: در این نوع مهاجرت که به طیف روستایی برمی‌گردد  افرادی که از روستاها به شهر آمده‌اند دوباره بر اثر عوامل مختلف به روستای زندگی خود برمی‌گردند. در واقع  به این افراد رانده شده‌های شهری می‌گویند. این افراد نتوانسته‌اند به هر دلیلی در شهرفعالیت کنند.

مهاجرت‌های برگشتی دردی را از جامعه روستایی دوا نخواهند کرد

وی ادامه داد: ممکن است این افراد به دلیل برگشت از شهر به لحاظ روحی آسیب دیده باشند و یا آلوده به معضلات اجتماعی چون اعتیاد شده باشند.  بخش عمده‌ای از مهاجرین برگشتی ما که فاقد توان مالی مناسب هستند با برگشت به روستا برای گذران زندگی ممکن است ساختار روستا را تحت تاثیر خود قرار دهند. این مساله در مطالعات انجام شده  به وفور دیده می‌شود. این تیپ افراد به ساختار اجتماعی فرهنگی و اقتصادی روستا آسیب می‌زنند. این افراد نه توان مالی و سرمایه‌گذاری دارند و نه خلاقیتی از خود بروز می‌دهند و از ساختار اجتماعی منسجم برخوردار نیستند تا بتوانند روستا را به مسیر جدیدی هدایت کنند. این مهاجرت‌های برگشتی دردی را از جامعه روستایی دوا نخواهد کرد.

عضو هیات علمی گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد درمورد خروجی تیپ سوم مهاجرت یعنی مهاجرت رفت و برگشتی یا مهاجرت پاندولی گفت: در دهه ۸۰ و به ویژه در دهه۹۰ شاهد شکل‌گیری روستاهایی هستیم که حجم زیادی از جمعیت را به خود جذب کرده و در خود نگهداری می‌کنند. برطور مثال مطالعاتی که بر روستاهای پیرامون مشهد در سال ۹۵ صورت گرفت نتایج خوبی را نشان داد. در مطالعات پیرامون مشهد در سال ۹۵ مشخص شد که حاشیه شهر مشهد مساحتی بالغ بر ۸۷ هزار هکتار دارد  و در این حریم نزدیک به ۱۳۲ روستا وجود دارد.

وی افزود:  جالب‌ترین نکته در مطالعات از این ۱۳۲ روستا با  جمعیتی نزدیک به ۲۰۰هزار این بود که در سال ۹۵ حدود ۶۷ درصد جمعیت یعنی دو سوم جمعیت در داخل ۲۳ روستا در فاصله کمتر از ۵ کیلومتری مشهد ساکن بودند. این ۲۳ روستا بر اساس آمار رسمی سال ۹۵ جمعیتی بین ۱۵تا ۲۵ هزارنفر را در خود جای داده بودند. از جمله این روستاها  می‌توان به گرجی سفلی، روستای کشف، کال زرکش و منزل آباد اشاره کرد.

عنابستانی با اشاره به اینکه «این روستاها انقدر توان اقتصادی ندارد، بنابراین ۹۰درصد جمعیت این روستاها وابسته به فعالیت‌هایی هستند که در مشهد اتفاق می‌افتد» تاکید کرد: این روستاها تنها به عنوان خوابگاه برای افراد در نظر گرفته می‌شود. پس افرادی که در این روستاها هستند نمی‌توانند به عنوان افرادی تلقی شوند که ساختار اقتصادی و اجتماعی روستا را بهبود می‌بخشند. پس عملا نمی‌توان از این تیپ مهاجران انتظار داشته باشیم سرآغاز جهش اجتماعی و اقتصادی در روستا باشند.

وی ادامه داد: عده ای از این افراد امیدی به روستا ندارند، عده ای خلاقیت لازم را نداشته  و عده‌ای هم سرمایه کافی را ندارند. پس نمی‌توان امید داشت که این افراد روند جدیدی را در آبادانی روستاها رقم بزنند. نتایج و خروجی مهاجرت در روستاها نشان می‌دهد که این مهاجرت‎‌ها به نفع  ساختار تولید و ساختار اجتماعی و اقتصادی روستاها نیست.

عضو هیات علمی گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه «چند اتفاق بر اثر این سه تیپ مهاجرت در روستاها رخ داده است»، تشریح کرد:  اولین اتفاق تغییر منابع قدرت در روستا است. در واقع  تصمیم گیرندگان روستا دیگر روستایی نیستند. صاحبان قدرت و افرادی که در راس هرم روستایی قرار دارند دیگر روستایی و ساکنین دائمی روستا نیستند. این مساله به هرم  اجتماعی - اقتصادی روستا آسیب وارد کرده و آن را متلاشی می‌کند. در اینجا جامعه‌ای تحت عنوان جامعه روستایی وجود ندارد بلکه جامعه‌ای نیمه روستایی را شاهد هستیم.  در واقع افرادی برای روستا تصمیم می‌گیرند که غیر روستایی هستند. افراد در روستا از این مساله آسیب می‌بینند.

وی افزود:  ذی نفوذانی که در گذشته در روستاها بودند برخواسته از بدنه و از متن اجتماع روستایی بودند، آن‌ها در راستای ساختار اقتصادی و منافع بلند مدت روستا تصمیم می‌گرفتند و تمام روستایان نیز آن افراد را قبول داشتند ولی امروز جای آن‌ها تغییر پیدا کرده و این افراد حذف شده‌اند. ارکان و بازیگران قدرت در جامعه روستایی تغییر کرده است و جای آن‌ها را مهاجرینی گرفته است که وارد این ساختار شده‌اند  و دهیاران و شورای روستا نیز متاثر از این مهاجرین خواهد شد.

عنابستانی بیان کرد: جنبه بعدی تغییرات جامعه روستایی در اثر مهاجرت مربوط به کارکرد سکونت‌گاه روستایی است.  زمانی که صحبت از روستا می‌شود برداشت ذهنی هر فردی از روستا فضایی است که در آنجا تولید صورت می‌گیرد، اما کارکرد روستاهای جدید ما تغییر می‌کند و جنبه تولید در پی ندارند. بخشی از افراد در اثر مهاجرت معکوس منابع را در اختیار می‌گیرند. همچنین سرخورده‌های شهری یا مهاجرین بازگشتی نیز در فکر تولید نیستند و مهاجران پاندولی هم که روستا را به عنوان خوابگاه استفاده می‌کنند و به فعالیت‌های اقتصادی در مادر شهر متکی هستند. به روایتی می‌توان گفت که این مسائل ساختار اجتماعی  روستا را به هم زده است.

ورود مهاجرین به روستا باعث شکننده شدن انسجام اجتماعی روستا می‌شود

وی ادامه داد: از سمتی دیگر  ورود این سه تیپ مهاجرین به روستا موجب شده است که انسجام اجتماعی روستا کاملا شکننده شود. زیرا این افراد دارای تفکراتی هستند که با بدنه جامعه سنتی روستا پیوند نمی‌خورد. از انجایی که ممکن است این افراد نقش تصمیم‌گیرنده را پیدا می‌کنند افراد را به سمت خود را در مسیرهای ناثواب و نادرست جذب می‌کنند و خروجی این مساله  از هم پاشیدگی ساختار اجتماعی روستا است.

عضو هیات علمی گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد در مورد جنبه دیگر تعییرات جامعه روستایی در اثر این سه تیپ مهاجرت عنوان کرد: مبحث بعدی پایین آمدن درجه‌زیست پذیری یا کیفیت روستا است. چیزی که از روستاها انتظار داریم این است  که محیط بسیار مناسبی برای زندگی باشند. این مهاجرت به روستاها درجه‌زیست‌پذیری یا کیفیت روستا را از بین می‌برند و این چنین فعالیت‌های مخرب اقتصادی را در روستاها شاهد هستیم. بنابرابن این تیپ مهاجرت‌ها نه تنها  نقش مثبتی در تداوم حیات جامعه روستایی ندارند بلکه نقش مخربی در روستا ایفا می‌کنند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.